FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
و چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
و

وات: (فر) - نیروی کهرب - توانه.

واثق: برجا- استوار- استوان - پایدار.

واجب: ناگزیر- ناچار - بایسته.

واجد: دارنده - توانا - توانگر.

واحد: یکه - یکتا - یگانه.

وادی: بیابان - دشت.

وارث: مانده بر- مرده ریگبر- ریگبر.

واردات: رسیده ها - کالاهای رسیده.

واردبودن: آگاه بودن.

وارد شدن: درآمدن- به درون آمدن.

واسطه: میانجی- پادر میانی- میاندار.

واسع: فراخ - گشاد - گشایش دهنده.

واشر: (ا) - پولک.

واصف: ستاینده.

واصل: رسیده - دریافت شده.

واضح: آشکار- روشن - هویدا - نمایان.

واعظ: اندرزگوی-پندده.

وافر: فراوان - به فراوانی - بیشتر.

وافی: بسنده - کارآمد.

واقع شدن: پیشامدن- رویدادن.

واقع بین: درست بین - روشن بین.

واقعاً: به راستی- به درستی- بی گمان.

واقعی: درست - راست - راستین.

واقعه: رخداد- رویداد- پیشامد.

واقعیت: راستینه - راستینگی.

واقف:آگاه - دانا

واکس: (آ ) مومه اندود- یرندج.

والاقدر: باارزش- باارج.

والامقام:بلندپایه -گرانمایه- والاجایگاه.

والاهمّت: بلندنگر- والاکوشا.

والد: پدر- بابا.

والده: مادر- مام- مامک.

واله: شیدا - شیفته - سرگشته.

واویلا: شیون کنان - افسوس کنان.

واهمه: ترس- بیم - هراس- نگرانی.

واهی: سست - بی بنیاد - پوچ.

وبا: بیماری مرگامرگی

وبال: سختی - رنج - گزند.

وبال گردن: بارگردن - گردن گیر- گرفتاری - دشواری.

وب سایت: تارنما.

وتر: زه

وثوق: استوار- استوانی.

وثیقه: گروی - گروگان.

وجاهت: زیبایی- خوشگلی - خوبرویی.

وجد: شادمانی - خوشی- خرسندی.

وجدان: آوای درونی - بینش.

وجود: هستی- هستش- بودش.

وجود داشتن: بودن- هستی داشتن.

وجه: روی- رویه - زمینه - پول.

وجه تشابه: همتایی- همانندی.

وجهه: نیکنام - خوشنام - سرشناس.

وحدت: یگانگی - همبستگی.

وحشت: ترس- بیم - هراس - باک.

وحشی: سرکش - رام نشده - ددمنش.

وحی: آگاهیدن- سخن پنهان.

وخامت: ناگواری - سختی- بدفرجامی.

وداع: بدرود - پدرود - خدانگهدار.

ودیعه: گروسپاری - سپرده - نهاده.

وِرد: نیایش- ستایش- افسون.

ورطه: گرداب- منجلاب - مرداب.

ورَع: پرهیزکاری - پارسایی.

ورق: برگ- برگه

ورم: آماس- باد.

ورید: سیاهرگ.

ورود: درآمدن- رسیدن.

ورودی: درآیی.

ورودیه: درآیه - پذیرانه.

وزارت: دیوان

وزارتخانه: دیوان سرا.

وزن: سنگینی- گرانسنگی - ارزش.

وزن کردن:کشیدن- سنجیدن- ترازیدن.

وزنه: سنگ- سنگه - سنگ ترازو.

وزین: سنگین- گرانسنگ - ارزشمند - گرانمایه.

وساطت: میانجیگری- پادرمیانی.

وسیله: ابزار- دست آویز- کارمایه..

وسائل نقلیه: ترابرها.

وسط: میان - میانه - میانگاه.

وسع: توانایی - توانگری - فراخی.

وسعت: پهنه- پهنا- فراخی-گستردگی.

وسعت دادن: گستردن - گسترانیدن.

وسواس: دودلی - بدگمانی.

وسواس درنظافت: تن چینَکی.

وسواسی: دودل.

وسوسه: بداندیشی- دیوکامگی.

وصال: پیوند - بهم رسیدن - پیوستن.

وصف: فروزه - ستایش - ارج.

وصف کردن: ستودن- شناساندن.

وصل: پیوند- بهم رسیدن.

وصل کردن: پیوستن - پیونددادن.

وصلت: پیوستگی- خویشاوندی- زناشویی.

وصول: دریافت- بدست آوردن- رسیدن - رسید.

وصله پینه: تیکه دوزی - دوخت و دوز - دستکاری.

وصله ی تن: خویشان - فرزندان.

وصله ی ناجور: ناهمگرا - پیوند ناجور.

وصی: سرپرست - نماینده - جانشی.

وصیّت: سفارش- خواست نامه. اندرز.

وصیّت نامه:سفارش نامه- درگذشتنامه.

وضع: نهادن- گذاردن.

وضع حمل: زایمان - زایش.

وضعیت: چگونگی- چند و چونی- سر و سامان.

وضوح: آشکارشدن- پیدایی - هویدایی.

وطن: میهن- زاد و بوم - زادگاه.

وظیفه: خویشکاری- بایستگی.

وظیفه خوار:روزی خوار - روزینه خوار.

وعد: نوید - مژده.

وعده: نوید، مژده داده

وعده گرفتن: میهمان کردن.

وعده ملاقات: زمان دیدار.

وعظ: پند- اندرز.

وفاء: پیمانداری- مهرورزی.

وفا ء بعهد: درست پیمانی.

وفات: مرگ - درگذشت.

وفات کردن: درگذشتن- مردن- جان سپردن.

وفق: سازگاری- سازواری.

وفور: فراوانی- فزونی- بسیاری.

وقاحت: بی شرمی- گستاخی.

وقار: فرهمندی- گرانسنگی.

وقایع، وقائع: سرگذشتها - رویداد ها - رخداد ها.

وقت: هنگام - گاه، زمان.

وقت و بی وقت: گاه به گاه.

وقف: دهش- وَرَستاد- نهادک.

وقفه: درنگ - ایست.

وقوف:آگاهی- آگاه شدن- پی بردن.

وقوع: پیش آمدن - دست دادن.

وقیح: دریده- بی شرم- پررو- بی آبرو.

وقیحانه: بیشرمانه - با پررویی.

وکالت:نمایندگی- کارگزاری- جانشینی.

وکالت نامه: دادگو نامه- نمایندگی نامه.

وکالت تسخیری: دادگزاری رایگان - دادگزاری گزینشی.

وکیل: نماینده-کارگزار.

ولادت: زاییدن- زایش - زادن.

ولایت: سرپرستی- فرمانروایی.

ولد: فرزند - زاده - پور- بچه.

ولد چموش:مردم آزار- بچه ی سرکش.

ولوله: غوغا - آشوب - جنجال.

ونوس: ناهید.

وهم:ترس- بیم - هراس.

ویزا: (فر) روادید
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_shah_safi-2.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com