FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow جستار ها arrow جستار های گوناگون arrow آيا، از خون جوانان وطن لاله دميده ؟؟؟
آيا، از خون جوانان وطن لاله دميده ؟؟؟ چاپ ارسال به دوست
نویسنده بهرام چوبینه   
۰۵ آبان ۱۳۸۶
فتحعلى شاه آنطورى كه نقاشان آن زمان وى را ترسيم كرده اند زيبايى قرون وسطايى داشت. مورخين مى نويسند وى به ريش بلند خود مغرور و مشعوف بود و مى پنداشت در شرق و غرب عالم كسى به زيبايى و دانايى او يافت نمى شود. وى بسيار خرافاتي و به اوراد و به سعد و نحس ستارگان معتقد بود، به سحر و جادو و طلسم و اين گونه اباطيل ايمان كامل داشت و در همه كارهاى خود با فقهاى زمان خود شور و مشورت مى كرد. مدعى بود كه چهره ملكوتى و هاله اى از نور صاحب الزمانى بر گرد صورت او نمايان است.
به ميرزا تقى على آبادى كه شاعرى صاحب كمال بود دستور داده بود رساله اى مطابق دعاوى خود فتحعلى شاه در شرح عقل و كياست ، زيبايى و »جهانگشايى هاى« او بنويسد و آن رساله را »شمايل خاقانى« نام داده بود. »شه كشورستان« در اين رساله حتا شكست هاى پياپى خود را از روسها و عهدنامه هاى شوم و ننگين گلستان و تركمن چاى را فتح و پيروزى عليه »كفار روس« جلوه داده است... همه كس ميداند كه اين جنگها با فتاوى فقها و مراجع تقليد آن دوران آغاز و بالاخره با شكست خفت بار ايرانيان پايان گرفت و نيمى از سرزمينهاى ايران به چنگ دولت تزارى افتاد.....
تقريباً دويست سال از آن زمان گذشته است و اكنون ملت ايران با »شمايل  فقها« روبرو است. روضه خوانها ديكتاتورى »ولايت مطلقه فقيه« تأسيس كرده اند و در رسانه هاى همگانى ايران همان دعاوى فتحعلى شاهى را براى خود تكرار ميكنند. سيد على خامنه اى »مقام معظم رهبرى« و »مقام معصوم از خطا« عنوان يافته  و شيخ على اكبر رفسنجانى، دلال »خانه هاى كلنگى« عنوان »سردار سازندگى« گرفته است. به محمد خاتمى لقب »فيلسوف« داده اند و نواى »گفتگوى تمدنها« سر ميدهد؛ اما همين جناب فيلسوف خلخالى و لاجوردى را خدمتگذاران محبوب انقلاب اسلامى و شهداى راه دين نام مى برد.... فقها، دلالان بازار و كاركنان ميدان سبزى فروشها بنيانگذار و وزير دستگاه هاى مخوف امينتى و اطلاعاتى هستند و پس از بازنشستگى عنوان »روشنفكر دينى«، »تئوريسن مردم سالارى دينى« و »مصلح اجتماعى دينى«، »وكيل مجلس شوراى اسلامى« و »سردار« و »وزير كابينه« و »استاندار« مى شوند و از همه مهمتر تيتر دكتراى »كارشناسى« از دانشگاه امام صادق دريافت ميكنند. تخصص آنان آشوب سازى عمدى، ارعاب و چاقوكشى ميان شهروندان، ترور و ايجاد فضاى وحشت و حلق آويز كردن مردم بى گناه در ميادين شهر است. پاسدارها از همين گونه دانشگاهها دكتر و سپس رئيس جمهور ميشوند و غزل »مهرورزى« ميخوانند. جنگ را »نعمت الهى« مى دانند و از ترور و خونريزى در سراسر جهان بى پرده دفاع ميكنند. يأجوج مأجوج هاى قرن ما تأسيس »حكومت الله« را تنها براى ايرانيان كافى نمى دانند، بلكه استقرار »نظام الهى« خود