|
زیبایی این بخش در بر دارنده 141 نام می باشد
اپرناک (مانند مپرسان) - برنا اکدش (مانند ورزش) - دلداده، دل آرام، دلبر، زیبا اور واز - زیبا، خوشرو، مهربان ایاز - زیبا، خشورو، مهربان ایاس (مانند مناز) - نگ به ایاز بالابرز (مانند والا گفت) - بلند، بالا، زیبا، خوش پیکر، خوش اندام بتگر - نگارگر، هنرمند برازان (مانند سواران) - بلند بالا، زیبا، برازنده، برجسته برازنده - شایسته، خوب، زیبا برز (مانند گرز) - زیبایی بزرگی برز داد - آفریده شکوه و زیبایی برز زاد - زاده بزرگی و زیبایی برزمند - بلند بالا، خوش اندام برزیا - زیبا، خوش پیکر، کشیده برزوند - زیبا، برکشیده، خوش پیکر برنا - جوان، والا، زیبنده بلوچی بلوری پور بلوک (مانند کلوخ) - جام می که به گونه جانوران درست کرده اند بیوگانی - اروسی پرناک (مانند پرکار) - برنا، جوان پرارین (مانند مرادید) - زیبا، خوب، نیوک، زیبنده پرارین پور پرارین تبار پرارین سرشت پرارین فر پرارین فروز پرارین نی تاج پوش - زیباتر از تاج تیاران - تاجدار، زیبا همچون تاج تیاران فر - زیباتر از تاج تیبابرز - بلند بالای زیبا تیبابراز - خوش اندام زیبا تیبافر - شکوه و فروغ زیبایی تیبایی - زیبا، فریبا تیباشی - با خرامش، راه رفتن با خرامش و زیبایی تیباشیان - دارنده زیبایی خرامش جوان جوانبخت جوان برز - دارنده اندام جوانی، نیک بالا، خوش اندام جوان براز - نگ به جوان برز جوانفر - فروغ و زیبایی جوانی جوان فروز - فر و فروغ جوانی، زیبا تر از جوان جوان نیار جوان یار خجیری - خوش پیکر، زیبا خجیری فر خجیریان خوبسار - زیبا، دلپذیر، گیرا خوبساری خوبساریان خوش پوش خوش پوشان خوش پیکر خوشرنگی خوشرنگیان خوشنم رامک - دوست داشتنی، خوب، زیبا و دلپذیر، ملوس رامکی - نگ به رامک رامکفر - فروغ و شکوه و زیبایی رامکیان - نگ به رامک ریکا - دوست داشتنی، زیبا ریکاپور ریکافر ریکافروز ریکامنش ریکانی ریکایار ریکایی زیبا پسند زیبا تبار زیبا خوش زیبا سخن زیبا سرشت زیبا فر زیبا گو زیبا گوهر زیبا گهر زیبا منش زیبا نگار زیبا نی زیبنده زیبنده پور زیبنده فر زیبنده نی سهی پور - آفریده خوش اندامی، پور زیبایی سهی سروی - زیبا، خوش اندام، برکشیده همچون سرو سهی سروریان سهی فر سهی نی شمند (مانند کمند) - زیبا پرست و فریبایی، بت پرست، زیبایی شمندی - نگ به شمند شمندیان - نگ به شمند شمندفر شمندیار شهنازپور شهنازفر شهنازی شهنازیان شهنازنی شمنسا (مانند سمن سا) - زیبا، مانند بت، خوشگل، دل انگیز شه باله (مانند ده ساله) - هم دوش و همراه داماد شیرین پور شیرین داد شیرین زاد شیرین فر شیرین فروز شیرین کار شیرین نی شیرین یار شیوافر شیوافروز شیوایی فرخار - نیایشگاه، بتخانه، زیباخانه فرخارپور فرخاری فرخواریان فرسناف (مانند بدهکار) - شب نوروز، آریاییها فرسنافی - دوستدار نوروز فرسنافیان - نگ به فرسنافی فروهنده - زیبا، با فرهنگ، نیک نهاد می کام - نوشباد، می برکام می کامی - نگ به می کام می کامیان - نگ به میکامی میگر - ساغر به دست، می دار می نوش - می کام، می دوست نازپور - فرزند زیبایی و ناز نازک پور - خوش اندام، زیبا نگارآفرید نگارآفرین نگارفر نگارگر نماد (مانند گذار) - نشانه والا نماک (مانند سوار) - زیبایی نماک فر - فروغ و شکوه و زیبایی نیک ایاز - بسیار ساف و زیبا نیک برز - بلند بالای زیبا نیک براز - خوش اندام، زیبابر هوبرز - زیبا اندام، خوش پیکر هوبراز - نگ به هوبرز هوچهر - زیبا نژاد، زیبا سرشت |