|
بخش یکم
استواری،بزرگی ،شکوه
این
بخش دارای 475 نام میباشد
آروند - فر و شکوه , زیبایی , توانایی
آزاتک - آزاده , بزرگ , آزادمنش
آزاد آفرید
آزاد آفرین
ازاد بانو
آزاد دخت
ازاد فر
آزاد فر
آزاد فروغ
آزاد ماه
آزاد مهر
آزاد میترا
آزاد ناهید
آزاد هور - خورشید آزادی
آزاد به
آزاد چهر - دارنده نژاد و گوهر آزادگی و آزاد
منشی
آزاده - رها از هرگونه وابستگی و
فرمانبرداری , نام ایرانی برابر تازی و ترک در شاهنامه سوسن
ازاده بانو
آزاده دخت
ازاده فروغ
ازاده گل
آزاده گوهر
آزاده گهر
آزاده هور - خورشید آزادگی , آزادی
آزان - بزرگ , دارنده , خداوند
آسیم - با شکوه , بزرگ , استاد , والا
آنیسته - بسته , استوار
آنیسه - نگ به " آنیسته "
ابر دخت - ( ابر مانند کمر ) : دختر برتر , والا ,باشکوه و نیرومند
اپروند - ( مانند کمر بند ) : برتر , والا , بزرگ , شکوهمند , بافر
اراوند - آرزو , فر و شکوه , والایی
ارجین - گرانمایه , خوب , ارجمند
ارجین بانو
ارجین بخت
ارجین دخت
ارزمند- ارجمند , پربها , والا
اروانه - ( مانند پروانه ) : توانا , نیرومند , دلیر
اسنوتک - ( مانند دل کودک ) : آزاد و آزاده , آزادگی و آزاد منشی
افرند - ( مانند دربند ) : شکوه و فر , زیبایی و نیکویی
افسان
- ( مانند سروان ) : سنگ و آهن تی کننده کارد و شمشیر
افسانه - سرگذشت , گیرا , فریبا
افسر - سرور , بزرگ , برتر , تاج
افسر بانو
افسر بخت
افسر تاج
افسر دخت
افسر ناز
افسر نوش
امرنا - ( مانند کمرها ) : جاویدان
اوراشته - ( مانند افراشته ) بر افاخته , برافراشته
اوزیا - شگوه , بزرگی , اوج , نیرو , زور
اوس - ( مانند موز ) : توانا , دارنده ,
چشمه ها , آرزومند
اوسما فر - بزرگ , باشکوه
اهنو خوشی - ( مانند ور شوکنی ) :
در چم کوشا , نیکروز , پر تلاش , ورزیده , استوار
بارن - ( مانن دامن ) : بالاتر , بالایین , برتر , بزرگ
باشکهان - ( مانند کارگران ) : هستی داشتن , جاویدانی , زنده ,
بافرین
(امانند کاربین ) : والا , بزرگ , شکوهمند , بافر
با گوهر - با نژاد , باتبار
باگهر - نگ به " باگوهر "
بالافر - برجسته , شکوهمند , بلند پایه ,
بافر
بالابلند - زیبا , آشیده , خوش تن
بلندا - بلند اندیش , بلند پرواز , بلندین , والا , بزرگ
بام بیشن - ( مانند کار بیدل ) : شهبانو
باهنگ - بافر و شکوه
بتخش - ( مانند بتخت ) : والا , شاهزاده , گرانمایه , ارجمند
برجسته - شایسته , بلند پایه
برداد - ( مانند سردار) : بلند پایه , بزرگزاده , والا , ارجمند
برزاد - ( مانند سردار ) : زاده والایی و بزرگی
برزان - ( مانند گلدان ) : باشکوه و والا , بلند پایه , گرانمایه
برزی - ( مانند خوردی ) : دارنده زندگی دراز
برزین - ( مانند پروین ) : بلند پایه , نیک , برجسته , والا
برزین بانو
برزین بخت
برزین داد
برزین دخت
برزین زاد
برزین گوهرل
برزین
گهر
برزین ناز
برزین نوش
برفر - ( مانند سرور ) : برتر , والا , بزرگ , گرانمایه , ارجمند
برفره - (مانند زمزمه ) : برفر
برگزیده - برجسته , بهترین
برین - ( مانند زمین ) : برتر , شایسته , برجسته , والا
برین آفرید
برین آفرین
برین بانو
