FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow نقدی بر نامه عبدالکریم سروش به خامنه ای
نقدی بر نامه عبدالکریم سروش به خامنه ای چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی   
۱۹ شهريور ۱۳۸۸

faramarz_dadrasشغال بیشه ٔ مازندران را، ندرد جز سگ مازندرانی

عبدالکریم سروش در نامه ای سر گشاده  به خامنه ای، ضربه بزرگی به قداست رژیم ورهبر آن زده است. کاری که تاکنون هیچ یک از مخالفان جمهوری اسلامی با این چیره دستی انجام نداده اند. آیت الله منتظری پیشاپیش خامنه ای را «جائر» و ولایتش را « جائرانه» نامید. شیخ مهدی کروبی نیز یکدندگی و افشاگری می کند.

ماه گذشته، شیخ هادی غفاری، با سخنرانی خود در مجلس لر زاده درتهران،  قداست خامنه ای را در هم شکست. او رهبر را به مناظره طلبید، و صلاحیت وی را بعنوان ولی فقیه زیر سئوال برد. هادی غفاری،آخوند گردن کلفتی است، که حتی آیت الله خمینی هم مراعات حال او را می کرد. غفاری بدست خود چند تن از کارگزاران رژیم پادشاهی را کشته است. امیر عباس هویدا نخست وزیر پیشین شاه، معروف ترین آنان است.

ضرب المثلی داریم که می گوید: « دشمن دشمن من، دوست من است». عبدالکریم سروش، یا بگفته مخالفان «حسین حاج فرج دباغ» به دلیل گذشته و نقشی که در آغاز انقلاب و بویژه انقلاب فرهنگی! بازی کرده است، در نظر مخالفان همیشگی و فطری جمهوری اسلامی، در فهرست دشمنان جای دارد. او از نظر رژیم حاکم نیز در رده اصلاح طلبان، و بی تردید در زمره دشمنان اسلام و رژیم می باشد.

عبدالکریم سروش ، در یک خانواده مذهبی، و بگفته خودش  روز عاشورا و وفات مولانا، در جنوب شهر تهران چشم به جهان گشوده و دوران متوسطه را در دبیرستان علوی که یک مرکز اسلامی است گذرانده است.

سروش در نوجوانی با آیت الله مطهری، علامه طباطبایی، مهندس مهدی بازرگان و دکتر شریعتی و ... که همگی از از معماران جمهوری اسلامی بودند، آشنا شده است. او در آغاز دارو سازی خوانده و سپس به فلسفه علم و فلسفه غرب روی آورده است.

عبدالکریم سروش، در آغاز انقلاب به همراه آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در سازمان صدا و سیما در مبارزه با گروه های فکری مخالف جمهوری اسلامی بود. سروش به سفارش آیت الله بهشتی از سوی آیت الله خمینی، به عضویت شورای انقلاب فرهنگی دربازگشایی دانشگاهها گمارده شد. همان شورایی که دمار از دانشگاهها و فرهنگ ایران در آورد. او پس از جریان اصلاح طلبی دوم خرداد، به آمریکا، جایگاه شیطان بزرگ! کوچ کرد.

این آگاهی کوتاه از گذشته عبدالکریم سروش  به ما نشان می دهد که، او از گروه کسانی است، که بخوبی می توانند ومی دانند چگونه با سرکردگان رژیم اسلامی برخورد نمایند، و سخنانشان در میان مردم و جوانان و مخالفان منطقی رژیم اسلامی بیشتر شنونده دارد. سروش می داند که چگونه شغال را باید گرفت و درید!.

سروش در نامه اش، « ضعف همت و رای» خامنه ای را برخ او می کشد، و بجای نکوهش از خامنه ای، اورا بدلیل به نابودی کشاندن رژیم اسلامی  می ستاید، و از پایان عمر حکومت خبر می دهد.

