FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
پیوند با ما
فرهنگ باستانی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتاها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
چامه سرایی
نسک ها و نو یسندگان
نسک خانه
آوا و رخشاره
نسیم شمال
گفتگو ها
جستار ها
رو یداد ها
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
یادمان های تاریخی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
ف چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
ف

فائق، فایق شدن: پیروزشدن - چیره شدن - برتری یافتن.

فاتح: پیروزمند - چیره - پِیروز.

فاتحانه: پیروزمندانه - کامکارانه.

فاجعه: رویدادناگوار- پیش آمد سخت.رخداد اندوهبار.

فاحش: آشکار- زشت - ناپسند - بسیار- فراوان - بی اندازه.

فاحشه: روسپی- خودفروش- تن فروش.

فاخر: گرانمایه- ارزشمند- پربها.

فارغ: آسوده- آزاد - رها - دست ازکارکشیده.

فارغ البال: آسوده دل- سبکبال.

فارغ التحصیل: دانش آموخته-آموزه پایان.

فارغ شدن: آسودن- رها شدن-آرامش یافتن- زاییدن.

فاسخ: برهم زننده پیمان.

فاسد: پوسیده- تباه- گندیده- هرزه-پتیاره.

فاسدکردن: تباه کردن- ازمیان بردن.

فاسد شدن: پوسیدن- تباه شدن.

فاسد الاخلاق: زشت خو- بد خو- تبه خو.

فاش: آشکار- آشکارا - هویدا- پدیدار.

فاش کردن: آشکارکردن- روکردن - رسواکردن - پته را روی آب نداختن.

فاصله: سوایی- جدایی- اندازه.

فاصله دار: جدا    ازهم- دورازهم.

فاصله دادن: دورکردن- جداکردن - بازگذاشتن.

فاضل: فرجاد- دانشمند- بینشور- فرزانه- فرهیخته.

فاضلانه: بخردانه - آگاهانه -   بینشمندانه.

فاضلاب: پساب- گنداب رو- گنداب راهه.

فاعل: کننده کار- انجام دهنده - پوینده.

فاق: فاژ- شکاف باز.

فاقد: نبود- بی بهره - نادار-گم کننده.

فال: شگون- بخت- پیشگویی-پیش بینی.

فال بین، فال گیر: پیشگوی-کف بین.

 فال بینی کردن: شگون دیدن-زمان انداختن.

فلج: سست اندامی- زمین گیری.

فانی: ناپایدار- ناپاینده - نماندنی- مردنی.

فایده: سود- بهره- بازدهی- سودبخش.

فتّان: دلربا- دل انگیز- آشوبگر.

فتح: پیروزی- چیرگی- گشایش.

فتح کردن: پیروز گشتن-گشودن- چیره شدن.

فتح و ظفر: گشایش و کامیابی - راهیابی وپیروزی.

فتحه: زِبَر.

فترت: سستی- کندی- ناتوانی- گسستگی - فروهشتگی.

فتق: گشاده- فراخ.

فتنه: آشوب- شورش - غوغا - هنگامه.

فتنه انگیز: آشوبگر- شورشگر.

فتوّت: جوانمردی- رادی- رادمردی.

فتوی: فرمان دینی.

فتیله: پَرزه - بُشک.

فجر:سپیده دم- بامداد - روشنی پگاه.

فجور: گناه ورزی- تباهکاری.

فجیع: دردناک- ناگوار- جانگداز.

فجیعانه: جان کاهانه - جان گدازانه.

فحّاش: بد زبان- ناسزاگو- دشنام گو.

فحش: دشنام - ناسزا.

فحشاء: روسپیگری- هرزگی.

فخّار: سفالگر- آجرپز- کوره پز.

فخر، فخر کردن: بالیدن- پالیدن- نازیدن- سرفراز بودن.

فدایی: جانباز-جانسپار- پیشمرگ-ازخودگذشته.

فداکاری: جانبازی- از خودگذشتگی.

