FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow آنهائیکه جنبش سبز مردمی را سرخ و سیاه نشان می دهند!
آنهائیکه جنبش سبز مردمی را سرخ و سیاه نشان می دهند! چاپ ارسال به دوست
نویسنده ناصر مستشار، تحلیلگر سیاسی   
۲۵ مهر ۱۳۸۸
nasermostasharبراستی آنهائیکه جنبش سبز مردمی را عمدا سرخ یا سیاه نشان می دهند! چه سیاستی را دنبال می کنند؟ تمام جهانیان در حال حاضر ـ جنبش کنونی مردم ایران را سبز می بینند اما بعضی ها باسوء نیت خاص و شناخته شده ائی آنرا سیاه و سرخ جلوه می دهند! اصلا چرا آنها جنگ رنگهای مختلف راه انداخته اند؟ در حال حاضرهدف مردم از مبارزاتشان رسیدن به آزادی و حاکمیت ملی است ،اینکه چه رنگی دارد اصلا مهم نیست.
شرکت در بحث های رنگ آمیز تنها به اتلاف وقت ،غفلت از مبارزه علیه دشمن واقعی و از دست دادن راه درست است .چگونه می توان علیه حرکت های مردمی ایستادگی کردو آگاهانه و ناگاهانه در همدستی با دولت کودتائی احمدی نژاد آنرابه شکست رهنمون نمود؟چرا آنها با غروری که دارند نمی خواهندخونهای ریخته شده جوانان و شکنجه ها و زندانی ها و تجاوز ها را ببینند؟ وبه به زنجیر در آمدگان یاری رسانند؟ این روزها در میان بعضی از نیروهای سیاسی نوعی احساس حقارت پیش آمده است که چرا بعد از 30 سال واندی فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی ـ آنها بالاخره نتوانستند به رهبری جنبش مردم ایران دست یابند؟ بنابراین آنها نتیجه می گیرند ،چون آنها خود را در رهبری جنبش سبز کنونی مردم ایران نمی بینند پس جنبش یاد شده ارتجاعی است وباید علیه آن مبارزه کرد!امااین در حالیست که جنبش کنونی مردم ایران چون بر خاسته از میان خود مردم است پس سرکوب شدنی نیز نیست مگر اینکه رژیم اکثریت مردم را از تیغ اعدام بگذراند! که چنین امری غیر ممکن است. جنبش کنونی مردم که اینک «سبز« نام گرفته است و از آنجائیکه مردمیست ـ هرچقدر بیشتر کهنه شود مانند شراب کهنه ـ گیرائی بیشتری خواهد داشت ودر مسیر حرکت خود ناخالصی ها را نیز غربال خواهد کرد تا خالص ترین ها را برای آینده ایران فراهم آورد. یکی از خصوصیات جنبش مردی ایران این هست که بسیار صبوراست و برخلاف انقلاب 57 که پر احساس وکم منطق بود اما اینک به منطق گرائیده و توانسته است تا احساسات را مهار نماید. مردم از روزهای بیشمار تاریخی ایران مانند 16 آذر ـ 13 آباد ـ روز قدس ـ 22 بهمن بهره می برند تا علیه دولت کودتا مبارزه نمایند که این خود از شگفتی های مبارزات مردم ایران است. مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که درسایه فرقه گرائی و عدم اتحاد با یک ودیگر که هرگز نتوانستند برای گذار از دوران بحرانی جامعه سیاسی ایران کار مهمی انجام دهند اما بالاخره مردم خودشان آستین هایشان را بالا زدند و به میدان آمدند تا به اهداف عالی خود دست یابند. بنظر من رژیم ـ مردم را مانند گروهای سیاسی که بدون پایگاه توده ائی بودند نمی تواند هرگز و برای همیشه سرکوب کند چرا که مبارزه اساسی در میان مردم ریشه وانده است و با پوست و استخوان مردم ایران عجین گشته است. آنروزها که من نظریه شکل گیری اپوزیسیون نوین را مطرح کردم ، بسیاری از اندیشه من حمایت کردند و مرا تشویق نمودند که به فعالیت سیاسی خود ادامه بدهم و آن را گسترش بدهم.