|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۱۰ دي ۱۳۸۶ |
|
خشنودی ِرَشن ِراستترین و اَرشْتاد ِگیتیافزای ِجهانپرور و گفتار ِراستین ِدر دل افگندهی گیتیافزای را. 1 [ زرتُشت ِ] اَشَوَن پرسید : ای اَهورهمزدای ِاَشَوَن ! ای آن که از هر آنچه پرسم، آگاهی و فریفته نشوی ! ای خِرَد ِفریبناپذیر ! ای از همه چیز آگاه ِنافریفتنی ! من به تو روی آوردهام و با گفتار ِراستین، از تو میپرسم؛ مرا پاسخ گوی : - کدام راستی و دستی در مَنْثَرهی ِوَرجاوَند هست که فرابَرنده، برتر، پرستار، نیرومند، کاردان و سرآمد ِدیگر آفریدگن است.
2 آنگاه اَهورهمزدا گفت : ای سپیتمان اشوَن به راستی من تو را بیاگاهانم از این منثرهی ورجاوند بسیار فرهمند و از آن راستی و درستی که در منثرهی ورجاوند هست که فرابرنده، برتر، پرستار، نیرومند، کاردان و سرآمد ِدیگر آفریدگن است. 3 اَهورهمزدا گفت : یک سوم از بَرسَم را باید به راه خورشید بگسترانی و بگویی : - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی [ رَشْن ِتوانا ] را خواستاریم. من در این آیین «وَر»(1) اَهورهمزدا را همچون دوستی با یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی ِدستان ِسرشار، به سوی ِ«وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. 4 پس آنگاه من - که اَهورهمزدایم - همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده، به یاری تو شتابم و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی ِدستان ِسرشار، به سوی «وَر» روغن و به سوی گیاهان آیم. 5 - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. 6 پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. 7 ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! 8 اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 9 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور اَرِزَهی هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 10 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور سَوَهی هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 11 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور فـْرَدَ ذفـْشو هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 12 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور ویدَذَفـْشو هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 13 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور وُاوروبَرِشْتی هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 14 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور وُاوروجَرِشتی هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 15 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کشور درخشان ِ خَونیرَتَ هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 16 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در دریای ِفراخ کرت هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 17 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو بر بالای درختی باشی که آشیانهی سیمرغ در آن است و در میان ِدریای فراخ کرت برپاست - درختی که دربردارندهی داروهای نیک و داروهای کارگر است و پزشک همگان خوانندش؛ درختی که بَذر ِهمهی گیاهان در آن نهاده شده است - ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 18 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سرچشمهی رود «رنگها» هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 19 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در دهانهی رود «رنگها» هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 20 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در کرانهی این زمین هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 21 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در میان این زمین هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 22 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در هر جای ِاین زمین که باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 23 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو برفراز کوهساران درخشان و بسیار رشتهی البرز هم باشی؛ البرزی که از ستیغ ِآن مِه برنخیزد - آن جا که نه شب هست و نه تاریکی، نه باد سرد و نه باد گرم، نه ناخوشی ِکشنده و نه آلایش ِدیو آفریده - ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 24 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو برفراز کوه ِهمه جا ستوده و زرین هُکـَر هم باشی - آن جا که اَرِدْویسوَراَناهیتا از بلندای هزار بالای آدمی فروریزد - ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 25 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو بر ستیغ کوه البرز هم باشی - آن جا که ستارگان و ماه و خورشید، گرداگرد آن چرخانند - ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 26 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ِستارهی وَنَند ِمزداآفریده هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 27 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ِستارهی تِشتـَر رایومَند ِفرهمند هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 28 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ِستارهی هَفتورَنگ هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 29 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ستارگان دربرداندهی تخمهی آبها هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 30 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ستارگان دربردارندهی تخمهی زمین هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 31 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ستارگان دربردارندهی بذر ِگیاهان هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 32 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ستارگانی باشی که از آن ِ«سپند مینو»یند، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 33 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ماه ِدربردارندهی تخمهی گاو هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 34 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در سپهر ِخورشید ِتیزاسب هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 35 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در جو فروغ بیآغاز هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 36 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در فروغ ِبهشت پاکان هم باشی - آن جا که سرای همهی خوشیهاست - ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 37 ای رَشن ِاَشَوَن ! اگر تو در گَرزمان ِدرخشان هم باشی، ما تو را به یاری همی خوانیم. - ما دادخواهی را بدین جا آمدهایم. ما خشنودی رَشن ِتوانا را خواستاریم. من در این «وَر»، دوستی را به یاری همی خوانم به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان ِسرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان. پس رَشن ِبزرگ توانا همراه باد پیروز، همراه دامویش اوپَمَن، همراه فَر ِکیانی و همراه پاداش مزداآفریده به یاری تو شتابد و به سوی این «وَرِ» برپا شده، به سوی آتش و بَرسَم، به سوی دستان سرشار، به سوی «وَرِ» روغن و به سوی شیرهی گیاهان آید. ای رَشْن ِاَشَوَن ! ای راستترین رَشن ! ای سپندترین رَشن ! ای داناترین رَشن ! ای رَشن که بهتر از همه بازتوانی شناخت ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دید ! ای رَشن که دور را بهتر از همه توانی دریافت ! ای رَشن که بهتر از همه، دادخواه را به فریاد رسی ! ای رَشن که دزد را بهتر از همه براندازی ! اگر تو آزرده نباشی، [ دادخواه را ] بهتر [ بدانچه خواهان است ]، برسانی؛ بهتر زخم فرود آوری و دزد و راهزن را بهتر نابود کنی. 38 «یَثَه اَهو وَیْریو ...» رَشن ِراستترین و اَرشتاد ِگیتیافزای ِجهانپرور و گفتار ِراستین ِدر دل افگندهی گیتیافزای را درود میفرستم. «اَشِم وُهو ...» «اَهمایی رَئِشْچَه ...» : او را فروغ و فر، او را تندرستی، او را پایداری تن، او را پیروزی تن، او را خواستهی بسیار آسایش بخش، او را فرزندان کارآمد، او را زندگی دیرپای، او را بهترین هستی ِاَشَوَنان و روشنایی ِهمه گونه آسانی بخش ... (2)
1. در اوستا «وَرنگْهَه» از ریشه ی «ور» به چم برگزیدن و باور کردن و مصمم شدن است. نام آزمایش دریافتن درست از نادرست که با آیینهای ویژه ای برگزار می شده است. 2. برابر با یسنا، هات 68، بند 11 |
|
آخرین بروز رسانی ( ۱۰ دي ۱۳۸۶ )
|