|
گزیده اشعار-قصاید،مرد همه جا سر کار به |
|
|
|
نویسنده امیرخسرو دهلوی
|
|
۱۴ تير ۱۳۸۹ |
بهرهٔ مقصود چو بی رنج نیست زو سگ بازار به مقدار به … سرعت جاهل که سبک شد به راه دل که به گل ماند نیامد برون پیر کمان پشت به عزلت نشست وانکه جوانیش زپیری به است مرغ که در بادیه خون ریز شد خار و خسش از گل و گلنار به عشق خوشست ار همه باشد مجاز مرتبهٔ عشق چو بیچارگی است مسکنت ارهست به پندار و کبر وانکه بود خاک ره از حسن خلق مرد که گردون کشد از حکم پیر در حق میشی که رمید از شبان زن دم اخلاص به طاعت از انک طاعت اگر از پی مال و زر است کاسه که خاکیست نگونساز به برگ گل از تنگهٔ دینار به … شربت نوشی که به ظالم دهند خون همان طالم خونخوار به فرض بجای آور و مجو بیش ازانک تن چو به خرمای کسان میل کرد دام شکم دوخته از خار به … خواجه که از خون کسان خورد می تذکره آنرا که ز طور مار به خوردن نار ازخورش نار به … آن تبر از تیشهٔ نجار به … دیده که باشد به جفا تیز بین نفس که در دل گهری از حیاست نام شه انجیر نه این شعر را کو به بهی از همه اشعار به …
|