FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow نام های ایرانی arrow نام مردان arrow فروغ و روشنایی
فروغ و روشنایی چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۵ شهريور ۱۳۸۶

فروغ و روشنایی

این بخش در برگیرنده 337 نام می باشد
آتر (مانند ساغر) - آتش، آذر

آتَربان - نگهبان آتش

آترپاد - پاسدار آتش، ارجگزار آتش

آتر داد - آفریده آتش

آتر زاد - زاده آتش

آتر فر - فروغ و شکوه آتش

آتری (مانند آشتی) - آتشی، آذری

آتریان - وابسته به آتش

آتش - آذر، آتور، آتر، آتری، آر

آتشبار - آتشین، پرزبانه، درخشان

آتشبان - نگهبان آتش

آتشپاد - نگهبان آتش

آتش پرست - ارجگزار آتش

آتش داد - آفریده آتش

آتش زا - سوزنده، زبانه کش

آتش زاد - زاده آتش

آتش سا - همانند آتش گرم و سوزنده

آتش سان - نگاه به "آتش سا"

آتش فراز - تیرهای آتشبازی، آتش سربرکشیده، زبانه آتش

آتشفر - فروغ و شکوه آتش

آتش فروز - مرغ آتش، برافروزنده آتش، ازجگزار آتش

آتش فره - شکوه آتش، فرآتش

آتشکار - نگهبان آتش

آتشکاو - کاونده آتش

آتشکده - جایگاه آتش، جای ارج نهی بر آتش، گرانمایه گاه

آتشگاه - جای گرانمایگی آتش

آتشگر - هوادار آتش، برفروزنده آذر

آتش نماد - نشانه زیبایی و درخشش آتش، نشانه آتش، شکوه آتش

آتور - آتش، آذر، آتر، آر

آتر باد - نگهبان آتش

آتوربان - آتورباد

آتورپات - آتوربان

آتورپاتکان - سرزمین نگهبانی آتش

آتورپاد - آتوربان

آتورفر - شکوه و فروغ آتش

آدَر (مانند مادر) - آذر، آتش، آر

آدربان

آدرپات

آدرپاد

آدرفر

آدریان

آدور (مانند چادر) - آتش، آر، آذر

آدوران

آدوربان

آدورپات

آدورپاد

آدورپاک

آدورداد

آدورزاد

آدورفر

آدورنیا

آدورنژاد

آدیش - آتش، آتور، آدور، آر، آذر

آذرافروز - مرغ آتش، فروزنده آتش

آذرافزا - نگاه به "آذرافروز"

آذر افسر - آتش برتر، فرآتش

آذرباد

آذربان

آذر بَرزین - نام آتشکده بزرگ و با فر خراسان، درچم: آتش بالنده

آذربُد - نگهبان آتش

آذرپات

آذرپاد

آذر پر

آذر پرست - ارجگزار آتش

آذر پروا - دوستدا آتش

آذر پاک - آتش پاک و اشویی

آذر پیرا - نگهبان آتش، پیرایشگر آتش، آراستگر آتور

آذر پیام - پیام آتشین و نیک

آذر خَروه (خروه مانند مکوش) - نام آتشکده شکوهمند ایران باستان، دارنده فروفروغ آتش

آذر داد

آذرسا

آذرشُست (شست مانند گفت) - مرغ آتش، سمندر

آذرشسب (شسب مانند اسب) - نگاه به "آذر شست"

آذر شهر - شهرآتش، شهر پرفروغ

آذر فر - فروغ و شکوه آتش

آذر فرنبغ - آتش فره ایزدی

آذر فروز

آذر فزا

آذر کده

آذرکیش - ارجگزار آتش، آذرین اندیشه، پاک اندیش، بلند اندیش

آذرگاه - جایگاه آتش

آذرگان - آذرگاه

آذرگشسب (گشسب مانند گذشت) - دارنده است نرم آتشین

آذرگون - آتشفام، آتش سان

آذرمان - نگهبان آتش، مانند آتش

آذرماها - پورآذرماه

آذرمنش - آتش نژاد، والاتبار

آذرمهان - آتش بزرگان، آتش پرفروغ

آذرمهتر - آتش برافروخته و بزرگ

آذرنگار - نگار آتش، نگارگر آتشین

آذرنیو (نیو مانند دید) - دلیرپرخروش، دلاورآتشین، آتش پرشور

آذروان - نگهبان آتش

آذروَن - آذروان

آذروند - آذروان

آذریار - دوست آتش

آذرهمایون - آتش برجسته و با شکوه

آذرهوش - پرهوش، تیزهوش

آذور (مانند چادر) - آتش، آر، آذر

آفتاب پرست - مهر پرست، روشنی پرست، دشمن اهریمن، مردم بلند اندیشه و نیک منش، گل نیلوفر

