FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
هات شصت و پنجم چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۵ شهريور ۱۳۸۶

1
اَهوره‌مزدا به سِپتمان زرتشت گفت :
ای سپیتمان زرتشت !
«اَردویسور اَناهیتا» را - که در همه‌جا [ دامان ] گسترده، درمان بخش، دیوستیز و اهورایی کیش است - به خواست من بستای !
اوست که در جهان اَستومند، برازنده‌ی ستایش و سزاوار نیایش است.
اوست اَشَوَنی که جان افزاید و گله و رمه و دارایی و کشور را افزونی بخشد.
[ اوست ] اشونی که افزاینده‌ی گیتی است.

2
اوست که تخمه‌ی همه‌ی مردان را پاک کند و زهدان همه‌ی زنان را برای زایش، [ از آلایش ] بپالاید.
اوست که زایمان همه‌ی زنان را آسانی بخشد و زنان باردار را به هنگامی که بایسته است، شیر [ در پستان ] آورد.

3
اوست برومندی که در همه‌جا بلند آوازه است.
اوست که در بسیار فره‌مندی، همچند ِهمه‌ی آب‌های روی زمین است.
اوست زورمندی که از کوه «هُکـَر» به دریای «فراخ کرت» ریزد.

4
بدان هنگام که اَرِدویسور اَناهیتا - آن دارنده‌ی هزار دریاچه و هزار رود، هریک به درازای چهل روز راه مردی چابک سوار - به سوی دریای فراخ کرت روان شود، سراسر کرانه‌های آن دریا به جوش درافتد و میانه‌ی آن برآید.

5
از این آبی که از آن من است، به هریک از هفت کشور، رودی روان شود؛ [ رودی ] از آبی که از آن من است و در زمستان و تابستان یکسان روان است.
او (1) برای من، آب را و تخمه‌ی مردان را و زهدان و شیر ِزنان را پاک کند.

6
بشود که فَرَوَشی‌های اَشَونانی که بودند و هستند، ‌آنان که زاده شده‌اند و آنان که هنوز زاده نشده‌اند و آنان که «پادباب» بجای
آورند، بدین جا آیند !

7
ای آب‌های نیک‌ ! ای بهترین آفریدگان مَزدا !
آب از آن ِبداندیش مباد !
آب از آن ِبدگفتار مباد !
آب از آن ِبدکردار مباد !
آب از آن‌ ِدُژ دین، دوست‌آزار، ‌مُغ‌آزار، ‌همسایه آزار و خانواده آزار مباد !
آب از آن ِآنان که اَشَوَنان را زیان رسانند، از آن ِآنان که تن ما را - که کسی را آسیب نپسندیم - گزند رسانند، ‌مباد‌ !

8
آب از آن دزد، تاراجگر، راهزن، پارسا کُش، ‌جادو، ‌اَشموغ ِناپارسا، ‌دروغگوی ِستمکار و کسی که مردار به خاک سپارد،‌ مباد !
ستیهندگی ِاینان به خودشان بازگردد. کسی که گزندی را انگیزه شود،‌ همان گزند بدو رسد.

9
آی آب‌ها !
تا بدان هنگام که «زَوت» ستایش بجای آورد، در این‌جا رامش گزینید.
چگونه [«زوت»] با گفتار آزموده، ‌آب‌های نیک را ستایش تواند کرد ؟
چگونه «زوت» هرگاه که ستایش ناشایست بجای آورد، ‌زبانش بسته شود ؟
چگونه گفتارهایی که آموزگار آموزد، ‌به سامان رسد ؟
چگونه است آفرین ؟
چگونه است خویشکاری ؟
چگونه است [ آن ] رادی که اَهوره‌مَزدا به زَرتُشت آموخت و زَرتُشت به جهان اَستومَند رسانید ؟

10
ای زرتُشت !
نخست کام خویش از «آب‌ها» بخواه؛ ‌پس آنگاه «آب ِزورِ» پاکی را که اَشَونی پالوده باشد،‌ پیش آر و این «باژ» را برخوان :

11
ای آب‌ها !
خواهشی بزرگ از شما دارم؛ آن را به من ارزانی دارید !
آن بخشش بزرگی که در پرتو آن، ‌از فریب و چیرگی دشمن بر کنار توان بود.
ای آب‌ها ‌!
از شما چند گونه بخشش خواستارم :
نیرو و فرزندان ِنیک (آنچنان که بسیاری از کسان آرزو دارند) بدان سان که کسی در پی زیان رساندن و ستم ورزیدن بدانان و زدن و ربودن و کشتن آنان نباشد.