برین بخت
برین تاج
برین داد
برین دخت
برین فر
برین فروغ
برین گل
برین گهر
برین گوهر
برین ماه
برین مهر
برین ناز
برین نوش
برین هور- خورشید بلند و بالا
بلیمان - ( مانند امیران ) : دارای اندیشه , توانا
بلیوان - ( نگ به , بلیمان ) :
بمان - جاویدان , پاینده
بمانا - پایدار , جاوید
بمانه - پاینده , جاوید
بمانی - بر پا , پایدار , جاوید
بنیاد دخت - دختر نژاده , با تبار , بزرگزاده , نیک نژاد
بورزک - ( مانند مشت زن ) : بلند پایه , باشکوه , گرانمایه
بهفرین - برجسته , شکوهمد
پادگانه - بام بلند , روشنایی
پامی - گستره , پهناور , بزرگ
پایداره- یاری بخش , استوار , نیرومند , پشتیبان
پاینده - جاویدان
پاینده بخت - نیکروز , بابخت بلند ,
خوشبخت , همایون
پاینده ناز - زیبای جاوید
پاینده نوش - کامروای جاوید
پاینده هور - خورشید جاوید
پراور - ( مانند برابر ) : تیز پر , تیز رو , پرنده
پروز - ( مانند خرمن ) : نژاد , ریشه , تبار , نیا
پیاب - ( مانند سراب ) : تاب و توان , نیرو
تاجیک - ایرانی ازاده
تازنگ - ( مانند پازند ) : پیلپایه و ستون , استوار ,نیرومند
تباره - با نژاد , نیک گهر , بزرگ
تواندخت - دختر استوار و توانا
توانه - استوار , توانا
تهمین - ( مانند نردین ) : توانا و نیرومند
, پردل ,بانژاد
تهمین آفرید
تهمین آفرین
تهمین تاج
تهمین دخت
تهمین گل
تهمین گوهر
تهمین گهر
تهمین هور - خورشید توانایی
تهمین ناز
تهمین نوش
تهمینه - نیرومند , توانا , دلاور
تیوا - بی پروا , دلیر , نترس
تیوا دخت
تیوا فروز
تیوا فروغ
تیواماه
تیوا مهر
تیوا هور - خورشید دلاوری
تیوانا - بیباک , دلاور ,توانا
تیوانا فر - فروغ دلاوری , شکوه , بیباکی , بسیار بیپروا
جاودان
جاودانه
جاوید
جاوید فروغ
جاوید گل
جاوید گوهر
جاوید گهر
جاوید ناز
جاوید نوش
جاوید هور - خورشید پاینده
جاویده
چمک - ( مانند نمک ) : فرهی , شکوه , نیرومندی , افزونی
خروشه - پر شور , خروشان
داب - فر و شکوه
دابمان - ( مانند کاردان ) : فر و شکوه , والایی , بزرگی
دارات - شکوهمندی , والایی
داران - توانگر , نیرومند
دبداب - ( مانند مهتاب ) : فر و بزرگی و شکوه
دختان شاه - دختر پادشاه
ده کیا - بزرگزاده , خداوندگار
رایومند - دارنده شکوه و فروغ
راییتی - بخشنده , بزرگوار
رتو -
( مانند پتو ) : سروز , بزرگ
رزمینه - نبردگر , پیکار جو
رزمی دخت - دختر توانای جنگی
رزمین دخت
رزین بانو - بانوی بخشنده
رزین بخت - بخت استوار و خوب
رزین دخت - دختر توانا
رزین فروغ - فروغ درخشان
رزین ناز- زیبای نیرومند
رزین نوش - زیبای جاویدان توانا
رزین هور - فروغ توانایی
رسا - خوب , بایسته , برجسته
رستا - ( مانند برجا ) : آزاد , رها
رسته - ( مانند بسته ) : آزاده
رومینا - تیغ پولادین جوهر دار
روهتا - ( مانن روهوا ) : رومینا
روهنی - نگ به " رومینا "
روهینا - نگ به " رومینا "
روهینی - نگ به " رومینا "
روژینا - نگ به رومینا
رویینه - رویین تن
رها - ازاد , رسته
رهابخت - بخت نیک
زنده
زنده بخت
زنده گهر
زنده هور - خورشید هستی بخش
ژاویز - جاوید , پاینده
ژیان دخت - دختر نیرومند