آفتاب سوار - پگاه خیز، سپیده دم

آراندیش - دارنده اندیشه والا

آربان - نگهبان آتش

آرپات - آربان

آرپاد - آربان

آرپور - فرزند آتش

آرتبار - نیک نژاد، آتش تبار

آرداد - آفریده آتش

آرزاد - آرداد

آرفر - فرو شکوه آتش

آرمزد - آتش اشویی و اهورایی

آرمند - آتشین

آرمنش - دارنده سرشت آتشین

آرنهاد - آرمنش

آرنیا - آرتبار

اخگران - ریزه های آتش، فروزان

اخگرپور - فرزند فروزه های آتش

اخگرداد - آفریده روشنایی و فروغ

اخگر زاد - نگاه به "اخگرداد"

اخگر فر - فروغ و شکوه اخگر

اخگروند - همانند اخگر، فروزان

اشوروز - دارنده فروغ روز

افروزنده - درخشان، فروغ افکن

افسر آذر - والایی آتش، آذروالا

النگه (مانند نهنگه) - زبانه آتش

ایبد (مانند پیکر) - زبانه و اشک آذر

ایژک (مانند میخک) - زبانه آتش

بخت آذر - بخت آتشین و فرخنده

برزومهر (برزو مانند پرگو) - هور رخشان، خورشید بلند، آفتاب

برزین (مانند پروین) - آتشکده بزرگ خراسان، والا، بلند، بالا، باشکوه

برغ (مانند سرد) - روشنی، فر و فروغ (برق نادرست است)

برغ آذر - روشنی آتش

برغ اخگر - فروغ اخگر

به آتری - آتش نیک و والا

به آتور - به آتری

به آدور - به آتری

به آر - به آتری

به آرش - فروغ بزرگ، پرتو نیک

بهتاب - تابنده، فروزان، پرفروغ

بهروز - نیک روزگار، شاد

بیدخت (مانند بی جفت) - فروغ و درخشندگی، ستاره ناهید، دختر ایزد، گرانمایه و بلند پایه

