FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
هات پنجاه و هفتم چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۵ شهريور ۱۳۸۶

(سروش یشتِ سَرشِب)

1
[ زَوِت و راسپی : ]
«اَشِم وُهو ...»
خشنودی سروش اَشَوَن دلیرِ «تن - منثــَره»یِ سخت رزم‌افزارِ اَهورایی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
[ زوت : ]
«یَثــَه اَهو وَیریو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ راسپی : ]
«یَثَه اَهو وَیریو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ زَوت : ]
«اَثارَتوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.

کرده‌ی یکم
2
[ زَوت و راسپی : ]
سُروشِ پارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، ‌رَد ِاشَه را می‌ستاییم.
[ زوت : ]
نخستین کسی که در میان آفریدگان مزدا، ‌نزد بَرسَم گسترده، اهوره‌مزدا را ستود؛ امشاسپندان را ستود؛ ‌نگهبان و آفریدگاری را ستود که سراسر آفرینش، ‌آفریده‌ی اوست.

3
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.

4
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی دوم
5
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای ِاشون،‌ رد ِاشه را می‌ستاییم.

6
نخستین کسی که بَرسَم بگسترد : سه شاخه و پنج شاخه و نـُه شاخه تا به زانو و تا به نیمه‌ی پا رسنده، ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ِاَمشاسپندان را.
«اَهِه رَیَه ...» : برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی سوم
7
سروش پارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاشون، رد اشه را می‌ستاییم.

8
نخستین کسی که پنج «گاهانِ» سپیتمان زرتشت اشون را بسرود، از «پتمان» و بند و گزارش و پاسخ، ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین امشاسپندان را.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی چهارم
9
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای ِاشون،‌رد ِاشه را می‌ستاییم.

10
کسی که مرد درویش و زن درویش را پس از فرو رفتن خورشید، خانه‌ای استوار بخشد.
کسی که با رزم‌افزاری کارساز، [ دیو ] خشم را زخمی خونین زند؛ آنچنان که توانایی، ناتوانی را.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی پنجم
11
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای ِاشون،‌ رد ِاشه را می‌ستاییم؛ آن دلیر ِچالاک ِنیرومند ِگستاخ ِتوانای ِبلند اندیش را.

12
کسی که از همه‌ی کارزارها، پیروز به انجمن امشاسپندان باز گردد.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی ششم
13
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم؛ آن نیرومندترین، دلاورترین، تـُخشاترین، چالاک‌ترین و هراس‌آورترین جوان در میان جوانان را.
ای مزداپرستان !
بکوشید ستایش ِسروش ِاشون را.

14
دور باد از این خان‌و‌مان، دور باد از این روستا، دور باد از این شهر، دور باد از این سرزمین نیاز زشت و سیلاب !
از خان‌ومانی که سروش اشون، در آن کامروا شده و اشون مرد ِسرآمد در اندیشه‌ی نیک، سرآمد در گفتار نیک و سرآمد در کردار نیک، در آن بخوبی پذیرفته شده باشد.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی هفتم
15
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم؛ آن شکست‌دهنده‌ی [ مرد ] «کـَیَذ»، آن شکست‌دهنده‌ی [ زن ] «کـَیِیذی»؛ آن فروکوبنده‌ی دیو بسیار زورمند ِدروج - تباه کننده‌ی زندگی -؛ آن نگاهبان و دیده‌بان ِبهروزی ِهمه‌ی جهانیان را.

16
آن که هرگز به خواب نرود و هشیارانه آفرینش مزدا را نگاهداری کند. آن که هرگز به خواب نرود و هشیارانه آفرینش مزدا را نگاهبانی کند. آن که پس از فرورفتن خورشید، سراسر جهان اَستومَند را با رزم‌افزار ِآخته، پاسداری کند.

17
آن که از هنگام آفرینش نیک و بد بر دست آن دو مینو - سپند مینو و انگر [ مینو ] - [ هرگز ] نخفته و جهان اشه را پاسداری کرده است.
آن که روز و شب، همواره با دیوان مَزَندَری در نبرد است.

18
آن که از بیم دیوان هراسان نشود و نگریزد؛ آن که همه‌ی دیوان - ناگزیر- از او هراسان و گریزان شوند و از بیم به تاریکی روی نهند.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی هشتم
19
سروش پارسای برزمند پیروز گیتی‌افزای اشون، رد اشه را می­ستاییم؛ آن که هَوم ِدرمان‌بخش، شهریار ِزیبای ِزرین چشم، بر فراز بلندترین ستیغ البرز کوه، او را بستود.

20
آن خوش گفتار، به سخن پناه‌بخش، بهنگام گویا و از هر گونه دانش آگاه، که رهنمونی «منثره» را دریافته و خود در چنین پایگاهی است.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی نهم
21
سروش پارسای برزمند پیروز گیتی‌افزای اشون، رد اشه را می­ستاییم؛ آن که خانه‌ی سد ستون استوارش، بر فراز بلندترین ستیغ البرز کوه برپا شده است؛ خانه‌ای در اندرون، خود روشن و از بیرون ستاره آذین.

