FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow اسلام چون سلاح سیاسی-بخش دهم
اسلام چون سلاح سیاسی-بخش دهم چاپ ارسال به دوست
نویسنده کاظم رنجبر، دکتر در جامعه شناسی سیاسی   
۱۱ بهمن ۱۳۸۸
ranjbarحزب واًفد ،حافظه تاریخی ملٌت مصر در مبارزات سیاسی ،علیه استعمار .
حزب واًفد ، به مفهوم سیاسی ، اجتماعی ، و حتی فرهنگی ، با سایر احزاب سیاسی مصر فرق دارد.این حزب با سازمان دادن تظاهرات و شورش های متناوب ، علیه امپریالیسم انگلیس ، این قدرت استعماری را در مصر فلج می کرد.به دنبال این مبارزات بود ، که   حزب واًفد تبدیل به یک حزب سیاسی  به معنی واقعی آن شد، و تاریخ  مدٌون مبارزات ملت مصر را در خود  متبلور می نمود .
این حزب ، با شکل گیری و محتوی فلسفی وسیاسی اش ، در آن سالها ، یعنی یک قرن پیش ، تمام ملت مصر  ،چه مسلمان و چه مسیحی ، را با تمام اندیشه ها و باور های سیاسی و مذهبی شان را ، در خود جای می داد.در حقیقت این حزب تبلور روح ملت مصر بود ، که همه مصریان می توانستند، هوٌیت ملی خود را در درون این حزب جای بدهند. این حزب در خاطره تاریخی ملت مصر ظبط شده و ظبط خواهد ماند.
این حزب بیان مصری است ،که روند زمان را ،چه در گذشته ،و چه امروز با تجٌد د و مدرنیزم پیوند داد .موٌرخین صدیق ، این مفهوم واقعی ، یعنی حزب واًفد :« مظهر واقعی تبٌلور ناسیونالیسم مصر»  را، تائید می کنند. وقتی که در سال 1924، سعد زغلول ، با اکتریت 85 درصد آراء برنده انتخابات شد،این قدرت محرٌکه سیاسی و اجتماعی ، با یک برنامه سیاسی تجٌد د خواهی (مدرنیسم )، لائیک و لیبرال ،  وارد صحنه سیاسی شد ،که اکثریت جامعه مصر ، خصوصأ قشر شهر نشین  و مرٌفه و زمین داران و ملکان ، از آن سیاست پشتیبانی کردند. در حقیقت ریشه حزب واًفد  متشکل از تمام طبقات جامعه مصر بود.حزب واًفد اغلب با نظام سلطنتی مصر  از یک طرف ،و استعمار انگلیس از طرف دیگر ،در گیر بود.
لازم به یاد آوری است ، درست آن زمانی که ملت مصر به رهبری سعد زغلول ، برای استقلال مصر ، و استقرار یک نظام سیاسی مدرن و لائیک ، علیه استعمار انگلیس مبارزه می کرد، درست در همان سال ، یعنی 1924،سازمان اخوان المسلمین، با اندیشه های ارتجاعی ، یک دفٌعه ، وارد صحنه سیاست جامعه مصری شد ،که تا امروزیعنی در طول 86 سال ، این سازمان تروریستی ،زیر پوشش اسلامی ،روند اصلاحات سیاسی ،و استقرار دموکراسی و نظا م لائیک در مصر را،  مانع شده است.
