|
نویسنده والی متولی
|
|
۲۴ مهر ۱۳۸۷ |
گفتار به نیکی پندار به نیکی کردار به نیکی درس است مرا ز پر زردشت راه است مرا بدون برگشت هستیم که هست زاد آدم خوش بختی زاد او مرادم بر هستی چو پای خود نهادم آدم گری بوده در نهادم
گفتار به نیکی پندار به نیکی کرداربه نیکی درس است مرا ز پر زردشت راه است مرا بدون بر گشت این بود نبود در نبودم این نیستی هست در وجودم از خاک وگل است تار پودم من نیستی ام که هستی بودم گفتار به نیکی پندار به نیکی کردار به نیکی درس است مرا ز پر زردشت راه است مرا بدون برگشت در نقش زمانه نقش ما چیست در دیر مغانه فرش ما چیست در زمزمه خانه ارش ما چیست در چنگ وچغانه مرش ما چیست گفتار به نیکی پندار به نیکی کردار به نیکی درس است مرا ز پر زردشت راه است مرا بدون برگشت نابودی من نشانی هستیست هر جاکه بلندی است پستیست هر غم که به سر رسید مستیست این کار گه ی خدا پرستیست گفتار به نیکی پندار به نیکی کردار به نیکی درس است مرا ز پر زردشت راه است مرا بدون برگشت |