FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
نسک ها و نو یسندگان
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
چامه سرایی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
ل چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
ل

  لاابالی: بی بند و بار- ولنگار- بی خیال.

لااقل: دست کم- دست پایین.

لابد: ناچار- ناگزیر- به ناچار.

لابیرنت: (فر) - پیچ درپیچ.

لاتاری: (فر) - بخت آزمایی.

لاجرم: ناچار- ناگزیر.

لاجرعه: به یک نوش- یکبار نوش.

لاجون: نزار- بی جان.

لازم: بایسته.

لازم الاجرا: ناگزیر- پایکَرد.

لازم بودن: بایستن، بایسته بودن.

لازم داشتن: نیاز داشتن.

لاستیک: (فر) - رویی، رویه چرخ.

لاشعور: بیخرد- نادان.

لاطایل: بیهوده- یاوه- ژاژ.

لاعلاج: بی درمان..

لاغیر: هیچ - هیچکس- نه دیگر.

لاقید: بی بند و بار- ولنگار.

لاکردار: بدکردار- بی آیین - بیدین.

لامپ: (فر) - چراغ.

لامذهب: بی دین - بی کیش.

لامسه: بساوایی.

لامع: درخشان- تابان.

لایتناهی: بی پایان - بیکران.

لایزال: جاوید - پاینده - بی پایان.

لایحه: پیشنهاد نامه- نیساک.

لایحه قانونی: دات نامه- رستک نامه.

لایق: شایسته - سزاوار- درخور.

لاینحل: ناگشودنی- چاره ناپذیر.

لاینفک: پیوسته- جدایی ناپذیر.

لاینقطع: پی در پی- پیوسته - پیاپی.

لئیم بودن: پست، فرومایه بودن.

لایموت: پاینده- ماندنی- جاویدان.

لباده: بلند جامه - چوخا.

لباس: جامه - پوشاک - رخت.

لباس دوز: درزی - درزیگر- جامه دوز.

لباس شوی: گازر- رختشوی.

لباس فروش: پوشاک، جامه فروش.

لباّف: زیلو باف - جوال دوز.

لبنیات: فرآورده های شیری- جیوان

لثه: گوشت دندان- پایه- بج- ژَم.

لَج: ستیزه - پافشاری - سرسختی.

لجباز: یکدنده- پافشاری کننده.

لجاجت: ستیزه- سرسختی کردن.

لجام: لگام- افسار.

لحاظ: نگرش- نگر - دید - رو.

لحاف: روانداز- زبر پوش- دَواج.

لحظه: دم- یکدم - یک نگاه.

لحد: گور- آرامگاه.

لحن: آوا - آواز- نوا - آهنگ.

لحیم کاری: جوشکاری- جوش دادن.

لذا: زیرا- از اینرو- چونکه.

لذّت: مزه - گوارایی - خوشی.

لذّت بردن: خوشگذرانی- شادی کردن.

لذیذ: خوشمزه - گوارا.

لزج: چسبناک- چسبنده- لغزنده.

لزوم: بایست- بایسته.

لسان: زبان.

لژ: (فر) - فرگاه.

لطافت: نرمی- نازکی.

لطیف: نرم- نازک.

لطف: نرمی- نیکویی.

لطف: مهرورزیدن- نیکویی کردن.

لطفاً: مهرورزیده- از روی مهر.

لطمه: آسیب - گزند - زیان.

لعاب: لایه آب - آب لایه.

لعن: نفرین کردن - دشنام دادن.

لعنت: نفرین- دشنام.

لغت: واژه.

لغت تخصصی: دانشواژه.

لغت نامه: واژه نامه - فرهنگنامه.

لُغُز: یاوه گویی- لیچارگویی.

لغو: سخن بیهوده - یاوه - هرزه.

لغوکردن: بهم زدن- پیمان شکستن.

لفظ:  سخن - گفته - گفتار.

لق: نااستوار- سست.

لقاء: روی- چهره.

لقاح: آبستن، بارور شدن.

لقب: فرنام برنام.

لقمه: نواله- گُراس.

لک لک: بَلارَج - اَچوپیل.

لکن: زیرا- ولی- چون- مگر.

لکنت: زبان گرفتگی - تپُغ.

لکنت داشتن: تُپُغ زدن.

لمس: مالش- بساوایی- شل و افتاده.

لمس کردن: بساویدن- بسودن.

لنف: آب میان بافت.

لوا: درفش- پرچم.

لوازم التحریر: نوشت افزار.

لوتو: (ای) - بخت- بخته.

لوث شدن: ازمیان رفتن- ازمیان بردن.

لوح: تخته سنگ - تخته.

لوزه: بادامک.

لول: (فر) رده - رج- فراز- تراز.

لوءلوء:  مروارید- مروارید درخشان.

لهجه: گویش.

لهو ولعب: هرزگی- زنبارگی- بدکاری.

لیاقت: شایستگی- سزاواری- برازندگی.

لیسانس: (فر) دانشنامه - پروانه.

لیست: (فر)پهرست - سیاهه.

لیف: کیسه ساوُن - پُرز.

لیل و نهار: شب و روز.

 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-iran-1.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com