FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow ترجمه روزنامه ها arrow ماجرای حقیقی فرار بن علی
ماجرای حقیقی فرار بن علی چاپ ارسال به دوست
نویسنده نشریه آفریقای جوان   
۰۸ اسفند ۱۳۸۹

مروان بن یحمد و عبدالعزیز با روحی/ آفریقای جوان

برگردان از فرامرز دادرس

برخی می توانند از این ماجرایک داستان پیچیده و یا حتی یک کتاب جاسوسی بنویسند، اکنون بازسازی لحظه به لحظه، فرار زین العابدین بن علی و اطرافیانش از تونس، در چهاردهم ژانویه، با استناد به گواهی اشخاص کلیدی را می خوانید.

بعد از ظهر چهاردهم ژانویه 2011، زمان بسرعت می گذرد. از میانه های روز، ژنرال علی سیراتی، فرمانده گارد ریاست جمهوری در کاخ و در کنار بن علی، بسر می برد. لحظه به لحظه، از واحد های نظامی و رؤسای پلیس گزارش می رسد، در خیابان بورقیبه، ده ها هزار تظاهر کننده خواستار خروج بن علی هستند. بن علی در یک سخنرانی تلویزیونی از مردم خواسته بود تا به او ششماه فرصت دهند تا بتواند به اصلاحاتی که وعده داده است بپردازد و پس از پایان ششمین دوره از ریاست جمهوری کناره گیری کند.

پذیرایی با شکوه

کمی پس از ساعت سیزده به ژنرال سیراتی، خبر می رسد که تظاهر کنندگان، ویلای حسم طرابلسی، برادر لیلا، همسر بن علی را که چند دقیقه بیشتر با کاخ فاصله ندارد به آتش کشیده اند. رستوران بارهاوس، متعلق به  برادر زاده لیلا، نیز به آتش کشیده می شود، لیلا هراسناک می شود ، آخرین تلفن را به بستگانش می زند و می گوید: « هر چه زودتر کشور را ترک کنید» به آن ها التماس می کند،  پیش از این که از شوهرش بخواهد همین کار را انجام دهد.

ژنرال سیراتی، در حضور دو تن ا زسه دختران  بن علی  که از ازدواج اولش بودند، می گوید: « بزودی اوضاع بیش از پیش بحرانی می شود ».  در حالی که، " دورساف  شیبوب " و " غازوا زاروک " ، دختران بن علی به خانه هایشان باز می گردند تا خود را به محل امنی برسانند، پدرشان کمترین توجهی به ترک کشور از خود نشان نمی دهد.

ژنرال سیراتی به بن علی می گوید: « کمی فاصله بگیرید و اجازه دهید تا من پس از سرکوب شورش، از شما با شکوه تمام استقبال کنم. سیراتی افزود؛ ستاد ارتش موافق است که شما با همسر و فرزندانتان بروید ولی بدون خانواده طرابلسی ( خانواده لیلا همسر بن علی). بن علی تسلیم می شود ،ولی به کجا برود ؟ درست در ساعت پانزده، بن علی به، نایف بن عبدالعزیز السعودی، وزیر کشور عربستان سعودی تلفن می کند و به او می گوید که همان شب به عربستان خواهد رسید. نایف، به او پاسخ می دهد که میهمان وی خواهد بود. از هنگامی که مقر اعضای شورای وزیران کشور های عرب در تونس مستقر بود، میان نایف و بن علی دوستی محکمی  بوجود آمده بود.

بر خلاف آن چه که گفته یا نوشته شده است، بن علی و خانواده اش، هرگز نمی خواستند به فرانسه، مالت یا یونان  بروند، ونه به جربا یا تریپولی پناهنده شوند، برنامه پرواز مستقیم از تونس به جده با امکان یک حج عمره در مکه، پیش بینی شده بود.

ساعت پانزده ،رئیس جمهور، دستور داد تا هواپیما برای پرواز در ساعت هفده، زمان  آغاز حکومت نظامی آماده شود، کادر پرواز دو ساعت فرصت داشتند تا آماده شوند. نام رمز برای بن علی (VIP-1)و برای لیلا (VIP-2) و برای پسر جوان آنان (VIP-3) تعیین شد. با توجه به این که رئیس جمهور به ندرت به سفر خارجی می رفت، بویژه در این شرایط بحرانی ، تنها (VIP-2) و همراهانش از این هواپیما استفاده می کردند، چیزی که تعجب آور نبود چون سال ها ی متمادی لیلا،از این هواپیما برای سفر های تجارتی، تعطیلات یا خرید در کشور های جهان بویژه پایتخت های اروپایی و در کشور های خلیج ، بویژه در دوبی و گاهی برای عمره خرید در عربستان استفاده می کرد.

کمی مانده به ساعت هفده، کاخ را ترک کردند، بن علی جلوی گروه کوچک مسافرین راه می رفت، او با هیچیک از نزدیکانش، از جمله عبدالعزیز بن دحیا، وزیر دولت که مشاور وی هم بود  خدا حافظی نکرد. بن دحیا، می گوید: « من، بن علی را از روز پیش از رفتن اش ندیده بودم ، او پنجشنبه از من خواست که به مجلس بروم و در سخنرانی نخست وزیر شرکت کنم . هیچگاه در باره برنامه رفتن اش  به من چیزی نگفته بود. کمی پس از ساعت هفده، گوشه کاخ، جایی که ویژه مشاوران بود و دفتر من در آن قرار داشت تقریباً کسی نبود. ساعت حکومت نظامی نزدیک بود و من به خانه ام بازگشتم و در روبروی تلویزیون نشستم و هنگامی که اعلام شد یک خبر مهم پخش می شود، تازه فهمیدم که بن علی کشور را ترک کرده است.»

