|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۱۰ دي ۱۳۸۶ |
|
خشنودی ِسُروش ِاَشَوَن ِدلیر ِتن - مَنْثَرهی ِسخت رزمافزار ِاهورایی را. کردهی یکم 1 سُروش ِپارسای بُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای اَشَوَن، رَد ِاَشَه را میستاییم. ای زرتشت ! نیایش ِنیک، بهترین کار در جهان است ...
2 این است آنچه مرد و زن دُروَند را بهتر، از کار باز تواند داشت. این است آنچه چشمها و گوشها و دستها و زانوان و دهان مرد و زن دُروَند را میبندد و آنان را به نابودی میکشاند؛ به ویژه نیایش ِنیک که هیچ کس را نفریبد و نیازارد. نیایش، همچون پهلوانی دلیر و مانند زرهای است که دُروَج را بهتر از هر چیز، از کار باز تواند داشت ... 3 ِسُروش ِ اَشَوَن است که بهتر از هرکس، درویشان را در پناه خویش میگیرد. [ سُروش آن پیروزمندی است ] که بهتر از هر کس، دُروَج را برمیاندازد. اَشوَن مردی که بیشتر از دیگران ستایش ونیایش بر زبان آورد، در پیروزی، زورمندترین است. مَنْثَره بهتر از هر چیز، [ دیوان ] پنهان دُروَج را میراند. «اَهونَ وَیْریَه ...» پیروزمندترین سخن است. سخن ِراست در روز ِپسین، پیروزمندترین [ سخن ] است. دین ِمزداپرستی - داد ِزرتشت - از همهی نهادهای ِخوب، از همهی نهادهای ِاَشَهنژاد، پذیرفتنیتر است. 4 ای زرتشت ! مرد یا زنی که در برابر ِآب ِبزرگی یا دشواری ِبزرگی یا در شب ِتاریک ِمه آلود یا هنگام گذشتن از رودی ناوتاک یا در جای برخورد راهها یا در انجمن ِمردان اَشَون یا در میان ِگروه ِدُروَندان دیوپرست، این گفتار ِفرو فرستاده را با اندیشهی یک اَشوَن، با گفتار یک اَشوَن و با کردار یک اشوَن، بیندیشد وبگوید و بورزد ... 5 ... یا به هنگام بیم و هراس از داوری ِداوران یا در هر هنگام دیگر چنین کند، دیدگان ِ دُروَند ِخشمگین در این روز و در این شب به یاری ِهیچ جست و جویی، او را پیدا نخواهد کرد و دشمنی ِراهزنانی که گله و رَمه را میربایند، به هیچ روی او را گزندی نتواند رساند. 6 ای زرتشت ! این گفتار ِفرو فرستاده را هنگامی که راهزنی نزدیک شود یا دستهای از دزدان یا گروهی از دیوان [ فرا رسند ]، به آواز بلند برخوان. آنگاه دُروندان دیوپرستِ کینهور و جادوانی که جادویی بکار آورند و پریانی که به کارهای پریانه دست زنند، بهراسند و رو در گریز نهند. دیوان، سرکوفته واپس گریزند و پنهان شوند و دیوپرستان و سرکشان، ناتوان و دهان بسته مانند. 7 همچون سگ ِچوپان که گرداگرد ِگله میگردد، ما نیز پیرامون سُروش ِپارسای ِاشون و پیروزمند میگردیم. اینچنین، ما سُروش ِپاک ِپیروزمند را با اندیشهی نیک، با گفتار نیک و با کردار نیک میستاییم. 8 سُروش ِاَشَوَن را برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزیش، برای ستایشی که ایزدان را بجای آورد، با نماز [ی با بانگ ِ] بلند و با زَور میستایم. اَشی بزرگ نیک و نَریوسنگ ِبُرزمند را میستایم. بشود که سُروش ِپارسای ِاشوَن و پیروزمند، ما را به یاری آید. 9 سُروش ِاَشَوَن را میستاییم. رَد ِبزرگ، اَهورهمزدا را میستاییم که در اشوَنی، سرآمد و برتر از همگان است. همهی سرودهای زرتشتی و همهی کـُنشهای نیک ورزیده را میستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد. «یِنگْهِه هاتَم ...»
