FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow تاریخی-فرهنگی arrow جستار های تاریخی-فرهنگی arrow شوپنهاور فیلسوف، معلم نیچه شاعر
شوپنهاور فیلسوف، معلم نیچه شاعر چاپ ارسال به دوست
نویسنده علی شاه سلطانی   
۲۸ شهريور ۱۳۹۵
Schopenhauerشوپنهاور از جمله فیلسوفانی است که خالق اندیشه هایی پیرامون شناخت ،اخلاق ، استتیک ، و متافیزیک  است . او عقل و اراده انسان را مخالف همدیگر میدانست . برای وی خلاف هگل ،علم راهی برای ازادی نیست بلکه منبع رنج است و چون رنج بطور التزامی سایه زندگی انسان است ، همدردی باید پایه اخلاق انسانی شود .
از طرف دیگر آرزوهای ارضا نشده موجب رنج انسان میشوند . در نظر شوپنهاور زندگی تمام موجودات آگاه میان نیاز و رنج و بی حوصلگی در نوسان است و هستی یعنی رنج چون اراده شر است و سرچشمه تمام رنجهای انسان . دو راه برای گریز از زیر فشار اراده و غریزه وجود دارد ؛ علاقه به هنر ، و پناه به عرفان و اخلاق، که به نفی غرایز و خواسته ها می پردازد .

هرچه شناخت انسان از جهان و خودش عمیق تر باشد ، رنج او بیشتر میشود . شوپنهاور تنها راه نجات را زندگی در هند و پیروی از فلسفه هندویی بودیستی میدانست . فلسفه او کوششی است برای فرار از این جهان و ضرورت مبارزه عرفانی با آن . راسل مینویسد که فلسفه ظاهرا اخلاقی وی فقط شر و نا امیدی است ، او انسانی خودخواه و تیره و ضد زن و نامهربان است .

مارکسیست ها فلسفه خردگریز ، نا امید ،بدبین و رنج آور او را نتیجه شکست انقلاب بورژوازی در مقابل قدرت زمینداران و نظام فئودالی در میانه قرن 18 در آلمان میدانند و گرچه او علیه ایده آلیستها مبارزه نمود ولی خود تیز یک فیلسوف  ایده آلیست ماند و حتی به جادو و جنبل اعتقاد داشت .

سیستم فلسفی شوپنهاور ادامه فلسفه کانت و مخالف فلسفه کلاسیک و ادامه فلسفه ایده آلیسم آلمان بود . ایده آلیسم او به سبب تقلیدش از کانت است چون او همه چیز را ظاهر و شکل میداند که مطابق اراده تغییر میکند . توصیه شوپنهاور اینست که راه نجات انسان باید تسلط بر اراده، و ایمان به اسطورهها و عقاید بودیستی و هندویی باشد .

او اراده را یک جبر کور و مداوم میدانست که همیشه میخواهد در زندگی انسان بسوی تکامل و نقطه اوج در حرکت باشد . فلسفه شوپنهاور از تظر تاریخی و سیستماتیک فلسفه ای موقت و گذرا است . نظرات شوپنهاور در قرون 19 و 20 روی هنرمندان و فیلسوفانی مانند واگنر و دو برادر مان و هبل و بوش و نیچه و برگسن اثر گذاشت .

شوپنهاور خود مدتی تحت تاثیر رمانتیک های ادبی مانند نوالیس و پیک و هوفمن بود . او تاثیر مهمی روی افکار فروید گذاشت. در پایان قرن 19 تئوری فلسفه زندگی و نظریه روانشناسی متکی به نظرات شوپنهاور بود . از جمله آثار او - اصول شناخت ، جملات برگزیده برای زندگی عملی ، و مقالاتی در روزنامه تایمز لندن ، هستند .شوپنهاور در پایاننامه دکترایش به اصل شناخت پرداخت و به تقلید از کانت به شرایط ممکن دسترسی به شناخت اشاره نمود .

 

       آشنایی نیچه با نظرات شوپنهاور باعث شد که او سراغ رشته فلسفه برود . او میگفت از زندگی میتوان فقط بصورت پدیده ای استتیک دفاع کرد . نیچه مدعی بود که دین همچون اخلاق در زمان او تبدیل به یک ایدئولوژی شده ، بدین دلیل بیشتر آثار او انتقادی از اخلاق و دین مسیح هستند .

فلسفه نیچه غیر از موضوعات اخلاق و انسانشناسی به مقوله های هنر و فرهنگ نیز میپردازد . او در غالب آثارش به بحث در باره هنر و علم و اخلاق اشاره میکند . نیچه بیشتر مرد هنر است تا مدافع علم . کتاب " چنین گفت زردشت " او را امروزه اوج شعر اکسپرسیونیسبی میدانند . از نظر استتیک وی تحت تاثیر نظرات هگل بود .