عبدالکریم سروش، شادمانی می کند که آبروی نظام! برباد رفت. درین قحط سال فضیلت و عدالت ،نكبت و ذلت نظام برملا شد. همان نظامی که سروش در آرزوی آن داروسازی را رها کرد و به اسلام و فلسفه آن روی آورد، تا بتواند بجای ساختن دارو های شیمیایی، با ساختن داروهای روحی، درنظام اسلامی  یا« مدینه فاضله » مردم را درمان کند، نظامی که بگفته سروش « پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده كردند».

سروش روز های تلخ خامنه ای را یادآورمی شود، او را شیپورچی می داند که شیپور ولایت را از ته گشادش می نوازد. خامنه ای را به باد انتقاد می گیرد، که پاسدار و بسیجی و اطلاعاتی را با ابزارشکنجه بجان مردم مسلمان انداخته است. او را به نامسلمانی متهم می کند، که آبروی خودش را از آبروی خدایش برتر می داند. خامنه ای را به نادانی و جهل متهم می کند و او را گناهکار می نامد.

سروش، خامنه ای را خائن، قاتل، متجاوز و مفتری می نامد. او را متهم به وضو و طهارت با خون می کند. ولایتش را « ولایت جابر» خواند، اتهاماتی که بر پایه هر یک از آنها بر اساس همان قوانین جمهوری اسلامی، بایستی خامنه ای از تخت زرین ولایت فقیه بزیر کشیده و محاکمه شود. با این همه عبدالکریم سروش، هنوز مسلمان است! اومی گوید که از صبر خداوند در شگفت بوده و می دانسته روزی، خامنه ای از سوی خدا ، رسوا خواهد شد و این شعر را دلیل می آورد:

لطف حق با تو مداراها كند/ چونكه از حد بگذرد رسوا كند.

سروش جمهوری اسلامی را «محیط پر ستم» می داند، و برای اثبات گفته خود به آیه ای 75 سوره نساء از قرآن اشاره می کند: «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا»، ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.).

عبدالکریم سروش، از مادران داغدار و پدران سوگوار که در خفا می سوزند و می گریند یاد می کند، سروش از ندا و ترانه موسوی، دختران جوانی که به تیر ستم کشته شدند، بعنوان شهید یاد می کند. کاری که میر حسین موسوی تاکنون انجام نداده است! و حتی تاکنون بدیدار خانواده این شهیدان نرفته است.

سروش، به خامنه ای می گوید که دفتر ایامش ورق خورده ، بخت از نظامش برگشته وطشت رسوائیش از بام تاریخ افتاده و کشف عورت شده! و خامنه ای را به پهلوان پنبه ای تشبیه کرده که در خلوت خود لاف زنی می کند، و به او یاد آور می شود که دیگر در توبه هم برویش بسته شده و مشروعیت از او گریخته است.

سروش، دست اندرکاران رژیم را « شغالان گرسنه ای » می داند که در پوستین خلق افتاده، و امنیت و عدالت را از مردم ربوده اند. صدا و سیما را « بیت الاحزانی » می نامد که از دروغ و تهمت انباشته شده است.

سروش، پرده از کارخانه آیت الله سازی بر می دارد. کارخانه ای که آیت الله های رنگین می سازد تا در برابر گرفتن پول ،فتاوی مصادره، شکنجه ، تجاوز و کشتار صادر نمایند.

عبدالکریم سروش, عمر رژیم را بسر رسیده می داند و از خود می پرسد، آیا  برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده  و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شكسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است می توان کاری کرد ؟

بی شک کسانی مانند عبدالکریم سروش، که خود از معماران حکومت اسلامی بوده، و از آن رویگردان شده اند، می توانند در راستای جنبش مردم در رسیدن به یک حکومت مردمسالار نقش سازنده ای داشته باشند. آنان بخوبی به زیر و بم این حکومت  آشنا، و از نقاط ضعف و قوت آن آگاه هستند.

آخرین بروز رسانی ( ۲۶ تير ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Taherian.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com