FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
رباعیات-45 چاپ ارسال به دوست
نویسنده ابو سیعد ابوالخیر   
۱۵ دي ۱۳۸۷

دنیای دنی پر هوس را چه کنی

آلوده‌ی هر ناکس و کس را چه کنی

آن یار طلب کن که ترا باشد و بس

معشوقه‌ی صد هزار کس را چه کنی


تا ترک علایق و عوایق نکنی

یک سجده‌ی شایسته‌ی لایق نکنی

حقا که ز دام لات و عزی نرهی

تا ترک خود و جمله خلایق نکنی


یا رب در خلق تکیه گاهم نکنی

محتاج گدا و پادشاهم نکنی

موی سیهم سفید کردی به کرم

با موی سفید رو سیاهم نکنی


گر در یمنی چو با منی پیش منی

گر پیش منی چو بی منی در یمنی

من با تو چنانم ای نگار یمنی

خود در غلطم که من توام یا تو منی


از سادگی و سلیمی و مسکینی

وز سرکشی و تکبر و خود بینی

بر آتش اگر نشانیم بنشینم

بر دیده اگر نشانمت ننشینی


باز آی که تا صدق نیازم بینی

بیداری شبهای درازم بینی

نی نی غلطم که خود فراق تو بتا

کی زنده گذاردم که بازم بینی


ای دل اگر آن عارض دلجو بینی

ذرات جهان را همه نیکو بینی

در آینه کم نگر که خودبین نشوی

خود آینه شو تا همگی او بینی


ای در خم چوگان تو سرها شده گوی

بیرون نه ز فرمان تو دل یک سر موی

ظاهر که به دست ماست شستیم تمام

باطن که به دست تست آنرا تو بشوی


هان مردان هان و هان جوانمردان هوی

مردی کنی و نگاه داری سر کوی

گر تیر آید چنانکه بشکافد موی

زنهار زیار خود مگر دانی روی


در کوی تو میدهند جانی به جوی

جانی چه بود که کاروانی به جوی

از وصل تو یک جو بجهانی ارزد

زین جنس که ماییم جهانی به جوی


تحقیق معانی ز عبارات مجوی

بی رفع قیود و اعتبارات مجوی

خواهی یابی ز علت جهل شفا

قانون نجات از اشارات مجوی


در ظلمت حیرت ار گرفتار شوی

خواهی که ز خواب جهل بیدار شوی

در صدق طلب نجات، زیرا که به صدق

شایسته‌ی فیض نور انوار شوی


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

وز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی


گر صید عدم شوی زخود رسته شوی

ور در صفت خویش روی بسته شوی

می‌دان که وجود تو حجاب ره تست

با خود منشین که هر زمان خسته شوی


از هستی خویش تا پشیمان نشوی

سر حلقه‌ی عارفان و مستان نشوی

تا در نظر خلق نگردی کافر

در مذهب عاشقان مسلمان نشوی

آخرین بروز رسانی ( ۱۴ تير ۱۳۸۹ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-iran-1.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com