FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow اختلا ف ديدگاه زرتشت با نظرگاه محمّد
اختلا ف ديدگاه زرتشت با نظرگاه محمّد چاپ ارسال به دوست
نویسنده مردو آناهید   
۱۸ شهريور ۱۳۸۶

تا زمانی که روشنگران، آزادیخواهان و نيکوکاران جهان، به بُن داده ها و پيامدِ نظرگاه اسلامی توجه نکنند و راست منشی را  برای برانداختن خودکامی و انحصار طلبی الله به کار نبند ند از کشتار غير مسلمانان بدست مجاهدين مسلمانان کاسته نخواهد شد.

اگر به ژرفی به سرودهای( گاتا) زرتشت بيند يشيم، با همه ی ستمی که آگاهانه و ناآگاهانه برآنها(انديشه ی زرتشت) وارد شده، بيشتر به دو واژه بر خورد می کنيم که در زير خشم حکمرانان زور و خود بينی  موبدان دگرگون نشدند و  کمتر با بينش ها و کلمه های اسلامی برگردانده و تحريف شده اند. دو واژه ی  " راست " و " دروغ " است که از زير تيغ فرهنگ ستيزان دوران جان بدر برده اند و گوهر معنا را در هسته ی درون خود پنهان دارند.  اين دو واژه  تار و پودِ اند يشه يا آموزه ی زرتشت را می سازند. او خردمندانه پيوند همه ی پديده های آشگار و پنهان هستی  را با اين دو واژه نشان می دهد. انسان امروز از بررسی و درک ارزش سخنان اين اند يشمند بی همتا دورمانده و مزه ی جانبخش آنها را فراموش کرده است. ما را که دروغ پوشانده چگونه می توانيم درک کنيم که آزادی، دادگستری، پيشرفت، آسايش، شادی، مهر، بزرگی، دانش و ساماندهی کشور تنها در پرتوّ راستی امکان پذ ير است. ولی با کمی ژرفنگری می توانيم ببينيم که زور، ستمکاری، پسماند گی، بد بختی، رنج، پستی، نادانی ، نابسامانی کشور با گسترش دروغ آميخته شده است.

اگر در اين نوشتار بتوانيم پيامد اين دو واژه ( راستی و دروغ ) را، در بخشی از زندگی مردمان، بررسی کنيم، به گوهر فلسفه ی زرتشت نزديکتر می شويم، بر ما روشن خواهد شد که همه ی خوشبختی و بد بختی های مردم جهان به نسبت آميختگی منش و کردار آنها با شيره ی اين دو واژه است.

در کشوری که آزادی بيان نيست، راستی پنهان، ستمکاری با دروغ رنگين، ترس بر مردم گسترده، مهر در آنها کاسته و خشم بر آنها حاکم می شود. اگر چه امروز " راستی" در پندار، گفتار، رفتار و کردار مردم ايران کمتر ديده می شود ولی تاريخ نويسان کُهن از راستکاری و راست منشی ايرانيان با شگفتی ياد می کردند. همين بس که از اين ميان زرتشت برای نخستين بار در جهان فلسفه ی راستی را، در بنياد کشورآرايی،  بررسی  کرده است. داستان آلودگی و بيماری راست منشی ما، به ويروس ترس و دروغ، در دوران ساسانيان آغاز و با هجوم تازيان و تحميل شريعت اسلام، به دروغوندی جايگزين و سپس به کوشش اسلام زدگان ايرانی تکامل يافت.

در انديشه ی زرتشت گستردن " داد" در جهان هستی ( جاندارن، گياهان، آبها، کوه ها، هوا) و خردِ شاد اندازه ی سنجش آن وانسان نقطه ی پرگارِ وجود است. خرد انسان از راه جويايی، آزمون و اند يشيدن خود انسانها آفريده و در فرزندان آنها رُشد می کند و هيچ گاه خشک و بدون جنبش نمی ماند مگر اين که با دروغ آلوده و بيمار گردد.

اين گفتار راستين جاودان خواهد ماند : هيچ پديده و انديشه ای جاودانی نيست.