عین همین  سیاست را ما ایرانیان ، در تاریخ یک قرن ونیم  گذشته کشور خود شاهد هستیم. وقتی که امیر کبیر ، برای حفظ استقلال ایران ، در مقابل دو رقیب استعماری ، انگلیس و روسیه تزاری ،تلاش بر استفرار یک نظام قانون مدار ،و کوتاهی دست آخوند ها در اداره کشور می کرد، در همان زمان ، دوشخصیت  یکی بنام علی محمد با ب (متولد 1819-
مرگ 1850) ، از جنوب ایران،یعنی منطقه نفوذ انگلیسی ها ،و میرزا حسین علی نوری (متولد 1819- مرگ1892) در شمال ، منطقه نفوذی روسیه تزاری ، با دین بابی گری و بهائی گری وارد صحنه سیاسی و اجتماعی جامعه ایران  شدند ، که در تاریخ ایران  به فتنه باب معروف است. یا  سازمان تروریستی فدائیان اسلام ، درست زمانی که مملکت در جنگ دوم جهانی دراشغال نظامی  بیگانگان بود، جوان 20 ساله  بنام سید مجتبی میرلوحی ، معروف به :نواب صفوی ،به کمک یک عده روحانیون معلوم الحال همراه با جوانان بیسواد و فریب خورده،و آماده برای ترورهای سیاسی ، زیر پوشش دین ، به کمک سید ضیالدین طباطبائی ، مشروطه خواه کودتاچی ، مهره شناحته شده انگلیس ،همراه با سید ابوالقاسم کاشانی ،وارد صحنه شدند.و با ترور یک عٌده شخصیت های نظامی سیاسی ، و اهل قلم ، یک جوٌ ترور و وحشت در کشور حاکم ساختند. سازمان های تروریستی «اسلامی !»  چون  القاعده، طالبان ،حماس ، ، حزب الله لبنان ، سلفیون،جند الله ، لشکر طیبه  ... همه این ها، فرزندان خلف  اخوان المسلمین ،و فدائیان اسلام ، در کشور های سنٌی وشیعه مذهب هستند،که باید ریشه آنها را در   سازمان های اطلاعاتی و عملیاتی  قدرت های استعماری خصوصأ انگلستان ، آمریکا و اسرائیل ، جستجو کرد ، که به تر تیب همراه با  داده های تاریخی ،  از منظر خوانندگان خواهیم گذراند،و عنوان :اسلام چون سلاح سیاسی ، نیز،  از این عملیات پشت پرده  این قدرت ها ،مایه گرفته است.
***
تقسیم خاورمیانه، بعد از پایان جنگ اول جهانی .
آنچه را که ما امروز بعد از گذشت 92 سال از پایان جنگ اول جهانی ، ازنکته نظر ظهور  کشورهای متعد د مسلمان و عرب ، اغلب کوچک ، با نظام های حکومتی مختلف ، در خاورمیانه  شاهد هستیم، در واقع ، تقسیم و مرزبندی این کشورها را ، قدرت های فاتح ، خصوصأ  امپراطوری انگلیس و فرانسه ، در راستای منافع کوتاه ، میان و دور مدت خود ، در منطقه را ، طراحی کرده اند.  در این سیاست ،چند عامل بزرگ و حیاتی ، در راستای  منافع  این قدرت ها، و واقعیت های عینی جهان آنروز ، نقش اساسی داشتند.  ما اینجا  عنوان وار ، از آن واقعیت ها یاد می کنیم.
حفظ  وسلطه بر راه دریائی هند شرقی ،که در انحصار انگلستان بود و این کشور سخت بر امنیت و سلطه بر این راه شوق الجیشی ،احتیاج داشت..
قدرت های متخاصم ، در هنگام جنگ ، به اهمیت این ماده استراتژیک در عمل پی بردند، بطوریکه در هنگام جنگ اول جهانی ، بخشی از نفت مورد احتیاج ماشین جنگی انگلیس و فرانسه ، از طریق کشتی های نفت کش ، از آمریکا ، به اروپا حمل می شد ، این عمل بر وابستگی این دو قدرت استعماری  یعنی انگلیس و فرانسه را باعث می شد. ورود نفت و ا همیت  این انرژی جدید ، در کل زندگی ماشینی امروز ، به حدی است ، که مورخین تمدن قرن بیستم را «تمدن نفت » می نامند. از آنجائیکه  معدن شناسان  انگلیسی و فرانسوی ، بعد از کشف نفت و استخراج آن در مسجد سلیمان ، در سال 1908 ، به وجود سایر معادن در سایر نکات خاورمیانه ، خصوصأ عراق و عربستان  پی برده بودند،وجود این معادن ، و حفظ آن ها ، در تقسیم خاورمیانه باز مانده از امپراطوری شکست خورده عثمانی ، نقش اساسی  داشتند.نقش نفت خاورمیانه در تعین سیاست های قدرت های بزرگ ، حتی بعد از جنگ اوٌل و دوٌم جهانی ، آنچنان با اهمیت است ،که  رئیس جمهور سابق آمریکا،جیمی کارتر ،یک یک فرد نسبتأ صلح طلب محسوب می شود، بعد از سقوط نظام سلطنت استبدادی  محمد رضا شاه، در یک سحنرانی علنأ به اتحاد جماهیر شوروی سابق ، هشدار می دهد،که منطقه خاورمیانه ، منطقه سوق الجیشی و در برگیرنده مانفع ملی ما آمریکائیان است. ما برای حفظ این منطقه تا پای جنگ پیش می رویم. (نقل به مفهوم)
در این راستا، تقسیم منطقه باقی مانده از امپراطوری شکست خورده عثمانی، حتی قبل از پایان جنگ ،موضوع مذاکرات محرمانه ، بین انگلستان و فرانسه بود.اساس این مذاکرات بر این پایه بود،که منطقه خاورمیانه ، باید طوری تقسیم و تفکیک بشود،که نه تنها منابع نفتی آن زیر سلطه انگلیس و فرانسه باشند، بلکه ساکنان این منطقه باید به کشور های کوچک تقسیم بشوند،و وفقط دارای استقلال داخلی بوده ، وتحت قیمومیت فاتحان جنگ قرار بگیرند.این بهترین روش  در راستای ادامه سلطه انگلیس و فرانسه خواهد بود.