خیلی ها نیز آنروزها به خندیدند و یا به من ایراد گرفتند و یا اینکه مرا سئوال پیچ کردند بالاخره مشخصات این اپوزیسیون نوین چیست؟راستش خود من هم نمی دانستم که اپوزیسیون نوین چه مشخصاتی دارد ،فقط اینرا میدونستم که اپوزیسیون کهنه دیگه کارائی ندارهد وباید یک اپوزیسیون نوین در ایران شکل بگیرد که همین شد و مردم ایران پس از 30 سال انتظار از نیروهای سیاسی کهنه اندیش و اپوزیسیون کهنه اندیش که در طول سالهای متمادی هرگز نتوانستند کاری انجام دهند وتنها به اختلافات فرقه ائی خود پرداختند اما مردم بالاخره خودشان آستین ها یشان را بالا زدند و به میدان آمدند و اپوزیسیون نوین را پایه گذاری کردند.اپوزيسيون کهنه انديش و اپوزيسيون نوين! ناصر مستشار دوشنبه 23 اردیبهشت 1387
http://news.gooya.eu/politics/archives/2008/05/071464.ph
این روزها بعضی ها با استدال های یشان عامدا جنایات مستقیم وغیر مستقیم رژیم اسلامی را نادیده می گیرند و در همین راستا جمهوری اسلامی را از ارتکاب هر کشتار و خیانتی به مردم ایران معاف می کنند و همه کاسه و کوزه ها را بر سر حزب توده می شکنند تا نشان دهند که جمهوری اسلامی بدست حزب توده بر سرکار آمده است.پس همکاری دیگر نیروهای سیاسی مانند جبهه ملی و نهضت آزادی ضد حزب توده و غیره در مقطع سال 57 با خمینی را چگونه توضیح می دهند؟ برای نمونه به استدال های بی پایه زیر دقت نمائید«. با علم کردن رنگ سبز و بستن جنبش به اسلام و حسین و کربلا و سادات و اهل بیت؛
سازماندهی شبکه های اجتماعی جوانان در داخل و خارج برای مهار جنبش در چارچوب اسلام و پذیرش ولایت فقیه و تلاش برای احیای خط امام (خمینی) که بزرگترین بارزۀ آن عادی کردن قتل عام و جنایت علیه بشریت است.
این شبکه های اجتماعی که به شتاب بوجود آمدند، بیش از آنکه در داخل، چارۀ درد دوم خردادی ها و میرحسین موسوی باشند، بیشتر در خارج از کشور، بویژه در اروپا به کار آنان آمد. اسلام زدگان توده ای- اکثریتی و خط امامی و جمهوریخواهان ملی و افرادی مانند سروش و کدیور و گنجی و... کوشیدند تا با همیاری رسانه های ذینفع غرب، القا کنند که جنبش در پناه رنگ سبز سادات و اسلام حرکت می کند و از آنجا که در خطِ اهل بیت است، به دنبال تغییر نظام حکومتی نیز، نیست« http://iranbbb.org/52356.htm ـ بعد از مطالعه مقاله فوق از دوستان ساکن برلین مطلع گردیدم که شاید نویسنده مقاله خود در یک دوره ائی هوادار حزب توده بوده است؟ و از سیاست های هاشمی رفسنجانی نیز حمایت کرده است؟ اما اینک پس از سرنگونی بلوک شرق به سوی جهان غرب پناه آورده است تا برای خود توشه ائی فراهم آورد! برای مثال دکتر یزدی در مقطع انقلاب 57 به نمایندگی از خمینی با رهبران امریکا علیه شاه و برای به قدرت رسیدن حکومت اسلامی و بی خطر بودن رژیم آتی ایران برای امریکا رایزنی می کرد که ناگهان ابرهیم یزدی متوجه گردید که آیت الله بهشتی نیز در امریکا در حال رایزنی با مقامات نظامی است که سریعا با خمینی در پاریس تماس می گیرد و از دلیل ارسال دو رایزن و سفیر انقلاب اسلامی به امریکا جویا می شود که خمینی در پاسخ دکتر یزدی می گوید شما کار خودتان را بکنید و آقای بهشتی نیز کار خودشان را!!؟ آنها در مورد کنار آمدن ارتش شاهنشاهی با روحانیون چرا سکوت می کنند؟چرا آنها دخالت های امریکا در 25 سال قبل از انقلاب در ایران را کتمان می کنند؟در کودتای 28 مرداد امریکا توانست ایران را از چنگ انگلیس خارج کند و در اختیار خود بگیرد اما انگلیس در انقلاب 57 توانست دوباره ایران را از چنگ امریکا خارج کند. طبیعی می بود که روسیه نیزدر ایام انقلاب در جهت منافع خود تلاش کرده باشد که در نهایت با گروگان گیری سفارت امریکا به رهبری موسوی خو ئینی ها که تمایلات روسی داشت بدان دست یافت اما سپس با دستگیری اعضای حزب توده در سال 61 و62 که در همکاری موتلفه اسلامی و حجتیه و انگلیسی ها با یک ودیگر ،همه روز های خوش و کوتاه روسیه و حزب توده در ایران پایان یافت .خط سیاسی و امنیتی بعضی ها این روزها کاملا انگلیسی است تا افکار مردم ایران را که تاکنون می پندارند که همه دلایل بدبختی های مردم ایران از انگلیس است را به سوی حزب توده منحرف سازند. آنها تا آنجا پیش رفته اند که جنبش سبز مردم ایران را یک حرکت ساخته و پرداخته حزب توده جا می زنند تا بتوانند آنرا براحتی بی آبرو نمایند تا توانسته باشند زمینه های سرکوب آنرا فراهم سازند.برای مثال آنها آنقدر به پخش سرود« جنگل ستاره دارد« استناد می کنند تا نشان دهند که جنبش سبز یک حرکت سرخ است که ظاهرا برای گمراهی مردم به خود رنگ سبز پوشانده است.بسیاری دیگر جنبش کنونی سبز را اتحادی از سبز و سرخ به مردم معرفی می نمایند تا مردم را از شرکت در آن باز دارند.نیروهای به ظاهر ضد جمهوری اسلامی با تئوری سازی های خود تا کنون توانسته اند آبشخور های مناسب برای رهبران کودتائی رژیم اسلامی فراهم سازند تا مردم ستمدیده ایران نتوانند به آرزوها و آماج خود دست یابند.حزب توده در جایگاه خویش به اندازه کافی به مردم ایران خیانت کرده است اما در حال حاضر نباید حزب توده را به غولی شکست ناپذیر که بر همه امور تسلط دارد جلوه داد.خط حزب توده نیز همواره خط انگلیس و سازمان حجتیه و موتلفه اسلامی را در جنایات جمهوری اسلامی بزرگ ـ اصلی و عمده نشان می دهد تا خمینی را بیگناه نشان دهد که هر دوی این خط ها به یکجا می رسند و آن چیزی نیست جزء مخدوش کردن حقایق و جلوگیری از روشنگری راستین که در خدمت آگاهی مردم ایران باشد. شاه نیز در یک اشتباه بزرگ تاریخی همواره حزب توده را عامل سرنگونی خویش می دید نه روحانیون را که از او حقوق می گرفتند تا علیه حزب توده فعالیت نمایند اما شاه در اواخر بدین حقیقت دست یافت که روحانیت در سرنگونی او بیشتر توان دارد چرا که حزب توده نیز در میان جریانات مذهبی رادیکال و با اندیشه های طبقاتی نفوذ نموده بودند.بی تدبیرهای شاه در همه حوزه ها باعث شد که در نهایت دو نیروی سرخ و سیاه را موقتا پیوند تا دودمان خود را از دست بدهد.


آخرین بروز رسانی ( ۲۶ تير ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-9.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com