ژیانک - خروشنده , پرشور
ساویس - گرانمایه , شایسته
سپنتا - پاک , والا , اشویی
سپنتا آفرید
سپنتا آفرین
سپنتا بانو
سپنتا تاج
سپنتا داد
سپنتا دخت
سپنتا زاد
سپنتا گل
سپنتا فروغ
سپنتا ماه
سپنتا مهر
سپنتا ناهید
سپنتا ناز
سپنتا نوش
سپنتا هور - فروغ پاکی و والایی
سپنتی - اشویی , پاکی , بزرگی
سپند - اندیشه پاک و والا
سپندات - آفریده نیک
سوشیت - توانا , خوب , برگزیده
سرور - ( مانند رهبر ) : بزرگ
برتر - گرانمایه , ارجمند , والا
سینام - نام والا , نام بزرگ
سینام بانو - بانوی خوشنام
سینام دخت - دختر
نیکنام
سینام فروغ - نامور فروزان
سینام ناز - نامور فریبا و زیبا
سینام نوش - نامور جاویدان و کامه
سینام فروغ - نامور , فروزان
سینام هور _ خورشید ناموری
شابیر : همیشه بزرگ و والا
شاه آفرید - شاه آفرین
شاه بانو
شاه بخت
شاه دخت
شاه داد
شاه زاد
شاه فروز
شاه فروغ
شاه گل
شاه گوهر
شاه گهعر
شاه مهر
شاه هور - خورشید بزرگ
شاه بوی - بوی مشک
شاهک - بزرگ دوست داشتنی
شاه -
گرانمایه , والا
شاهان
دخت - دختر بزرگان
شکوه - بزرگی و فر و والایی
شکوه آفرید
شکوه آفرین
شکوهبانو
شکوه بخت
شکوه تاج
شکوه دخت
شکوه زاد
شکوه گل
شکوه ناز
شکوه نوش
شکوه یار
شکوهنده
شهرآزاد - شهریاز آزاده
شهرزاد - افریده شهریار
شهبانو
شهدخت
شهفر
شهفروز
شهفروغ
شه گل
شه گهر
شه مهر
شهدین
شهناز
شهنوش
شابهار - نگارخانه , بت خانه ای زیبا و شکوهمند در کابل
شهیار
شهین
شهین بانو
شهین دخت
شهین ناز
شهین نوش
شهین یار
فرآور - والا , بالندگی , شکوهمند
فرادخت - دختر والا , بزرگزاده
فراز - بلند , والا , باشکوه
فرازان - باشکوه , افراشته
فراز دخت - دختر شکوهمند
فراز گل - گل زیبا , فریبا
فرازنده
- افراشته , شکوهمند
فرازه - بزرگ , افراخته , بلند
فراشوشن - پیشرو , زبر دست
فرافزا - فزاینده شکوه و فروغ
فرادیز - بلند پایه , برافراشته
فرتاج - زیور تاج , شکوهمند
فرخجسته
- فرخنده , همایون
فر دخت
- تاج دختران , بزرگ
فرزان - استواری , دانش , وزیر
فرزانه
- باخرد , استوار , بزرگ
فرزینه - گرانمایه , والا , بزرگ
فرمهین
- زیور بزرگان , بلند پایه , فروغ بزرگی , فر بزرگ
فرناب - بسیار خوب , گرانبها با ارزش , فروغ پاکی
فرند
( مانند سمند ) : جوهر تیغ
فرناز
- فریبا و زیبای گرانمایه
فرنوش - فروغ هستی - کامروای نیک مایه , زیبای کامکاز
فره -
شکوه , بزرگی , فروغ
فره بانو
فره بخت
فره تاج
فره داد
فره دخت
فره زاد
فره گل
فره گوهز
فره گهر
فره ماه
فره مهر
فره ناهید
فره هور
- خورشید بزرگی و فروغ
فره ناز
فره نوش
فری
( مانند سری ) : بالندگی , بزرگزادگی , والایی
فریاز - بالنده , استوار , آهنگین
فریازان - نگ به " فریاز "
فریش ( مانند زمین ) : آفرین , ستایش آمیز , زه
فوژان - بانگ بلند
فیروز بانو
فیروز دخت
فیروز بخت
فیروزگوهر
فیروز گهر
فیروز ناز
فیروز نوش
فیروز
هور - خورشید پیروز , فروغ تابناک و چیره
کاخک - ( مانند کاغذ ) : - کاخ دوست داشتنی کوچک
کارکیا - کاردان , پادشاه بزرگ
کت -
( مانند بس ) : اورنگ شاهی
کتان - نگ به "کت"
کتانه
- نگ به "کت"
کتایون - نگ به "کت"