اگر چه روسیه تزاری در شروع جنگ اول جهانی ، عضوی از همپیمانان نظامی انگلستان ، فرانسه ،علیه امپراطوری اطریش ، آلمان و عثمانی بود، ولی با انقلاب اکتبر و روی کار آمدن بلشویک ها ، و استقرار نظام سوسیالیستی  ضد سرمایه داری ، درآن کشور ،و امضای معاهده  صلح در 3 مارس 1918، معروف به صلح : برست لیتوسک بین روسیه شوروی و آلمان ، قبل از پایان جنگ، مسلمأ ظهور این رژیم  کمونیستی ، با این ایده ئولوژی  سیاسی ، با شعار انترناسیونالیزم کمونیستی ، در روسیه ،که چندان از مناطق نفت خیز و استراتژیک خاورمیانه دور نبود ،در طرح و برنامه های قدرت های استعماری سابقه دار،چون انگلیس و فرانسه ، با نظام های سرمایه داری ،وسلطه ایکه بر خاورمیا نه ، هندوستان ،و آفریقا  ،داشتند، مسلمأ  در تقسیم و طرح خاورمیانه بعد از امپراطوری عثمانی ، نقش مهم واساسی داشتند.فراموش نکنیم که از زمان پطر کبیر ، طرح نفوذ روسیه به جنوب ،و دسترسی به آب های  آزاد و گرم ، بخشی از استراتژی روسیه ،حتی روسیه کمونیستی بود، امروز نیز این سیاست ادامه دارد.
تحلیگران متخصص ، در امور ژئو پلتیک و ژئو استراتژیک منطقه  ، بر این عقیده اند ،که اگر جنبش صهیو نیستی  هم وجود نداشت ، امپراطوری بریتانیا در راستای حفظ  منافع ژئواستراتژیک و ژئو پولتیک خود در خاورمیانه ،شرق دریای مدیترانه ، دریای سرخ ،(بندر ایلات واقع در جنوب اسرائیل ) و حفظ کانال سوئز، راه کوتاه دریائی بین انگلستان و هندوستان ،و سلطه بر منابع نفتی منطقه  ، جنبش صهیونیستی را خود می آفرید. در حقیقت این جنبش و به دنبال آن ، پیدایش کشور اسرائیل ، ساخته و پرداخته  امپراطوری بریتانیا ،و به دنبال او ، دفاع بی قید و شرط آمریکا از وجود اسرائیل ، در حقیقت ،در راستای همان سیاست انگلیس است ، که تا امروز ادامه دارد.
در 2 نوامبر 1917، لرد بالفور (Lord Arthur James Balfour - متولد 1848- مرگ 1930) وزیر امورخارجه انگلیس در کابینه داوید لوئد جورج (David Lloyd Georg - تولد 1863- مرگ 1945)  نامه ای با این محتوی در 10سطر ، بطور مختصر ، در لفافه یک مشت کلمات مبهم ،و ولی کاملآ دیپلماتیک ، به یکی از رهبران صهیونیستی وزرسالان تاریخ  انگلیس ، بنام لرد روچیلد فرستاد ، با این نامه یا در حقیقت  اعلامیه با لفور، یکی از از خونین و طولانی ترین  جنگ های تاریخی بشریت را در منطقه خاورمیانه گشود، که این جنگ با صد ها هزار کشته، وزخمی ،و ملیونها آواره، با ملیارد ها دولار  هزینه ، امروز بعد از گذشت 92 سال از آن تاریخ این ادامه دارند. این نامه  معروف ترجمه شده از متن فرانسوی آنرا با هم می خوانیم .
