|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۲۵ شهريور ۱۳۸۶ |
(1) [ زَوِت : ] «اَهونَ وَیرْیَه ...» را همیخوانیم در زمین و در آسمان. «اَشِم وُهو ...» را همیخوانیم در زمین و در آسمان. «یَنگـْهـِه هاتَم ...» خوب ستوده را همیخوانیم در زمین و در آسمان. «آفرینگان ِدَهمان» ِنیک ِاَشَوَن مردان ِپاک را همیخوانیم در زمین و در آسمان ...
2 راندن و برانداختن اهریمن و آفرینش پَتیارهی پر گزندش را. راندن و برانداختن مردان «کـَخوارِذ َ» و زنان «کـَخوارِیذی» را. راندن و برانداختن مرد «کـَخوارِذ َ» و زن «کـَخوارِیذی» را. 3 راندن و برانداختن مردان «کـَیَذ َ» و زنان «کـَیِیذی» را. راندن و برانداختن مرد «کـَیذ َ» و زن «کـَیِیذی» را. راندن و برانداختن دزد و راهزن را. راندن و برانداختن «زَندیک» و جادو را. راندن و براختن مهرآزار (پیمانشکن) را. 4 راندن و برانداختن کشندگان و دشمنان اَشَون مرد را. راندن و برانداختن «اَشموغ» و فرمانگزار ناپارسای ِپرگزند را. راندن و برانداختن هر دُروَند ِنادرست اندیش ِنادرست گفتار ِنادرست کردار را ای سِپیتمان زَرتُشت ! 5 «چگونه دُروَج را از خود دور برانیم ؟» ای اَهوره ! این را از تو میپرسم؛ مرا به درستی [ پاسخ ] گوی : چگونه «دُروَج» را از خود برانیم ؟ [ چگونه ] از آنان که سراپا نافرمانیاند؛ [ آنان که ] نه به پیوند با «اَشَه» میکوشند و نه همپُرسگی با «منش نیک» را آرزو میکنند، دوری گزینیم ؟ ما همچون سوشیانتها دروج را از خود خواهیم راند. ای اَشَه ! چگونه آن [ دروج ] را دور توانیم راند، آنچنان که توانایی، ناتوانی را در همهی هفت کشور برافگند، دور راندن و برانداختن سراسر ِهستی ِدُروند را ؟ اَهوره را - که نیکخواه ِآفریدگان است - سرود خوانیم. |
|
آخرین بروز رسانی ( ۲۴ مهر ۱۳۸۶ )
|