FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow جستار ها arrow جستار های گوناگون arrow ايمان زندانبان آزادی است
ايمان زندانبان آزادی است چاپ ارسال به دوست
نویسنده مردو آناهید   
۱۸ شهريور ۱۳۸۶

کسی که به عقيده‌ای ايمان دارد به راست بودن آن عقيده شک نمی‌کند. " راست بودن دستکم در اين گفتار به معنای درست بودن و حق بودن است". کسی که پيروی از کسی يا چيزی می‌کند رنج انديشيدن و شادی دانستن را از خود دور می‌سازد. سوی نگرش و بينش پيرو را عقيده‌اش برای او پيش نويس کرده است. پيرو نه حقی و نه توانايی آنرا دارد که از راه خرد خودش نيکی و بدی را شناسايی کند پس او پاسخگوی بازده‌ يا پيآيند کردار خود هم نيست.

کسی که راست بودن عقيده‌ی ديگران را باور ندارد سوی نگرش او در راستای جهان‌بينی خودش است گرچه جهان‌بينی او هم از انبوه آگاهی‌ها و دانشی ساختار دارد که او از ديگران گرفته است. خودانديش بايد رنج انديشيدن را بر خود هموار کند تا درانديشه‌های ديگران به کاوش بپردازد و بتواند شيره‌ی آنها را در بينش خود بياميزد. او نه تنها پاسخگوی کردار خودش بلکه نگران بازده‌ی کردار کسانی است که از عقيده‌ای پيروی می‌کنند. يعنی کسی که دارای انديشه‌ای روشن است، جهان‌بينی خود را بر راستی استوار کرده است، او از گزند پيآيند عقيده‌های ديگر برکنار نيست.

کسی که راست بودن عقيده‌ی ديگران را باور ندارد سوی نگرش او در راستای جهان‌بينی خودش است گرچه جهان‌بينی او هم از انبوه آگاهی‌ها و دانشی ساختار دارد که او از ديگران گرفته است. خودانديش بايد رنج انديشيدن را بر خود هموار کند تا درانديشه‌های ديگران به کاوش بپردازد و بتواند شيره‌ی آنها را در بينش خود بياميزد. او نه تنها پاسخگوی کردار خودش بلکه نگران بازده‌ی کردار کسانی است که از عقيده‌ای پيروی می‌کنند. يعنی کسی که دارای انديشه‌ای روشن است، جهان‌بينی خود را بر راستی استوار کرده است، او از گزند پيآيند عقيده‌های ديگر برکنار نيست.

برخی روشنفکران، که روشنفکری را آموخته‌اند، می‌گويند که " ما با عقيده‌ی ديگران کاری نداريم" اين گروه به مردمی می‌مانند که بگويند " ما با چاه‌هايی فاضلاب همسايگان کاری نداريم، ما آب از چاه زمين خودمان می‌نوشيم" ولی اين کسان بايد از آب‌هايی بنوشند که بوی آبريزگاه همسايگان را می‌دهد. همانگونه که آب‌های زيرزمين به هم پيوند دارند و جريان آلودگی آب از قانون‌های سياسی و عقيده‌ها پيروی نمی‌کند، آلودگی کردار پيروان شريعت هم در روی زمين دست و پاگير هر روشنفکر به ويژه هر خودانديش خواهد بود.

اين است که روشنفکر نه تنها پاسخگوی کارهايی که انجام می‌دهد هست بلکه پاسخگوی کارهايی است که او در انجام دادن آنها کوتاهی می‌کند يا نکرده است. واليان اسلام برای پايداری شريعت، از اوامر الله پيروی می‌کنند، از هيچ تبهکاری و دروغوندی روی‌گردان نيستند. آنها در برابر الله مسئوليت دارند نه در برابر مردم، آنها از شريعتی پيروی می‌کنند که حق خودبودن را از انسان می‌گيرد. بنابراين، نبايد کردار آنها را نکوهش کرد، نقد کردار آنها ستمکاری برآنهاست، آنچه که بايد به نقد کشيده شود عقيده‌ی آنهاست، بايد حق حکومت کردن الله بر مردمان را از الله گرفت تا دست ستم واليان او کوتاه شود. روشنفکری که می‌گويد مردم در اجرای عقيده‌های خود آزاد هستند به کردار حکومت مطلق الله و ستمکاری و مردم آزاری واليان او را می‌پذيرد. چنين کسی بشر آزاد را نمی‌شناسد که بتواند از حقوق بشر سخن بگويد.

