|
هات بیست و ششم
1
فَرَوشیهای نیک توانای پاک اشونان را میستایم، میخوانم و
میسرایم.
فروشیهای خانواده، روستا، شهر، کشور و زَرتُشتوم را
میستاییم.
2
اینک در
میان همهی این فَرَوَشیهای نخستین، فَرَوَشی اهورهمَزدا را میستاییم که مِهترین
و بهترین و زیباترین و استوارترین و خردمندترین و بُرزمندترین و سپندترین
است.
3
فَرَوَشیهای نیکِ توانایِ پاکِ اَشَوَنان را میستاییم.
[
فروشیهای ] امشاسْپَندان را میستاییم، آن تیزبینانِ بزرگوار بسیار زورمند دلیر
اهورایی را که وَرجاودانِ جاودانهاند.
4
اینک «جان»
و «دین» و «بوی» و «روان» و «فروشی» نخستین آموزگاران و نخستین آموزندگان کیش،
مردان و زنان اشونی را که انگیزهی پیروزی اَشَه بودهاند،
میستاییم.
«گوشوروَنِِ» نیک کنش را میستاییم.
5
[
فروشیهای ] آنان را که انگیزهی پیروزی اشه بودهاند و فروشی گیومرت اشون را
میستاییم.
اینک پاداش و فروشی زرتُشت سِپیتْمانِ اَشَوَن را
میستاییم.
فروشی کِی گشتاسپِ اشون را میستاییم.
فروشی ایسَتْ و استرَیِ
اشون - پسر زرتشت - را میستاییم.
6
اینک «جان»
و «دین» و «بوی» و «روان» و «فروشی» نیاکان، مردان و زنانی را که انگیزهی پیروزی
اشه بودهاند، میستاییم.
فروشیهای همهی اشونانی را که بودهاند و هستند و آن
مردانی را که [ هنوز ] زاده نشدهاند. (سوشیانتهای نو کنندهی گیتی)
میستاییم.
7
اینک
روانهای درگذشتگان را میستاییم.
فروشیهای اشونان را میستاییم.
همهی
نیاکان درگذشتهی این خاندان را از آموزگار و آموزنده - [ خواه ] اشون مردان، [
خواه ] اشون زنان - میستاییم.
8
فروشیهای
همهی آموزگاران اشون را میستاییم.
فروشیهای همهی آموزندگان اشون را
میستاییم.
فروشیهای همهی اشون مردان را میستاییم.
فروشیهای همهی اشون
زنان را میستاییم.
9
فروشیهای
همهی فرزندان اشونی را که از اشونی پدید آمدهاند، میستاییم.
فروشیهای
اشونانی را که در کشورند میستاییم.
فروشیهای اشونی را که در بیرون از کشورند،
میستاییم.
10
فروشیهای
اشون مردان را میستاییم.
فروشیهای اشون زنان را میستاییم.
همهی فروشیهای
نیک توانای پاک اشونان را از [ فروشی ] گیومرت تا سوشیانت پیروز
میستاییم.
11
[ زوت و راسپی : ]
همهی فروشیهای اشونان را
میستاییم.
روانهای درگذشتگان و فروشیهای اشونان را میستاییم.
«ینگْهِه
هاتَم ...»
[ راسپی : ]
«یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ زوت
: ]
«اَثارَتوش اشَاتْ چیت هَچا ...» که پاسار مرد دانا بگوید.
|