|
یسنا 52
[ زوت و راسپی : ] «یثه اهو ویریو ...» [ زوت : ] آنچه را نیک است و آنچه را نیکتر است خواستارم برای سراسر آفرینش اشه که بودهاست و هست و خواهد بود. اَشَی، بخشندهی پیروزی دیرپای، به خواست خویش یاری رساند و آرزو را برآورد. 2 [ اشی ] از همهی درمانهایی که در آبها و گیاهان و چارپایان است، برخوردار است؛ اوست که ستیزههای دیوان و مردمان [ دُروند ] را - که به زیان این خانه و خانهی خدای ورزند - درهم تواند شکست. 3 دهش نیک و پاداش نیک، نیکی پیشین و پسین که پیروزی دیرپای بخشد؛ آنچنانکه ما از بزرگترین و بهترین و زیباترین پاداش بهرهمند شویم. 4 امشاسپندان را ستایش و نیایش میگزاریم و خشنود میکنیم و آفرین میخوانیم تا این خانمان را بنوازند؛ سراسر آفرینش اشه را بنوازند و سراسر آفرینش دُروج را براندازند. ای اشه ! مزدا را - که نیک خواه آفریدگان است - درود میگوییم. 5 ای اَهورهمزدا ! بشود که به کام و خواست [ خویش ]، به آفریدگان خود - به آبها، به گیاهان، به همهی نیکان اَشَه نژاد - شهریاری کنی ! بشود که اَشَه را توانایی و دروج را ناتوانی بخشی ! 6 کامروا باد اَشَه ! ناکام باد دروج ! سپری شده، برانداخته، زَدوده، بَرده و ناکام باد دروج در آفرینش سپَند مینو ! 7 اینک من - زَرتُشت - سران خانمانها و روستاها و شهرها و کشورها را برانگیزم که به دین اهورایی زرتشتی بیندیشند و سخن گویند و رفتار کنند. 8 [ زوت راسپی : ] فراخی و آسایش آرزومندم سراسر آفرینش اَشَه را. تنگی و دشواری آرزومندم سراسر آفرینش دروج را. «اَشَم وُهو ...» شادمانی هَوم ِاَشَهپرور را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین خوانی. [ زَوت : ] «یَثَه اَهو وَیریو ...» که زوت مرا بگوید. [ راسپی : ] «یَثَه اَهو وَیریو ...» که زوت مرا بگوید. [ زَوت : ] «آثارَنوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید. |