کسی که به عقيده‌ای ايمان دارد نمی‌تواند آن را نقد و بررسی کند، چون اين کس هر پديده‌ای را در تاريکخانه‌ی ايمانش باز می‌کند و در اين تاريکی هر بخشی را از دريچه‌ی ايمانش شناسايی می‌کند. بنابراين اسلام سازان "راستين"، که برای نجات ايمان خود با تار و پود دروغ کرباس " راستين" می‌بافند فريبکارانی را می‌مانند که سرکه را در شيشه‌های زيبای شراب می‌فروشند.

کسی که عقيده‌ای را آگاهانه رد می‌کند، چون او ناراستی و نادرستی‌های آن عقيده را شناخته است، او نبايد در برابر پديده‌ای که جامعه را آلوده می‌کند خاموش بماند، او هم کسی از کسان همان جامعه‌ است. روشن‌انديش پالايشگر عقيده‌های کهنه يا آفريننده‌ی عقيده‌ی تازه نيست بلکه او روشنگر کاستی‌ها و پستی‌های عقيده‌هايی است که او شناسايی و رد کرده است. روشنفکران خاموشی، که به عقيده‌ی مردم کاری ندارند، که ماهيت اسلام را نقد و بررسی نمی‌کنند، بايد پاسخگوی ستمی باشند که بر مردم ايران می‌گذرد. روشنفکرانی که تنها از کردار متوليان اسلام انتقاد می‌کنند ستمکارند. چون مسلمان از عقيده‌ی خود پيروی می‌کند، او به الله ايمان دارد، او مسئول پيآيند کرداری که از سوی الله بر او امر می‌شود نيست. تبهکاران در کاری سزاوار نکوهش هستند که از دانش خودشان نيکی و بدی را شناسايی می‌کنند. نکوهش " کشتار نامسلمانان" ، که از حکم جهاد برمی‌خيزد، ستم بر مجاهدين، و نکوهش نکردن جهاد در اسلام، ستمکاری بر انسانيت است. با دروغ نمی‌توان روی شب را سپيد کرد با گفتن دروغ هم نمی‌توان جهاد را از اسلام جدا کرد. کشتار انسان‌ها در هر زمان و مکانی ننگين و دور از انسانيت و راستی است. انسان راست‌منش بايد آگاهانه و به روشنی بيزای خود را از حکم جهاد در اسلام نشان دهد و نکوهش مجاهدين اسلامی از برآيند اين بيزاری پيدا می‌شود.

البته در اين نوشتار به کسانی هم برخورد می‌شود که روشن‌انديش هستند ولی با خرد کاربند خود ريشه‌ی آلودگی‌های جامعه را بررسی نمی‌کنند. اگر دروغ در منش کسی رخنه کرده باشد او ناخودآگاه نمی‌خواهد با راستی سخن بگويد. اين است که او، در خاموش ماندن، هم خود و هم ديگران را فريب می‌دهد.

برخی از روشنفکران که، راز گشودن دشواری‌های اجتماع ايران را از کتاب‌ها، فرمول‌ها و قانون‌های بيگانگان ياد گرفته‌اند، خودانديش نيستند. آنها مانند واليان اسلام به روش و شيوه‌ی ويژه‌ای ايمان دارند که آنرا با خرد خود بررسی نکرده‌اند. پس اينگونه روشنفکران هم، پيرو فکری هستند نه روشن‌انديش، نام آنها چون کردارشان دروغ است پس نمی‌توان مسئوليت چندانی بر شانه‌ی آنها گذاشت ولی بايد کاستی‌های باور آنها را به نقد کشيد.

بيشتر اين روشنفکران به فکر روندی هستند که بتوانند با چوب قانون، بسان کشورهای اروپا، مردم را به سويی، که فکر می‌کنند درست است، برانند. از ديدگاه آنها، اگر بيشترين مردم اين چوب قانونی را پذيرفتند، دمکراسی پديدار می‌شود و چنين شيوه‌ای را آزادی می‌خوانند. يعنی ما نخست برآوردن آرزوهای مردم را به آنها وعده می‌دهيم تا آنها آزادی خود را به ما بسپارند و با ما همراه شوند سپس که از نيروی آنها پرزور شديم قانون‌هايی می‌سازيم که در بر گيرنده‌ی همه‌ی اجتماع هستند. در اين گردانه‌ی قانونی، اساسی، دمکراسی، اروپايی و جهانی هرکس آزاد است که به ساز ما گام بردارد يا اين گردانه او را می‌چرخاند. پس دمکراسی مفهوم ويژه‌ای ندارد، اگر تبهکاران بيشترين مردم را فريب دهند پس در اين دمکراسی راه برای تبهکاری آزاد است و اگر بيشترين مردم جهادگر باشند پس جهاد کردن هم رسميت جهانی پيدا می‌کند و سوزاندن انديشه‌ها آزاد است.

