مردم ایران، مانند مردمان دیگر کشورهای جهان، نیاز به آزادی و دادگری دارند که بتوانند بدون ترس اندیشهی خود را بازگو کنند. شهروندان تنها در برخورد و پیوند اندیشهها میتوانند از دشواریهای اجتماع خود بکاهند. مردمی که از بازگو کردن اندیشهی خود میترسند در دروغ پرورده میشوند و برای برآوردن نیازهای زندگی دانش و توان خود را در اختیار و در سوی نیروی حاکم میگذارند. به زبانی دیگر با گسترش ترس از گسترش اندیشهی آزاد کاسته و بر نیروی زورگویان افزوده میشود.
در سیاهیی ترس مردم نمیتوانند به بنمایهی ارزشهای اجتماعی پی ببرند. در زیر فشار ترس سود یا زیان پدیدههای اجتماعی آشگار نمیشوند و مردم نمیتوانند به درستی آرمانهای خود را بشناسند. از این روی فرهنگ چنین مردمی از تپش بازمیماند و آنها پیوسته فریب میخورند ولی کمتر از شکستهای خود میآموزند.
در درازای هزار و چهارسد سال، که اسلام بر مردم ایران حکم میراند، پدیدهی ترس با همهی بخشهای زندگانیی آنها آمیخته شده است. آنان که در ترس زیست دارند به دروغ پناه میبرند تا ترس خود را پنهان کنند. این مردمان، که در زندان ترس گرفتارند، دروغ را ابزار پیشرفت و کلید گشایش دشواریهای خود میپندارند. این است که برخی از ایرانیان گشایش تنگیها و درمان دردهای اجتماعی را به امام زمان، که به دروغ خلق کردهاند، واگذار میکنند تا از ننگی که در آن شناور هستند شرمنده نباشند.
متولیان اسلام در سرزمین ایران ترس میکارند، مردم دروغ دُرو میکنند و فریب میخورند. این مردم حتا سخنان رسول الله و اوامر الله را به دروغ برمیگردانند تا خود را فریب دهند. الله خود را رحمان و رحیم نامیده است زیرا او گاهگاهی از عذاب و مجازاتی که برای مخلوق خود مهیا ساخته است میکاهد. گاهی هم از مجازاتهای سخت چشم میپوشد پس او غفور است. ولی الله هیچگاه بخشند و مهربان نیست، او مالک جهنم است، که پیکر انسان و مس گداخته را برای آتشگیرهی دوزخ به کار میبرد.
ابر، زمین، خورشید و هوا، که از سرشت و هستیی خود بر جانداران میافشانند، بخشنده هستند. با وجود اینکه هستیی انسان از همین پدیدههای بخشنده پیدایش یافته است ولی انسان خردمند فرمانبردار این پدیدهها نیست.
الله پیوسته با تهدید و عذاب از مردمان عبادت، اطاعت، جهاد و زکات میخواهد. او به راستی چیزی، که از خودش باشد، به جز ادعا ندارد که به کسی ببخشد بلکه او محتاج بخشش مسلمانان است. دیگر اینکه الله از هرگونه احساسات انسانی یه دور است. پدیدههای مهر، شادمانی، خشم، کینه و ترس از ویژگیهای مخلوق او هستند. پس الله نمیتواند مهربان باشد.
با اینکه معیارهای انبوه مردم ایران آگاهانه یا ناخودآگاه به احکام اسلامی آمیخته شدهاند ولی مردم ما از اوامر الله بیخبرند و او را به نیکیهایی که خود دوست دارند متهم میکنند. الله کسانی که به دروغ صفتی را به او نسبت دهند لعنت میکند و آنها را به عذابی سخت گرفتار خواهد ساخت.
برای روشن شدن گفتار به مفهوم پدیدهی "عدالت" در اسلام میپردازیم.البته مفهوم "عدالت اسلامی" در عذابهایی، که الله برای دگراندیشان (کافران) مهیا ساخته است، به روشنی نمایان میشود.
