FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow آکسفورد، مرغوبیت پسته رفسنجان را تاًیید کرد
آکسفورد، مرغوبیت پسته رفسنجان را تاًیید کرد چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی   
۱۹ فروردين ۱۳۹۰

Pistach_Rafsanjan_sگزارش کاملی از پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی در آکسفورد
ماجرا از این جا آغاز شد که در هشتم فروردین ماه امسال، روزنامه انگلیسی گاردین، در گزارشی اعلام کرد؛ مهدی، یکی از فرزندان هاشمی رفسنجانی، که ظاهراً در پی تعقیب مراجع قضایی جمهوری اسلامی به خارج گریخته است، بدون دانستن زبان انگلیسی و شایستگی های لازم، به اتکای پرداخت رشوه، در پی بدست آوردن دکترا از دانشگاه آکسفورد می باشد.

یک حقوقدان ایرانی بنام کاوه موسوی، استاد رشته حقوق دانشگاه آکسفورد که نزدیک به سی سال است در این دانشگاه کار می کند، با ارسال نامه ای به مسئولین دانشگاه آکسفورد و ارائه مدارکی، مهدی هاشمی را متهم کرد که  برای به دست آوردن مدرک دکترا از این دانشگاه، دارای شرایط پیش بینی شده در اساسنامه آکسفورد نمی باشد و گویا مرتکب تقلب شده است.

در پی این اقدام که نزدیک به سه ماه پیش انجام شده بود، رئیس پیشین این دانشگاه، سر پیتر نورث، ماًموریت یافت، به بررسی این اتهامات بپردازد. نتیجه تحقیقات در ناباوری همگانی روز هفدهم فروردین، برابر ششم آوریل 2011، اعلام شد؛ دانشگاه آکسفورد، اعلام کرد؛ برای ادعاهای مطرح شده در مورد نحوه پذیرش مهدی هاشمی، پسر اکبر هاشمی رفسنجانی در مقطع دکترای این دانشگاه مبنایی نیافته است.

اقدام کاوه موسوی، در میان جامعه ایرانیان، بویژه در برون مرز بی سابقه بود. وی با زیر پا گذاشتن مصلحت اندیشی و خود سانسوری و کنار گذاشتن رودربایستی، که گریبان اکثریت ایرانیان را گرفته است، فصلی تازه در روابط اجتماعی ایرانیان گشود، این اقدام بی شک تنها به  پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی خلاصه نخواهد شد. تا پیش از این، ایرانیان، بگونه پنهانی، درگوشی، پشت سر یکدیگر، درجلسات خصوصی و دوستانه با رعایت احتیاط، به غیبت! که به ورزش ملی ایرانیان تبدیل شده است، می پرداختند، بی آنکه شهامت رویارویی با ناراستی ها را داشته باشند. ممکن است برخی، کاوه موسوی را متهم کنند که از جانب دشمنان خاندان رفسنجانی، ماًموریت یافته تا مهدی، پسر شیخ رفسنجان را رسوا کند، همانگونه که مهدی هاشمی، در فتح نامه آکسفورد خود، به آن اشاره کرد.

بی هیچ تردید به کاوه موسوی اتهاماتی وارد خواهند کرد و برای او پرونده و پاپوش خواهند ساخت، تهدید و تطمیع هم درکار خواهد بود. درکمتر از یک هفته پس از افشا شدن پرونده مهدی هاشمی، وبلاگ ناشناسی به نام " خبرهای جالب " به مدیریت، رشید خان قوچانی! برپا شد و نوشت « کاوه موسوی در ماجراهای زیادی که مربوط به قرار دادها و قاچاق اسلحه ، قاچاق نفت و امثال اینها درگیر بوده است» و دو نشانی اینترنتی هم از روزنامه گاردین، به عنوان گواه آوردند. بسیارناشیانه بود، چون در این گزارشات، روزنامه گاردین، از کاوه موسوی به عنوان کارشناس نام برده است.

