|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ |
ص
صائب، صایب: راست و درست.
صایب رأی: نیک رای- درست اندیش.
صابر: شکیبا - بردبار- خونسرد .
صابون: ساون- برهو.
صاحب: دارنده- خداوند- کدیور.
صاحب اختیار: خود سر- خود گزین.
صاحب اقتدار: زورمند- نیرومند- توانا.
صاحب امتیاز: پروانه دار.
صاحبدل: روشندل- دلدار.
صاحب قران: والا- نامور.
صاحب قدرت: نیرومند- زورمند.
صاحب قلم: نویسنده.
صاحب کار: کارفرما - کاردار..
صاحب مجلس: میزبان- مهماندار.
صاحب ملک: زمیندار.
صاحب مقام: پایور- پایه دار.
صاحب نظر: آگاه- روشن بین-ژرف نگر.
صاحب شدن: ازآن خود کردن - داراشدن- بدست آوردن.
صادرات:کالاهای فرستاده-برون فرستی.
صادرکردن: برون فرستادن- فرستادن.
صادرات و واردات: داد و ستد کالا-فرستاده ها و رسیده ها.
صادق: راستگو- درستکار- پاکدل.
صادقانه: از روی راستی- با بی آلایشی.
صادق القول: راست گفتار.
صاروج: ساروگ- چاروگ - سارو.
صاعقه: آذرخش.
صاف: سره و ناب - یکنواخت- بی غش و بی آلایش- بی دست انداز.
صاف کار: گلگیرکار- پخکار.
صاف کردن: هموار کردن- پالایش- نرم کردن.
صافی: پالایه- پاکیزه - پاک و روشن.
صالح: نیکوکار- پارسا- پرهیزکار.
صامت: خاموش- بی آوا - زبان بسته.
صبا: باد بهار- باد برین- نام یکی از شاخه های خنیاگری باستان.
صانع: آفریدگار- آفریننده - سازنده.
صباح: بامداد - پگاه - سپیده دم.
صبّاغ: رنگرز- رنگساز.
صبح: بامداد - سپیده دم.
صبح صادق: پگاه راستین.
صبح کاذب: پگاه دروغین-رگ و میش.
صبح دم: سپیده دم - بامداد.
صبح سعادت: آغاز خوشبختی.
صبح مراد: پگاه امید.
صبحانه: چاشت- ناشتایی.
صبر: بردباری- شکیبایی- خونسردی.
صبرکردن: بردباری کردن- شکیبایی گزیدن.
صبوح: باده بامدادی- می سپیده دم.
صبور: شکیبا- بردبار- خود دار.
صحابه : یاران- همنشینان.
صحابت: همنشینی.
صحاف: شیرازه بند - پوشینه گر-رویه گر.
صحبت: سخن- گفتگو- گَپ.
صحبت کردن: سخن گفتن- گفتگو کردن- گَپ زدن.
صحت: تندرستی- بهبودی.
صحت و سقم: درستی و نا درستی-راست و دروغ.
صحت عمل: درستکاری.
صحرا: بیابان.
صحن: میان سرا- میدان- میان خانه.
صحنه: پهنه- زمین هموار.
صحنه ساز: نما آرای.
صحیح: درست- بایسته - خوب ونیک.
صحیحاً: به درستی.
صحیح البنیه: تندرست.
صحیح العمل: درستکار- درست کردار.
صحیح المزاج: تندرست.
صخره: خاره.
صدا: آوا - بانگ- آواز.
صداکردن: بانگ زدن- آوازدادن- فراخواندن.
صدارت: نخست وزیری- فرنشینی- فرمداری.
صداقت: راستی- درستی - بی آلایشی.
صدد: پی- اندیشه - آهنگ - برآن.
صدر: والا- پیشگاه - پیشوا - بلند پایه.
صدر اعظم: نخست وزیر - فرمدار.
صدر نشین: بالانشین.
صدر مجلس: برترگاه - بالای انجمن- بالاگاه.
صدف: گوش ماهی - نیام مروارید.
صدق: راستی ودرستی.
صدق کلام: راستی- درست گفتاری.
صدق نیّت: پاکدلی- راست اندیشی.
صدقه: دردگردان - آفت گردان.
صدمه: آسیب- گزند - آفت- زیان.
صدمه رساننده:زیانکار.
صدور: فرستادن- گسیل داشتن- روانه کردن.
صدیق: یار- دوست- همدل.
صراحت: رک گویی - بی پرده گویی.
صراحت لهجه: رک گویی- بی پروا - بی پرده گویی.
صراحتاً: به روشنی- به آشکاری- بی پرده پوشی.
صراحی: جام می- ساغر - باده.
صراط: راه - گدار.
صراط مستقیم: راه راست.
صرّاف: سوداگر پول.