الله، در 114 سورهی قرآن بیش از چهارسد بار، مردمان را از عذابهای سنگین میترساند. بیشتر عذابهای سخت برای کسانی فراهم شدهاند که ایمان نیاوردهاند یا از اوامرالله سرپیچی میکنند. البته سختترین مجازاتها برای کسانی است که گفتار رسول او را باور نمیکنند. یعنی در نزد الله آزادانه اندیشیدن به ویژه خردمندانه اندیشه کردن کفر شمرده میشود و دردناکترین عذابها برای کسانی فراهم شده است که اندیشمند باشند.
این آیات، که از مجازات دگراندیشان سخن میگویند، به آن گونه ترس آور هستند که انبوهی از مردمان را به پذیرفتن پستی، خفت، بردگی و احکام انسان ستیزی وادار میکنند. آیات عذاب، که بیشتر آنها یکنواخت و همسان و همسنگ هستند، نیروی اندیشه را در انسان میخشکانند. از این روی تنها به بخش اندکی از این آیات، که ماهیت حکومت اسلامی را آشگار میکنند، اشاره میکنم. شاید مفهوم "مهرورزی در اسلام"، برای برخی از مسلمانان که از شناختن ویژگیهای الله پرهیز میکنند، روشن بشود.
سوره 2، البقره،
آیه 7 : الله بر دلها و بر گوش کافران مهر نهاده، و بر چشمهایشان پردهاى کشیده است و آنان را به عذابى بزرگ میآزارد. (مگر مردم آزاری به جز این است)
آیه 59 : آنگاه که ستم ورزیدند، سخن را به چيزى جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبديل كردند؛ پس بر سر ستمكاران به كيفر نافرمانيشان عذابى از آسمان فرو فرستاديم. ( پس مفسرین راستین همیشه وجود داشتهاند)
آیه 86 : ايشان كسانى هستند كه زندگانى دنيا را به بهاى آخرت خريدند؛ از اين روى عذاب آنها كاسته نشود و يارى نيابند. (مانند حافظ که روضهی رضوان را به جوی نمیخرد)
آیه 284 : آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن الله است؛ و آنچه را که در دل دارید آشكار كنيد يا پنهان داريد، الله از شما حساب پس خواهد گرفت، آنگاه هر كس را كه بخواهد مىآمرزد و هر كس را كه بخواهد عذاب مىكند؛ و الله بر هر كارى تواناست. (ولی با اجازهی امام شیعیان) روشن است که توانایی و زور الله از گسترش ترس در مردم میرویند و الله حقانیت خود را با زور پیروان، که از ترس به هم پیوستهاند، بر همگان تحمیل میکند. در این آیات سخن از زشتکاری یا نیکوکاری نیست؛ زیرا الله عذاب را به دلخواه بر هرکس که بخواهد وارد میآورد.