اينگونه دمکراسی آن چيزی نيست که روشنفکر در آرزويش روزشماری می‌کند. چيزيکه برخی روشنفکران را به تاريکخانه‌ی عقيده شان کشانده شناخت نادرست آنها از بينش مردم است. اينگونه روشنفکران براين باورند که هرکسی می‌تواند آزادانه انديشه کند پس خودش هم می‌تواند نيکی و بدی برگزيند. اين باور، زمانی می‌تواند درست باشد که مردم به عقيده‌ای ايمان نداشته باشند. در سرزمينی که عقيده بر انديشه‌ی مردم حاکم است نيکی و زشتی را عقيده آنها تعيين می‌کند نه خرد انسان . خود اين روشنفکران درستی پندار‌های خود را نمی‌آزمايند چون خودشان هم از عقيده‌ای پيروی می‌کنند. پيرو در پی گامهای کسی گام می‌گذارد او نه راه را و نه آرمان را می‌شناسد.

حکومت هر مردمی بازده‌ی بينش آنها در مورد جهان هستی است، يعنی حکومتی که بر مردم ستم می‌کند کردار ستمکاری در جهان‌بينی آن مردم ناپسند نيست. البته هرکس ستمی که بر او وارد می‌شود آن ستم را ناروا می‌داند ولی ستمکاری را ناروا نمی‌داند. مردمی که در دروغ پرورش يافته‌اند به کردار ستمکار هستند و هميشه هم گرفتار حکومت زور خواهند بود. چون مدنيت آنها همراه با فشار و ترس است، هرگز آزادی با ترس سازگار نيست، يعنی يا مردم در دروغ و ترس يا در راستی و آزادی بسر می‌برند.

بيشتر روشنفکران آرزومند هستند که با قانون مردم را به چشمه‌ی آگاهی برسانند، آنها براين باورند که جامعه شناسان و خبرگان قانونگزاران مردم خواهند بود، البته قانونگزاران آنها قانون را از کتاب‌های جامعه شناسی می‌شناسند. آن جامعه شناسان هم جامعه‌ها را از رشد ابزارهای کار و روش‌های توليد می‌شناسند و بررسی کرده‌اند. آنها کمتر به بينش مردم برخورد کرده و می‌کنند چون بررسی بينش مردم از راه ديدن دست‌آوردهای آنها بسيار دشوار است. اين است که ديدگاه جامعه شناسان نمی‌تواند در مورد همه‌ی مردمان درست باشد چون هر مردمی، حتا با دست‌آوردهای يکسان، بينش‌های گوناگونی دارند.

مردمی که بينش آنها با عقيده‌ای آلوده شده است، روند جامعه‌ی مدنی آنها هم بر اساس همان آلودگی‌ها خواهد بود.  هيچ خردمندی نمی‌تواند بدون بررسی پيوند عقيده‌ی مردمی با کردار همان مردم دگرگونی سامان آن جامعه را اندکی پيش‌بينی کند. اگر ساختار قانونی با احکام عقيده‌ی مردم همسو باشد که بهبودی درروند جامعه‌ی مدنی ايجاد نمی‌کند و اگر قانون شکاف در احکام عقيده‌ی مردم وارد کند آن قانون کاربردی نخواهد داشت.

ساختن قانون‌های باشکوه و انسانی، برای مردمی که به عقيده‌های پست و مردم ستيز ايمان دارند، نشان ناآگاهی قانونگزاران است، اين قانون‌ها به زشتکاری پيروان عقيده زمينه‌ی تاخت و تاز می‌بخشد و از خشم آوری آنها نمی‌کاهد.

ساختن قانون از سوی کسانی که خود به عقيده‌ای ايمان دارند به کردار بستن راه گسترش انديشه‌های مردم باز گذاشتن راه پيشرفت آن عقيده‌ است چون قانونگزار با ايمان تنها عقيده‌ی خود را قانون می‌داند.

نوشتن کتاب قانون با واژه‌های راست و زيبا بينش مردم را راست و زيبا نمی‌کند. می‌بينيم که کاربرد واژه‌ها و مفهوم دهنی آنها هم به بينش مردم بستگی دارد. مفهوم درست واژه‌‌های راست، راستی، راستکاری در ذهن ما  تا اندازه‌ای پنهان شده‌اند و اين ساده‌انگاری اسلامزدگان ما را در سامان دادن جامعه‌ی ايران ناتوان کرده است. واژه‌ی انگليسی "right" يا آلمانی آن "Recht" با واژه‌ی " راست يا راستی" در فرهنگ ايران برابر است که ما به نادرستی در فارسی کلمه‌ی حق را به جای right به کار می‌بريم. شاخه‌های اين کلمه را هم به جای مزد يا پاداش می‌گذاريم. در کاربرد کلمه‌ی " حق" چندان مشکلی نيست اگر مثلاً به جای " سامان راستی در مردمان" نوشته شود " حقوق بشر" البته اگر در کردار هم " حق" برابر با right می‌بود. مشکل ساز ما ايمان داشتن به اسلام است چون در اسلام حق اسم الله هم هست. اين حق، يعنی الله، جهاد و کشار هم دارد اين الله توفان نوح هم دارد اين حق مردم را از خشم خود می‌ترساند. حق = الله با ايجاد ترس و زور مردم را به اطاعت از احکامش مجبور می‌کند.