لرد روچیلد گرامی ،
من خوشوقت هستم ، که بنام دولت اعلیحضرت ، اعلامیه زیر را   که نشانه تعلق خاطر ما به آرزو و تمایلات صهیونیستی است ، به  شما ارسا ل  نمائیم .این اعلامیه از نظر دولت گذشته واز طرف دولت  مورد تائید فرار گرفته است.دولت اعلیحضرت رضایت خود را در ایجاد یک کانون ملی برای خلق یهود در فلسطین را در برنامه خود قرار
داده است ، و تمام امکانات خود را در راستای عملی کردن این هدف بکار خواهد گرفت ، برسر این موضوع هم بطور روشن به توافق رسیده شده است ،که هیچ عملی ،که حقوق اجتماعی و دینی  گروه های ساکن غیر یهودی موجود (در سر زمین فلسطین ) ، همچنین حقوق فردی و سیاسی  اجتماعی یهودیان ،که در سایر کشور های دنیا  از آن برخوردار هستند، با ایجاد کانون یهود در فلسطین ، ، آنان از حقوق  اجتماعی خود ( در آن کشور ها ) محروم نخواهند شد.
من خیلی قدر دان خواهم بود که شما این اعلامیه را  به اطلاع  فدراسیون صهیونیت ها  برسانید.
امضا ء آرتور جمس بالفور .2 نوامبر 1917.
وقتی که مورخین و صاحب نظران معروف دنیا در مسائل جهانی ، به اعلامیه با لفور ایراد می گرفتند و از عاقبت وخیم این اعلامیه  نگران بودند، دولتمردان انگلیس ، در جواب می گفتند: ما این اعلامیه را از به این خاطر  فراهم آورد یم ، که بتوانیم توسط یهودیان آمریکا ، این کشور را  به عنوان متحد انگلیس  وارد جنگ بکنیم ! این هم یکی از دروغ های دیپلماتیک است.آمریکا با راًی کنگره در 6 آوریل 1917، رسما  به دولت های آلمان ، اطریش و عثمانی ، اعلام جنگ داد .در 13 ژوئن 1917، نیروهای نظامی آمریکا به فرماندهی ژنرال جان پرشینگ در ساحل فرانسه پیاده شدند. در صورتیکه تاریخ اعلامیه بالفور 2 نوامبر 1917 است. اعلامیه بالفور و تشکیل اولین نطفه دولت اسرائیل با ایده ئولوژی صهیونیزم ، در راستای یک سیاست  از پیش تهیه شده ،برای حفظ منطقه نفت خیز خاورمیانه و راه دریائی هند بود.دلیل واضح تر ازاین ، ادامه جنگ در طول این 92 سال در منطقه است ،که تا کنون ، هیچ یک از قدرت های بزرگ چون آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، عملأ هیچ دخالتی  در اجرای قطعنامه  سازمان ملل متحد ،و برگرداندن اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ 1967، انجام نمی دهند؟ در صورتیکه مورخ یهودی تبار  مقیم اسرائیل و استاد دانشگاه در تل آویو، شلو مو ساند (Shlomo Sand) ، صاحب کتاب معروف خود ،با عنوان :چگونه قوم یهود آفریده شده است.، در واقع چنین قومی وجود نداشته ، بلکه یک اسطوره بیش در راسطای یک هدف سیاسی بوده و امروز هم در همین راستا ، با همان ایده ئولوژی در جهان تبلیغ می شود، همین استاد تاریخ در مصاحبه ایکه در 5 نوامبر با هفته نامه فرانسوی  بنام :Politis - داشت ، می گوید: اگر آمریکا  اراده بکند، مسئله  اسرائیل و فلسطین در عرض دوساعت  حل می شود.  مسلمأ منافع قدرت های بزرگ بر این است، که ژاندارمی  تا دندان مسلح ، با پیشرفته ترین سلاح های مدرن ، در منطقه  خاورمیانه  ، به قیمت  جنگ های خونین در طول بیش از 90 سال ، حافظ منافع شرکت های بزرگ نفتی ، اسلحه سازی و لابی های صهیونیستی باشد.