در اسلام محور هستی پايداری شريعت و ايمان ميزان سنجش آن است. احکام اسلام از ازل تا به ابد معتبر هستند. الله دانا ست و به جای همه فکر و امر می کند. در اسلام کشف نقص و عيب در احکام، نقص و عيب انسان متفکر شناخته می شود. محمد اعلام می کند که "هيچ خدای نيست به جز الله" و بعد از رسيدن به قدرت می گويد هرکس که به رسول الله تهمتِ دروغگويی بزند( بگويد که ادعای او دروغ است) به سختی مجازات (گرد نش را می زنند) می شود. افراد خانواده ی محمد، قبيله های عرب، شهر نشينان اطراف، مردمان پيشرفته ی ايران، مصر، سوريه و... به خدايان ديگری معتقد بودند و به روشنی می ديدند که گفته ی محمد دروغ است. ولی راستگويی آنها مجازات مرگ می آورد و به اجبار دروغ گفتند. مردمی که به دروغ گفتار رسول الله را تأييد کردند، به دروغ ستايش کردند، به دروغ ايمان آورند، به دروغ جهاد کردند، به دروغ غنيمت بردند، به دروغ کشتند و به دروغ مجازات شدند. وقتيکه همه به الله ايمان آوردند، از رُشد انگيزه ی جمع آوری ثروت درآنها کاسته نشد، چون دگرانديشی  برای غارت و بهره گيرِی نمانده بود  مسلمانان خود به جان يکديگرافتاد ند.

اسلام به عيب آلوده نمی شود چون پديده ی اسلام از آلودگی است وعيب از درون او تراوش می کند. با اينکه تمام تاريخ اسلام با خون ترورهای آشگار، کشتار کفار، اعدام مرتدان، قتل های زنجيره ای و قتل های انبوه ی، رنگين است  ولی همه ی خونريزی های شريعت در زير قبای دروغ پنهان، فراموش، تحريف و از دامن اسلام پاک و يا با فخر به نام فتوحات اسلام و پيروزی حق بر باطل به نمايش گذاره می شوند.

در فلسفه ی زرتشت، بر خلا ف عرفان ايرانی بعد از اسلام، که کوشش می کند همه ی اديان را هم سان بنمايد، هر بينش و منشی نيکو نيست بلکه هر کرداری از بُن داده ی خودش نيرو می گيرد. اين است که سنجيدن بخش نمايان دو انديشه را باهم،  بدون توجه به بُنيادهای آنها، نادرست است.

ایدون

آن دو مينوی آغازين، که چون همزادان خود گام سروده شده اند،

در پندار، گفتار، کردار، يکی  ِبه و ديگری بد است.

(اهنود گات: يسنای 30، بند3)

اين دو مينوی همزاد،  خود گامند  نه با هم برابرند، پيروزی و رُشد هر يک از آن دو به شمار مردمی بستگی دارد که آنرا گزيده اند. فلسفه، جهان بينی و پيش گويی های اجتماعی زرتشت دانشمندان جامعه شناس را به شگفتی وادار می کند ولی آرزوی او در مورد فزاينده بودن راستی (هنوز) بار ور نگشته است. به هر حال وقتی که بيشترين به دروغوندان، به بد اند يشيشان و به بد کردارها  گرويدند، بيشترين هم به ستمکاری دست می زنند. جايی که ستم رُشد کند،  مهر کاهش و رنج آن مردمان افزايش می يابد.

از آن دو مينو

 دروغوند( مينوی کاهنده)

ورزيدن بد ترين کارها را برگزيد.

مينوی فزاينده، که استوارترين آسمانها را بر خود پوشيده است، راستی را

(اهنود گات: يسنای 30، بند5)

اگر چشم خردِ خود را باز کنيم می توانيم به ارزش گفتار زرتشت پی ببريم. در سروده ی بالا می بينيم که راستی و دروغ از سوی دو مينوی آغازين بر گزيده شده اند. دروغوند بدترين و راستکار بهترين کردار را انتخاب کرده اند. اين است  که نيکويی و بدی همه ی ساختارهای اجتماع، سامان ها، نهاد ها، پديده های مردمی، شيوه ی برخورد و رابطه ی هر بخشی با هم  به انتخاب اين دو واژه ی "راستی" و " دروغ" بستگی دارد. دروغوند آزادی را تنها برای کردار نامردمی خود می خواهد و اين آزادی از راه سرکوبی و انديشه سوزی د يگران بد ست می آورد. آزادی دروغوند هميشه در خدمت بد اند يشان و برضدّ نيک منشان است. هيچ گاه دروغوند بر ضدّ مِينوی خود بر نمی خيزد مگر آنکه از مينوی دروغ بگسلد و راستی را برگزيند. گسستن از بد کرداری با خرد ورزی همراه است ولی دروغوند به جادوی اهريمنی ايمان دارد و از خرد گسسته است.

هيچ کس از دروغوندان گفتارهای نيک را نشنوده است.

چون او خانه، خاندان، روستا و کشور را در تنگی و مرگ نهاده است.