راستی = tight چنين کارکردی ندارد، راستی ميان تضادهای جامعه همآهنگی ايجاد می‌کند، راستی نمی‌تواند کسی را آزار بدهد، راستی يا جهان‌بينی همزيستی، منش راستکارن در مهرورزی، برای چرخش همآهنگ نيروهای درون جامعه است. در نمونه‌ای که در بالا آورده شده بود ديديم که کندن چاه فاضلاب در زمين آب نوشيدنی را آلوده می‌کند ولی هر کس حق دارد در زمين خودش چاهی بکند در اينگونه برخوردها می‌تواند قانون با زور، " حق" را از مردم بگيرد يعنی با زور کسانی را مجبور می‌کند که از حق خود چشم بپوشند. در راستی آزادی را نمی‌توان از کسی گرفت بلکه راستی ميان پديده‌های هستی همآهنگی ايجاد می‌کند تا در برخورد آنها ستم زاييده نشود. پديده‌های هستی را آب، زمين، گياه، جانور، هوا و انسان می‌سازند. در راستی به کردار از پيدايش ستم پرهيز می‌شود يعنی کردار انسان  راست‌منش راستی است و راستکار به هيچ پديده‌ای ستم نمی‌کند. در نمونه‌ی گفته شده، انسان پسداده‌هايی دارد که زمين، آب يا هوا را آلوده می‌کنند. چون در راستی همه‌ی پديده‌های هستی در خور ستايش و پرستش (پرستاری) هستند، پس انسان در همپرسی راهی را پيدا می‌کند که پسداده‌های مردم به پديده‌های هستی آزار و ستم نرسانند، يعنی از برخورد فاضلاب با آبهای زيرزمينی پيش‌گيری می‌کند.

انسان با خرد  آگاهی دارد که هستی او از هستی پديده‌های ديگر ساختار يافته است، در اين بينش از هستی خود پرستاری می‌کند نه از ترس قانون يا از ترس آتش جهنم. در سامان راستی نه انسان می‌خواهد پروانه‌ی آزاردادن پديده‌ای را بخرد و نه کسی يا قانونی چنين پروانه‌ای را می‌فروشد. انسان راستکار به آگاهی و شناخت پديده‌های هستی نياز دارد نه به پاسبان پديده‌ها. 

برخی يا بيشتر روشنفکران ما چون با فرهنگ ايرانيان، که هنوز ريشه‌اش در نهانخانه‌ی جان‌مان زنده است، آشنايی اندکی دارند و نيز ايمان هزارساله زمينه‌ی انديشه‌ی آنها را آلوده کرده است آنها راه بازگشايی گره کور اجتماع ما را از " از گمشده‌گان لب دريا " می‌پرسند. انسانی که خود را آزاد نمی‌داند، به دنبال فرمان سروران و برتران است، چون خرد خود را ناچيز می‌پندارد. هنگامی که چنين کسی به فرمانی، دستوری يا شيوه‌ای ايمان بياورد، کارگزار آن فرمان و دستور است، می‌کوشد که مردم را به پيروی از آن فرمان بکشاند. کسی که بينشی از خود ندارد او آزاد نيست که آزادی انديشه را بشناسد پس چگونه می‌تواند آزادی ديگران را گرامی بدارد. قانونگزاران با ايمان ستمگران تاريخی هستند شايد هم آنها به ستمکاری خود آگاهی ندارند چون حق را در ايمان خود می‌بينند و قانون نا‌حق را حق می‌شمارند.

راه رسيدن مردم ايران به سامان کشورآرايی تنها از راه شناخت فرهنگ خودشان می‌گذرد و رنج شناسايی گام به گام اين فرهنگ بر دوش هر روشن‌انديش ايرانی است که با چراغ انديشه‌ی خود چراغهای انديشه‌ی جوانان را فروزان نمايد. تا زمانی که انديشمندان ايران از را خرد خود تخم آزادی را در بينش مردم ايران نکارند هرگز درخت آزادی هم نمی‌رويد که کسی آنرا پرورش دهد تا آيندگان ميوه‌ی شيرين آنرا بچينند.     

مردو آناهيد

دريافت بازتاب از ديدگاه خوانند گان:                           

 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com