نکته دیگر ،که باید بر آن توجه بکنیم ، این است ، اعلامیه معروف لرد بالفور  درست در 2 نوامبر 1917، در رابطه با تشکیل یک کانون برای یهودیان  در سرزمین فلسطین را اعلام کرد .در صورتیکه در 11 دسامبر 1917، یعنی 38 روز بعد از اعلامیه بالفور ، برای اولین بار ارتش انگلیس  به فرماندهی ژنرال آلانبی ( General Allenby) وارد اورشلیم می شود. به عبارت دیگر ، تشکیل این کانون یهود ، در حقیقت ، ایجاد یک پایگاه نظامی ،برای دفاع ازمنافع استعماری انگلیس در خاورمیانه بود ،که با منافع زرسالاران صهیونیزم بین المللی گره خورده بود و تا امروز این پیوند ادامه دارد.
در رابطه با یهودیان  روسیه تزاری نیز انگلیس بر این باور بود ، که با اعلامیه بالفور ، یهودیان روسیه نیز به فلسطین مهاجرت می کنند،و با این عمل  با افزایش قدرت انسانی  یهودیان در فلسطین، بر قدرت نظامی این اقلیت قومی مهاجر در مقابل اعراب ساکن منطقه ، اضافه می شود،و یهودیان می توانند در راستای منافع دور مدت انگلیس ، از خود دفاع بکنند.  درست است که روسیه تزاری در جنگ اول جهانی هم پیمان نظامی انگلیس بود،و مسلمأ روسیه تزاری با مهاجرت  یهودیان روسیه موافت می کرد، خصوصإ یک جوً یهود ستیزی توسط کلیسای ارتد کس  روسیه در این کشور حاکم بود. اما انقلاب 1917 ،( یا کودتای  لنین ) در 25 اکتبر  رخ داد ،و کاخ قدرت تزار برسرش فرو ریخت واین برنامه انگلیس  در رابطه با مهاجرت یهودیان روسیه به فلسطین ، عملی نشد. خصوصاً اغلب رهبران حزب بلشویک روسیه ، یهودیان مارکسیست و مئومن به انترناسیونالیزم کمونیستی بودند.
عجیب نیست  که بعد از استقرار نظام کمونیستی در روسیه ، وقتی که در 14 ماه مه 1948، استقلال اسرائیل  توسط بن گوریون اعلام شد، روسیه شوروی اولین کشوری بود ، که اسرائیل را به رسمیت شناخت ،و به چکسلواکی دستور ارسال اسلحه و هواپیمای جنگی برای دفاع این کشور  در مقابل حملات اعراب را نیر صادر کرد.بعلاوه هزاران یهودی لهستانی تبار را که در اردوگاه های مختلف روسیه زندانی بودند، به لهستان  فرستاد ، به این هدف ، که یهودیان کشور های اروپای شرقی ، با گرایش به مارکسیسم لنینیسم ، اولین حکومت کمونیستی را در خاورمیانه ، در تضاد با منافع  سرمایه داری انگلیس و آمریکا ، ایجاد خواهند کرد. اما این بار هم « تاواریش استالین » در محاسبات خود اشتباه کرده بود.جنبش صهیونیزم ، یک جنش کمونیستی و حتی سوسیالیستی  نبوده و نیست. همچنانیکه نازیسم  ولو اینکه خود را زیر عنوان پر طمطراق  ناسیونال سوسیالیسم ، مخفی می کرد، ولی در حقیقت سلاح پر قدرت ،سرمایه داری جهان ، در مقابل  مبارزات طبقاتی  کارگران و زحمت کشان جهان بود . تعجب آور نیست ،که قبل از آنکه ژاپن در صبح یکشنبه 7 دسامبر 1941 بطور غافلگرانه در بندر پرل هاربور، به نیروی در یائی آمریکا حمله بکند، اغلب سرمایه داران بزرگ آمریکا وصنایع آن کشور  چون راکفلر ، جنرال موتور ، فورد ، مدافع تازیسم بودند و پدر بزرگ جورج دبلیو بوش (Prescott Bush  - متولد 1895- مرگ 1972) قبل از جنگ در کشور سویس ، برای صنایع نظامی آلمان کار می کرد.