حکومت در میان مسلمانان درست بر اساس حاکمیت الله بنا شده است. مردم مسلمان چنین شیوهی ستمکارانهای را زشت نمیدانند. زیرا هر زشتکاری، که از الله سربزند، در آن حکمتی میپندارند که انسان آن را نمیداند. از این روی حکومتهای اسلامی مشروعیت ستم کردن را از الله گرفتهاند؛ آنها نیازی ندارند که حکمت ستمکاریی خود را بر مردم روشن کنند. زیرا در بینش اسلامی انسان نادان است او اجازه ندارد و نمیتواند به رازهای حکمت پیببرد. سوره 3، آل عمران، آیه 4 : پیش از این فرستاده شده است، كسانى كه به آيات قرآن كافر شدند، آنها كيفر شديدى دارند و الله توانا و صاحب انتقام است. (حکومت اسلامی، انتقام جویی خود را، از الله یاد گرفته است) آیه 56: امّا کافران را سخت عذاب کنیم در دنيا و در آخرت و براى آنها هیچ یاوری نيست. (به ویژه در حکومت اسلامی) آیه 91 : كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، اگر چه زمينی را پر از طلا كفّاره بپردازند، هرگز از آنها قبول نخواهد شد؛ و براى آنان، مجازاتِ دردناك است؛ و هیچ یاوری نخواهند داشت. (مگر مردگان هم کفاره میدهند؟) آیه 177 : كسانى كفر را به جای ایمان خريده اند، به الله هیچ زيانى نمىرسانند؛ آنها را مجازات دردناکی برسد. (نیش عقرب نه از ره کین است) سوره 4، النساء، آیه 14 : و آن كس كه از اوامر الله و رسولش سرپیچی کند و از احکام او بگذرد، او را در آتشى جاودانه وارد مىكند؛ و براى او مجازات خواركنندهاى است. (پس شافع محشر چه کاره است؟) آیه 84 : پس بکش در راه الله ، و مومنان را بر این تشویق کن، تو پاسخگوی نیستی! باشد که الله از قدرت كافران جلوگيرى كند، الله قدرتش بيشتر و مجازاتش دردناكتر است. (اکنون به مومنان میگویند: تروریستهای اسلامی) آیه 151 : آنها گروه كافرانند؛ به حقیقت برای آنها مجازات خواركنندهاى فراهم ساختهايم. (دستت درد نکنه) سوره 5، المائده، آیه 36: اگر تمام آنچه روى زمين است و همانند آن مال کافران باشد و بخواهند، با آنها، کيفر روز قيامت را بخرند، از آنان پذيرفته نخواهد شد؛ و دردناک مجازات خواهند شد. (ولی مسلمانان میتوانند خیلی ارزان قیامت را بخرند) آیه 73 : آنها كه گفتند: (الله، يكى از سه خداست) بيقين كافر شدند؛ الله یگانه معبودی است؛ و اگر از آنچه مىگويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى بر آنها خواهد رسيد. (اگر پاپ دل شیر هم داشته باشد عقیدهی خود را بازگو نمیکند) آیه 115 : الله گفت: اگر بر آنچه که برشما فرود آورده ام کافر شوید، شما را آن چنان عذاب دهم که احدى از جهانيان را چنان عذاب نكرده باشم. (پس بیشتر مسلمانان جهان کافر شدند که عذاب میکشند؟) الله در قرآن سدها بار کافران را به عذابی دردناک تهدید کرده است. کافر کسی است که به اسلام ایمان ندارد. یهودها و مسیحیها هم کافر هستند. شگفتی در این است که مسلمانان نه تنها از این آیات شرمی ندارند بلکه الله را با همین ویژگیها عادل میپندارند. بر همین اساس است که مسلمانان پیشوایان خود را برای کشتار دگراندیشان در راه الله ستایش میکنند و خودشان هم به ریختن خون کفار افتخار دارند. اگر روشنفکران ما اندکی در مورد ماهیت الله، که در آیات قرآن نمایان است، اندیشه کنند خواهند دانست که در حکومت اسلامی شکنجه دادن و کشتن دگراندیشان اجرای عدالت الاهی است. در این احکام هر کس که ورای اوامر الله اندیشه