کردهی دوم 10 سُروش ِپارسای ِبُرزمند ِ پیروز ِگیتی افزای اَشَوَن، رَد ِاَشَه را میستاییم. آن که [ مرد ] آلوده به گناه «کـَیَذَ» را شکست دهد. آن که [ زن ] آلوده به گناه «کـَیِیذی» را شکست دهد. آن که دیو بسیار زورمند ِدروَج - تباه کنندهی زندگی - را فرو کوبد. آن نگاهبان و دیدهبان ِبهروزی ِهمهی جهانیان است. 11 آن که هرگز به خواب نرود و هشیارانه آفرینش مزدا را نگاهداری کند. آن که هر گز به خواب نرود و هشیارانه آفرینش مزدا را نگاهبانی کند. آن که پس از فرورفتن خورشید، سراسر جهان اَستومند را با رزمافزار ِآخته، پاسداری کند. 12 آن که از هنگام آفرینش ِآن دو مینو - سپند مینو و اَنگَر [ مینو ] - [ هرگز ] نخفته و جهان اَشَه را پاسداری کرده است. آن که روز و شب، همواره با دیوان مَزَندَری در نبرد است. 13 آن که از بیم دیوان هراسان نشود و نگریزد. آن که همهی دیوان - ناگزیر - از او هراسان و گریزان شوند و از بیم به تاریکی روی نهند. (1) سُروش ِاَشَوَن را برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزیش، برای ستایشی که ایزدان را بجای آورد، با نماز [ی با بانگ ِ] بلند و با زَور میستایم. اَشی بزرگ نیک و نَریوسنگ ِبُرزمند را میستایم. بشود که سُروش ِپارسای ِاشوَن و پیروزمند، ما را به یاری آید. سُروش ِاَشَوَن را میستاییم. رَد ِبزرگ، اَهورهمزدا را میستاییم که در اشوَنی، سرآمد و برتر از همگان است. همهی سرودهای زرتشتی و همهی کـُنشهای نیک ورزیده را میستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد. «یِنگْهِه هاتَم ...»
کردهی سوم 14 «یَثَه اَهو وَیْریو ...» سُروش ِپارسای ِبُرزمند ِ پیروز ِگیتی افزای اَشَوَن، رَد ِاَشَه را میستاییم. آن که نگاهبان ِ[ پیمان ِ] آشتی [ میان ِ] دُروَند و سپندترین [ اَشَوَن ] است. (2) آن که اَمشاسپندان در هفت کشور روی زمین به سوی او فرود آمدند. آن که آموزگار ِدین است و اَهورهمَزدای ِاَشَوَن، خود بدو دین بیاموخت. سُروش ِاَشَوَن را برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزیش، برای ستایشی که ایزدان را بجای آورد، با نماز [ی با بانگ ِ] بلند و با زَور میستایم. اَشی بزرگ نیک و نَریوسنگ ِبُرزمند را میستایم. بشود که سُروش ِپارسای ِاشوَن و پیروزمند، ما را به یاری آید. سُروش ِاَشَوَن را میستاییم. رَد ِبزرگ، اَهورهمزدا را میستاییم که در اشوَنی، سرآمد و برتر از همگان است. همهی سرودهای زرتشتی و همهی کـُنشهای نیک ورزیده را میستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد. «یِنگْهِه هاتَم ...»
کردهی چهارم 15 «یَثَه اَهو وَیْریو ...» سُروش ِپارسای ِبُرزمند ِ پیروز ِگیتی افزای اَشَوَن، رَد ِاَشَه را میستاییم. آن که اَهورهمَزدای اَشوَن، او را به درهم شکستن دیو ِخشم ِخونین درفش برگماشت. [ نگاهبان ِپیمان ِ] آشتی و پیروزی را میستاییم که جنگ و ستیزه را درهم شکند. 16 یاران ِسروش ِاَشوَن را، یاران رَشْن ِراستترین را، یاران مهر ِفراخ چراگاه را، یاران باد ِاشون را، یاران دین ِنیک ِمزداپرستی را، یاران اَرشْتاد ِگیتیافزای و جهانپرور و سود رساننده به جهان را، یاران ِاَشی ِنیک را، یاران چیستی ِنیک را، یاران چیستای ِدرستترین را ... 17 ... یاران همهی ایزدان را، یاران منثَره را، یاران داد ِدیوستیز را، یاران روش ِدیرین را، یاران امشاسپندان را، یاران سوشیانتهای ما مردم اَشَوَن را، یاران همهی آفرینش ِاَشَه را ... سُروش ِاَشَوَن را برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزیش، برای ستایشی که ایزدان را بجای آورد، با نماز [ی با بانگ ِ] بلند و با زَور میستایم. اَشی بزرگ نیک و نَریوسنگ ِبُرزمند را میستایم. بشود که سُروش ِپارسای ِاشوَن و پیروزمند، ما را به یاری آید. سُروش ِاَشَوَن را میستاییم. رَد ِبزرگ، اَهورهمزدا را میستاییم که در اشوَنی، سرآمد و برتر از همگان است. همهی سرودهای زرتشتی و همهی کـُنشهای نیک ورزیده را میستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد. «یِنگْهِه هاتَم ...»