(اهنود گات: يسنای 31، بند 18)

 هرچند مردمی کمتراز آزادی  برخوردار باشند بيشتر می ترسند و هرچه بيشتر بترسند بيشتر دروغ می گويند وهرچه بيشتر دروغ بگويند بيشتر به يکديگر ستم می کنند. البته اين مينو پديده ای يک سو نيست بلکه يک چرخ  گردان است. يعنی هر چند مردمی بيشتر به دروغ آغشته شوند کمتر خواهان آگاهی، دانايی، خرد ورزی، آزادی و آزاد انديشی هستند. آنها در تجربه ی دراز خود به اين باور رسيده اند که جان وامکانات سود آنها در پناه دروغ جای دارد. آنها آموخته اند که با دروغ می شود کمتر پرداخت وبيشتر دريافت کرد. ولی در جايی که آزادی بيان نيست وهمه به دروغ  آلوده شدند، ارزشهای اجتماعی هم آلوده می شوند، انسانيت، اعتماد، دوستی، مهر و همه نيکی ها می ميرند و اين مردم هرگز چيزی بهتر و بيشتر از آن نمی گيرند که می دهند. مردم در تاريکی و برخورد با چيزی را که نمی شناسند نا آرام هستند و وقتيکه همه و همه چيز در پشت چهره پوش دروغ پنهان باشد آنها آرامش و آسايش ندارند و همه از يکد يگر می ترسند.

 اين است که زرتشت آسايش گيتی را در چيرگی راستان بر دروغودندان می داند.

 مرا باز گو ای اهورا آنچه را که می دانی؟

آيا پاداشی از برای من انديشيده ای، که مرد راستگرا بر دروغوند چيره شود.

زيرا که اين نويدی خواهد بود بسان هستی نيکو.

( سپنتمد گات: يسنای 48، بند2)

نيک اند يشانی چون عطار و مولوی کوشيده اند که با مهر و بينش عرفان ايرانی از خشم و مردم ستيزی اسلام بکاهند. آنها می خواستند عشق را جايگزين الله سازند و بدرستی نشان دادند که در پيشگاه خرد مندان کلمه هايی چون کفر و ايمان، عقل و جهل، حقيقت و خيال، زهد و الحاد، توحيد و شِرک، عابد و مرتد  و بالاخره مسلمان وغير مسلمان بی تفاوت و تنها برای ابزاری در دست ستمکاران به کار گرفته می شوند.

اختلاف   خلق  از  نام   اوفتد       چون به  معنی رفت آرام اوفتد

از نظرگاه است ای مغز وجود        اختلا ف  موءمن  و گبر  يهود

 مولوی گوشزد می کند که نظرگاه را بايد تغيير داد تا بتوان به يکديگر مهر ورزيد. دراين جا به نظرگاهی می نگريم که در آن، الله مالک روز جزا و شکنجه عدالت، روا داشتن  زور و بی دادی بر دگراند يشان عبادت است.

نظرگاه شريعت اسلام چگونه است و چگونه امکان دارد که اختلا ف آن با دگر انديشان آرام گيرد؟  محمّد می گويد که " نيست خدای به جز الله" هرکس ايمان به الله ايمان بياورد بايد احکام او را بی چون و چرا بپذ يرد و هر کس به گفته ی او شک بورزد کافر است و حق زندگی ندارد. کسانيکه ايمان آوردند بايد جهاد کنند، بکشند در راه الله کسانی را که ايمان نياوردند. اين فريضه ی واجب را: جهاد، قاتلين کفار را: مجاهد، علم فشار بر نا مسلمان را اجتهاد و حکمران اين کشتار را: مُجتهد می نامند.

نظرگاه فرهنگ ايران که زرتشت بر آن تکيه می کند: پديده های هستی، چه آنها که پنهان و چه آنها که پيدا هستند، همه از پديده ی پيشينی روييده اند. هستی ها (آب، باد، خاک، آتش، فلک، ابر، خرد، دانش، مهر) دارای نيروی افرينندگی و خود زايی هستند. انسان از تخمی که با اين خدايان آميخته شده از مادر زمين روييده و به خرد آراسته گشته است. انسان خودش آگاهانه راست منشی يا دروغوندی را بر می گزيند. بر مردمان راستکار مهر و آسايش و بر دروغوندان رنج و ستم پديدار خواهد شد. از نظرگاه زرتشت جان هر زنده( نه تنها حيوان و گياه بلکه آب، باد و زمِين جاندار و جانبخش هستند) ارزنده و مقدّس و انسانها پناه گاه جان هستند. هيچ کس نبايد جانی را بيآزارد و تنها درغوندان هستند که از آزردن جانی شرم ندارند. البته آلوده کردن  زمين، آبها، هوا و آتش گناه است وهمآهنگی  با راست منشی  ندارد. گناه کرداری نيست که بازخواست و مجازات شود بلکه کاری است که ستم را بر همگان وارد می کند و بسان نيکويی به خود وآيندگان بر می گردد.

از بهر شما اين پاداش همآيينی است،

 تا زمانی که با شوق در بُن جانتان  برآمده است،

مينوی دروغوند باژگون، سرنگون و نابود خواهد شد.

