|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۲۵ شهريور ۱۳۸۶ |
|
هوم یشت
خشنودی هَوم
ِافزایندهی اشه را
٭
1
هوم زرین
بُرزمند را میستاییم.
هوم، نوشیدنی گیتی افزای را میستاییم.
هوم
دوردارندهی مرگ را میستاییم.
ای [ هَوم ِ] زرین !
سرخوشی ترا [ بدین جا ]
فرو خوانم. دلیری، درمان، افزایش، بالندگی، نیرومندی ِ تن و هرگونه فرزانگی را [
بدین جا ] فرو خوانم.
ترا [ بدین جا ] فروخوانم تا چونان شهریاری کامروا، درهم
شکنندهی ستیزه و شکست دهندهی دروج به میان آفریدگان درآیم.
ترا [ بدین جا ]
فرو خوانم تا ستیزهی همهی بدخواهان را درهم شکنم : [ چه ] دیوان و مردمان [
دُروَند ]، [ چه ] جادوان و پریان، [ چه ] ستمکاران و کَویها و کَرَپها، [ چه ]
تباهکاران و ا َشموغان ِ دوپا و گرگان چارپا، [ چه ] سپاه گستردهی دشمن را که به
فریب تاخت آورد.
2
هوم زرین
بُرزمند را میستاییم.
هوم، نوشیدنی گیتی افزای را میستاییم.
هوم
دوردارندهی مرگ را میستاییم.
همهی هومها را میستاییم.
اینک پاداش و
فَرَوَشی زرتشت سپیتمان اَشَوَن را میستاییم.
«یــِنگهـِه هاتـَم
...»
«یَثــَه اَهووَیریو ...»
هوم افزایندهی اَشَه را درود
میفرستم.
«اَشـِم وُهو ...»
«اَهمایی رَئشچَه ...» (1)
|