FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow آیا مردم ایران خشونت طلب هستند یا حکومت گران اسلامی؟
آیا مردم ایران خشونت طلب هستند یا حکومت گران اسلامی؟ چاپ ارسال به دوست
نویسنده ناصر مستشار   
۲۴ آبان ۱۳۸۸
nasermostasharطایفه ائی کاملا سیاسی و شناخته شده ـ سالهاست که در لباسی مند رس بنام اپوزیسیون درمسائل سیاسی ایران به مبارزات حق طلبانه مردم ایران تهمت خشونت طلبی وارد می سازند.اما سئوال اساسی در اینجاست آیا مردم ایران ابزار خشونت را بکار گرفته اند یا حکومت اسلامی ؟ آیا مردم ایران کشتار ، زندان ، شکنجه و اعدام را آغاز کرده اند یا حکومت اسلامی ؟ آیا مردمی که مسالمت جویانه در انتخابات 22خرداد ریاست جمهوری شرکت نمودند تا سرنوشت سیاسی خود را تعیین نمایند مقصرند یا حکومتی که به  آرای مردم دستبرد برد وعلیه اعتراضات مردم آتش گشود مقصراست؟
اما چرا این روزها ـ نیروهای معین سیاسی بنام طرفداری از جنبش سبز مردم ایران از ملت ایران می خواهند که به شعارهای افراطی روی نیاورند؟مگر مردم ایران خشونت را آغاز کرده اند؟یک طایفه سیاسی شناخته شده در ایران همچنان به خواندن آیه یا س و ناامیدی مشغول است تا مردم ایران را از رسیدن به اهداف نهائی باز دارد.مردمی که در همه عرصه ها چه سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی ، فرهنگی و هنری ، ورزشی ـ جانشان از ظلم حکومت اسلامی به لب رسیده است ـ می خواهند سرنوشت سیاسی خود را تغییر دهند اما نیروهائی بنام اپوزیسیون در میام مردم تلاش می نمایند تا ملت ایران را به حکومت اسلامی در لباس متعاد ل تر راضی نمایند!
یک ادعای انکار ناپذیر و تاریخی مبنی برعلل آغاز انقلابات در جهان وجود دارد که کشورما ایران از آن نمی تواند مستثنی باشد که می گوید!«انقلابات را حکومت ها به توده ها تحمیل می کنند« درسال 1358 مهندس مهدی بازرگان نیز بزرگترین عامل ورهبر انقلاب را بدرستی به بی تدبیرهای محمد رضاشاه پهلوی نسبت داده بود. در ایران این روزها شعار های مردمی علیه حکومت بسیار ساختارشکنانه و اساسی تر و بنیاد حکومت را نظاره گرفته است که از جانب اکثریت مردم ایران در خیابانها و دانشگاهها و کارخانجات سر داده می شود که عوامل حکومتی با سرکوب ها و شکنجه ها و اعدام ها مسبب همه این اعتراضات مردمی می باشند.آقایان کروبی و موسوی نیز این موضوع را بدقت بررسی کرده و چنین اظهار نظر نموده اند:«« کروبی در باره برخی شعارهای تند مردم گفت: "اين کسانی که مردم را کتک می‌زنند، کار را به کجا رسانده‌اند که مردم را تحريک به شعارهای افراطی می‌کنند." وی در مورد برخورد خشن با زنان گفت: "من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنين رفتارهايی عليه مردم، از کجا صادر می‌شود." موسوی به تشريح چگونگی ممانعت نيروهای امنيتی از حضور وی در راهپيمايی ۱۳‌آبان پرداخت و در ادامه گفت: "شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نيروهای امنيتی است.گویا نیوز««
اما بعضی نیروهائی سیاسی سابقه دار در عرصه سازشکاری چه در داخل و خارج کشورـ دائما مردم ایران را شماتت و نصیحت می کنند که از شعار افراطی پرهیز نمایند! آیا این مردم هستند که به میل خود بسوی شعار های تندتر کشیده می شوند ؟یا این حکومت است که با سرکوب های ضد انسانی مردم را بسوی شعار انقلابی رهنمون می سازد؟بدین سئوال اساسی و تاریخی باید کسانی پاسخ دهند که هیچ مسئولیتی جز ء سازشکاری با حکومت در خود نمی بینند! هیچ ملتی در جهان راضی نمی شود که جانش را بدون علت های موجه در مقابل پلیس به خطر بیندازد و برای اعتراض به بی عدالتی ها به خیابان ها بیاید!مردم ایران نیز سالهاست که حاکمان اسلامی به ستوه آمده اند.مردم ایران دردوم خرداد سال 76 تلاش نمودند تا کاملا با ابزار مسالمت جویانه به اهداف خود برسند اما حکومت اسلامی مانع همه امیدهای مردمی گردیدد.