کند کافر است و اندیشه کردن کافر، محارب با الله شمرده میشود، مجازات کافر در این دنیا اعدام است. در این آیات دیده میشود که کردار کافران معیار سنجش عذاب و مجازات آنها نیست، یعنی نیازی نیست که کافر با اسلام دشمنی داشته باشد یا کاری برخلاف احکام انجام دهد بلکه هر کافری که به اسلام ایمان نیاورد به سختی عذاب خواهد کشید و مجازات میشود. در برابر الله کافرانی هم که کرداری همسان و همسو با احکام اسلام داشته باشند(بسان یهودیها) باز هم سزاوار عذاب هستند. ( البته در سورهی توبه، آیه 29 آمده است: بکشید کسانی را که به الله و احکام (...) او ایمان ندارند, همچنین آن د سته که خود اهل کتاب هستند ولی اسلام را نپذ یرفتند؛ مگر اینکه تعهد کنند که با خواری و خفت بدست خود جزیه بپردازند.) آیا آزادیخواهان میتوانند اوامر الله را در مورد کافران (دگراندیشان) بپذیرند یا از شنیدن چنین گفتاری، که از گسترش اندیشه جلوگیری میکند، بر خود میلرزند و شرمنده میشوند. اگر کسی اوامر خشمناک الله را بپذیرد، پس او خود ستمکار است، نمیتواند آزادیخواه باشد. اگر کسی آزادیخواه باشد، او آیات خشمآور الله را رد میکند، پس الله و والیان الله برای او عذابی دردناک مهیا میسازند. کسانی که گرگ را در خانوادهی خود پرورش میدهند باید بدانند که سرانجام گرگ زاده گرگ خواهد شد. نمونه: جهادگران طالبان و بن لادن از پرورش یافتگان آمریکا هستند، که آمریکا آنها را برای جهاد با سربازان شوروی آموزش داده است، ولی میبینیم که مجاهدین اسلام در راه الله بر ضد پروردگار خود هم جهاد میکنند. گرچه در اسلام انسان با الله همسرشت نیست ولی مسلمانان به کردار ویژگیهای الله را به کار میبرند. سوره 6 الانعام، آیه 43 : چرا هنگامى كه ما آنها را عذاب دادیم زاری نکردند؟! بلكه دلهاى آنها سخت شد و هر کاری که میکردند، شيطان آنرا زیبا جلوه میداد. (چرا زور الله به شیطان نمیرسد؟) آیه 49 : و آنها كه آيات ما را دروغ پنداشتند، برای این گناه عذاب خواهند کشید. (در زیر شکنجه توبه میکنند) آیه 125 : آن كس را كه الله بخواهد سينهاش را براى اسلام، گشاده مى سازد؛ و آن كس را كه گمراه بخواهد، سينهاش را آنچنان تنگ مىكند كه گويا او به آسمان پر میکشد، به این گونه الله پليد می سازد، کسانی كه ايمان نمىآورند. (پس معراج از تنگ دلی پدیدار میشود؟) سوره 7 الاعراف، آیه 4 : چه بسيار شهرها را ویران کردیم،عذاب ما، شبهنگام، يا درهنگام خواب نیمروز، بر آنها وارد آمد. آیه 97 : آيا اهل آباديها، هنگام خواب ایمنی خواهند داشت، زمانی که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد. (به این میگویند: عدالت در اسلام) سوره 8 الانفال، آیه 13 : برای این که آنها با الله و رسولش لجاجت کردند و هر كس با الله و رسولش لجاجت کند، الله شديد العقاب است. (هر کس که زیر بار نرفت لجباز است؟) سوره 9 التوبه، آیه 14 : بکشید آنان را تا الله آنها را به دست شما عذاب دهد و رسوا سازد، و بر قلب شما مرهم نهد شما را شفا بخشد. (پس در حکومت اسلامی خیلی یدالله داریم) سوره 17 بنی اسرآییل، آیه 10 : و آنها كه به قيامت ايمان نمىآورند، برای آنان عذاب دردناكى آماده ساختهايم. (اگر ایمان بیاورند چی؟) سوره 20 طه، آیه 48 : به ما وحى شده كه عذاب بر كسى است كه انکار کند و سرپيچى نمايد. (پس راهی به جز تسلیم نیست) آیه 127 : و همچنین