12
[ زَوت و راسپی : ]
ای آب‌ها ! ای زمین‌ها ! ای گیاهان !
ای امشاسپَندان،‌ شهریاران ِنیکِ خوب کُنش ! ای نیکان نرینه و مادینه ! ای داداران نیک !
ای فَرَوَشی‌های نیک ِزورمندِ در همه جا پیروز ِاَشَوَنان !
ای مهر فراخ چراگاه !
ای سُروش ِپارسای ِبُرزمند !
ای رَشْن ِراست‌ترین !
ای آذر پسر اَهوره‌مَزدا !
ای اَپام ِنَپات، رَد ِبزرگوار و شهریار تیز اسب !
ای اَشَوَنان ! ای بهترین بخشندگان !
این بخشش را از همه‌ی [ شما ] ایزدان خواستارم :

13
ای آب‌ها ! ای زمین‌ها ! ای گیاهان !
ای امشاسپَندان،‌ شهریاران ِنیکِ خوب کُنش ! ای نیکان نرینه و مادینه ! ای داداران نیک !
ای فَرَوَشی‌های نیک ِزورمندِ در همه جا پیروز ِاَشَوَنان !
ای مهر فراخ چراگاه !
ای سُروش ِپارسای ِبُرزمند !
ای رَشْن ِراست‌ترین !
ای آذر پسر اَهوره‌مَزدا !
ای اَپام ِنَپات، رَد ِبزرگوار و شهریار تیز اسب !
ای اَشَوَنان ! ای بهترین بخشندگان !
این بخشش را از همه‌ی [ شما ] ایزدان خواستارم :

14
[ زَوت : ]
آنچه بزرگ­تر از این است، آنچه بهتر از این است، ‌آنچه زیباتر از این است و آنچه ارزشمندتر از این است، ما را ارزانی دارید، ای ایزدان اَشَوَن !
شما که توانایید بدانچه خواستارید، ‌تندتر و تیزتر از باژ‌ِ این [ پاره از ] گاهان :
«بهترین خواست ِدرست کرداران - ساختن جهانی نو - را برآورد.»(2)

15
«ای مزدا ! ای آن که زمین و آب و گیاهان را آفریدی !
مرا با سپندترین مینو [ی ِخویش ] رسایی و جاودانگی بخش و در پرتو منش نیک، توش و توان و پایداری [ ارزانی دار و ] از آموزش‌های خود بهره‌مند کن.»(3)

16
ای مزدا !
«شهریاریِ مینُویِ» نیک ِتو - شایان‌ترین بخشش ِآرمانی در پرتو «اَشه» - از آن ِکسی خواهد شد که با شور ِدل،‌ بهترین کردارها را بجای آورد.
اکنون و از این پس، تنها به [ برآمدن ] این [ آرزو ] خواهم کوشید.

17
بشود که سروش در این جا باشد ستایش آب­های نیک - آن نیکان - را و امشاسپندان نیک، آن شهریاران خوب نیک کنش را و ستایش پاداش نیکی را که درخور اشونی است و ما را  ارزانی شود.
بشود که سروش نیک پاداش بخش در این جا باشد ستایش آب­های نیک را، در آغاز همچنان که در انجام.

18
ایدون بشود که سروش در این جا باشد ستایش آب­های نیک - آن نیکان - و امشاسپندان نیک، آن شهریاران خوب نیک کنش را و ستایش پاداش نیکی را که درخور اشونی است و ما را  ارزانی شود.
بشود که سروش نیک پاداش بخش در این جا باشد ستایش آب­های نیک را.(4)

19
[ راسپی : ]
«یثَه اهو ویریو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ زوت : ]
«اَثارَتوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.
1. اَردوی
2. گاهان،‌ یسنا50، بند 11
3. گاهان،‌یسنا 51، بند 7
4. بند 17 و 18 این هات برابر بندهای 3 و 4 یسنا - هات 56 می­باشد.

آخرین بروز رسانی ( ۲۴ مهر ۱۳۸۶ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
mohamad_shah.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com