2
اوست که تخمهی همهی مردان را پاک کند و زهدان همهی زنان را برای زایش، [ از آلایش ] بپالاید.
اوست که زایمان همهی زنان را آسانی بخشد و زنان باردار را به هنگامی که بایسته است، شیر [ در پستان ] آورد.
3
اوست برومندی که در همهجا بلند آوازه است.
اوست که در بسیار فرهمندی، همچند ِهمهی آبهای روی زمین است.
اوست زورمندی که از کوه «هُکـَر» به دریای «فراخ کرت» ریزد.
4
بدان هنگام که اَرِدویسور اَناهیتا - آن دارندهی هزار دریاچه و هزار رود، هریک به درازای چهل روز راه مردی چابک سوار - به سوی دریای فراخ کرت روان شود، سراسر کرانههای آن دریا به جوش درافتد و میانهی آن برآید.
5
از این آبی که از آن من است، به هریک از هفت کشور، رودی روان شود؛ [ رودی ] از آبی که از آن من است و در زمستان و تابستان یکسان روان است.
او (1) برای من، آب را و تخمهی مردان را و زهدان و شیر ِزنان را پاک کند.
6
بشود که فَرَوَشیهای اَشَونانی که بودند و هستند، آنان که زاده شدهاند و آنان که هنوز زاده نشدهاند و آنان که «پادباب» بجای
آورند، بدین جا آیند !
7
ای آبهای نیک ! ای بهترین آفریدگان مَزدا !
آب از آن ِبداندیش مباد !
آب از آن ِبدگفتار مباد !
آب از آن ِبدکردار مباد !
آب از آن ِدُژ دین، دوستآزار، مُغآزار، همسایه آزار و خانواده آزار مباد !
آب از آن ِآنان که اَشَوَنان را زیان رسانند، از آن ِآنان که تن ما را - که کسی را آسیب نپسندیم - گزند رسانند، مباد !
8
آب از آن دزد، تاراجگر، راهزن، پارسا کُش، جادو، اَشموغ ِناپارسا، دروغگوی ِستمکار و کسی که مردار به خاک سپارد، مباد !
ستیهندگی ِاینان به خودشان بازگردد. کسی که گزندی را انگیزه شود، همان گزند بدو رسد.
9
آی آبها !
تا بدان هنگام که «زَوت» ستایش بجای آورد، در اینجا رامش گزینید.
چگونه [«زوت»] با گفتار آزموده، آبهای نیک را ستایش تواند کرد ؟
چگونه «زوت» هرگاه که ستایش ناشایست بجای آورد، زبانش بسته شود ؟
چگونه گفتارهایی که آموزگار آموزد، به سامان رسد ؟
چگونه است آفرین ؟
چگونه است خویشکاری ؟
چگونه است [ آن ] رادی که اَهورهمَزدا به زَرتُشت آموخت و زَرتُشت به جهان اَستومَند رسانید ؟
10
ای زرتُشت !
نخست کام خویش از «آبها» بخواه؛ پس آنگاه «آب ِزورِ» پاکی را که اَشَونی پالوده باشد، پیش آر و این «باژ» را برخوان :
11
ای آبها !
خواهشی بزرگ از شما دارم؛ آن را به من ارزانی دارید !
آن بخشش بزرگی که در پرتو آن، از فریب و چیرگی دشمن بر کنار توان بود.
ای آبها !
از شما چند گونه بخشش خواستارم :
نیرو و فرزندان ِنیک (آنچنان که بسیاری از کسان آرزو دارند) بدان سان که کسی در پی زیان رساندن و ستم ورزیدن بدانان و زدن و ربودن و کشتن آنان نباشد.
12
[ زَوت و راسپی : ]
ای آبها ! ای زمینها ! ای گیاهان !
ای امشاسپَندان، شهریاران ِنیکِ خوب کُنش ! ای نیکان نرینه و مادینه ! ای داداران نیک !
ای فَرَوَشیهای نیک ِزورمندِ در همه جا پیروز ِاَشَوَنان !
ای مهر فراخ چراگاه !
ای سُروش ِپارسای ِبُرزمند !
ای رَشْن ِراستترین !
ای آذر پسر اَهورهمَزدا !
ای اَپام ِنَپات، رَد ِبزرگوار و شهریار تیز اسب !
ای اَشَوَنان ! ای بهترین بخشندگان !
این بخشش را از همهی [ شما ] ایزدان خواستارم :
13
ای آبها ! ای زمینها ! ای گیاهان !
ای امشاسپَندان، شهریاران ِنیکِ خوب کُنش ! ای نیکان نرینه و مادینه ! ای داداران نیک !
ای فَرَوَشیهای نیک ِزورمندِ در همه جا پیروز ِاَشَوَنان !
ای مهر فراخ چراگاه !
ای سُروش ِپارسای ِبُرزمند !
ای رَشْن ِراستترین !
ای آذر پسر اَهورهمَزدا !
ای اَپام ِنَپات، رَد ِبزرگوار و شهریار تیز اسب !
ای اَشَوَنان ! ای بهترین بخشندگان !
این بخشش را از همهی [ شما ] ایزدان خواستارم :
14
[ زَوت : ]
آنچه بزرگتر از این است، آنچه بهتر از این است، آنچه زیباتر از این است و آنچه ارزشمندتر از این است، ما را ارزانی دارید، ای ایزدان اَشَوَن !
شما که توانایید بدانچه خواستارید، تندتر و تیزتر از باژِ این [ پاره از ] گاهان :
«بهترین خواست ِدرست کرداران - ساختن جهانی نو - را برآورد.»(2)
15
«ای مزدا ! ای آن که زمین و آب و گیاهان را آفریدی !
مرا با سپندترین مینو [ی ِخویش ] رسایی و جاودانگی بخش و در پرتو منش نیک، توش و توان و پایداری [ ارزانی دار و ] از آموزشهای خود بهرهمند کن.»(3)
16
ای مزدا !
«شهریاریِ مینُویِ» نیک ِتو - شایانترین بخشش ِآرمانی در پرتو «اَشه» - از آن ِکسی خواهد شد که با شور ِدل، بهترین کردارها را بجای آورد.
اکنون و از این پس، تنها به [ برآمدن ] این [ آرزو ] خواهم کوشید.
17
بشود که سروش در این جا باشد ستایش آبهای نیک - آن نیکان - را و امشاسپندان نیک، آن شهریاران خوب نیک کنش را و ستایش پاداش نیکی را که درخور اشونی است و ما را ارزانی شود.
بشود که سروش نیک پاداش بخش در این جا باشد ستایش آبهای نیک را، در آغاز همچنان که در انجام.
18
ایدون بشود که سروش در این جا باشد ستایش آبهای نیک - آن نیکان - و امشاسپندان نیک، آن شهریاران خوب نیک کنش را و ستایش پاداش نیکی را که درخور اشونی است و ما را ارزانی شود.
بشود که سروش نیک پاداش بخش در این جا باشد ستایش آبهای نیک را.(4)
19
[ راسپی : ]
«یثَه اهو ویریو ...» که زَوت مرا بگوید.
[ زوت : ]
«اَثارَتوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.
1. اَردوی
2. گاهان، یسنا50، بند 11
3. گاهان،یسنا 51، بند 7
4. بند 17 و 18 این هات برابر بندهای 3 و 4 یسنا - هات 56 میباشد.