کمانه - کمان کرده , مانند کمان , برگشت تیر
کمند -
طناب شکار , گوشه زدن به زیبایی و دلربایی
کوشا دخت
- دختر استوار و پر تلاش , کوشنده
کوشا ناز
کوشا نوش
کوشاندخت
کوشک - کاخ
کوکی - باشکوه , همچون کاخ
کوشه ( مانن توشه ) : کوشنده
کوشان
- پشتکار دار
کوهین - (مانند کوه ) : استوار , پابرجا ,
توانا , پایدار
گاژه - بلند پایه , بلند جاه
گبر - ( مانند سرو ) : بانژاد , با تبار ,
آریایی نژاد , پاد تازی , آزاده
گبر آفرید
گبر افرین
گبر بانو
گبر بخت
گبر تاج
گبر داد
گبر دخت
گبر زاد
گبر فر
گبر فروز
گبر فروغ
گبر گل
گبر گوهر
گبر گهر
گبر ناز
گبر نوش
گبر ماه
گبر مهر
گبر ناهید
گبر هور - خورشید آریایی
گبریار
گبرینه - ارجمند , والامنش
گرامی - والا , ارزمند , بزرگ
گرامیدخت - دختر ارجمند
گرانبها
- با ارزش , پر بها
گرانمایه
- بزرگ , سرور , ارجمند
گرد آفرید - دلاور , زاده دلیری
گرد آفرین - نگ به گرد افرید
گرد بانو
- دلیر , دلاور , یل
گرد دخت
- دختر دلاور
گرد ناز - زیبای دلیر
گرد نوش - زیبای کامکار دلیر
گردیا -( مانند گل بیا ) : نیرومند و توانا
, یل
گردیه
- نیرومند , پر توان , جنگی
مان -
هستی , جاویدان , بود , خانه
مانا - جاویدان , هستی , همانند
ماندگار - جاویدان , پاینده
ماندان - جاویدان , پایدار
مهست
- ( مانند نوشت ) : برتر و ارزشمند تر , والاترین
مهستی - بزرگ , همانند ماه
مهشت - نگ به " مهست "
مهک - ( مانند پدر ) : والا , بزرگ
مهین - بزرگ , والا , ارجمند
مهین بانو
مهین بخت
مهین تاج
مهین دخت
مهین گل
مهین گوهر
مهین گهر
مهین ناز
مهین نوش
مهین
هور - خورشید والایی
مهین یار
نامک
- با آوازه , نامدار , خوش نام
ناوک - ( مانند دامن ) : تیر , ناوچه
نبرده
- ( مانند نکرده ) : دلیر
نوبان -( مانند چوپان ) : شاهزاده
نیکداد - نژاده , آفریده خوب و پام
نیکزاد
- نگ به " نیکداد "
نیک فروز
نیک فروغ
نیک گوهر
نیک گهر
نیک ناز
نیک نوش
نیک هور - خورشید تابان نیک
نیکو
نیکو آفرید
نیکو آفرین
نیکو بانو
نیکو بخت
نیکو تاج
نیکو داد
نیکو زاد
نیکو فر
نیکو فروز
نیکو فروغ
نیکو گل
نیکو گوهر
نیکو گهر
نیکو ماه
نیکو مهر
نیکو میترا
نیکو ناهید
نیکو ناز
نیکو نوش
نیکو وش
نیکو هور - خورشید تابان نیک
نیکویار
نیواد - پردل , نیرومند , راد
والا
- بلند پایه , برجسته
والا آفرید
والا آفرین
والا دخت
والا داد
والا داد
والا زاد
والا فروز
والا فروغ
والا گل
والا گوهر
والا گهر
والا ناز
والا نوش
والا
هور - خورشید بزرگ و تابان
ورج -
مانند ارج ) : شکوه , فر , والایی , ارزش
ورجا - ( مانند سرما ) : بها , ارزش و والایی , خوب , فر و شکوه
ویشیده - گسترده , افراخته
هستی - زندگی , باشندگی
هستان - زندگی , هستی
همارا - ( مانند همانا ) : جاویدان , پاینده , همیشه
همارا دخت - دختر جاودانی
هماراناز
- فریبای جاودانی
همارانوش - کامکار جاویدانی
هوازی - ( مانند زمانی ) : بارگاه , به یکباره
هوبر - ( مانند هومن ) : آغوش , بغل , پشتیبان , یاور
هوفر - باشکوه , والا
یاوند - بزرگ , بزرگزاده , شاه
یاوند بخت - بخت بزرگ , دارنده , نیکبختی
|