برخی از نیروهای سیاسی در موقعیت سرنوشت ساز کنونی جامعه ایران ـ به جزء سازش با کودتاگران وپرهیز از ادامه مبارزه به گزینه ائی دیگراعتقاد ندارند، آنها همان هائی هستند که در اواخر سرنگونی رژیم سابق یعنی در دوره نخست وزیری دکتر شاپور بختیار ،حاضر نشدند ذره ائی سازش و مصالحه با بختیار نمایند تامانع خروج دیوفاجعه آور بنام خمینی از شیشه جادوئی نکبت وتباهی گردند. اما همین طایفه در 30 ساله گذشته توانسته است بیشترین سازش ها و همکاریها را با رژیم اسلامی به انجام برساند! آنها در سازش با خط ارتجاعی ضدامپریالیستی امام ـ آنچنان جانفشانی کردند که بالاخره دولت لیبرال وملی مهندس بازرگان سرنگون گردید.آنها درجبهه ضدامپریالیستی وعلیه لیبرال دمکراسی و اسلام امریکائی ( درمقطع آنقلاب ـ همین طایفه آیت الله شریعتمداری را پرچمدار اسلام امریکائی خطاب می نمودند) سنگ تمام گذاشتند. مفهوم جهانی لیبرالیست توسط همین طایفه به نازل ترین شکلش برای جامعه بدون تجربه سیاسی ،با تعریف های غلط که بطور عمد انجام می رفت ـ منفی جلوه داده شد. طایفه با کوشش های شبانه و روزی بخش نظامی همین طایفه ،آیت الله شریعتمداری از میان برداشته شد.بعدها نیز همین طایفه باعث سرنگونی رئیس جمهور بنی صدر گردید که شخص آقای بنی صدر خود در سخنرانی 14 اسفند سال 59 در دانشگاه تهران به زمینه سازی های کودتا علیه خویش اشاره کرد.ماههاست که جنبش مردمی سبز لرزه به اندام استبداد مذهبی انداخته است اما از هر سو ندای سازش با کودتا گران به گوش می رسد تا مردم ایران را از رسیدن به هدف نهائی یعنی حاکمیت ملی بازدارند. برای نمونه به نوشته زیر توجه نمائید«« اهمیت سازش برای جنبش سبز««اما دشواری راه جنبش سبز، تنها شکست کودتا نیست. بلکه هوشمندی و انعطاف پذیری، آنرا فرا می‌خواند که به راه حلهای عملی رئالیستی نیز بیاندیشد. دشواری اصلی جنبش سبز در جامعه بشدت قطبی شده کنونی، این است که نه حکومت و نه جنبش سبز، هیچ کدام نمی‌توانند به نقطه قبل از کودتا بازگردند. نباید فراموش کرد که تنها راه قابل پذیرش ازدوسوکه قبول آن به نوعی همان سازش متقابل است، کنارگذاشتن خواست ابطال انتخابات وتاکید بر آزادی زندانیان سیاسی و رهبران دستگیر شده اصلاح طلب و آزادی مطبوعات و رسانه‌های ملی است. رسیدن به این توافق، خود کارو پیکارِ بزرگی است. بدون اینکه هدف سازش آن باشد که بود ونبود همه نظام را زیرسوال ببرد. در این صورت بار دیگر فعالیت سیاسی در چارچوب قوانین موجود و شرکت در انتخابات مفهومی واقعی خواهد یافت.
 
http://politic.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/19431/ راه دشوار اما درستِ سازش، به مدیریت رفسنجانی - (محسن حیدریان)
پس از آنکه نیروهای سیاسی در 30 سال گذشته در هدایت جامعه بسوی دمکراسی ـ ناتوان و قاصر از آب در آمدند بالاخره خود مردم ـ مستقل از گروههای سیاسی به میدان آمده اند  تا به اهدافشان دست یابند. طایفه ائی که این روزها شهید نداده نمی تواند درد خانواده شهید داده را بفهمد چون خود به شهیدان خود در دهه 60 و 67 در سالهای گذشته نیز وفادار نمانده است!خستگی و زندان وشکنجه مبارزه شبانه و روزی در حال حاضر به گردن مردم ایران سنگینی می کند اما انگار خستگی اش به گردن کسانی افتاده است که از اغاز نیز کاره ائی نبوده اند.همان طایفه ائی که مردم را تشویق می کرد تا در خانه هایشان بمانند وهر چهارسال یکبار، فقط برای رای دادن برسر صندوق های رای گیری بیاید اما امروز خود را سیاست گذار همه مسائل می پندارد.همین طایفه بجای تشویق مردم آنها را از ادامه مبارزه دلسرد می کند.آنها حتی در خواب نمی توانستند تصور نمایند که مردم ایران علیه استبداد به خیابانها خواهند آمد اما این روزها خود را رهبر فکری جنبش می دانند.مردم در خیابانها مرگ بر دیکتاتور سرداده و عکس ولی فقیه سید علی خامنه ائی را لگدمال می کنند اما همین طایفه در نشت های خارج کشور خود از محکوم کردند اعمال رهبر خود داری می نماید! این روزها ـ این مردم ایران هستند که همه جهانیان را به جنبش مردمی و همیشه سبز که در حال زایش و جوانه زدن است فراخوانده نه جریاناتی که در 30 سال گذشته تابه امروز در تفرقه و اختلاف بسر برده اند!
آخرین بروز رسانی ( ۲۶ تير ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-5.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com