هدف گرداننده این وبلاگ به مدیریت " رشید خان قوچانی " که بهتر است وی را " رشید خان رفسنجانی"  نامید، پخش دروغ و شایعه است، چون بسیاری از ایرانیان به زبان انگلیسی آشنایی ندارند و بی شک فریب تیتر وبلاگ را خواهند خورد. همانگونه که در بالا و متن خبر، در باره مهدی هاشمی اشاره شد، این روزنامه گاردین بود که  گزارشی به بی بی سی از افشای پرونده اتهام به مهدی هاشمی پرده برداشت و کاوه موسوی، می تواند منبع این خبر روزنامه گاردین باشد. اگر اتهاماتی که در این وبلاگ خلق الساعه! به کاوه موسوی نسبت داده شده است، درست بود، هیچگاه روزنامه معروف گاردین، به کاوه موسوی استناد نمی کرد.

کاوه موسوی، حقوقدان و مشاور حقوقی دانشگاه آکسفورد می باشد، وی دارای سی سال سابقه کار در این دانشگاه می باشد. کاوه موسوی، فعال حقوق بشر و یکی از وکلای پرونده زهرا کاظمی بوده است، وی تاکنون در چند برنامه تلویزیونی بخش فارسی  بی بی سی به عنوان کارشناس حقوقی شرکت داشته است.

کاوه موسوی، در مبارزه با فساد مالی علیه دولت مکزیک و در برنامه دفاع از زندانیان گوانتانا مو در دانشگاه آکسفورد نقش داشته است. سخنان و موضع گیری های کاوه موسوی در برنامه های گوناگون بخوبی نشان می دهد که وی مخالف فساد، نا برابری و حکومت های خودکامه، از جمله جمهوری اسلامی می باشد. بنابراین طرح اتهاماتی در باره وابستگی وی به گروه هایی در حکومت اسلامی بی پایه است.

کاوه موسوی، به عنوان یک فعال حقوق بشر، به دنبال برقراری حق و عدالت است ، شاید به او خرده  گرفته شود که مسئله پذیرش مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد، پیوندی با نقض حقوق بشر نداشته و دخالت او در این پرونده بیمورد بوده است. در پاسخ باید گفت که کاوه موسوی یک حقوقدان و استاد آکسفورد است و نباید از کنار چنین پرونده ای بی تفاوت می گذشت، او در این دانشگاه نزدیک به سی سال زحمت کشیده است، بنابراین وظیفه دارد که از آلودگی محیط دانش و کار خود جلوگیری کند، یک حقوقدان متعهد به اخلاق و معنویت نباید اجازه دهد که حقی ضایع شود و کسی که شایستگی جایگاهی را ندارد در آن جایگاه قرار گیرد، اگر مهدی هاشمی با تقلب در دانشگاه پذیرفته شده باشد، بنابراین توانسته است به ناحق جای دیگری را اشغال کند و حقی از یک انسان ضایع شده است. یک فعال حقوق بشر و حقوقدان، نقش ضابط غیر رسمی دستگاه دادگستری در جامعه را ایفا می کند، و این از وظایف اخلاقی و انسانی هر آدمی است،  بویژه اگر آن شخص مسلط  به مسائل حقوقی باشد.

اتهامات کاوه موسوی به مهدی هاشمی چه بود؟

کاوه موسوی، به دلیل سی سال کار و تدریس در آکسفورد، بخوبی آگاه است که شرایط پذیرش دانشجو در این دانشگاه معتبر و نامدار چگونه می باشد. او می گوید: « که بر این باور است که مهدی هاشمی شرایط لازم برای پذیرش در دانشگاه در مقطع دکترا را نداشته است. به نظر کاوه موسوی، سطح زبان انگلیسی مهدی هاشمی ناکافی است و سوابق علمی و کاری مرتبط و کافی در رشته ای که قصد دارد در آن دکترا بگیرد ندارد. طبق قوانین آکسفورد، دانشجو باید در شعاع حداکثر 12.5 کیلومتری دانشگاه زندگی کند در حالی که مهدی هاشمی  در امارات متحده عربی و دوبی زندگی می کند.»

