FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow خنیاگری arrow موسیقی ایرانی در چین
موسیقی ایرانی در چین چاپ ارسال به دوست
نویسنده نادره بدیعی   
۳۱ شهريور ۱۳۸۶
در شین جیان چین. از روزگاران کهن. سازی به جای مانده است که هم چون دیگر سازهای ایرانی که در این سامان رایج است. جلوه ای از تاریخ و فرهنگ و اصالت دارد. با نامی خوش آهنگ. گوشنواز و اندیشه برانگیز. که پیکرش. تارها و کلیدهایش. کمان و آوایش. بسی آشناست سازی زهی به نام «خوشتار» که خوش بر گوش مینشیند. آنگاه که در یک کارگاه موسیقی خوشتار را دیدم، به خویشتن گفتم که این سازی است فراموش مانده و گوشه نشین، «که کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هایش را......!»

اما بدان هنگام که در برنامه ای، گروه نوازان اویغور در کنار کمانچه، نی، قانون، رباب، قیچک و دوتار، خوشتار نواختند گویی کمان خوشتار بر تارهای دلم کشیده شد، گفتی صدای نخستین ویلنهایی میشنیدم که در دوره تجددطلبی های مشروطیت به ایران آمده بود...آن روز فرایادم آمد که بزرگان موسیقی ایران زمین هم آوا گفتند که ویلن همه زیر و بمها و ظرافتها و فنون و تکنیک موسیقی ایرانی را به خوبی پاسخ میدهد و آن کسان در یاد خانه اندیشه ام نشستند که گفته بودند ویلن همان کمانچه ایرانی است که به اروپا رفته و دیگرگون شده است و گروهی نیز گفته بودند که نخستین ویلن نوازان ایران، ویلن را به شیوه کمانچه مینواختنه اند و از سازشان صدای کمانچه میآید.

اما به راستی ویلن کجا و کمانچه کجا؟ که نه پیکر کمانچه، ویلن را ماند، نه تارهای آن و نه آوای آن، اهل نظر و پژوهشگران موسیقی، به روشنی دریافته بودند که ویلن، زبان عرفان موسیقی ایران را میفهمد و چه خوب هم.... آگاهان باور داشتند که ویلن پاسخگوی نیازهای «زبانی» موسیقی ایرانی است اما هیچ کس در پی آن برنیامد که ویلن را پی جویی کند و چگونگی زایش و پدیدآمدنش را در اروپا دریابد، همگان تنها به این بسنده کردند که ویلن همان کمانچه است و بس و اروپاییان آن را چنان دگرگون کرده اند که از اصل خویش - یعنی کمانچه - بازشناخته نمیشود!، اما به راستی مگر میشود که وجودی را این چنین دگرگون ساخت؟ و اساسا کدام ساز ایرانی است که به اروپا رفته و تا این حد دگرگون گشته باشد که هرگونه همانندی با اصل خود را از دست بدهد که اگر چنین شود دیگر ایرانی نیست و خود سازیست بیگانه و ساخته و پرداخته همان اروپاییان! آخر چه چیز ویلن به کمانچه مانند است؟

توجه کنیم و بیندیشیم که بسیار سازهای کهن ایرانی بوده اند که به دلیل مثلا نارسایی صدایشان یا ضعفهای تکنیکی که داشته اند - و یا دلایلی دیگر - از خانواده سازهای ایرانی به کنار مانده اند و در درازنای تاریخ به فراموشی سپرده شدند و امروز تنها در کتابهای قدیم   موسیقی ایران یا در شعر شاعران پیشین میتوان نشان آنها را یافت، سازهایی هم چون "رود" و "شهرود" که تنها در کتابها یا در موزه های - آن هم موزه های باختر زمین - از آنها نشان مانده است و به یاد بیاوریم که تا همین چند سال پیش در گروه نوازیهای موسیقی ایرانی از "رباب" و "قیچک" نشانی نبود و در چند دهه اخیر، اینان به میان خانواده خود بازگشته اند.

در کتابهایی که به تاریخ موسیقی و مسیر حرکت موسیقی از ایرانزمین به اروپا گواهی میدهند بسیار از کولیان آسیای میانه سخن رفته است و در این گونه کتابها سخن از آن است که موسیقی و سازهای ایرانی که در آسیای میانه رایج بوده است از یک سو به وسیله ی این کولیان به رومانی و مجارستان و قلب اروپا برده شده و در آنجا شناخته و رایج گردید و از سوی دیگر پس از آشنایی اعراب با موسیقی ایرانی و تشکیل حکومت اندلس در اسپانیا، موسیقی ایرانی از آن راه نیز به اروپا رسید و در آنجا آشیان گرفت.