نیچه را میتوان امروزه نماینده ادبیات سمبولیسم و امپرسیونیسم و رمانتیک نو و اکسپرسیونیسم نیز بشمار آورد . اتوپی های نیچه غالبا مفاهیمی خیالی هستند . او مخالف علم و تاریخ گرایی زمان خود بود . نیچه بعد از سال 1890 میلادی تاثیرمهمی روی ادبیات آلمان گذاشت . هیچ فیلسوفی مانند او ادبیات پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 در اروپا را تحت تاثیر خود قرار نداد .

نیچه یکی از روشنفکران اریستوکراتی و خالق اشعار ایمپرسیونیستی زیر تاثیر گوته و هلدرلین و کلوپاستوک در ادبیات المان بود . بعدها ناتورالیستها تحت تاثیر آثار او موفق به خلق ادبیات خاصی شدند . نیچه روی رمان نویسانی مانند هسه و موسیل و برادران مان نیز اثر گذاشت . او خود از تظر استتیک نویسندگی زیر تاثیر نوشته و ترجمه های مارتین لوتر مصلح پروتستان آلمانی بود .

ناتورالیستهای ادبی اروپا دلایلی را که آنزمان نزد مارکس نیافتند در آثار نیچه کشف کردند . ادعا میشود که نیچه غیراز فاشیسم روی مارکسیسم و اگزستنسیالیسم قرن 20 نیز اثر گذاشت . توماس مان نوشت که او دارای یک روانشناسی تیزبینانه است که دگم های اخلاقی گذشته را به نقد می کشاند .

تئوری اخلاق نیچه زیر تاثیر نظریه اخلاق اسپینوزا بود . ابرانسان نیچه مخلوطی است از اسطورههای رمانتیک و داروینیسم غیرعلمی عامیانه . نیچه ادعا نمود که انسان غربی خدای مسیحی خودرا کشت تا امکان ظهور ابرانسان اریستوکراتی یونانی را بوجود آورد .

نیچه با تبدیل متافیزیک اراده گرایی به متافیزیک هنری تیر خلاصی برای همیشه به عقلگرایی زد . انتقاد او از سوسیالیسم و امپریالیسم نتیجه مخالفت او با انقلاب مردمی و امپریالیسم آلمان در قرن 19 بود . نیچه اخلاق غرب در طول تاریخ را به دوبخش تقسیم نمود - اخلاق مثبت اربابانه یونانی،  و اخلاق منفی برده وارانه ادیان ابراهیمی .

کتاب "جملات قصار" نیچه غیر از اخلاق گرایان فرانسوی و رمانتیک ها زیر تاثیر آثار گوته و هاینه و لیشتتنبرگ است . آثار او را به 3 دوره تقسیم میکنند - مرحله اول شامل هنر و ادبیات ، مرجله دوم او به نقد تاریخ گرایی و زندگی میپردازد . درمرحله سوم در کتاب " چنین گفت زردشت " ، غیر از فلسفه زندگی، او به رستاخیز ابرانسان اشاره میکند که میخواهد ورای اخلاق مسیحی عمل نماید .

هرچه شناخت انسان از جهان و خودش عمیق تر باشد ، رنج او بیشتر میشود . شوپنهاور تنها راه نجات را زندگی در هند و پیروی از فلسفه هندویی بودیستی میدانست . فلسفه او کوششی است برای فرار از این جهان و ضرورت مبارزه عرفانی با آن . راسل مینویسد که فلسفه ظاهرا اخلاقی وی فقط شر و نا امیدی است ، او انسانی خودخواه و تیره و ضد زن و نامهربان است .

مارکسیست ها فلسفه خردگریز ، نا امید ،بدبین و رنج آور او را نتیجه شکست انقلاب بورژوازی در مقابل قدرت زمینداران و نظام فئودالی در میانه قرن 18 در آلمان میدانند و گرچه او علیه ایده آلیستها مبارزه نمود ولی خود تیز یک فیلسوف  ایده آلیست ماند و حتی به جادو و جنبل اعتقاد داشت .

سیستم فلسفی شوپنهاور ادامه فلسفه کانت و مخالف فلسفه کلاسیک و ادامه فلسفه ایده آلیسم آلمان بود . ایده آلیسم او به سبب تقلیدش از کانت است چون او همه چیز را ظاهر و شکل میداند که مطابق اراده تغییر میکند . توصیه شوپنهاور اینست که راه نجات انسان باید تسلط بر اراده، و ایمان به اسطورهها و عقاید بودیستی و هندویی باشد .

او اراده را یک جبر کور و مداوم میدانست که همیشه میخواهد در زندگی انسان بسوی تکامل و نقطه اوج در حرکت باشد . فلسفه شوپنهاور از تظر تاریخی و سیستماتیک فلسفه ای موقت و گذرا است . نظرات شوپنهاور در قرون 19 و 20 روی هنرمندان و فیلسوفانی مانند واگنر و دو برادر مان و هبل و بوش و نیچه و برگسن اثر گذاشت .