کاوه موسوی در گزارش خود، از یک دانشجوی رشته شرق شناسی در آکسفورد نام برده است که به دلیل نیاز مالی ،در ازای دریافت پول ازمهدی هاشمی، پرونده و طرحنامه ‌ی پژوهشی وی را آماده کرده است و این تقلب به حساب می آید. این دانشجو چند سال از دوران تحصیلی خود را در یکی از حوزه های علمیه شیعه در ایران گذرانده است.

پاسخ دکتر همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد

دکترهمایون کاتوزیان، استاد رشته ایران شناسی مؤسسه‌ی مطالعات خاورمیانه در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد، به‌عنوان یکی از داوران طرحنامه‌ی پژوهشی (پروپوزال) دکترای مهدی هاشمی، در پاسخ به پرسش نشریه دانشجویان دانشگاه آکسفورد، چارول (Cherwell)،  درباره‌ی پرونده‌ی پذیرش مهدی هاشمی می گوید:

« پسر آقای رفسنجانی «مهدی هاشمی» خوانده می‌شود؛ «هاشمی» نامی متدوال در نام‌های خانوادگی ایرانی است. هنگامی‌که درخواستنامه‌ی آقای هاشمی را ارزیابی می‌کردم نمی‌دانستم که او فرزند آقای رفسنجانی است، اما حتی اگر این نکته را می‌دانستم اندک تأثیری در داوری علمی و دانشگاهی من درباره‌ی آن نمی داشت.» کاتوزیان می افزاید: « پرونده و طرحنامه‌ی پژوهشی(پروپوزال)  او به ‌نظر من خوب بود و من نظر مثبت خود را به کمیته‌ ی پذیرش تحصیلات تکمیلی اعلام کردم. من ملاقاتی با آقای هاشمی نداشته‌ام چون او اصلا عضو کالج سنت آنتونی هم نیست. »

گفته می شود، مهدی هاشمی ،هم اکنون در  کالج ولفسان، وابسته به دانشگاه آکسفورد ثبت نام کرده است.

پاسخ مهدی هاشمی به این اتهامات چیست؟

مهدی هاشمی، در پاسخ به اتهاماتی که به او وارد شده است با انتشار بیانیه ای که در اختیار بی بی سی گذاشته است می گوید: « هدف از مطرح شدن این اتهامات " آلوده کردن نام خانواده هاشمی " بوده و اتهامات توسط کسانی مطرح شده است که " فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران می بینند "».

هاشمی می افزاید: « پس از گذراندن یک پروسه طولانی و نه ماهه، شامل بررسی مدارک تحصیلی و پروپوزال (طرح پایان نامه) و همچنین "چندین مصاحبه با اساتید مربوطه" موفق به دریافت پذیرش دانشگاه آکسفورد شده است. مهدی هاشمی در دفاع از خود می گوید؛ در دبیرستان جزو شاگردان برجسته بوده، با کسب رتبه ۲۹ در کنکور سراسری ایران در رشته مهندسی مخابرات وارد دانشگاه تهران شده و فوق لیسانس مهندسی انرژی خود را هم از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است، او مدعی است دوران کوتاهی برای فراگیری زبان انگلیسی در استرالیا بسر برده و در دانشگاه دولتی کانبرا نیز ثبت نام کرده است، اما در پی حمله گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به منزلش، استرالیا را ترک کرده است.

مهدی هاشمی ادعا می کند؛ دارای سوابق تحقیقاتی در سازمان مهندسی و تأسیسات دریایی وزارت نفت، شرکت بهینه سازی مصرف سوخت و مرکز تحقیقات علمی دانشگاه آزاد می باشد و یک کتاب تاریخ معاصر ایران (خاطرات پدرش اکبرهاشمی رفسنجانی) را تدوین کرده است. این سوابق همگی (با مدارک) متقن در پذیرش او در دوره دکترای دانشگاه آکسفورد موثر بوده است.

