|
نویسنده ایرج میرزا
|
|
۳۰ دي ۱۳۸۶ |
بیچاره چه می کُشی خودت را دیگر نشود حسین زنده اما دگر این کتل متل چیست وین دسته خنده آورنده تو زینب خواهر حسینی ای نره خر سبیل گنده خجلت نکشی میان مردم از این حرکات مثل .... در سیزده قرن پیش اگر شد هفتاد و دو سر زتن فکنده امروز چرا تو می کنی ریش ای در خور صد هزار خنده هی بر سر و ریش خود بزن گِل هی بر تن خود بمال .... هی با قمه زن به کلّه خویش کاری که تبر کُند به کُنده
 این کودک پاک و بیگناه را از ترس کنی مثال مرده
ایرج که درود علم و فرهنگ بادا به تو مرد دانش و جنگ
|
|
آخرین بروز رسانی ( ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ )
|