FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
تاریخی-فرهنگی
سیاسی-اجتماعی
نسک ها و نو یسندگان
ترجمه روزنامه ها
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت ، اوستا و گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
چامه سرایی
آوا و رخشاره
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
فرستادن به شبکه ها
افزودن به: Del.icoi.us افزودن به: Yahoo افزودن به: Technorati افزودن به: Ma.Gnolia افزودن به: Spurl افزودن به: Google
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow تاریخی-فرهنگی arrow جستار های تاریخی-فرهنگی arrow معنی لفظی نام زنوز و جلفا
معنی لفظی نام زنوز و جلفا چاپ ارسال به دوست
نویسنده جواد مفرد کهلان   
۱۴ تير ۱۳۸۸
زنوز: نام زنوز را در لغت اوستایی می توان ترکیبی از زن (شهر، ریشه کلمه زنتو) و اوز (چشمه ها) گرفت؛ یعنی شهر چشمه ساران  نظیر نام شیشوان که به معنی دارنده آب روان و رودخانه
"در زنوز قديم بيش از 500 چشمه وجود داشته و اكثر آنها به علت موقعيت زمين به سوي قبله جاري مي‌شدند. در برخي نوشته ها تعداد اين چشمه ها 360 يا 370 عدد ذكر شده است و اكنون نيز اكثر آنها در حياط منازل، باغات وكوچه ها موجود هستند و جريانشان سرسبزي خاصي را در سراسر اين منطقه به وجود آورده است. از جمله اين چشمه ها مي توان عبدالله چشمه سي، پاشا سويي، مركو يا ملك آب، نهردوشان، كندارخي، ابولفتح چشمه سي (آب منبع قديم زنوز) علي سويي، خطيب، عزيز چشمه سي را نام برد. ".   
است. چه در مورد این شهرک مطلب زیر را در سایت میراث فرهنگی چنین بیان نموده اند:                                                                                  
جلفا: نام جلفا را در فرهنگنامه های فارسی به معنی بافنده (جولاه) گرفته اند. درستی این وجه تسمیه را با نام های کهن دیگر این شهر می توان محک زد که در صورت درستی میتوان آنرا مستند تر پذیرفت: می دانیم که در تاریخچه کهن این شهر نیز آنجا را محل تولید ابریشم خام و پارچه های ابریشمی یاد نموده اند. از آنجاییکه ایرانیان و ارامنه نامهای کهن آپاریس و جوقا را هم برای جلفاآپاریس (اپر-ریس= دارای بافته های نفیس)، جلفا (جولافا، جایگاه  بافتن ماده بافتنی نفیس)، جوغا/جوقا (جیو- خامه یعنی جای ابریشم خام) ظاهرا کلمه چوخا که اکنون به البسه ضخیم پشمی اطلاق میشود از همین ریشه است. ارامنه کل این منطقه را گقتن (گوک-تن) می نامیده اند که آن را نیز در زبان پهلوی می توان محل تنیده های ابریشمی (تنیدهً حاصل مدفوع کرم "ابریشم=ابر-ریس-اوم") معنی نمود. به قول موسی خورنی گوسانها (گائو زانها، آوازخوانان) در این منطقه انگور خیز ترانه هایی به خصوص در باب آرتاشش (عادل، کورش/فریدون) و پسرانش می خوانده اند. بر این اساس مسلم به نظر میرسد عناوین  مسیحی گوگ (تار ابریشم) و ماگوگ (نه گوگ یا بافنده ) به چین و ماچین (نه چین، ختن= دارای تنیده های خوب) به سبب بافته های ابریشمی آنجاها بوده است چه نام مشترک کهن چین و ختن نزد یونانیان و رومیان یعنی سریک نیز به معنی سرزمین ابریشم است. جالب است که اسامی گوگ و ماگوگ قید نموده اند و با توجه به اینکه در گذشته این مناطق در حیطه زبان آریایی ایرانی و سکایی بوده است؛ لذا از فرهنگنامه غنی آریایی ایرانی می توان در این باب استفاده کرد و هر سه نام کهن ایرانی این  شهر در منابع ایرانی و ارمنی یعنی تورات در زبان عبری به معنی مشترک پوشش و جامه گرفته شده اند.   
آخرین بروز رسانی ( ۱۷ تير ۱۳۸۸ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
فرهنگستان ادب پارسی
Farhangestan.jpg
نسک خانه
library
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
mohamad_shah.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com