اکنون به بررسی گفته های کاوه موسوی، همایون کاتوزیان و مهدی هاشمی بپردازیم

مهدی هاشمی، از همان آغاز دفاع از خود، مسئله اتهامات وارده را با رنگ و بوی سیاسی آلوده می کند. او از روش آخوندی وعوام فریبی، بهره می گیرد و هدف از مطرح شدن این اتهامات را " آلوده کردن نام خانواده هاشمی " اعلام می کند! او کاوه موسوی را متهم می کند که « فلسفه و جودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران جستجو می کند»

مهدی هاشمی به جای پاسخ روشن به اتهامات ، مغلطه می کند و آگاهی خود در زبان انگلیسی را به اقامت کوتاهش در استرالیا پیوند می دهد. چه بهتر بود که بجای صادر کردن اعلامیه و بیانیه به زبان فارسی در یک برنامه تلویزیونی به زبان انگلیسی،  پاسخگوی این اتهامات می شد.

مهدی هاشمی، نگران آلوده شدن نام خاندان هاشمی است، او نمی داند و یا خود را به نادانی زده است ، که تنها تاریخ است که پاسخگوی این پرسش خواهد بود. بهتر بود که مهدی هاشمی در پایان نامه پیش بینی شده دکترای خود به جای بررسی قانون اساسی ورشکسته حکومت اسلامی ، نظامی که دنیا به انتظار سقوط آن نشسته است، به بررسی انگیزه های نفرت مردم از خاندان رفسنجانی می پرداخت.

به گواهی شمار بسیاری از مردم ایران، خاندان هاشمی رفسنجانی، در سی و دو سال گذشته، در صدر فاسد ترین خاندان های دوران تاریخ معاصر ایران قرار دارد، و این یکی از دلایلی است که خاندان هاشمی خود را  با نام های گوناگون، رفسنجانی، بهرمانی و هاشمی و احتمالاً چند نام دیگر معرفی می نماید.

مهدی هاشمی، می گوید که کاوه موسوی، فلسفه وجودی اش را در توهم و بهتان به او جستجو می کند! مهدی هاشمی یادش می رود که سی سال پیش از اینکه، " این پسر بابا جان " بخواهد به عنوان دانشجو در خواست پذیرش در آکسفورد را بدهد، کاوه موسوی به عنوان استاد در این دانشگاه حضور داشته است و نیازی نداشته که سی سال در انتظار ظهور مهدی ! در آکسفورد بنشیند، تا فلسفه وجودی خویش را با افشای تقلب او به اثبات رساند.

مهدی هاشمی، می گوید « پس از نه ماه بررسی مدارک و طرح پایان نامه و مصاحبه با اساتید مربوطه! موفق به دریافت پذیرش دانشگاه آکسفورد شده است.» در حالی که آقای همایون کاتوزیان، کسی که درخواستنامه مهدی هاشمی را بررسی کرده و نظر مثبت داده است، در پاسخ به نشریه دانشجویی آکسفورد می گوید:« من ملاقاتی با آقای هاشمی نداشته ام» چه کسی راست می گوید ؟ آیا همایون کاتوزیان، بی آنکه دو کلمه با این دانشجو گفتگو کرده باشد چشم بسته وی را پذیرفته است ؟

مهدی هاشمی، ادعا می کند؛ مدارک تحصیلی و پروپوزال (طرح پایان نامه) ، سوابق تحقیقاتی، از جمله نقش خود در تدوین یک کتاب تاریخ معاصر ایران (خاطرات پدرش، اکبر هاشمی رفسنجانی) را با مدارک متقن به دانشگاه داده است.

