|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ |
ل
لاابالی: بی بند و بار- ولنگار- بی خیال.
لااقل: دست کم- دست پایین.
لابد: ناچار- ناگزیر- به ناچار.
لابیرنت: (فر) - پیچ درپیچ.
لاتاری: (فر) - بخت آزمایی.
لاجرم: ناچار- ناگزیر.
لاجرعه: به یک نوش- یکبار نوش.
لاجون: نزار- بی جان.
لازم: بایسته.
لازم الاجرا: ناگزیر- پایکَرد.
لازم بودن: بایستن، بایسته بودن.
لازم داشتن: نیاز داشتن.
لاستیک: (فر) - رویی، رویه چرخ.
لاشعور: بیخرد- نادان.
لاطایل: بیهوده- یاوه- ژاژ.
لاعلاج: بی درمان..
لاغیر: هیچ - هیچکس- نه دیگر.
لاقید: بی بند و بار- ولنگار.
لاکردار: بدکردار- بی آیین - بیدین.
لامپ: (فر) - چراغ.
لامذهب: بی دین - بی کیش.
لامسه: بساوایی.
لامع: درخشان- تابان.
لایتناهی: بی پایان - بیکران.
لایزال: جاوید - پاینده - بی پایان.
لایحه: پیشنهاد نامه- نیساک.
لایحه قانونی: دات نامه- رستک نامه.
لایق: شایسته - سزاوار- درخور.
لاینحل: ناگشودنی- چاره ناپذیر.
لاینفک: پیوسته- جدایی ناپذیر.
لاینقطع: پی در پی- پیوسته - پیاپی.
لئیم بودن: پست، فرومایه بودن.
لایموت: پاینده- ماندنی- جاویدان.
لباده: بلند جامه - چوخا.
لباس: جامه - پوشاک - رخت.
لباس دوز: درزی - درزیگر- جامه دوز.
لباس شوی: گازر- رختشوی.
لباس فروش: پوشاک، جامه فروش.
لباّف: زیلو باف - جوال دوز.
لبنیات: فرآورده های شیری- جیوان
لثه: گوشت دندان- پایه- بج- ژَم.
لَج: ستیزه - پافشاری - سرسختی.
لجباز: یکدنده- پافشاری کننده.
لجاجت: ستیزه- سرسختی کردن.
لجام: لگام- افسار.
لحاظ: نگرش- نگر - دید - رو.
لحاف: روانداز- زبر پوش- دَواج.
لحظه: دم- یکدم - یک نگاه.
لحد: گور- آرامگاه.
لحن: آوا - آواز- نوا - آهنگ.
لحیم کاری: جوشکاری- جوش دادن.
لذا: زیرا- از اینرو- چونکه.
لذّت: مزه - گوارایی - خوشی.
لذّت بردن: خوشگذرانی- شادی کردن.
لذیذ: خوشمزه - گوارا.
لزج: چسبناک- چسبنده- لغزنده.
لزوم: بایست- بایسته.
لسان: زبان.
لژ: (فر) - فرگاه.
لطافت: نرمی- نازکی.
لطیف: نرم- نازک.
لطف: نرمی- نیکویی.
لطف: مهرورزیدن- نیکویی کردن.
لطفاً: مهرورزیده- از روی مهر.
لطمه: آسیب - گزند - زیان.
لعاب: لایه آب - آب لایه.
لعن: نفرین کردن - دشنام دادن.
لعنت: نفرین- دشنام.
لغت: واژه.
لغت تخصصی: دانشواژه.
لغت نامه: واژه نامه - فرهنگنامه.
لُغُز: یاوه گویی- لیچارگویی.
لغو: سخن بیهوده - یاوه - هرزه.
لغوکردن: بهم زدن- پیمان شکستن.
لفظ: سخن - گفته - گفتار.
لق: نااستوار- سست.
لقاء: روی- چهره.
لقاح: آبستن، بارور شدن.
لقب: فرنام برنام.
لقمه: نواله- گُراس.
لک لک: بَلارَج - اَچوپیل.
لکن: زیرا- ولی- چون- مگر.
لکنت: زبان گرفتگی - تپُغ.
لکنت داشتن: تُپُغ زدن.
لمس: مالش- بساوایی- شل و افتاده.
لمس کردن: بساویدن- بسودن.
لنف: آب میان بافت.
لوا: درفش- پرچم.
لوازم التحریر: نوشت افزار.
لوتو: (ای) - بخت- بخته.
لوث شدن: ازمیان رفتن- ازمیان بردن.
لوح: تخته سنگ - تخته.
لوزه: بادامک.
لول: (فر) رده - رج- فراز- تراز.
لوءلوء: مروارید- مروارید درخشان.
لهجه: گویش.
لهو ولعب: هرزگی- زنبارگی- بدکاری.
لیاقت: شایستگی- سزاواری- برازندگی.
لیسانس: (فر) دانشنامه - پروانه.
لیست: (فر)پهرست - سیاهه.
لیف: کیسه ساوُن - پُرز.
لیل و نهار: شب و روز.
|