کردهی پنجم 18 «یَثَه اَهو وَیْریو ...» سُروش ِپارسای ِبُرزمند ِ پیروز ِگیتی افزای اَشَوَن، رَد ِاَشَه را میستاییم؛ همچون ستایشگر نخستین و پسین و میانین و پیشین با نخستین و پسین و میانین و پیشین پیشکش. 19 همهی پیروزیهای سُروش ِاشوَن دلیر ِتن - مَنْثَره، پهلوان ِنیرومند ِجنگاور ِپرتوان بازوان را میستاییم که دیوان را سر بکوبد. [ پیروزیهای ِ] آن پیروزمند ِچیرهدست و اشوَن و بخشندهی برتری ِپیروزی - سروش ِاَشوَن - و ایزد اَرشتی را میستاییم. 20 همهی خانههایی را که در پناه [ نگاهیانی ِ] سروش است، میستاییم. خانمانی را میستاییم که در آن، سروش ِاشَوَن را گرامی داشته و اَشوَن مرد ِسرآمد در اندیشهی نیک، سرآمد در گفتار نیک و سرآمد در کردار نیک را به خوبی پذیرفته باشند. 21 پیکر ِسروش ِاشوَن را میستاییم. پیکر ِرَشن ِراستترین را میستاییم. پیکر ِمهر ِفراخ چراگاه را میستاییم. پیکر ِباد ِاشون را میستاییم. پیکر ِدین ِنیک ِمزداپرستی را میستاییم. پیکر ِاَرشتاد ِگیتی افزای و جهانپرور و سود رساننده به جهان را میستاییم. پیکر ِاَشی ِنیک را میستاییم. پیکر ِچیستی ِنیک را میستاییم. پیکر ِچیستای ِدرستترین را میستاییم. 22 پیکر ِهمهی ایزدان را میستاییم. پیکر ِمَنْثَره را میستاییم. پیکر داد دیوستیز را میستاییم. پیکرروش ِدیرین را میستاییم. پیکر ِامشاسْپَندان را میستاییم. پیکر ِسوشیانتهای ِما مردم ِاَشَوَن را میستاییم. پیکر ِسراسر ِآفرینش ِاَشوَن را میستاییم. سُروش ِاَشَوَن را برای فر و فروغش، برای نیرو و پیروزیش، برای ستایشی که ایزدان را بجای آورد، با نماز [ی با بانگ ِ] بلند و با زَور میستایم. اَشی بزرگ نیک و نَریوسنگ ِبُرزمند را میستایم. بشود که سُروش ِپارسای ِاشوَن و پیروزمند، ما را به یاری آید. سُروش ِاَشَوَن را میستاییم. رَد ِبزرگ، اَهورهمزدا را میستاییم که در اشوَنی، سرآمد و برتر از همگان است. همهی سرودهای زرتشتی و همهی کـُنشهای نیک ورزیده را میستاییم : آنچه را که ورزیده شده است و آنچه را که ورزیده خواهد شد. «یِنگْهِه هاتَم ...» 23 «یَثَه اَهو وَیْریو ...» سُروش ِاشوَن دلیر ِتن - مَنْثَرهی سخت رزمافزار ِاَهورایی را درود میفرستم. «اَشِمْ وُهو ...» «اَهمایی رَئِشْچَه ...» : او را فروغ و فر، او را تندرستی، او را پایداری تن، او را پیروزی تن، او را خواستهی بسیار آسایش بخش، او را فرزندان کارآمد، او را زندگی دیرپای، او را بهترین هستی ِاَشَوَنان و روشنایی ِهمه گونه آسانیبخش ... (3) و (4)
1. برابر با یسنا هات 57، بند 17. 2. نگاه کنید به مهر یشت بند 2. 3. برابر است با یسنا هات 68، بند 11. 4. در دست نویسهای متن اوستا به دنبال این یشت «سروش یشت سر شب» آمده است که همان یسنا هات 57 است و پیش از این در بخش یسنا آمده است.
|
|
آخرین بروز رسانی ( ۱۰ دي ۱۳۸۶ )
|