را براى جهانيان ميخواهند و به صادر  كردن آن مشغولند. در اين ٢٩ سال حكومت ناب اسلامى نه تنها »ولات مطلقه فقيه« جامهاى گوناگون زهر، نوش كرده اند، بلكه ملت ايران بطور مستمر و هر روزه جام هاى زهر سر مى كشد و آنگاه همين »گوركنها« در »لعنت آباد مطلقه فقيه« از پيروزيهاى خود در جنگ با استكبار جهانى بحر طويل ميخوانند و براى پايدار نگاهداشتن نظام الهى »ولايت مطلقه فقيه« در پى ساختن »بمب اسلامى« خود هستند..... آنچه كه آوردم تنها بخشى نا چيز از فهرست رساله قطور »شمايل فقها« در عصر كنونى است. من از خواننده اين سطور دعوت ميكنم با هم تنها يك سند از پيروزيهاى فقها را در جنگ هشت ساله با عراق مطالعه كنيم:
روايت فتح
نام عمليات: كربلاى پنج
زمان عمليات: ١٩/١٠/١٣٦٥
رمز عمليات: يا زهرا (س)
محور عمليات: غرب اروند رود؛ حد فاصل غرب شلمچه عراق و شرق بصره
هدف عمليات: انهدام ماشين جنگى دشمن و آزاد سازى بخشهائى از استان مهم بصره.
خسارت وارده بر دشمن: سقوط ٨٢ فروند هواپيما، انهدام ٧٠٠ دستگاه تانك و نفر بر و ١٥٠٠ دستگاه انواع خود رو و ٢٥٠ قبضه انواع توپ صحرائى و ضد هوائى و ٤٠٠ دستگاه ادوات جنگى، مهندسى و هزاران قبضه سلاح سبك و مهمات.
غنائم بدست آمده از دشمن: ٢٢٠ دستگاه تانك و نفر بر، ٥٠٠ دستگاه خودرو، ٨٥ قبضه انواع توپ صحرائى و ضد هوائى و هزاران قبضه سلاح سبك و مهمات.
اماكن آزاد شده: آزاد سازى پاسگاههاى بوبيان، شلمچه، توت سوارى. آزاد سازى چندين كيلو متر از جاده آسفالته شلمچه به بصره. تصرف جزاير مهم و استراژيك بوارين، فياض ام الطويل و شهرك مهم دو عيجى، رودخانه دو عيجى، نهر جاسم و آزاد سازى روستاهاى خرنوبيه، سعيديه، فين، سليمانيه، سبحان، جائم و عطبه.
نيروهاى متلاشى شده دشمن: انهدام كامل ٨١ تيپ و گردان مستقل و ٣٤ تيپ و گردان مستقل تا ميزان ٥٠ در صد.
تعداد اسراء ، كشته و زخمى دشمن: ٥٦٠٠٠ تن كشته و زخمى و تعداد ٢٦٥٠ تن اسير.
وسعت منطقه آزاد شده: ١٥٥ كيلو متر مربع خاك ميهن اسلامى و سرزمين عراق.
گمان نكنيد كه »روايت فتح كربلاى پنج« و پيروزيهاى »لشكر اسلام« را از »رساله شمايل خاقان« فتح على شاه قاجار كلمه بكلمه نقل كرده ام. نه اين چنين نيست، بلكه »گزارش سرى از عمليات كربلاى پنج، از اسناد اتاق جنگ« ارتش و سپاه پاسداران شكست ناپذير جمهورى اسلامى است كه همين عالى جناب رهبر كنونى اسلامى ايران، آيت الله سيد على خامنه اى و همدست قديمى او شيخ على اكبر رفسنجانى و سرداران و دست اندركاران آن زمان، براى رهبر و بنيانگذار جمهورى اسلامى، امام روح الله خمينى موسوى، تهيه و ارسال داشته اند. كسانى كه اين گزارش سرى سراسر دروغ را نوشته و از خود براى آيندگان به يادگار گذاشته اند، همگى اكنون از رهبران، روئساى گذشته و حال جمهورى اسلامى و رجال اصلاح طلب و روشنفكران و روزنامه نويسان در جمهورى اسلامى هستند...... و غنى سازى اورانيوم را با شدت و حدت ادامه ميدهند و بدروغ ابراز انزجار از ساخت بمب اتمى  ميكنند....
