FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
نسک ها و نو یسندگان
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
چامه سرایی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
د چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۲۴ اسفند ۱۳۸۶
د

دائر، دایر: برپا- پایدار- پا برجا- آباد.

دائره، دایره: گرد- دوردار- چنبر- ابزارخنیا- دف- دورویه - دُریه- داریه.

دایره زن: دف زن- دورویه زن-دُریه زن.

دایره زنگی: دُریه- دو رویه زنگی.

دایره کش: پرگار.

دایره نصف النهار: پَرهونِ نیمروز.

دائماً، دایماً: همواره - همیشه - پیوسته.

دائم، دایم: جاویدان- پاینده- همواره.

داخل: درون- اندرون- تو- میان- اندر.

داخلی: درونی- خانگی- درون مرزی.

داداش: (ت) برادر.

داد و قال: داد و فریاد - داد و بیداد.

داده های اصلی: فرداده ها.

دارالتأدیب: زندان - آموزندان - ادبگاه.

دارالتجاره: سوداکده.

دارالتعلیم: آموزشگاه.

دارالفنون: هنرکده- هنرستان.

دارالمجانین: تیمارستان- دیوانه خانه.

داروغه: پاسبان- کلانتر.

داشبرد: (ا) تبوکه.

داغ: (ت) سوزان- اندوه- نشان.

دانس: (فر) پایکوبی- دست افشان

دانسینگ: (فر) وشتگاه.

داوطلب: خواستار- داوخواه- نامزد.

داعی: خواهنده - فراخوان - نیایشگر.

دبّ: خرس.

دبّاغ: چرمگر- پوست پیرا - تیماجگر.

دبدبه: شکوه - بانگ - آوازه.

دبه: کیسه - آوند.

دبه درآوردن: پیمان شکنی - پیمان شکستن جر زدن.

دِپورت: (ا) بازگرداندن- بیرون کردن-تارانش.

دخل: درآمد.

دخالت: دست اندازی- دست درازی.

دخانیات: دودگان- دودآورها.

دجله: اروندرود- تیگرا.

دُرّ: مروارید.

درام: (فر) اندوه - اندوهبار.

درایت: بینش- هوش- خرد- آگاهی.

دراسرع وقت: با شتاب- درکمترین زمان.

دراصل: از بنیاد- ازبن- از پایه.

دراین صورت: بدینگونه - از این راه.

درج: نوشتن- گنجاندن- جای دادن.

درجه: زینه- پایه- رده.

درجه حرارت: دما.

درجه دار: پایه دار- پایه ور.

درجهت مخالف: درسوی وارونه.

درحال حاضر:
هم اکنون- همین دم.

در حقیقت: بدرستی- براستی.

دُردانه: فرمروارید- مروارید یکتا.

درس: آموزه- آموزش.

درس دادن: آموختن- آموزش دادن.

درساعت: در دم - در زمان.

درس خوان: شاگرد- یاد گیر.

درشکه: (ر) گردونه.

درشکه چی: گردونه دار.

در صورتی که: با آنکه.

درقفا: در پس- در پشت.

درک: دریافتن- پی بردن.

دَرَک: ته دوزخ.

دِرَم: درهم- درِم.

در مُشبّک: اژکن.

درنا: (ت) پرنده.

در نتیجه: سرانجام.

در نظر: درنگ - فردید.

درنظر داشتن: در یاد داشتن.

درنظر گرفتن: بشمار آوردن.

در واقع: بدرستی - براستی.

تریاک: پاد زهر- اپیون.

دریای احمر: دریای سرخ.

دست آخر: دست پسین

دست نخست: نورس- نوبر.

دست به عصا: با چشم باز- با هشیاری.

دست بر قضا: ناگهان - ناگاه.

دست به یقه شدن: گلاویز شدن - دست به گریبان شدن..

دست حمایل کردن: دست در گردن انداختن.

دستخط: دست نوشت.

دستورالعمل: دستور- دستورکار.

دسیسه: ترفند نهانی- پنهانکاری.

دعا: نیایش- ستایش.

دعوی، دعوا: کشمکش- ستیز- زد و خورد- دادخواهی.

دعوت: فراخواندن.

 دعوت نامه: فراخوان نامه.

دغدغه: نگرانی- پریشانی- دلواپس.

دغل: نا درست - نا راست.

دفاع: پدافند - ایستادگی - پایداری.