حتی اگر به متداولترین فرهنگنامه ها و دائره المعارفها نیز بنگریم زیر نام ویلن آمده است که ویلن از خاور زمین و در جنگهای صلیبی به اروپا رفته و در آنجا - آنهم در سده های 15-17 میلادی - اروپاییان بر روی این ساز کار کردند، بدنه، سیمها و کلیدهای آن را آزمودند، کم و بیش و کاستی و فزونی نمودند تا آن که به گونه ی امروزی درآمد و با نام اروپایی ویلن از باختر دوباره به خاورزمین و ایران باز گشت و در ایران از آنجا که تنها ساز زهی که در خانواده ی موسیقی ایرانی به جای مانده بود کمانچه بود، بی آن که پژوهشی درخور، پیرامون ریشه های ایرانی ویلن انجام بگیرد گفتند که ویلن همان کمانچه است و در آن روزگار - تجدد طلبی های مشروطیت - پژوهشگر موسیقی نداشتیم و چشمداشتی هم براین گونه پژوهشها نبود که ریشه ها ایرانی ویلن پژوهیده و کاویده شود.

اما، به تاریخ بنگریم که آسیای میانه - که شین جیان چین نیز از نظر موقعیت طبیعی جغرافیایی نیز بخش خاوری و جنوب خاوری این سامان را میسازد - در درازنای سده ها و سده ها در پرتو فرهنگ ایرانی زیسته است و حوزه های فرهنگی آن سامان همیشه در ارتباط و پیوند با حوزه های فرهنگی درون ایران بوده است و بسیار سنتها و آداب و آیین های ایرانی و بسیار هنرهای ایرانی هم چنان در آسیای میانه پایدار است که ما خود آن را به فراموشی سپرده این ولی در این سرزمین ها به دلیل ویژگیهای اجتماعی و جغرافیایی، این سنتها تا به امروز نه تنها در موسیقی که در بسیاری زمینه های فرهنگی دیگر نیز همچنان نگاه داشته شده است و از این دست است سازهای بسیار کهن و فراموش شده ی ایرانی که ما سده های درازی است - به هر دلیل - آنها را به کار نمیگیریم در حالی که آن دیگران که در پرتو هنر و فرهنگ ایرانزمین زیسته اند هم چنان صدای روان خود و عاطفه های خود را با این سازها بازتاب میدهند و از این دست است خوشتار که بی هیچ کم و کاست همان ویلن است که توسط کولیان آسیای میانه به اروپا برده شد و در آنجا به دست استادان موسیقی آن سامان دگرگونی یافت و تکامل پیدا نمود.

خوشتار سازی است زهی با بلندی هشتاد سانتیمتر که نه تنها پیکرش، کلیدهایش، آرشه گرد و فرورفتگی کمره اش که سیمها و صدایش نیز با اندک تفاوتهایی ویلن را میماند، پیکرش هم چون ویلنهای اروپایی از 57 قطعه اصلی پدید آمده که آن را در شین جیان از چوب درخت کاج سپید میسازند، کمان خوشتار را هم چون آرشه ی ویلنهایی که در اروپا به تقلید از خوشتار ایرانی ساخته شد هم چنان از موی دم اسب میسازند.

دیگر آن که سیم کوک و نیز "خرک" در خوشتار همانند ویلن است که خوشتار چهار سیم و چهار کوک دارد و از نظر جنس سیمها نیز میان خوشتار و ویلن   به طور کلی تفاوتی نیست اما اروپاییان دگرگونی هایی در کاربرد سیمها داده اند که باید از نگرشگاه فنی سازشناسی و به یاری اهل فن بررسی گردد و نکته ی جالب آن که در شین جیان به تازگی به جای کمان سنتی خوشتار، گاه از آرشه ی ویلن برای نواختن این ساز بهره میگیرند و چنانکه در کتابهای پژوهشی موسیقی چینی آمده است اویغوران باور دارند که خوشتار بر اساس ساز قدیمی سه تار که با کمان نواخته میشود و هنوز در شین جیان رایج است و در پیش از آن یاد شد پدید آمده است.

در شناخت خوشتار و تاریخ و هویت ایرانی آن بارزترین نکته ای را که دلیلهای بسیار روشن دارد و اگر بخاهیم در اینجا دلایل آن را بنگاریم سخن بسی به درازا میکشد آن است که خوشتار از جمله سازهایی بوده است که پیروان مانی از آن بهره میبرده اند و شین جیان نیز خود بزرگترین کانون مانویان در درازنای تاریخ میباشد وبر پایه ی اسنادی که به دست آمده مانی خود مدتها در این سامان زیسته است و امید آن که مانی شناسان و دست اندرکاران پژوهشهای مانوی به کاوش پیرامون نفوذ موسیقی ایرانی در شین جیان و تاثیر عرفان و سماع مانویان در آن سامان نیز دل بنهند و رازهای فرهنگ ایران زمین را که در دل دیگر فرهنگها نهفته است بر شیفتگان بگشایند.

اینک بیندیشیم که تجدد طلبیهای دوره ی آغازین مشروطیت و آنگاه که با فرهنگ و هنر و موسیقی و سازهای اروپایی رویارو شدیم ویلن به ایران بازگشت و ما او را چون بیگانه ای که به سرزمین ما آمده است پذیرا شدیم، هم چون یک بیگانه، یک خارجی که تبعه ی ایران شده باشد با ویلن برخورد کردیم، نپژوهیدیم که ریشه اش کجاست و نام ایرانی اش چیست و نگفتیم که ویلن سازی است که به زادبوم و میهن خود بازگشته، گفتیم بیگانه ای است که با خلق و خوی و عادتها و سنتهای ما آشنا گردیده است.