شوپنهاور خود مدتی تحت تاثیر رمانتیک های ادبی مانند نوالیس و پیک و هوفمن بود . او تاثیر مهمی روی افکار فروید گذاشت. در پایان قرن 19 تئوری فلسفه زندگی و نظریه روانشناسی متکی به نظرات شوپنهاور بود . از جمله آثار او - اصول شناخت ، جملات برگزیده برای زندگی عملی ، و مقالاتی در روزنامه تایمز لندن ، هستند .شوپنهاور در پایاننامه دکترایش به اصل شناخت پرداخت و به تقلید از کانت به شرایط ممکن دسترسی به شناخت اشاره نمود .

آشنایی نیچه با نظرات شوپنهاور باعث شد که او سراغ رشته فلسفه برود . او میگفت از زندگی میتوان فقط بصورت پدیده ای استتیک دفاع کرد . نیچه مدعی بود که دین همچون اخلاق در زمان او تبدیل به یک ایدئولوژی شده ، بدین دلیل بیشتر آثار او انتقادی از اخلاق و دین مسیح هستند .

فلسفه نیچه غیر از موضوعات اخلاق و انسانشناسی به مقوله های هنر و فرهنگ نیز میپردازد . او در غالب آثارش به بحث در باره هنر و علم و اخلاق اشاره میکند . نیچه بیشتر مرد هنر است تا مدافع علم . کتاب " چنین گفت زردشت " او را امروزه اوج شعر اکسپرسیونیسبی میدانند . از نظر استتیک وی تحت تاثیر نظرات هگل بود .

نیچه را میتوان امروزه نماینده ادبیات سمبولیسم و امپرسیونیسم و رمانتیک نو و اکسپرسیونیسم نیز بشمار آورد . اتوپی های نیچه غالبا مفاهیمی خیالی هستند . او مخالف علم و تاریخ گرایی زمان خود بود . نیچه بعد از سال 1890 میلادی تاثیرمهمی روی ادبیات آلمان گذاشت . هیچ فیلسوفی مانند او ادبیات پایان قرن 19 و آغاز قرن 20 در اروپا را تحت تاثیر خود قرار نداد .

نیچه یکی از روشنفکران اریستوکراتی و خالق اشعار ایمپرسیونیستی زیر تاثیر گوته و هلدرلین و کلوپاستوک در ادبیات المان بود . بعدها ناتورالیستها تحت تاثیر آثار او موفق به خلق ادبیات خاصی شدند . نیچه روی رمان نویسانی مانند هسه و موسیل و برادران مان نیز اثر گذاشت . او خود از تظر استتیک نویسندگی زیر تاثیر نوشته و ترجمه های مارتین لوتر مصلح پروتستان آلمانی بود .

ناتورالیستهای ادبی اروپا دلایلی را که آنزمان نزد مارکس نیافتند در آثار نیچه کشف کردند . ادعا میشود که نیچه غیراز فاشیسم روی مارکسیسم و اگزستنسیالیسم قرن 20 نیز اثر گذاشت . توماس مان نوشت که او دارای یک روانشناسی تیزبینانه است که دگم های اخلاقی گذشته را به نقد می کشاند .

تئوری اخلاق نیچه زیر تاثیر نظریه اخلاق اسپینوزا بود . ابرانسان نیچه مخلوطی است از اسطورههای رمانتیک و داروینیسم غیرعلمی عامیانه . نیچه ادعا نمود که انسان غربی خدای مسیحی خودرا کشت تا امکان ظهور ابرانسان اریستوکراتی یونانی را بوجود آورد .

نیچه با تبدیل متافیزیک اراده گرایی به متافیزیک هنری تیر خلاصی برای همیشه به عقلگرایی زد . انتقاد او از سوسیالیسم و امپریالیسم نتیجه مخالفت او با انقلاب مردمی و امپریالیسم آلمان در قرن 19 بود . نیچه اخلاق غرب در طول تاریخ را به دوبخش تقسیم نمود - اخلاق مثبت اربابانه یونانی،  و اخلاق منفی برده وارانه ادیان ابراهیمی .

کتاب "جملات قصار" نیچه غیر از اخلاق گرایان فرانسوی و رمانتیک ها زیر تاثیر آثار گوته و هاینه و لیشتتنبرگ است . آثار او را به 3 دوره تقسیم میکنند - مرحله اول شامل هنر و ادبیات ، مرجله دوم او به نقد تاریخ گرایی و زندگی میپردازد . درمرحله سوم در کتاب " چنین گفت زردشت " ، غیر از فلسفه زندگی، او به رستاخیز ابرانسان اشاره میکند که میخواهد ورای اخلاق مسیحی عمل نماید .

آخرین بروز رسانی ( ۲۸ شهريور ۱۳۹۵ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_ali_qoli-shah-adel.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com