22
آن که «اَهون َوَیریَه ...» و «یَسَنه، هفت هات» و «فشوشومَنثرَه»ی ِپیروزمند و سراسر «یَسنو کِرِتی»، رزم‌افزار ِپیروزمند ِکارآزموده‌ی اوست.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی دهم
23
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم.
از نیرو و پیروزی و فرزانگی و دانایی وی بود که امشاسپندان به هفت کشور زمین آمدند.
اوست که دین را، ‌آموزگار دینی به شمار آید.

24
اوست که چونان شهریاری کامروا به سوی جهان اَسومَند فرود آید.
این دین را خستو شد اَهوره‌مَزدای اَشَوَن، چنان‌که بهمن، چنان‌که اَردیبهشت، چنان‌که شهریور، چنان‌که سپَندارمَذ، چنان‌که خُرداد، چنان‌که اَمرداد،‌ چنان‌که پرسشِ اَهورایی، چنان‌که پاسخ اَهورایی.

25
ای سروش ِپارسای ِبرزمند !
اینک بشود که تو در هر دو جهان - در این جهان اَستومَند و [ در آن جهان ] مینُوی - ما را پناه بخشی؛ در برابر ناپاک ِتبهکار، ‌در برابر خشم ناپاک، در برابر ارتشتاران ناپاک که درفش خونین برافرازند، در برابر تاخت و تازهای خشم که [ دیوِ ] خشم ِبدکُنش و «ویذُتو»ی ِدیوآفریده برانگیزند !

26
ای سروش پارسای برزمند !
اینک بشود که تو ستوران ما را زور دهی و ما را تندرستی بخشی که بتوانیم بدخواه را از دور دیدبانی کنیم و دشمن را برانیم و هماورد ِبدخواه ِکینه‌ور را به یک زخم، از پای درآوریم !
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی یازدهم
27
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم.
[ گردونه‌ی ] او را چهار تکاور ِسپید، روشن، درخشان، پاک، هوشیار و بی‌سایه با سُم‌های شاخی زرکوب در پهنه‌ی مینوی می‌کشند.

28
آنان تندتر از اسبان، تندتر از بادها، تندتر از باران، تندتر از ابر، تندتر از مرغان پران، تندتر از تیر ِخوب پرتاب شده.

29
[ تکاورانی ] که از پی هر کس تازند، بدو توانند رسید و کسی نتواند از پی بدان‌ها رسد.
تکاوران یکه سروش ِنیک ِاشون را می‌کُشند و با دو رزم‌افزار، فرا رسند.
اگر کسی در خاور هندوستان باشد، سروش او را گرفتار کند و اگر در باختر [ جهان ] باشد، او را براندازد.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی دوازدهم
30
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم؛ بزرگواری را که کمر بسته به نگاهبانی ِآفرینش ِمزدا ایستاده است.

31
آن که سر [کوبی ] دیوان را، رزم‌افزاری بُرَنده، تیز و خوب زَنِش، در دست گرفته، سه بار در هر روز و هر شب بدین کشور «خَونیرَثِ» درخشان درآید.

32
زدن ِاهریمن ناپاک را، زدن ِ[ دیوِ ] خشم ِخونین درفش را، زدن دیوان مَزَندَری را، ‌زدن ِهمه‌ی دیوان را.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.

کرده‌ی سیزدهم
33
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی‌افزای ِاَشَوَن، رد اشه را می‌ستاییم.
در این‌جا و در هرجای دیگر - در همه‌جای روی زمین - او را می‌ستاییم.
سراسر پیروزی ِآن اَشَوَن ِپیروز ِدلیر ِ«تَن - منثَره»، یَل ِجنگ‌آور ِتوانا را می‌ستاییم.
بازوان رزم‌آزموده‌ی او را که دیوان را سربکوبد، می‌ستاییم.
آن اشون ِپیروزِ در پیروزی پیروزمند را، آن برتری ِپیروزمند را،‌ سروش ِپارسا و ایزد «آرشتی» را می‌ستاییم.

34
خانه‌هایی را که در پناه سروش است، می‌ستاییم.
خانمانی را می‌ستاییم که در آن سروش ِاشون را گرامی داشته و اشون مرد ِسرآمد در اندیشه‌ی نیک، ‌سرآمد در گفتار نیک و سرآمد در کردار نیک به خوبی پذیرفته باشند.
«اَهِه رَیَه ...» برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزی‌اش،‌ برای یزدان‌پرستی‌اش، با نماز [ی به بانگ ] بلند و با زَور او را می‌ستاییم؛ آن سروش پارسا را و اَشَی ِنیک ِبزرگوار را و نَریوسَنگ ِبُرزمند را.
بشود که سروش پیروزمند اشون، ما را به یاری آید.
سروش پارسا، رَد ِبزرگوار را می‌ستاییم.
اهوره‌مزدا را می‌ستاییم که در اشونی برترین، که در اشونی سرآمد است.
همه‌ی سرودهای زرتشتی و همه‌ی کُنش‌ [های ِ ] نیک ورزیده را می‌ستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد.
«اهمایی رئشچه ...» : او را فروغ  فر، او را تندرستی، او را پایداری تن، او را پیروزی تن، او را خواسته­ی بسیار آسایش بخش، او را فرزندان کارآمد، او را زندگی دیرپای، او را بهترین هستی اشونان و روشنایی همه گونه آسانی بخش ...

آخرین بروز رسانی ( ۲۴ مهر ۱۳۸۶ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_shah_safi-2.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com