پرتوافکن - پرفروغ، روشنی بخش

پرتوداد - آفریده روشنایی و فروغ

پرتوزاد - پرتو داد

پرتوفر - شکوه روشنایی

پرتو گهر - والاتبار، فروغ تبار

پرتوی - درخشان، تابان، رخشنده

پورآتش

پورآتور

پورآذر

پیرآتش - ارجگزار آتش، رهبر

پیروزآتر - آتش پیروزمند

پیروز آتور - آتشین، آتش پیروز

پیروز آدور - آتش پیروزمند

پیروز آذر - پیروز آتور

تابان - رخشنده، پرفروغ، فروزان

تابان پور

تابان داد

تابان زاد

تابان فر

تابان منش

تابان نژاد

تابان نهاد

تاب زاد - آفریده تابش و فروغ

تشی خوان - آتش گستر سفره آتش

تابش - فروغ، روشنایی، فروزش

تابش پور

تابش داد

تابش زاد

تابش فر

تابش گهر

تابش نیا

تابشی

تابشیان

تاپیک پور - فرزند روشنایی و فروغ

تاپیک فر - درخشان، شکوه فروغ

تاپیک نیا - فروغ نژاد، نیک تبار

تاپیکیان - پرفروغ، روشن، رخشنده

چروند (مانند سربند) - چراغ و فروغ، روشنایی و پرتو

جشن آتور - آتش شادمانی

جلوند (مانند فرزند) - چراغ، فرو فروغ، روشنایی و رخشندگی

جوان آذر - آتش جوان، پرنیرو

جوشان تاب - روشنی بخش، پرشور

جهانتاب - خورشید درخشان، پرفروغ، روشنی بخش جهان

چراغ - روشنی بخش، فروزنده فروغ

چراغ افروز - فروغ افکن، فروزنده روشنایی

چراغ فر - فروغ و شکوه روشنایی و چراغ، درخشش و تابانگری

چرغند (مانند فرزند) - چراغ و چراغدان، روشنایی و رخشندگی

خراسان - جایگاه بلند شدن هور، خورشید جایگاه

خراسانی - وابسته به خراسان

خورداد - آفریده خورشید

خرگام - پایگاه خورشید

خوروند - درخشان، رخشنده

خوش روز - نیکبخت، کامروا، نیکروز

دارشاد - پرفروغ، درخشان

دادفروغ - آفریده روشنایی

درخش (مانند درفش) - روشنی، رخشندگی، آذرخش، فروزندگی

درخشا - فروزان، درخشان، تابان

درخشان - درخشا

درخشان پور

درخشان تبار

درخشان فر

درخشان گهر

درخشش - تابش، فروزش روشنی

درخشنده - درخشا

درخشیده - پرتو افکنده، روشنی بخش، پرفروغ و تابش، شایسته

رام برزین - آتشکده شکوهمند فارس

رایومند - دارنده فروغ و روشنایی، دارای فرو شکوه و درخشش

رخشان - پرفروغ، درخشان

رخشان پور

رخشان تبار

رخشان منش

رخشان نژاد

رخشان نیا

رخشان نهاد

رخشانفر

رخشان یار

رخشنده - درخشان، پرفروغ و تابش

رخشنده پور

رخشنده تبار

رخشنده نیا

رخشنده یار

روچ - روشن، افروخته، پرفروغ

روچ فر

روچ نیا

روچ یار

روزافروز - پرتو افکن، روشنی بخش

روزبان - نگهبان روشنایی و فروغ

روزبه - بهروز، نیک روزگار

روزبهان - نگاه به "روزبه"

روزبهی - نیکبخت، فرخنده روز

روزبهین - روز بهی

روزتبار - پاک نژاد، روشن نژاد، بزرگزاده، پاک نیا، پاک بُن

روزخوش - شاد، روز پرفروغ و فرخ

روز فراخ - پس از پگاهان، روز روشن

روزمند - همیشه روشن، نیکبخت

روشن - رخشان، پرفروغ، تابان

روشن پور

روشن تبار

روشن داد

روشن راه

روشن زاد

روشن زاده

روشن گهر

روشن کیش

روشن نیا

روشنگاه

روشن نژاد

روشنی

روشنی بخش

روشنیان

سترگ آذر - آتش بزرگ و شکوهنمد

سوچ - افروخته، زبانه کشیده

سوچه - برافروخته، پرزبانه

شاه آذر - آتش بزرگ

شباهنگ - ستاره بامدادی، درخشان

شبگیر - سپیده بامدادی

شه آتور - آتش شکوهمند بزرگ

شه آذر - شه آتور

شهروز - روز درخشان، نیکروز

شید آیین - کیش درخشان و نیک

شید آزاد - آزاده پرفروغ و تابان

شید اسپهبد - روشنایی چیره، پردرخشش، فرمانده درخشنده

شید رنگ - پر درخشش، رخشان

شیدفر - درخشنده با شکوه، فروزان

شیدور - تابان، فروزنده

شید نیا - دارنده نژاد پاک و روشن

شید یار - نیکروز، خوشبخت

فرآتش - فروغ و شکوه آتش

فرآتور - فرآتش

فرآدور (مانند درچادر) - فرآتش

فرآذر - فرآتش

فرآر (مانند درکار) - فرآتش

فرخ روز - خوشبخت، نیکروز

فرسو (مانند ترسو) - برتر از فروغ و بالاتر از روشنایی

فر فروز - فروغ و شکوه درخشش

فروز فر - نگاه به "فرفروز"

فرشید - شکوه درخشندگی و فروغ

فرشید پور

فرشید تبار

فرشید داد

فرشید راد

فرشید زاد

فرشید گهر

فرشید نیا

فرشید وش

فرشید یار

فروزان - پردرخشش، رخشان

فروزانپور

فروزان زاد

فروزان فر

فروزان گهر

فروزان منش

فروزان نهاد

فروزان نیا

فروزانیار

فروزش - تابش، درخشش

فروزشی

فروزشیان

فره روشن - شکوه روشنایی

کانون - آتشدان، دودمان، خانواده

کهبار (مانند بهدار) - آتش خرد و ریزه های آذر، اخگر

کیش فروز - آیین درخشان، اندیشه والا، کیش بلند پایه و پاک

کیش فروغ - نگاه به "کیش فروز"

کیش فر - آیین پرفروغ

گور (مانند سور) - آتش

گوران - آتشین، وابسته به آتش، نام تیره ای آریایی کردستان

گوران فر

گوران فروز

گوران فروغ

گوران گهر

گوران منش

گوران نهاد

گوران نیا

گوران یار

نارفر - فر و شکوه و  فروغ آتش

نار فروز

نار فروغ

نارمان - مانند آتش، نگهبان آتش

ناروند - همبسته و ارجگزار آتش

نیک رخش - درخشنده، فروزان

نیک فر - شکوه و فروغ نیک و والا

نیک فروز - نیک رخشان، پرفروغ

نیک فروغ - نیکفروز

وارغ (مانند با دل) - روشنایی، برغ

وداغ (مانند زمان) - زبانه آتش

وراغ (مانند زبان) - فروغ و روشنی

ورجافر - فروغ توانایی و شکوه

ورجافروز - شکوه و توانایی فروزنده

ورجافروغ - ورجافروز

هو روز - نیکروز، خوشبخت، فرخ

هوشبام - پگاهان، سپیده دم

هیر - آتش، آموزش

هیر بد - نگهبان آتش، آموزگار بخرد

هیر کده - آتشکده، آموزشکده

 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
shahtahmasb-safavid.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com