|
پادشاهی اردشیر شیرویه شش ماه بود |
|
|
|
نویسنده فردوسی
|
|
۲۶ مرداد ۱۳۸۶ |
|
پادشاهی اردشیر شیرویه شش ماه بود
| چو بنشست بر تخت شاه اردشير |
| از ايران برفـتـند برنا و پير |
| بـسي نامداران گشتـه کهـن |
| بدان تا چگونـه سرآيد سـخـن |
| زبان برگـشاد اردشير جوان |
| چـنين گفـت کاي کار ديده گوان |
| هر آنکس که برگاه شاهي نشست |
| گـشاده زبان باد و يزدان پرسـت |
| بر آيين شاهان پيشين رويم |
| هـمان از پـس فره و دين رويم |
| ز يزدان نيکي دهـش ياد باد |
| هـمـه کار و کردار ما داد باد |
| پرستـندگان راهمـه برکـشيم |
| ستمـگارگان را به خون درکشيم |
| بـسي کس به گفتارش آرام يافت |
| از آرام او هرکـسي کام يافـت |
| بـه پيروز خسرو سپردم سـپاه |
| که از داد شادست و شادان ز شاه |
| بـه ايران چو باشد چنو پهـلوان |
| بـمانيد شادان و روشـن روان |
|