دفتر اسناد رسمی: دفترخانه

دفتر حساب: دفتر رسیدگی- دفتر بررسی.

دفع: دور کردن- پس زدن- وازدن.

دفع الوقت: زمان گذرانی.

دفعتاً: ناگهان- یکباره - ناگاه - یکهو.

دفن: خاکسپاری- در خاک کردن.

دقّت: مو شکافی- باریک بینی - ژرف بینی- ریز بینی.

دقت کامل: پاد نگرش.

دقیقاً: با ژرف نگری- با ریز بینی - موشکافانه - به درستی.

دق: اندوه - رنج.

دقیق: تیز بین- مو شکاف - ژرف نگر- ژرف بین - باریک بین.

دقیقه: دم - شمار.

دقیقه شمار: دم شمار.

دکان: دوکان - کرپه.

دکاندار: دوکاندار- کرپه دار.

دکه: کُرپه - تخت گاه.

دکتر: (فر) پزشک.

دکترا: (فر) پایان نامه دانشگاه.

دکترین: (فر) افرا- افراهی.

دکلَمه: (فر) بِه خوانی- خوب خوانی.

دکور: (فر) آذین- آراستن - آرایه.

دکوراتور: (فر) آذین گر- آذین کار- آراگر.

دلّاک: کیسه کش - تن شوی.

دلال: داد و ستدگر.

دلالت: راهنمایی- راهنمودی- فرنودی.

دلقک: دلغک- لوده - شوخ.

دَلو: آوند آبکشی - دهوِه.

دلیجان: (فر) گاری - گردونه.

 دلیل: فرنود - نشانه - راهنما.

دِماغ: مغز سر- مغزینه..

دم صبح: سپیده دم - پگاه- بامداد.

 دمق: دمغ - دمک.

 شرمسار: سرشکسته - پکر.

دمل: آبسه - آماسه - کورَک.

دموکراسی: (فر) مردم سالاری.

دنائت: پستی- فرومایگی - بی گوهری.

دندان طمع: دندان آز.

دندان قروچه: دندان کروچه.

دنیا: کیهان- جهان - گیتی- سپهر.

دوا: دارو.

دواب: چهارپایان- چارپایان.

دواخانه: دارو خانه- داروکده.

دوآلیسم: (فر) دوگروی - دوبُنی.

دوام: پاینده - جاویدان- پابرجا.

دوبعدی: دودورا - درازا و پهنا.

دوبل: (فر) دو برابر- دوبخش- دولا.

دوبله: (فر) دگرزبانی.

دوپیس: کت ودامن- دو تکه - دوپاره.

دوجین: دو شش- دوازده تا.

دور: پیرامون- گرداگرد- دورک.

دَوَران: گردیدن- چرخیدن.

دور برداشتن: خیز برداشتن.

دوئل: (فر) جنگ تن به تن.

دوقلو: (ت) توامان- همزاد.

دُوَل: کشور ها - فرمدارها.

دولتمند: توانگر- داراک دار.

دون: پست - فرومایه - نا کس.

دهاء: هوشمندی - زیرکی.

دهر: روزگار.

دهقان: دهگان- کشاورز.

دیار:  خانه ها - کاشانه ها - سرای ها.

دیانت: خدا پرستی - آیین گروی.

دیپلُم: (فر) پایان نامه-گواهی نامه.

دیر: آتشگاه - نیایشگاه.

دیر مغان: آتشگاه - نیایشگاه پیروان آیین مهر و زردشتی.

دیسک: (فر)گِردک - گرد.

دیسیپلین: (فر) سامان- آراستگی.

دیشلمه: (ت) چای تلخ.

دیکتاتور: (فر) خود کامه - خود رای.

دیکته: (فر) از بر نویسی - گونویسی.

دیلماج: (ت) ترجمان- برگرداننده.

دیمی: باران خور- بَش.

دِین: بدهی - وام - وام زمان دار.

دینار: دِنار.

دینامیت: (فر) شکافنده.

دیوار مشترک: دیوارِ هنباز.

دیوان جزا: دیوان کیفر.

دیوان عالی کشور: دیوان دادرسی کشور.

دیوان محاسبات: همارستان.

دیوانه مزاج: خُل- چِل- هَلَک.

دیوث: بی رگ - بی منش - پژاوند.

 دیو سیرت : دیو سرشت.

 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_aqa_mohammad_qajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com