FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow جشن های ایرانی arrow جشن های ایرانی arrow چکیده ای در باره جشن نوروز
چکیده ای در باره جشن نوروز چاپ ارسال به دوست
نویسنده مغان بینالودی   
۱۹ فروردين ۱۳۸۸
فلسفه نوروز چیست و چه پیامی برای ما دارد؟ چرا نوروز را نوروز جمشیدی می نامیم؟ نوروز باستانی چه پیوستگی و پیوندی با خرد و بینش جمشیدی یا بهشت ،  جمشید؛ این نخستین تمدن استوره ای ی ایرانی دارا؟ چگونه نوروز  یا روز نو جشن سکولاریته ی ایرانی است؟
میدانیم که انسان نخستین در هر فرهنگ و نژاد، الگو یا نمونه ی ایده آل زندگی برای آن فرهنگ و مردم میگردد. همچنانکه آدم در فرهنگ و دین های سامی الگو و نمونه ی ایده ال، برای مردم یهود، مسیحی و مسلمانها بوده و خواهد بود.
نخستین انسان ایرانی هم در فرهنگ ایران، جمشید میباشد. از این جهت،  جمشید و بینش جمشیدی هزاران سال الگو و نمونه برای مردم ایران بوده است.اما از بد روزگار با چیرگیی اسلام بر ایران، این بینش جمشیدی یا سکولاریته ی ایرانی که بهشت را بر روی زمین میخواهد، به کناری رانده شده و کمرنگ گردیده است.

از آن روزی که جای جم و جما در فرهنگ ایرانی را آدم و حوا گرفته اند، روند خدشه دار شدن فرهنگ ایرانی و از خود بیگانگی ی مردم ایران هم آغاز گردیده است. چون استوره ی آدم و حوا، نماد فرمانبرداری و بندگی در دینهای سامی بوده و هست، اما استوره ی جم و جما یا جمشید نماد خرد و سازندگی خود انسانها است.
به این نکته ی مهم بیاندیشیم که جشنهای باستانی ی فراوانی در تاریخ وجود داشته است، اما چون ضرورت بودن خود را از دست داده، از میان رفته اند.
جالب و اندیشه برانگیز است، چون در سراسر جهان و تاریخ کهن تر از
نوروز جشنی را سراغ نداریم که آنچنان با سرشت انسان و طبیعت پیوند خورده باشد و بتواند هزاران سال دوام بیاورد و مردم هر سال هر چه با شکوه تر آن را برگزار نمایند. دیرینه بودن نوروز به درازای تاریخ در فلات ایران برمیگردد.
چرا فلسفه نوروز، جشن سکولاریته ی ایرانی است؟ چون آیین نوروزی در برابر زندگی و زمان گذرا یا دنیای فانی، زمان و طبیعت را میستاید و به زندگی در روی زمین ارج مینهد. به دین جهت، فلسفه نوروز که همان فلسفه ی زایشی و رویشی در برابر فلسفه ی زهنی یا اراده گرایی میباشد، سر آغاز ارجمند کردن زندگی و ارجمند کردن خاک بر روی زمین بوده و هست.
این آیین زندگی پرور و شادی آفرین، در درازای تاریخ سنبل هایی به خود گرفته و دگرگونیهایی هم در آن پدید آمده است اما بنیاد آن خوشبختانه پا بر جا مانده است. هفت سین یا هفت چین که نماد جشن نوروز شده، ریشه های ژرفتری در زندگی و کار و آفرینندگی مردم ایران زمین داشته اند. رد پای هفت سین از هفت امشاسپندان و پیش از آن از (خوشه هفت تخمه) یا خوشه پروین گرفته شده که هر سال در نوروز پیکریابی ی زمان و گیتی از نو بوده اند.
پاسداری و پرستاری از این سنبل های زندگی ساز و دنیاگرا که توانسته همچنان زنده بماند، جای بسیار خوشنودی و سرافرازی است. با بجای ماندن این سنبل های فرهنگی، این روزها می توانیم از راه آگاهی و شناخت فلسفه آنها، به خمیر مایه ی فرهنگ جهان سازو جهان آرای کهن ایرانی آشنا شویم. با دگرگونی های فراوانی که در دوران آیین میترایی و زرتشتی یا آیین های دیگر ایرانی و سپس در دوران اسلام در فرهنگ ایران پدیدار گردیده آیین نوروزی چون ریشه های ژرفتری در فرهنگ ایرانی دارد، توانسته است فراسوی آنها خود را پایدار و جاودانه زنده نگه دارد.
جمشید با تکیه بر خرد و دانشی که دارد، میخواهد دنیای پر از بند و درد را آنچنان از نو بسازد که انسانها بتوانند در همین بهشت زمینی، از گزند سرما و بیماری نجات پیدا کرده و زندگیی انسانی و شرافتمندانه ای داشته باشند. بینش یا جهان  نگری و جهان بینی جمشیدی، ساختن بهشت بر روی زمین بوده است. برگزاری نوروز، تکرار هر ساله ی فلسفه ی ساختن بهشت بر روی زمین میباشد. با این جهان نگری است که ایرانی  نوروز را جشن میگیرد تا تلاشگر ساختن بهشت برای شاد زیستی مردمان بر روی زمین باشد.
میبینیم، چکیده ی پیامهای پیامبر بزرگ ایرانی هم در همین راستای بینش جمشیدی به نگارش در آمده که میگوید (اندیشه و خرد خود را به کار گیرید و دانش بیاموزید، زمینها را آباد کنید تا بتوانید در رفاه و آرامش زندگی کنید.)
بدینسان، جشن سرآغاز سامان دادن به زندگی و کار در فرهنگ ایرانی بوده است. در جشن تضادهای سیاسی و اجتماعی را از میان برمیداشته ، بجایش شادزیستی و داد را که گوهر زندگی است گسترش می داده اند.
از اینجاست که جشن، خم و چم بسیار ژرف اجتماعی،  برای جامعه ی بهتر را داشته است. جشن بیکار نشستن و تنبلی کردن یا ساز و دهل گوش کردن ساده نبوده است. جایی جشن بوده که با همکاری و همیاری نابرابری ها را از میان بر میداشته اند تا با مهر و راستی، تندرستی و شاد زیستی گسترش یابد. هنگامیکه این سر اندیشه ی فرهنگ ایرانی را درک کنیم، در می یابیم که چگونه جامعه و فرهنگ ایرانی، اینهمه انسان گرا و این جهانی بوده و نیاکان ما آنهمه سرفرازانه جشن می گرفته اند.
ایرانی نوروز را جشن می گرفته و می گیرد تا هر سال بیاد آورد که این به خواست و خرد او بستگی دارد که بهشت را برای شادیی انسانها در گیتی بیافریند. با نوروز، ایرانی بهشت را بر روی زمین بنا کرده و میکند.
تخت جمشید که نوروزگاه ایرانی بوده، گرانیگاه آشتی ی جهانی و دوستی ی ملتها نیز بوده است.
امیدواری است که بتوانیم، با پشتوانه ی این الگوهای ارزنده و افتخار آفرین درفرهنگ ایران زمین، دستهای اهریمنی را از سر زمینهای اهورایی بزداییم، تا راه بازگشت به دموکراسی و فرهنگشهر ایرانی از نو هموار و استوار گردد.

آخرین بروز رسانی ( ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Safavid.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com