این نوع  «انحرافات - یا کوتاه بینی های سیاسی » در انحصار سرمایه داران ،و صهیونیست ها نیست. در اوج قدرت آلمان هیتلری ، سازمان اخوان المسلمین  حسن البناء ، و مفتی اعظم بیت المقدس ، حاجی امین الحسینی ، تا «    شرفیابی به حضور ادلف هیتلر » پیش رفت. همین اعمال را در بین صهیونیست ها  نیز می توانید در تاریخ  مشاهده بکنید. فیلسوف آلمانی یهودی تبار هانا آرنت ،(متولد 1906-مرگ 1975 ) در کتاب معروف خود با عنوان : آیشمن در اورشلیم، پرده از معامله  پنهانی یک عده صهیونیست ها را با نازی های آلمان داشتند ، بر می دارد و همین عمل شجاعانه  و صدافت روشنفکری این بانوی  فرهیخته  باعث خشم جناح افراطی صهیونیست ها می شود، بطوریکه یکی از آنها با تمام بی احترامی ، خطاب  به این فیلسوف گرانقدر می گوید: من شرم دارم ،که امثال شما یهودی هستند !!!
نگاه کوتاه  به چند گفته تاریخی  داوید بن گوریون  بنیانگذار  دولت اسرائیل .
خوانند گان به این اصل توجه بکنند، که ایده ئولوژی صهیونیزم ، در اندیشه ،و در عمل، همطراز با نازیسم و پیرو برتری نژادی ،و سلطه یک ملت بر ملت دیگر  وطرح نابودی علنی یک   قوم  دیگر است.لذا نباید صهیونیزم را با یهودیت مقایسه و همطراز دانست، ولو اینکه رهبران صهیونیست سعی بر آن دارند، که خود را رهبر تمام یهودیان جهان قلمداد بکنند!بخش مهم یهودیان جهان در طول تاریخ،همیشه در مقابل ظلم و بیدادگری ، به هر نوع و به هر اسم ، علیه هر انسانی ، بدون کوچکترین تبعیض قومی نژادی مذهبی ، به مبارزه برخاستند،و در این راه قیمت گزاف نیز پرداخته اند . (*)
چند گفته معروف بن گوریون ،که تا ابد بر تارک تاریخ  صهیونیزم  چون مایه ننگ خواهد ماند ،در اینجا نمونه می آوریم .
- داوید بن گوریون ، موسس دولت اسرائیل  در سال 1948 ،که یکی از معروفترین  رهبر صهیونیستی  در قرن گذشته بود، او بنیانگذار سازمان تروریستی « حقنا » بود .او از طریق عملیات مخفی و تروریستی ، قدرت نظامی  مهاجران صهیونیست را بالا برد وباتشکیل دولت اسرائیل از سال 1948  تا سال 1963، جز یک مدت کوتاه  نخست وزیر ، و وزیر داخلی اسرائیل بود . چند نمونه از گفته های ایشان را در اینجا می آوریم ، تا خوانندگان  بهتر به ذات ایده ئولوژی صهیونیزم  پی ببرند و میتوجه بشوند، که اگر تحلیگران  صدیق  در مسائل سیاسی - فلسفی صهیونیزم را معادل با نازیسم می دانند ، بی دلیل نیست.
(...)اگر من یک رهبر عرب بودم ، هرگز توافق نا مه با رهبران اسرائیل را امضا نمی کردم ، این طبیعی است، ما سر زمین آنها را غصب کرده ایم ، درست است که خداوند این زمین را بما وعده داده است، امٌا این وعده شا مل آنها نمی شود، چون خدای ما ،خدای آنها نیست . درست است که یهود ستیزی نازی ها و آشویتز هیتلر وجود داشت ،امٌا این جنایت ها را اعراب نکردند.اعراب تنها یک واقعیت را می بینند،که ما یهودیان آمدیم  و سرزمین آنها را دزدیدیم. چرا اعراب این عمل دزدی ما را قبول بکنند؟
(ماًخذ به زبان فرانسه : David Ben-Gourion (le 1er Premier Ministre israélien) : Cité par Nahum Goldmann dans "le Paradoxe Juif", page 121 )
- ما حقیقت را کتمان نمی کنیم ، از جنبه سیاسی ، ما متجاوز هستیم. اعراب از خود و از سرزمین خود دفاع می کنند. این کشور به آنها تعلق دارد، برای اینکه در آنجا زندگی می کنند. در صورتیکه ما یهودیان  از نقاط مختلف آمده و اینجا ساکن می شویم. از منظر آنها ، ما می خواهیم  انها را از وطن شان آواره بکنیم . پشت تروریسم عرب ، یک جنبش مقاومت است ، ولو اینکه  هنوز این جنبش  ابتدائی  و خالی از ایده الیسم  و خود فدا کردن برای اهداف والا است .
