FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
ض چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
ض

ضابط: کاردار- نگاهدارنده- نگهبان.

ضابطه: رویه - روش - روال.

ضارب: زننده- کوبنده- آسیب رسان.

ضامن: پایندان.

ضامن دار: دکمه دار- پایندان دار.

ضایع: فرسودگی- تباه - نفله.

ضایع کردن: تباه کردن- پوساندن - ویران کردن.

ضبط: بایگانی- نگهداری.

ضبط کردن: از آن خود کردن- گرفتن - آوا گیری- سدا برداری.

ضبط صوت: سدا گیر- آوا گیر-آوا نگهدار.

ضجر: رنجوری - درد و آزار- آزردگی.

ضجه: شیون- ناله- مویه- زاری- فغان.

ضجه کردن: زاری کردن - زار زدن - شیون کردن - فغان کردن.

ضحاک: آژیدهاک.

ضخامت: کلفتی- ستبری - فربهی.

ضخیم: کلفت- ستبر- کلان.

ضخیم الجثه: درشت اندام - درشت پیکر.

ضدّ: پاد- ناساز- ناسازگار- ناهمسو.

ضدّ انفجار: پادترکش.

ضدّ حمله: پاتک.

ضدّدین: بی دین.

ضدّ سمّ: پاد زهر- نوشدارو.

ضدّ عفونی: پَلَشت بری.

ضدّ ضربه: آسیب ناپذیر- کوبه گیر.

ضدّ و نقیض: ناجور- ناسازگار- ناهمتا.

ضدّیّت: ناسازگاری - دشمنی.

ضرّاب:  رودنواز- نوازنده - زرابگر.

ضّرابخانه: زرآب خانه - درم سرای- میخکده.

ضرب: کوب- کوبه- کوفتن- دنبک.

ضرب الاجل: باشتاب - زود - بیدرنگ.

ضرب المثل: زبانزد - نمونه گو.

ضربان: تپش - تپیدن - تپش دل.

ضرب زن: تنبک زن- دنبک زن.

ضرب شست: زورمند نمایی- آسیب.

ضرب دیدن:گزند دیدن - آسیب دیدن.

ضرب خوردگی: آسیب دیدگی- کوفتگی.

ضرب و شتم: کوبه و ناسزا - زد و دشنام.

ضربت خوردن: کوبه خوردن- کوفته شدن - آسیب دیدن.

ضرب و تقسیم: بس شماری و بخش کردن.

ضرر: زیان- آسیب- گزند.

ضرغام: دلاور- دلیر- شیراوژن.

ضرورت: ناچاری- نیاز- ناگزیر.

ضروری: بایسته - ناگزیر- ناچار.

ضروری بودن: شایسته بودن - درخور بودن.

ضریب: توان- نرخ - درسد- درانگارش.

ضرس قاطع: به درستی بی گفتگو- بی برو برگرد.

ضریح: گور- مغاک - آرامگاه.

ضعف: سستی- نزاری- زبون - ناتوانی.

ضعف رفتن: سست شدن- بیهوش شدن.

ضعف مزاج: ناتوانی- کم نیرویی.

ضعفاء: بینوایان- درماندگان- تهیدستان.

ضعیف: نزار-کم زور- ناتوان- سست.

ضعیف شدن: ناتوان شدن - سست شدن - نیرواز دست دادن.

ضعیف النفس: سست نهاد- بی جربزه.

ضعیف الجثه: لاغر- رنجور.

ضلع: پهلو - بَر- دنده.

ضلالت: گمراهی- کجراهی.

ضمان: پذیرفتن.

ضمانت: پایندانی- پایبندانی- برگردن گیری- پیمانگری.

ضمانت نامه: پایند نامه - پیمان نامه.

ضمن: درون - میان - توی - میانه.

ضمن صحبت: میان سخن - هنگام گفتگو.

ضمناً: هم چنین - نیز- دراین میان - با آنکه - باهمه این ها.

ضمیر: دل- نهان - درون- سرشت - نهاد - منش.

ضمیمه: پیوست- همراه.

ضیاء: روشنایی- فروغ - تابش - شید.

ضیاع: زمین کشاورزی.

ضیافت: جشن- سور- میهمانی.

ضیافت دادن: میهمانی دادن.

 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_shah_safi-2.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com