صرصر: باد تند- باد سخت- باد غران.
صرع: سردرد - بی هوشی - سرگیجه.
صِرف: بی آمیغ- ساده- ناب- ویژه.
صَرف: به کاربردن - هزینه کردن.
صِرفاً: تنها - به گونه ی ناب - ویژگانه.
صَرفه: سود- بهره - سودبری- بازدهی.
صرفنظر: چشم پوشی - بخشیدن.
صرفه جو: پس اندازگر.
صریح: آشکارا- بی پرده- رُک.
صریحاً: رک و راست - بی پرده پوشی - به روشنی- به آشکارا.
صعب: دشوار- ناهموار- پرپیچ و خَم.
صعب العبور: بد- سخت- دشوار.
صعب الوصول: دشوار رس- دشوار یاب.
صعب العلاج: سخت- دشوار درمان.
صعود: بالا رفتن- راه سربالا- بالا روی.
صغیر: خُرد - خردسال - کوچک.
صغر سن: خردسالی- کم سالی.
صفّ: رده- ردیف- رج.
صفاء: یکرنگی- شاداب - خرمی.
صفات: فروزگان- زابها - سرشت ها.
صفحه: رویه - برگ.
صفر: زفر، برگرفته از زبان اوستایی- سفر- زفرین- تهی.
صفراء: زردآب - تلخه- زریر.
صفراوی: زود خشم - تند خو - زردابی.
صفی: پاک- پاکدل - نیک- نیکدل.
صفیر: بانگ- فریاد پرندگان.
صلابت: بزرگی- استواری- شکوه.
صلاح: سزاوار- درخور - بایستگی.
صلاحدید: بهین دید- روادید- رایزنی.
صلاح اندیش: نیک اندیش- نیک خواه.
صلاحیّت: سزاواری- شایستگی.
صلاحیّت دار: سزاور- شایسته.
صلح: آشتی- سازش- آسودگی.
صلح جویی: آشتی جویی- سازگاری.
صلح طلب: آشتی خواه.
صلح و صفا: مهر- آشتی و مهر- سازش
صلح کردن: باهم کنار آمدن- آشتی کردن- سازش کردن.
صله: پاداش- پارنج.
صله ارحام: خویش نوازی.
صلیب: چلیپ - چلیپا.
صمغ: شیره درخت- زنج- اَنگُم.
صمیم :ناب- برگزیده - تَک- ژرفا.
صمیمیّت: یکرنگی- یگانگی- بی آلایشی- پاکدلی- خودمانی.
صمیمانه: پاکدلانه- از ته دل.
صنع: ساختن - آفرینش- هنر.
صنعت: کار- پیشه - هنر- ساختاری.
صنعتگر: پیشه ور- دست ورز- ورزی.
صنایع: پیشه ها - ساخته ها- هنرها.
صنایع نظامی: تخشایی ارتش.
صندل: دمپایی- کفشک.
صندلی: چهارپایه- کرسی.
صندوق: سندوغ- کارسان.
صندوقچه: کارسانک-یخدان.
صندوقخانه: پستو- چاشدان.
صنف: رسته- گروه - رشته- بخش.
صنم: بت- دلبر- نگار- دلدار- شمن.
صنم پرست: بت پرست - شَمَن پرست.
صنم خانه: بتکده - شَمَن خانه.
صنوبر: سنابر- سروناز - شادرخت.
صواب: راست و درست - سزاوار- پسندیده - نیک - شایسته - خوب.
صواب دانستن: درست دانستن.
صوابدید: نیک نگری- سِگالش.
صواب دیدن: روا دیدن - روادانستن.
صوت: آهنگ- آوا - سدا - بانگ.
صورت: رخساره- چهره- گونه- روی.
صورت برداشتن: سیاهه برداشتن.
صورت پذیر: انجام شدنی- انجام پذیر.
صورت پذیرفتن: فرجام پذیرفتن.
صورتکش: نگارگر- چهره پرداز.
صورتگر: چهره پرداز.
صورت نگار: چهره نگار.
صورت حساب: سیاهه درآمد ها-سیاهه هزینه ها.
صورتی: سرخابی- سرخ کمرنگ.
صوف: پشم گوسفند- پشمینه.
صوفی: پشمینه پوش- بینش مند.
صومعه: خانگاه - نیایشگاه - ستایشگاه.
صیّاد: شکارگر- نخجیرگیر- دامیار.
صیانت: پاسداری- نگاهبانی- نگاهداری.
صیغه: ریخت- گونه- روش.
صیغه عقد: پیمان زناشویی.
صیف: تابستان.
صیفی: تابستانی- باران تابستانی.
صیفی کاری: پالیزکاری- تموزکاری.
صیقل دادن: پرداخت کردن- زدایش.
صیقل گر: پردازگر.
|