|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۲۴ شهريور ۱۳۸۶ |
|
هات چهل و دوم
1
[ زَوت و
راسپی : ]
ای امشاسپندان !
پارههای «هفت هات» را میستاییم.
آبهای چشمه
[ساران ] را میستاییم.
آبهای گذرگاهها را میستاییم.
به هم پیوستگیهای
راهـ[ـها ] را میستاییم.
به هم آمدنهای راهـ[ـها ] را میستاییم.
2
کوههای
آبریزان را میستاییم.
دریاچههای آبریزان را میستاییم.
کشتزارهای سود بخش
گندم را میستاییم.
نگاهدار و آفریدگار را میستاییم.
مزدا و زرتشت را
میستاییم.
3
زمین و آسمان
را میستاییم.
باد چالاک مزدا آفریده را میستاییم.
ستیغ ِالبرز کوه را
میستاییم.
زمین و همهی چیزهای نیک را میستاییم.
4
منش نیک و
روانهای اشونان را میستاییم.
[ ماهی ِ] «واسی»ی ِ«پَنچا سَدوَرا» را
میستاییم.
«خَرَ»ی ِپاک را میستاییم که در میان دریای «فراخ کـَرت» ایستاده
است.
دریای «فراخ کرت» را میستاییم.
5
هوم زرین
برومند را میستاییم.
هوم گیتی افزای را میستاییم.
هوم دردانهی مرگ را
میستاییم.
6
آب روان و
مرغ پران را میستاییم.
بازگشت آتروبانان را میستاییم؛ آنانکه به سرزمینهای
دور رفتهاند؛ به کشورهای دیگر که [ آموزش ] اشه را خواستارند.
همهی امشاسپندان
را میستاییم.
«ینگهه هاتم ...»
|