|
هات پنجاه و پنجم
1
[ زَوت :
]
سراسر هستی [ خویش ] - تن و استخوان و جان و پیکر و توش و بوی و روان و فروشی
- را فراز آوریم و در خور پیشگاه دانیم.
این چنین، این همه را در خور پیشگاه
«گاهان» اشون، ردان شهریار اشون دانیم.
2
«گاهان»
پناه و نگاهدار و خورش مینوی مایند؛ ما را روان و خوراک و پوشاکند.
«گاهان» ما
را پناه و پایداری بخشند و خورش مینوی دهند؛ «گاهان» ما را روان و خوراک و
پوشاکند.
بشود که «گاهان» - در جهان دیگر، پس از جدایی تن و بوی [ از یکدیگر ] -
ما را پاداش نیک، پاداش بزرگ، پاداش اشه بخشد.
3
بشود که
آنان نزد ما آیند، با نیرو، با پیروزی، با تندرستی، با درمان، با فراوانی، با
بالندگی، با آمرزش، با یاوری، با نیک خواهی، با اشه، با رادی و با دهش؛ آن
«ستــَوُتَ یــِسنیَه»ها، آنچنان که مزدای توانا آنان را پیروزمند و جهان آرای
بیافرید، نگاهبانی جهان اشه را؛ پاسداری جهان اشه را؛ یاوری پاداش گیران را و پاداش
بخشان را و سراسر آفرینش اشه را.
4
هر آن
اشونی را که با این نماز [ ویژهی ] خشنوی ردان، خویشتن را آمرزش خواهان، به پیشگاه
تو اندر آید، تو او را به [ پایگاههای ] اندیشهی نیک، گفتارنیک و کردار نیک [ در
بهشت ] رسانی.
5
اشه و منش
نیک را میستاییم.
«گاهان» اشون، ردان شهریار را میستاییم.
6
«ستوت
یسنیه» را میستاییم که نخستین داد جهان است؛ آن که برشمرده شده، دو چندان گفته
شده، آموخته شده، آموزش داده شده، استوار داشته شده، ورزیده شده، یه یاد سپرده شده،
از بر خوانده شده، ستوده شده است و جهان هستی را به خواست خویش نو کند.
7
بخش «ستوت
یسنیه» را میستاییم.
«ستوت یسنیه»ی از بر خوانده شده، باژ گرفته، سروده شده و
ستوده شده را میستاییم.
«یَنگهـِه هاتــَم ...»
|