ارزش يك كليد پلاستيكى...
حال »روايت« واقعى »فتح« در »عمليات كربلاى پنج« را از زبان محمد سلام خبرنگار مسلمان لبنانى بشنويم كه خود از نزديك شاهد و ناظر يكى از خونين ترين و شرم آور ترين مصافهاى تاريخ نظامى جهان بوده است.
محمد سلام بيش از چهل سال براى خبرگزاريهاى جهان خبر تهيه ميكند. وى از سال ١٩٧٥ با جنگ هاى داخلى لبنان و سپس در همه جنگ ها و تحولات خونبار خاور ميانه بعنوان گزارشگر جنگى شركت داشته و بى ترديد صحنه هاى وحشتناكى را شاهد بوده و در زندگى روزنامه نگارى خود، آموخته است كه ماجراهاى دردناك و غمبار جنگ را بگونه اى فراموش كند.
با اين همه تجربه هاى خونين از جنگ، محمد سلام, آن طورى كه خود براى كريستف رويتر Christoph Reuter اعتراف كرده است. يك خاطره از جنگ ايران و عراق را ، با اينكه سالهاى زيادى از آن گذشته، هرگز بفراموشى نسپرده و كابوس وحشتناك آن حتا در خواب هم، وى را رها نكرده است.
محمد سلام تعريف ميكند در سال ١٣٦٥، پس از يك هفته آرامش، حمله ايرانيان بنام »عمليات كربلاى پنج« آغاز شد. وى با تعداد كمى از خبرنگاران خارجى در ناحيه اى در نزديكى دجله و فرات، پشت خاك ريزى نظاره گر اين حمله بوده است. او ميگويد در چند قدمى من يك نظامى عراقى در سنگرش پشت توپ صحرائى نشسته و انگشتان خود را بر روى ماشه توپ آماده گذاشته بود.
محمد سلام شرح ميدهد حمله ايرانيان آغاز شد. در نخست صداهائى نا مفهوم از دور شنيده ميشد. صداى ولوله و همهمه از دور بگوش مى رسيد. مثل صداى حمله ملخ ها به مزارع كشاورزى. صدا آهسته آهسته بلندتر شد و از دور مى شنيدم كه هزاران نفر نعره » كربلا!، يا زهرا!،  يا حسين!، يا خمينى!« سرداده اند.
نا گهان موجى از انسان از سنگرهاى خود بيرون ريختند. هزاران نفر در اين موج سيل آسا بجلو مى آمدند. همه بچه و نو جوان كم سن و سال كه بسختى مى توانستند سنگينى كلاشنيكف خود را بدوش كشند. برخى از اين بچه ها و نوجوانان حتا اسلحه اى هم در دست نداشتند و مشت هاى كوچك و بچگانه آنان در دور دست ديده ميشد كه بسوى آسمان حواله ميدهند. در ميان اين امواج انسانى بندرت يك انسان سالمند ديده ميشد كه بچه ها را بجلو مى راند.
توپچى عراقى در پشت توپ صحرائى آغاز به تيراندازى كرد. مثل اين كه به رديفى از شيشه هاى خالى تير خالى ميكند. او همه را درو كرد. آنها فقط بچه هاى كم سن و سال بودند و امواج انسانى آنها پايانى نداشت و بسوى مرگ مى دويدند و از روى اجساد پاره پاره شده همسالان خود كه جلوى آنان چون تپه اى تلنبار شده بود بالا مى رفتند، بجلو مى  پريدند و آنگاه بگوشه اى پرتاب ميشدند... توپچى عراقى هنوز تير اندازى ميكرد. هلى كوپترهاى عراقى از بالا ايرانيان را زير آتش گرفته بود، اما آنها باز هم مى آمدند و امواج بچه ها پايانى نداشت.