- ( ماًخذ به زبان فرانسه : David Ben-Gourion : Cité page 91 du Triangle Fatidique de Chomsky qui est paru le livre de Simha Flapan "Le Sionisme et les Palestiniens" - page 141-2, citant un discours de 1938 )
- اگر من می دانستم ،که با انتقال تمام کودکان آلمان  به انگلستان (در هنگام جنگ دوم جهانی ) حفظ جان آنها عملی  بود، ولی در مقابل  فقط با  انتقال نصف این کودکان به اسرائیل ،این امکان ممکن بود ،(که  فقط  جان نصف کودکان آلمانی حفظ شود) ، من حا لت دوٌم را انتخاب می کردم. برای اینکه ما  در مقابل ما تعداد این بچه ها (و نجات تمام  آنها ) قرار نگرفته ایم ، بلکه در مقابل مسئله تاریخی  مردم اسرا ئیل قرار گرفته ایم   .(ماخذ به زبان فرانسه: Ben-Gourion (Cité pages 855-56 du Shabtai Teveth de Ben-Gurion dans une version légèrement différente )
خوانندگان ملاحظه می کنند ،که برای داوید بن گوریون ، در راستای سخن معروف  ماکیاول : هدف وسیله را توجیه می کند. وقتی که سرجوخه اطریشی ، آدلف هیتلر ، با ایده  ئولوژی  ناسیونال سوسیالیزیم، همراه با یک مشت دیوانگان تاریخ،  در راستای  استقرار« نژاد برتر آریائی!!!» 60 ملیون انسان را  قربانی کرد، ملیونها انسان را تا پایان زندگی شان معلول  و مفلوج نمود ،  ملیون ها خانواده را آواره و سرگردان کرد،، کوره های آدم سوزی راه انداخت و ملیون ها یهودی ، کولی های  اروپا را تبدیل به خاکستر کرد  تعجب  آور نیست ،که داوید بن گوریون این صهیونیست دو آتشه نیز، در راستای همین اهداف، حاضر است نصف کودکان آلمان را فدای  اهداف سیاسی خود بکند. (ادامه دارد )
(*)   نامه اعتراض آمیز  پرفسور آندره نوشی ، فرانسوی یهودی تبار  به سفیر اسرائیل در فرانسه ، به ترجمه این صاحب قلم در سایت عصر نو با این آدرس ، ملاحظه بفرمائید ،که چگونه انسان های واراسته یهودی تبار ، جنایات رژیم صهیونیستی را افشا ء می کنند.
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=1889
1- حفظ امنیت  راه دریائی هند شرقی .
2- حفظ معادن نفت خاورمیانه ،و تلاش بر کشف و استحراج سایر معادن نفت در منطقه.
3- انقلاب اکتبر 1917، در روسیه و روی کار آمدن بلشویک ها در این کشور.
4- ایجاد یک پایگاه نظامی- اشتراتژیک ، در شرق کانال سوئز،زیر پوشش« کانون قوم یهود » با  اعلامیه لرد بالفور .
ماًخذ در زبان فرانسه :
-Le grand aveuglement .Charles Enderlin Albin Michel 2009
- Comment le peuple juif fut inventè .Shlomo Sand Fayard 2008
- http://www.ism-france.org/news/article.php?id=3664&type=analyse&lesujet=Sionisme
- http://www.fonjallaz.net/Suisse+2e-Guerre-Mondiale/Affaire%20Delamuraz/Flux%20+%20Collabo%20sio-nazi/Collabo%20sionisme-nazisme.html

آخرین بروز رسانی ( ۲۵ تير ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_shah_safi-2.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com