فداکردن: نابودکردن- نیست کردن - ازدست دادن.

فدراسیون:  اِرمان- سازمان

فُرات: فَرات - آب خوش.

فرّار: ناپا - گریزا.

فرار: گریز- گریختن- جَست- جَستن.

فراردادن: گریزاندن.

فرارکردن: گریختن- جَستن.

فراری: گریخته- در رفته- گریزپا.

فراست: هوش- زیرکی- هوشیاری.

فرّاش: رفتگر- جاروکش.

فَراغ: آسایش- آسودگی- رامش.

فِراق: جداشدن - دورشدن.

فرتوت: پیر- سالخورده - ازکارافتاده.

فَرَج: گشایش درکار- گشادگی- رخنه.

فَرح: شادی - شادمانی- خشنودی- خرسندی - دلشادی - سرشادی.

فرح بخش: شادی انگیز- شورانگیز- شادی بخش - شادی افزا.

فرد: تنها - تک - یگانه - بی همتا - بی مانند.

فردوس: پردیس- بوستان.

فرسخ: فرسنگ.

فرش: زمین گستر- زیرافکن.

فرش کردن: پوشاندن - گستردن.

فرصت: گاه- زمان- پیش آمد.

فرصت داشتن: زمان داشتن- آزاد بودن.

فرصت طلب: سود جو- بهره گیر- نان به نرخ روزخور.

فرض: انگاشت- انگار- گمان- پنداشت.

فرضی: گمانی - پنداری - انگاری.

فرض کردن: انگاردن- انگاشتن - پنداشتن- گمان بردن.

فرضاً: اگر- اگرچه - به انگار- به گمان.

فرضیه: انگاره - گمانه - پنداره.

فرط: زیاده روی - بسیاری - بی اندازه - فزونی.

فرع: شاخه- سود پول- بهره وام.

فرعی: شاخه یی- بخشی.

فرق: ناهمتایی- ناهمگنی - ناهمسویی - میان سر- تارک.

فرق گذاشتن: جداساختن- سوا کردن.

فِرقه: گروه - دسته - تیره- رسته.

فرمول: (لا) ساختاره- ریختار.

فرید: یکتا - یگانه - بی مانند.

فریضه: فَریزه- بایسته - بایستگی.  

فساد: تباهی- تباه شدن- ویرانی.

فساد اخلاقی: سیه کرداری- تباه کاری- سیه روانی.

فسخ: گسیختن.

فسق: بدکاری- گناهکاری-گم گشتگی.

فسق و فجور: هرزگی و تباه کاری.

فسقلی: کوچولو - ریزه.

فسیل: سنگواره.

فسیل شناسی: دیرین شناسی.

فصاحت: سخنوری- سخندانی-روان سخن- زبان آوری.

فصیح: زبان آور - خوش سخن - گویا.

 فصل: جدا ساختن - واره - فرَگَرد- هات- دمان.

فصلی: هنگامی- گاه گاه.

فضا: هوا - پهنه آسمان - فراخه.

فضانورد: هوانورد - آسمان نورد.

فضاحت: رسوایی- بدنامی- بی آبرویی.

فضل: فرجادی - فرهیختگی.

فضل فروش: خود نما - دانش فروش - استادنما.

فضول، فضولی: کنجکاو- کنجکاوی.

فضیلت: برتری- دانایی- فزونی.

فضله: سِرگین- بازمانده.

فطرت: سرشت- خوی- منش- نهاد.

فطری: سرشتی - نهادی- منشی.

فعّال: پرکار- کاری- کوشا - کار آمد.

فعالیّت: کوشندگی- پرکاری- تلاش.

فعل: کنش- پویه- کردار.

فعل و انفعال: کنش و واکنش.

فعلاً: اکنون- این دم - این زمان.

فعلی: کنونی.

فَعله: روزمزد- مزدور-کارگر.

فقدان: کمبود- نیستی- نبودی.

فقر: تهیدستی- تنگدستی- بینوایی.