محمد سلام  با آهى سرد و غمبار حرف خود را قطع كرد. فيلتر سيگار خود را كند و بگوشه اى انداخت و داخل چوب سيگار سياه رنگ خود فشار داد، سيگارش را روشن كرد و پكى عميق به سيگار خود زد و چنين ادامه داد:
امواج بچه هاى ايرانى به توپچى عراقى نزديك شده بودند كه يكباره نظامى عراقى از سنگر خود بيرون پريد، اسلحه خود را برداشت و به پشت خاك ريز ما آمد و با اندوه فرياد مى زد كه آخر همه اينها بچه هستند.... اين چنين بود عمليات نظامى ايرانيان در جبهه هاى جنگ..... محمد سلام بخاطر مى آورد كه هر كدام از اين عمليات با امواجى از نو جوانان ١٢ تا ١٣ ساله آغاز مى شد. بچه ها تا مرز مرگ يا پيروزى حمله مى كردند. يك بار پس از يكى از همين حمله ها به اتفاق يك خبرنگار اهل يوگسلاوى، پس از طلوع آفتاب از بصره به جبهه جنگ حركت كرديم. تقريباً ساعت ٩ صبح به ميدان جنگ رسيديم. تا چشم كار مى كرد كشته افتاده بود، فقط كشته، تا دور دست افق هيچ چيز جز اجساد بى جان جوانان ايرانى ديده نمى شد. شروع به شمارش اجساد نوجوانان ايرانى كرديم. تمامى روز بشمارش اجساد مشغول بوديم، تا غروب آفتاب ٢٣٠٠٠ كشته شمارش كرده بوديم، اما بسبب تاريكى شب نتوانستيم بشمارش اجساد ادامه دهيم. بعلاوه بدستور عراقيها مجبور به ترك ميدان جنگ شديم. شمارش اجساد پايان نيافت، با اينكه هيچ كارى جز شمردن جسد انجام نداده بوديم.....
محمد سلام ميگويد ما قبلاً از هجوم امواج انسانى شنيده بوديم، اما حال خود شاهد عمليات و حمله هاى »كربلاى چهار« و »كربلاى پنج« در مردابى نزديك شط العرب، خط مرزى ايران و عراق بوديم......
اين بخش نا چيزى از خاطرات محمد سلام از جنگ ايران و عراق بود و تنها يك نمونه از »روايت« واقعى جنگ و شمارش اجساد كشته شدگان، »جوانان وطن« ، در طول حكومت فقها در ايران است.
آيا همان كسانى كه مسئوليت اين همه جنايات را بر دوش مى كشند، اكنون رهبران مذهبى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و نظامى ميهن ما نيستند؟؟؟
آيا همان كسانى كه اين جنايات را انجام داده اند امروز از غنى سازى اورانيوم و تكنولوژى اتمى بعنوان   آرمانهاى ملى صحبت نمى كنند؟؟؟
آيا جنايتكاران جنگى، يعنى كسانى كه به بچه هاى معصوم دوازده سيزده ساله ايرانى رحمى نكرده اند و مسئوليت يك مليون كشته و صدها هزار معلول جنگى را بدوش مى كشند، دو باره از صبح تا شام از جنگ نمى گويند و مردم را به »انسجام ملى و اتحاد اسلامى« براى يك جنگ خونبار ديگر دعوت نمى كنند؟؟؟
آيا ولى فقيه سيد على خامنه اى در پى ساخت بمب اتمى براى شروع جنگى ديگر نيست؟؟؟
بخاطر داريد كه آيت الله خمينى، ولى قبلى فقيه مسلمين ايران و جهان در مقابل معلولين جنگ چه گفت؟
وى در ديدار با معلولين جنگ گفت:
»شما بچه ها كه مثل فرزندان من هستيد، از اينكه دست و پايتان معيوب است هيچ غصه نخوريد...« اميدوار باشيم كه جنگى ديگر آغاز ننمايند..... تا بلكه از خون جوانان وطن لاله نرويد
به اميد روزى كه ايرانى آزاد و آباد داشته باشيم
٢٥/١٠/٢٠٠٧
آخرین بروز رسانی ( ۰۵ آبان ۱۳۸۶ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Safavid.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com