FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
رباعیات-37 چاپ ارسال به دوست
نویسنده ابو سیعد ابوالخیر   
۱۴ دي ۱۳۸۷

ای رونق کیش بت‌پرستان از تو

وی غارت دین صد مسلمان از تو

کفر از من و عشق از من و زنار از من

دل از تو و دین از تو و ایمان از تو


ابریست که خون دیده بارد غم تو

زهریست که تریاق ندارد غم تو

در هر نفسی هزار محنت زده را

بی دل کند و زدین برآرد غم تو


از دیده‌ی سنگ خون چکاند غم تو

بیگانه و آشنا نداند غم تو

دم در کشم و غمت همه نوش کنم

تا از پس من به کس نماند غم تو


ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو

فارغ دل هیچ کس مباد از غم تو

مسکین من بیچاره درین عالم خاک

سرگردانم چو گرد باد از غم تو


ای ناله‌ی پیر قرطه پوش از غم تو

وی نعره‌ی رند می‌فروش از غم تو

افغان مغان نیره‌نوش از غم تو

خون دل عاشقان بجوش از غم تو


ای آمده کار من به جان از غم تو

تنگ آمده بر دلم جهان از غم تو

هان ای دل و دیده تا به سر برنکنم

خاک همه دشت خاوران از غم تو


ای ناله‌ی پیر خانقاه از غم تو

وی گریه‌ی طفل بی‌گناه از غم تو

افغان خروس صبح گاه از غم تو

آه از غم تو هزار آه از غم تو


ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو

سامان ده کار بی سر و سامان تو

خصمان مرا مطیع من می‌گردان

بی رحمان را ز چشم من گردان تو


ای کعبه پرست چیست کین من و تو

صاحب نظرند خرده بین من و تو

گر بر سنجند کفر و دین من و تو

دانند نهایت یقین من و تو


هر چند که یار سر گرانست به تو

غمگین نشوی که مهربانست به تو

دلدار مثال صورت آینه است

تا تو نگرانی نگرانست به تو


ای در دل من اصل تمنا همه تو

وی در سر من مایه‌ی سودا همه تو

هر چند به روزگار در می‌نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو


ای در دل و جان صورت و معنی همه تو

مقصود همه زدین و دنیی همه تو

هم با همه همدمی و هم بی همه تو

ای با همه تو بی همه تو نی همه تو


شبهای دراز ای دریغا بی تو

تو خفته بناز ای دریغا بی تو

دوری و فراق ای دریغا بی تو

من در تک و تاز ای دریغا بی تو


درد دل من دواش می‌دانی تو

سوز دل من سزاش می‌دانی تو

من غرق گنه پرده‌ی عصیان در پیش

پنهان چه کنم که فاش می‌دانی تو


ای شمع دلم قامت سنجیده‌ی تو

وصل تو حیوت این ستمدیده‌ی تو

چون آینه پر شد دلم از عکس رخت

سویت نگرم ولیک از دیده‌ی تو


 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Mozafaraldin-shah-ghajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com