جزا مىدهيم كسى را كه با سرسختی به آيات الاهی ايمان نياورد! و نیز عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است. (لعنت و رحمت الله برای کافر چه مفهومی دارد؟) در این آیات و سدها آیات دیگر در قرآن، سخن از عذاب دادن به کسانی است که ایمان نمیآورند، سخن از سوختن اندیشهی انسان است که او باید از اوامر الله بدون چون و چرا اطاعت کند. چون خرد انسان ناراستی و نادرستی را نمیپذیرد؛ این است که فقها و علمای اسلامی میکوشند تا همهی خشمی که الله بر مردمان وارد میسازد "عقلانی" تفسیر کنند. بازدهی همهی تعبیر و تفسیرها این است: هرآنکس که خفت بردگی را بپذیرد عاقل و مسلمان است، آن کس که خردمندانه بیندیشد جاهل و کافر شمرده میشود. کسانی که ادعا دارند که: "الا اکراهَ فی الدّین" به مفهومی است که هر کس آزاد است اسلام را بپذیرد یا رد کند؛ این کسان اگر دروغگو نباشند خودفریبند. در سوره البقره، آیه 256 میگوید: در كار دين اكراهی نيست؛ زیرا كه راه از بيراهه به روشنى آشكار شده است. به درستی از آیات دیگر آشگار میشود که هر مسلمان باید، یعنی مجبور است، اسلام را به آنگونه که امر شده است بپذیرد و در ایمان او نباید هیچ اکراهی وجود داشته باشد. اگر در ایمان کسی اکراهی باشد او کافر است و مجازات میشود. هیچ اکراهی نیست چون، از دیدگاه رسول الله، همه چیز روشن بیان شده است. سوره 22 الحج، آیه 22 : هر آن گاه که آنها بخواهند از عذاب دوزخ خارج شوند، باز پس رانده میشوند؛ پس بچشيد عذاب آتش را. آیه 57 : و كسانى كه کفر کردند و آيات ما را دروغ شمردند، برای آنها عذاب خواركنندهاى فراهم است. سوره 23 المومنون، آیه 76 : آنها را به عذابی سخت گرفتار ساختيم، ولی آنها نه الله را ستودند و نه به زاری پرداختند. سوره 35 فاطر، آیه 36 : كسانى كه كافر شدند، آتش دوزخ براى آنهاست؛ نه به مردن آنها امر میدهیم و نه چيزى از عذابش از آنان کاسته مىشود، ما اين گونه هر کافران را جزا مىدهيم. سوره 65 الطلاق، آیه 8 : چه بسيار(مردم) آباديها كه از فرمان الله و رسولانش سرپيچى كردند و ما بشدّت از آنها حساب پس گرفتیم و به مجازات كمنظيرى گرفتار ساختيم. سامان هر کشوری آیینهی تصور مردم همان کشور از آفرینش است. حکومت اسلامی در ایران تصویر خالقی است که در ذهن مردم ایران نگاشته شده است. این مردم پذیرفتهاند که کسانی به جای الله، خلیفه، میتواند بر آنها حکمرانی کند و آنها اجازه ندارند از فرمان او سرپیچی کنند. این است که نادان پروران حکومت پیوسته کردار و دستورات ولایت فقیه را ستایش میکنند و اندیشهی همگان را از شناخت راستی بازمیدارند. این است که سرکردگان حکومت اسلامی بدون شرم وظایفی بر مردم میگذارند و مردم ناآگاهانه بدون ننگ آن اوامر را اجرا میکنند. نخست سرکردهی حکومت میگوید که "ما" چه میخواهیم یا چه نمیخواهیم و نوکران الله هم آن گفته را ستایش میکنند، سپس برخی از مردم برای سودجویی بیعت خود را آشگار و برخی از ترس چماقداران به نوازش اسلامفروشان دیگر میپردازند. کسانی که اجازه ندارند حتا پوشاک یا همسر خود را آزادانه برگزینند چگونه میتوانند فریاد بزنند: "انرژی هستهای حق مسلم ماست". آیا این کسان تا کنون ندانستهاند که آزادانه اندیشه کردن، بدون ترس سخن گفتن، حقی است که با هر انسانی زاییده میشود. ولی این حق مسلم انسان از ایرانیان گرفته شده است. مردو آناهيد