|
کار شما فرهنگی است یا سیاسی؟
پاسخ-برداشت دیگری از فرهنگ ، ویژگی هایی است که با تن ، جان ، و روان مردمان بستگی دارد ،پایه هایی که در چند فرهنگ کهن دیگر نیز می توان دید. این است کهنه پایه های ساختمان استوار ودیر پای فرهنگ ایران: خاک ، خون ، اندیشه ، زبان ، دانش ، هنر ، ادب ، سرگذشت (تاریخ)، دبیره (خط) ، دیدگاه ( دین و کیش )، فرزان (فلسفه) بینش ( عرفان). این درست است که آیینهای کشورداری و شهر آرایی را نمی توان جدای از فرهنگ یک ملت به شمار آورد، چرا که «سیاست» بخشی از فرهنگ است و یک نهاد فرهنگی نمی تواند نسبت به آن بی انگار بماند، ولی شوربختانه «سیاست بازان» ما از واژه ی «سیاست» همان برداشتی را کرده اند که در واژه نامه ها آمده است نه آن چیزی را که از آن دریافت می شود، برای نمونه: خود واژه « سیاست» بچم: آزمودگی – کاردانی- کارآمدی- کارکشتگی است ولی بچم : پشت هم اندازی – دورویی – نیرنگبازی – ترفندگری- کیفررسانی – سزا – شکنجه و آزار نیز آمده است. برای روشن تر شدن این سخن به چند نمونه ازهمکرد های این واژه در لغت نامه ی دهخدا نگاه می کنیم . سیاست راندن: = مجازات کردن - عقوبت کردن، سیاست کردن : = حکومت کردن – عقوبت کردن بطور رسوایی و افتضاح!! سیاستگاه : = قتلگاه- جایی که در آن اجرای سیاست و عقوبت می کنند. سیاستگر: = سفاک – خونریز – عقوبت دهنده – جلاد!! سیاستمدار: سیاس- سیاستگر- سفاک - خونریز ترزبانان یا مترجمین ما بی آنکه به سرشت و درونمایه ی این واژه ی بد هنجار تازی بنگرند آنرا بجای واژه Politicsیونانی بکار بردند و با این ندانم کاری خود آسیب بزرگی بر پیکر فرهنگ ایرانزمین زدند ما در زبان پارسی بجای Politics یونانی، واژه های کشور داری - کشورگردانی – کشور آرایی – شهریاری –شهرآرایی را داریم که از Politicsیونانی، هم رساتر و هم فراخدامن ترند. |