به یاد بیاوریم بدان هنگام که گروهی چنگ نواز اروپایی برای اجرای برنامه ی موسیقی به ایران آمدند در آگهی ها همه جا از آنان به نام گروه "هارپ نوازان" یاد شد و نگفتیم که این اروپاییان هستند که بر دو ساز ایرانی خوشتار و چنگ نام اروپایی ویلن و هارپ را نهاده اند و این اروپاییان هستند که ساز ایرانی خوشتار و چنگ را میتوازند.

به نکته ای بسیار اندیشه برانگیز نگرش داشته باشیم و آن این است که همه ی استادان موسیقی ایرانزمین و همه ی بزرگان موسیقی ما که ویلن مینوازند همه با هم و یک صدا میگویند و باور دارند که ویلن سازی است که تمامی حالات موسیقی ایران را بازتاب میدهد، همه ی بزرگان دانش موسیقی باور دارند که ویلن به خوبی از پس ظرافتها و نرمیها و زیر و بمها، شگردها و زیباییها و فنون و تکنیک موسیقی ایرانزمین برمیآید و چرا؟

به راستی چرا چنین است؟ مگر بیگانه ای میتواند آنچنان ایرانی بشود که روح والای عرفان موسیقی ما را دریابد؟ مگر بیگانه ای میتواند آنچنان آشنا گردد که احساس ایرانی ما را از جهان پیرامون خود بفهمد؟، بیگانه هر چند که آشنا شود به هر روی "ژن" هایی را در وجود خود دارد که ایرانی نیستند، اگر ویلن زبان عرفان موسیقی ایرانی را درمییابد، اگر ویلن احساس ایرانی بودن را نشان میدهد، اگر ویلن بازتاب دهنده ی زبان آهنگین عاطفه های سرشار و بینش ایرانی ما از جهان زیبایی هاست به آن دلیل است که از نهاد وسرشت ایرانی جوشیده و برخاسته و پدید آمده است، به آن دلیل است که روان ایرانی به چوبی خشک جان داده تا صدای روان ایرانی را به گوش بنشاند.

ویلن بیگانه ای نیست که هویت ایرانی گرفته باشد یا تبعه ی فرهنگ و هنر ایران گردیده باشد، ایرانی است و ایرانی الاصل است و خود نایی است از نیستان جدامانده که باید آن را به نیستان اصالتهای موسیقی ایرانی بازگرداند و روزگار وصلش را فراچنگ آورد، بپذیریم که باید به ویلن - این هم میهن فرهنگی و هنری ما که سالهاست به نام «بیگانه ایرانی شده» مورد بی مهری قرار گرفته ارج نهیم و به جبران این بی مهری ها ویلن و در حقیقت خوشتار اصیل ایرانی را به آغوش خانواده اش و به کنار «چنگ و عود و نی و دف و بربط» و سنتور و رباب و تار و سه تار و قانون و کمانچه و قیچک و ضرب بازگردانیم و بگذاریم که هم چنان زبان آهنگین والای عرفان موسیقی و هنر و فرهنگ و روان ما باشد.

در اینجا نکته ای در اندیشه ام جان میگیرد و آن، این است که به دلیل آنکه از دیرباز و از کهن روزگاران تا به امروز، میان خراسان بزرگ و شین جیان چین ارتباط و پیوند رویاروی و معنوی و پیوسته فرهنگی بوده است میپندارم که شاید در تاجیکستان گرامی نیز «خوشتار» مانده باشد و بزرگانی از موسیقی «دیار یار مهربان» خوشتار را بشناسد و حتی بنوازد و اگر چنین است از پیشگاه استادان موسیقی تاجیکستان و نوادگان هنرمند فرزندان پاک سرزمین والای رودکی میخواهم که در این زمینه خاموش نمانند و اگر آگاهی هایی درباره خوشتار ایرانی دارند بنگارند و بر قلم کشند تا پیشینه این ساز، که به دست خردمندان و هنر آفرین ما ساخته و پرداخته شده و به نام ویلن جهان را درنوردیده است، بیش از پیش روشن گردد که این کار خود، بایسته ای سترگ به دوش فرهنگ وران و هنرمندان تمامی ایرانزمین میباشد.

یادداشتها:

در این بخش بجز پژوهشهایی که شخصا در شین جیان انجام داده ام از بن مایه ها و منابع زیر نیز بهره جسته ام:

-1فرهنگ موسیقی چین، گروه پژوهش بخش موسیقی انستیتوی هنری چین، اداره نشریات موسیقی خلق، پکن 1984.

-2موسیقی و فرهنگ جاده ابریشم، چائو جین بائو، انتشارات مرگز پژوهشهای هنری شین جیان، ارومچی 1988.

-3جزوه ساز شناسی، از انتشارات مرکز آلات موسیقی ملی شین جیان، ارومچی (بی تا).

-4دائره المعارف بریتانیکا.

 -5چین، هوشین نی ین، ارومچی، 1988.

 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_cyrus.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com