FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
نسک ها و نو یسندگان
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
چامه سرایی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow چامه سرایی arrow چامه سرایی arrow تخت، تابوت،خاکستر
تخت، تابوت،خاکستر چاپ ارسال به دوست
نویسنده لطیف کریمی استالفی   
۲۲ فروردين ۱۳۸۷
های های ، ای آدمکها
ای تبر زنها وتیر زنها !
ننگ می آید مرا
از نسل میمون گویمت .
بهتر است ، ای لکه ی انسانیت
 زین صفحه ،
 با همه عقلانیت
با تبر با تیر
 با خون شویمت .
آهای ، ای آدمکها
ای تبر زنها و تیر زنها !
دیده بودید ! جنگل و باغ و نخلستان را
نرگس  بوستان ، عطر افشان را
پُر خط و خال بود ، در سالها ی سال
باغ انگورو ا نار و پُرتقال
هیچ دیدی ! بی طراوت ، بی جلال
یک سپیدار را ز عریانی  ملال ؟.
دیده بودی ، کاج سرکش سوگوار!
لرزشی  درقامت  سرو و چنار
با پریشان حالی و افسرده گی
مرغ حق و مرغ آمین در فرار ؟.
 آه ، یکشب ناله ی مرغ سحر
 در گلو داشت ، بُغض و پیغام و خبر
ناله ی جانکاه او ، دردناک بود
از وداع با خانه اش خشمناک بود
بی تأمل می بست رخت سفر
فوج وحشت می رسیدند
 با تبر .
خوب یادم هست !
تنم از هیجان لرزید
سیب از شاخه لغزید
قناری پرید .
وتو...
الله و اکبر گویان ؛
گاهی از ریشه وگاهی کمرم
طالبانه ! می بُریدی آخ سرم
دید تو می دید ، جلال لایزال
در شکست شاخه ها وپیکرم .
های ، ای اهل فِتن !
حیف ! سوختی نابهنگام هستی ام
در شباب و مستی ام.
می بُریدی پنجه هایم آنروز
گوهری ناموس تاکستان را ،
برگ برگی ، باغ و باغستان را
پاس و پاسداری میکردم ؛
می سوختم  شام سرما ،
سایه بودم روز گرما
عاشقانه من ، ترا
یاری میکردم .

ولی افسوس و صد افسوس!
چه نامردانه
بحُکم قاضی کور
کور ، کورانه
تبر از دسته ی من
تیر از دشمن
زدی شبخون ، حریم باغ
 خصمانه .
سپردی ام ، بدست خود فروشان
به غرب شهر بُردند، چوب تراشان
قبای سبز من از تن کشیدند
فروختندم به دزدان خراسان!!!
سرم را میخکوب کردند وتاختند
شبی تابوت و شامی ، تخت ساختند .

خوب یادم هست !
شبی دیو گونه و بد مست
طناب زلف شق ماه در دست
پری پیکر غزالی بود رمیده
اناری سینه هایش نو رسیده
گلویش بُغض غم داشت ، شکوه در دل
چو می دانست ، که پایش رفته در گِل

الا ننگ بشر، آنشب !
یادت هست ؟
کشیدی کش کشانش ،
 بر سر ی تخت !
به نام انسان ، ولی چون گرگ تاختی
شرافت در هوای نفس ، باختی
چراغ معرفت کُشتی
خدا نشناختی .
وزآن گنجینه ی معصوم ،
عفت را ،
هیولا گونه ، برداشتی .
دلم لرزید ، تنم لرزید
سرا تا پا لرزیدم
بساط زندگانی را برچیدم .
هیچ میدانید ! شیادان شهر
دوش ، آن گنجینه غارت شد
غُنچه بی بکارت شد
یکی بُرد و دگر باخت
یکی گُم کرد ، دگر یافت
یکی گرگ هوسهایش
 تسکین کرد ،
دگر« گیچ »
وباقی « هیچ » .

تو رفتی ، غُنچه ی پرپر ،  هم رفت
خیال عشق انسان از سرم رفت
مرا اندیشه با خود بُرد ،
سوی آسمانها
بمن ارواح میمون گفت:
نفرین باد بر قابیل و
بر قانون انسانها .
آهای ، ای آدمکها !
قرنها میمون در جنگل جهید
جُز از پستان نارگیل ،
شیر مکید.
هیچ دیدی شاخه ای بشکست و
پستانی بُرید ؟.

واویلا !  از قضأ و از قدر
باغ را خواهد کویر ، باری دگر
قوم لوط آمد روزی مرگبار
خاک وخاکستر کنند ، قد چنار
با لباس علم یعنی« انتحار»
سرفراز ساختند ، کفن کش های پار .
باغبان برخیز از خواب گران !!
در ره اند  یک فوج ، از پخپل سران
دشمن دوست اند ، یار دیگران
آهای ای باغبان !
اندکی گر فرصتی باقیست
شاهد ریختن برگم مباش
ناظر مرگم مباش .
گر خواهی عزو جاه ویا وقار؛
استوار باش ، استوار باش ، استوار
ورنه این قوم ، که آیند به شکار
یا تو را از برای من بِِِکُشند
یامرا بهر تو چوبۀ دار
گر توانی ، ا زاین تبر داران
مالکم ! باغ خود نجات بده
این درختی که میرود به نزع
آب ده ، زود تر حیات بده .
هرگز ! با گلهای زرورقی
نتوانی زیب باغ کنی
یاکه زین باغ ،
چشم اشک آلود
 شب ظلمانیی وداع کنی .
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
shahtahmasb-safavid.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com