فقرات:  مهره ها.

فقط: تنها - بس.

فقید: شادروان- درگذشته.

فقیر: مستُمند، نیازمند- گدا.

فک: آرواره.

فکاهی: خنده دار- خنده آور- خوش مزگی.

فکر: اندیشه- باور- سگالش.

فکرخوب: اندیشه نیک- وهومَن.

فکر بد: اندیشه بد- اندیشه نادرست.

 فکر بکر: اندیشه نو- اندیشه سازنده.

فکری: پنداری - انگاری - اندیشه یی.

فکر کردن: اندیشیدن.

فلج: زمین گیر- تن بیمار- ازکار افتاده.

فلات: جای بلند - پهنه.

فلّاح: کشاورز - برزگر.

فلاحت: کشاورزی- برزگری- برزیگری.

فلاکت: بیچارگی - بدبختی - خواری.

فلان: این یکی-آن یکی- بهمان.

فلان و بهمان:    این وآن - این کس وآن کس.

فلز: گدازه- توپال آهِن.

فلس: پولک- پول سیاه - پشیز.

فِلِش: (فر) تیر- پیکان.

فلفل: پلپل.

فَلَق: سپیده دم.

فلک: سپهر- آسمان.

فلک الافلاک: سپهربرین.

فلوس: جوشانده تلخ - نرمه دارو.

فنّ: هنر- روش - شگرد.

فناء: نیستی - نابودی.

فناپذیر: نیست شو- مردنی.

فنا ناپذیر: پاینده- جاویدان- پایدار.

فنا ناپذیری:جاودانی- بی مرگی-اَمردادی.

فناتیک:  دین نموداری-پیروی چشم بسته.

فنجان: پنگان- جام.

فندق: فوندیک- فُندک، پندک.

فنی: ویژه کار- هنرمندانه.

فواره: جوشا - آب فشان- جهنده.

فوت: مرگ- درگذشت - نابودی.

فوت کردن: درگذشتن- مردن-از دست رفتن.

فتوکپی: (فر) رونوشت- بازرُخش.

فوج: گروه- دسته - رسته - جرگه.

فوری: بیدرنگ- به زودی- تند و تیز.

فوراً: زود - دردم - بیدرنگ - هماندم.

فوران: جهش- جوشیدن.

فوران کردن: جهیدن- جوش آوردن.

فوق: بالا- برین - زِبَر.

فوقانی: زبرین- فراسر.

فوق تصور: فرا باور- بالاتر از باور-دور از پندار.

فوق الذکر: یاد شده- پیش گفته شده.

فوق العاده: شگفت انگیز

فولاد: پولاد.

فهرست: پهرست.

فهم: دریافت- هوش- نیوند ی.

فهمیدن: دانستن- دریافتن.

فهماندن: شناساندن- آگاه کردن.

فهمیده: دریافته.

فهیم: دانا - با هوش - تیزهوش.

فیض: بهره- سود.

فیض رساندن: بهره رساندن -سود رساندن- بهره ورکردن.

فیاض:دهشمند- بخشنده- جوانمرد.

فی البدیه: بیدرنگ- زود.

فی الفور: دردم - بیدرنگ- هماندم.

فی المجلس: همانجا- در جا.

فیصله دادن: پایان بخشیدن -به فرجام رساندن - انجام دادن.

فیبر: (فر) بافت- راک.

فیزیوتراپی:(فر) گیتیگ درمانی.

فیزیو لوژی:(فر) تنکرد شناسی.

فیکس: (فر)  بر جا - ایستا.

فیکساتور: (فر) بر جا کننده-بر پا نگهدارنده- ایستا دار.

فیلتر: (فر) بالایه

فیلسوف: فرزانه.

فیلم: (فر) رُخشاره.

فیلم بردار: (فر) رُخشارگیر.

فی مابین: (ق) درمیان.

فی البدیهه: خود آی

 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_aqa_mohammad_qajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com