«وُهُو» به چم نیک و خوب، که در پارسی امروزی به آن (بَه) گفته می شود، و «مَن» برگرفته از «مَنَه » و از ریشه« مَنگَهوُ» به چم گوهر، منش و اندیشه می باشد ، که در زبان سانسکریت «مَنَس» و در پهلوی «مَنیش» و سپس در پارسی امروزی به« مَنش» دگرگون شده است.
بنابراین « وُهُومن» به چم گوهر، منش و اندیشه نیک و خوب است. و نماد خرد و دانایی و آگاهی است، و جشن بهمنگان جشنی در بزرگداشت خرد پاک ومنش نیک است.
بهمن « وُهُومن» برترین امشاسپند است، که یار و یاور« اهورامزدا» سرور دانایی، و در کنار «اشا» راستی یا هنجار هستی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
اَمشاسپندان به چم «پارسایان جاوید» از دو بخش«اَمِشَه» = بی مرگ، جاودان و « سَپَنته» = پارسایان- پاکان، است. امشاسپندان، فروزه های اهورامزدا هستند، و هر یک دارای ویژگی می باشند، که با شناخت آنان می توان به بنیاد و هنجارهستی دست یافت
در گاتها سروده های مینوی زرتشت بار ها از « وُهُومن» به چم اندیشه نیک یاد شده است.
در سرود 28 بند 4 زرتشت می گوید:
ای مزدا اهورا،
ترا می ستایم،
و از پاداش تو برای کارهای نیک آگاهم،
و تا آن جا که توان دارم،
در پرتو « وُهُومن » اندیشه ی نیک،
برای رسیدن به «اشا» راستی می کوشم.
در سرود 28 بند 5 زرتشت از «اشا» یا راستی ، هنجار هستی می پرسد:
ای «اشا» ،راستی،
کی « وُهُومن » اندیشه نیک، را از سوی تو خواهم دید؟
در سرود 29 بند 7 زرتشت «مزدا» از « وُهُومن » می خواهد که کسی را بیابد تا در پرتو« وُهُومن » ،اندیشه نیک ، بتواند مردمان را یاری دهد.
در سرود 29 بند 8 « وُهُومن » در پاسخ «مزدا» می گوید:
من،
« وُهُومن » ،اندیشه ی نیک، او را می شناسم.
او زرتشت اسپنتمان است.
ای مزدا،
او یگانه کسی است،که آموزش ها را فراگرفته،
و می خواهد سرود ستایش،
«مزدا»، سرور دانایی و «اشا» راستی را،
به مردمان برساند.
از این رو به او شیوایی سخن دادم.
در اینجا در می یابیم که بهمن « وُهُومن » یا اندیشه نیک، شیوه گفتار و شیوایی سخن، را به زرتشت می آموزد.
در سرود 34 بند 6 زرتشت، به «مَزدا»، « اَشا» و « وُهُومن » هر سه می گوید:
ای «مزدا» ، ای «اشا» و ای « وُهُومن » ،
شما را همانگونه که هستید دریافتم،
پس همه ی شگفتی های جهان هستی را،
بر من آشکار کنید،
تا با سرودهای شادمانه، شما را بستایم،
و به سوی شما آیم.
"ژاک دوشن گیمن" استاد زبان های ایرانی، از «مزدا» ، « وُهُومن » و «اشا» بنام های « خدا، خرد و راستی» نام می برد، و آن را «تثلیت روحانی» درآیین زرتشت نامیده است.
در آیین ترسایی «تثلیت روحانی» به «پدر، پسر و روح القدس» ، گفته می شود، که بی شک برداشت نادرستی از اندیشه های والا و خرد گرایانه زرتشت می باشد.
در اوستا، کهن نامه دینی ایرانیان آمده است که، زرتشت برای دریافت پیام های «اهورایی» از « وُهُومن » یاری می جسته است.
در آثارالباقیه آمده است: بهمن موکل بهائم است. و درترجمه خرده اوستا، آمده است : امشاسپند بهمن در جهان ِ مادى نگهبان ِچارپایان، سودمند است.
شبانی یا چوپانی، سرپرستی و نگهبانی چارپایان، از خویشکاری های مردان بوده است، و از این رو است که در آیین ترسایی، برای نامیدن کشیشان و کیش بانان، از واژه شبان بهره گرفته می شود، و پیامبران این دین ها را نیز شبان امت خود می نامیدند، و در دین های ابراهیمی همواره پیامبران به کار شبانی یا چوپانی می پرداختند.
در فرهنگ ایران نیز بیشتر نقش شبان و یا چوپانی گله های چارپایان بر دوش مردان بوده است ، هر چند که زنان آزاده ایران در فرهنگ باستانی، ودر اندیشه های زرتشت با مردان برابر بودند، در نبودن مردان به شبانی و نگهبانی چارپایان می پرداختند .
جایگاه پر ارج بهمن « وُهُومن »، در فرهنگ ایران تا آنجا است که، فردوسی اورا پس از هرمزد« اهورا مزدا» در جایگاه شهریاری، نگهدارنده تاج کیانی می داند.
فردوسی بزرگ در داستان بیژن و منیژه، از زبان رستم سپهسالار ایران به کیخسرو پادشاه ایرانزمین می گوید:
مانند هرمزد « اهورامزدا» سرور دانایی ، در جایگاه شهریاری پاینده باشی، و همواره بهمن نماد خرد و دانایی، نگهدارنده تاج و تخت کیانی باشد.
برآورد سر آفرین کرد و گفت
مبادت جز از بخت پیروز جفت
چو هرمزد بادت بدین پایگاه
چو بهمن نگهبان فرخ کلاه
از اینروی بسیاری این روز را شایسته نامگذاری بنام «روز پدر» می دانند.
جشن بهمنگان برهمگان، و بویژه بر پدران فرخنده باد.
فرامرز دادرس
یکم بهمن ماه برابر با 20 ژانویه 2009