آنگاه که اين همآيينی را بگسليد،

در انجام، آه از نهاد تان بر خواهد آمد.

( وهيشتوا يشت گات: يسنای 53، بند7)

از نظرگاه اسلام، تنها مسلمان با ايمان حق زندگی دارد و اطاعت و عبادت  ميزان ايمان اوست. امر به معروف و نهی از منکر از واجبات شريعت اند. " معروف" آنچه را الله امر و" منکر" هرآنچه او َمنع کرده وابزار تحميل  و اجرای احکام شريعت شمشير مجاهدين است.

در قرن ما اعمال وحشيانه ی کسانی که به اسلام ايمان دارند ، و از سوی متوليان اسلام پشتيبانی می شوند،  جهان را به وحشت انداخته است.  سازمانهای مجری اين جنايات ابزارهای بی اراده ی الله هستند که در راه انحصار طلبی او می کوشند تا خود هم به شهادت برسند. جهان از گروه های مجاهد اسلامی ( تروريست ها) سخن می گويد و حکمرانان کشورهای آزاد آنها ( افرادی) را به عبث می جويند. در حاليکه زاينده گان ترور خود را روشن وآشگار بر روی بيرق مملکت های اسلامی معرفی می کنند ولی " چشم و گوش جهانيان را آن نور نيست" که ببينند. تروريست در مسجدها، مکتب خانه ها، طلبه خانه ها و مدرسه ها ی اسلامی خلق می شود و در جلوی چشم و با سرمايه ی همگان تعليم می بيند. ما دروغ را نمی خواهيم و نمی توانيم ببينيم چون" بُن ديدن" را نياموخته ايم  و آموزش را رنجی بر رنجهای ديگرمان افزوده می پنداريم. " لا اله الا الله" يک عقيده نيست بلکه يک تهديد و اعلام جنگ با باورهای ديگر است. "الله اکبر" يک شعار نيست بلکه ابر وحشت است که از آن باران مرگ فرو می ريزد. " جهاد " يک وظيفه ی جنگی نيست که خون ريزی و ويرانی به همراه دارد بلکه يک ويروس است که هر فرهنگی را آلود، بيمار و سپس به خدمت وادار می کند .

برای نمونه: اسکندر بر ايران پيروز شد،  يونانی ها تخت جمشيد را ويران و در ايران نه بر ايرانيان فرمانروايی کردند و رفتند. تازيان مجاهد هم کسرا را فتح کردند، کاخها و کتاب خانه ها را به آتش کشيدند و بعد از هزار و چهارسد سال هنوز هم مردم ايران در آتش خود سوز خود می سوزند.

آنگاه که جادوی "لا اله الا الله" کارگر شد، بَرزِ آدمی درزمين باژگون و بپوسيد، خشم آوران بروييد ند، ديوان را آزاد و نيکان را در بند ساختند، زيبايی را به نکوهش و زشتی را به ستايش گرفتند، خردمند را ننگ و نادان را ارجمند شمردند، چشمه های راستی را بيالودند، آسمان راستان را به پرده ی دروغ بپوشاندند، فروهرها را از ياری به مردمان باز داشتند، سپس مهر بخشکيد و جوانمردی بمُرد.

هر گاه که ديوار ترس فرو ريزد، ندای راستان فرا می رسد، خرد می رويد، خدايان رام، آناهيد، تير، مهر، آرميتی، سيمرغ و همه ی فروهرها باز خواهند گشت و راستی دوباره آفريده و با گسترش راستی " داد"  نيرو می گيرد سپس ستم گريزان و مينوی دروغوند سرنگون خواهد شد.

چون خور(خورشيد) برآيد،

زمين مزدا داد بپالايد،

آبِ خانی ها، چاه ها، درياها، تالاب ها بپالايد،

آفرينش راستی، که از آنِ سپند مينو ست بپالايد.

(خورشيد يشت: يسنای 53، بند7)

صحبت از پژمُردن يک برگ نيست.

        فرض کُن: مرگ قناری در قفس هم مرگ نيست

                فرض کُن يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست

                        فرض کُن جنگل بيابان بود از روز نخُست

در کويری سوت و کور، در ميان مردمی با اين مصيبت ها صبور

                صحبت از مرگ مُحبت مرگ عشق

                                         گفتگو از مرگ انسانيت است.       ( فريدون مشيری)

تا زمانی که روشنگران، آزادیخواهان و نيکوکاران جهان، به بُن داده ها و پيامد نظرگاه اسلامی توجه نکنند و راست منشی  را  برای برانداختن خودکامی و انحصار طلبی الله به کار نبند ند از کشتار غير مسلمانان بدست مجاهدين مسلمانان کاسته نخواهد شد.

 مردو آناهيد

دريافت باز تاب از ديدگاه خوانند گان:                         

 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-9.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com