در پایگاه هوایی ال آوینا، فضای سنگینی حکمفرما بود. مرسدس بنز سیاه رنگ ضد گلوله و به دنبال آن سه اتومبیل سیاهرنگ (4x4) حامل بن علی ، لیلا ، محمد، تنها پسر شش ساله آنان ، حلیمه دختر هجده ساله آنان و نامزد بیست و سه ساله او مهدی بن قائد، همینطور ندیمه از راه رسید، آن ها سوار هواپیمای بوئینگ 737 ریاست جمهوری شدند. همه نگران ولی خموش بودند، درهواپیما یکباره احساسات به آنان دست داد، نخستین کس، بن علی بود ،وی شروع به گریستن کرد ،لیلا نیز به نوبه خود در هم شکست، بچه ها پرسیدند « چرا گریه می کنید؟» سپس حلیمه، اشک به چشمانش آمد، نامزدش کوشید ولی را تسلی دهد، این صحنه پیش چشم ندیمه و نگاه پنهانی پنج عضو گروه پرواز؛ سرخلبان، خلبان، مکانیسین، میهماندار وکمک میهماندار، اتفاق افتاد.

باک هواپیمای  بوئینگ جمهوری تونس به شماره (TS IOO - « Oscar Oscar »)  پر شده بود و بسوی پیست شماره بیست و نه ، فرودگاه کارتاژ تونس، حرکت کرد. در ساعت هفده و چهل و پنج دقیقه علامت پرواز داده شد. هواپیما بسوی شرق و پس از صد و هفتاد کیلومتر به سوی جنوب در مسیر جده، پیچید.

در این هنگام همراهان به سالن رفتند و لیلا، در اتاق استراحت هواپیما  بود، بن علی به کابین خلبان رفت و پشت سر خلبان نشست و آنجا را ترک نکرد ، کمک خلبان احساس کرد که بن علی عصبی است و اسلحه ای با خود  حمل می کند، بن علی نگران بود که دستور بازگشت هواپیما به تونس داده شود ،یا مسیر عوض شود، چندین بار در طول شب از خلبان پرسید از روی چه کشور هایی می گذرند.

مانند ایدی امین دادا

 فرود در فرودگاه جده  دشوار بنظر می رسید، ازچند رو ز پیش باران فراوانی  باریده بود، ساعت یک بامداد  به وقت محلی خلبان از میان ابر ها راهی برای فرود گشود. بن علی آسوده شد ،کراواتش را باز کرد و هنگام پیاده شدن از هواپیما  خودش را از تنگ و تا نینداخت و رو به گروه پرواز کرد و گفت « زیاد از فرودگاه دور نشوید، من بزودی باز خواهم گشت ! » .

مسئول تشریفات سعودی اعلام کرد « حضرت رئیس جمهور، خوش آمدید » رئیس جمهور سرنگون شده و همراهانش به یکی از کاخ هایی که دیکتاتور های پناهنده ، پیش تر درآن سکونت کرده بودند، هدایت شدند. کاخی که ، اید ی امین اوگاندایی در سال 2003 در آنجا در گذشت . درهمین زمان پاسپورت های گروه پرواز به روش همیشگی  بازرسی شد و آن ها را به هتلی در شهر بردند تا شب را در آن جا بگذرانند ،پیش تر در سالن فرودگاه برای آنان نوشیدنی خنک آوردند. گروه پرواز در تلویزیون دید که محمد قانونچی ، نخست وزیر بطور موقت جای رئیس جمهور را گرفته است، آنان بی درنگ به رئیس شرکت هواپیمایی ملی تونس تلفن کردند و او را از توهمات  بن علی،  برای بازگشت به تونس آگاه کردند و گفتند که سعودی ها در نظر دارند گروه پرواز را در جده نگهدارند. مدیر هواپیمایی ملی تونس پس از گفتگو با مسئولین تازه کشور به گروه پرواز دستور داد که هر چه زودتر به تونس بازگردد، کاری که انجام شد.

اظهارات بن دحیا ،که پس از بن علی ، مهم ترین شخصیت رژیم بود بسیار باارزش است. او تاًیید می کند که در چهاردهم ژانویه  " رئیس  " تنها  و  اسیر در برابر ژنرال سیراتی و لیلا بود. او خاطر نشان می کند که وقتی که بن علی و همسرش رفتند هیچ دستوری داده نشد، نه به بن دحیا، و نه به قانونچی. ژنرال سیراتی، می بایستی مرد قدرتمند کشور گردد .روشن نیست که چه قراری میان بن علی و نجات دهنده اش سیراتی،  نهاده شده بود، او فرمانده گارد ریاست جمهوری، یکی از زبده ترین و مجهز ترین واحد های ارتش و رئیس نیرو های پلیس، و همینطور ناظر رئیس جمهور بر ارتش بود. هشیار و بسیار آگاه ، او بهترین جایگاه را  برای سرکوب شورش مردم در دست داشت، آیا بسود بن علی این کار را انجام می داد یا بسود خودش ؟ سران نظامی هنگامی که هواپیمای بن علی، به پرواز درآمد بی شک این پرسش را از خود کرده اند، آنان مرد نیرومند احتمالی آینده را در محل بازداشت نمودند و او را از راه برداشتند تا نتواند زمینه بازگشت بن علی را به قدرت فراهم آورد. همان شب سیراتی ، در پایگاه هوایی ال آوینا ،بازداشت شد، همان پایگاهی که بن علی از آنجا پرواز کرد.

آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-9.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com