همایون کاتوزیان، گفته است؛ « هنگامی‌که درخواستنامه‌ی آقای هاشمی را ارزیابی می‌کردم نمی‌دانستم که او فرزند آقای رفسنجانی است»  آیا به کتاب تاریخ معاصر( خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی ) که مهدی هاشمی مدعی است درپرونده درخواست خود با دیگر مدارک به دانشگاه داده است، توجهی شده است؟ .

مهدی هاشمی می گوید: تحصیلات خود را در ایران گذرانده و دارای لیسانس در رشته مهندسی مخابرات و فوق لیسانس در رشته مهندسی انرژی می باشد. و سوابق تحقیقاتی او درسازمان مهندسی و تأسیسات دریایی وزارت نفت، شرکت بهینه سازی مصرف سوخت بوده است. پرسش این است که چه پیوندی میان رشته  مخابرات و انرژی، با تحصیل در رشته دکترای شرق شناسی، با پایان نامه بررسی قانون اساسی جمهوری اسلامی می توان یافت ؟ این پرسشی است که دانشگاه معتبر آکسفورد باید پاسخ دهد.

آیا آکسفورد، تنها به نقش مهدی هاشمی در تدوین یک کتاب تاریخ معاصر( خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی ) توجه نموده و او را شایسته پذیرش در مقطع دکترا در رشته شرق شناسی دانسته است ؟ کتاب های سفر نامه یا خاطرات، در رده  کتاب های پژوهشی بشمار نمی روند. در این گونه کتاب ها نویسنده ، خاطرات خود یعنی ، دیده ها و شنیده های شخصی را بازگو می کند، و مسئولیت درستی و نادرستی آن ها نیز به عهده بازگو کننده است. اگر مهدی هاشمی کاتب یا ویر استار کتاب خاطرات پدرش باشد، هیچ کار پژوهشی در این زمینه انجام نداده است، بویژه که پدرش هنوز زنده است.

پرسش دیگر این است که چرا مسئولین پذیرش مهدی هاشمی در آکسفورد، واحد های درسی رشته های مخابرات و انرژی در مدارک لیسانس و فوق لیسانس وی  را  مورد ارزیابی و سنجش قرار نداده اند،  تا دریابند ، چه اندازه از این واحد های درسی که وی گذرانده است در ادامه تحصیل او در رشته  دکترای شرق شناسی بکار خواهد آمد.

آیا آکسفورد تنها به پذیرفتن عنوان لیسانس و فوق لیسانس وی اکتفا کرده است ؟ دانشگاه آکسفورد بایستی نشان دهد که پیش از مهدی هاشمی نمونه های مشابه دیگری  مانند وی به این دانشگاه راه یافته اند.

پس از انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی و دگرگون شدن همه سیستم های دانشگاهی در ایران، کیفیت علمی دانشگاه های کشور بشدت تنزل کرد، تا جایی که اغلب کشورهای جهان درپذیرفتن مدارک دانشگاهی ایران سخت گیری های زیادی نشان می دهند. دیده می شود که در همه رشته های درسی در دانشگاه های ایران، واحد های تحمیلی، آموزش اسلامی و مسائلی در پیوند با آن، مانند وصیت نامه آیت الله خمینی و یا سخنان رهبر جمهوری اسلامی، جای زیادی را اشغال کرده اند.

شمار این واحد ها از یک سوم  کل واحد های درسی در یک مدرک تحصیلی فراتر می رود و گاهی نیمی از واحد های کل را تشکیل می دهد. از سوی دیگر ساعات هر واحد درسی که معمولاً بالاتر از پنجاه ساعت در هر ترم بود و در کشور های خارجی، گاهی به هشتاد، صد، یا صد وبیست ساعت هم می رسد ، در ایران پس از انقلاب فرهنگی، ساعات واحد ها به زیر پنجاه رسیده است و گاهی واحد های سی، یا بیست و پنج ساعته هم در مدارک تحصیلی صادره از ایران بچشم می خورد. از این رو دانشگاه های معتبرجهان، تنها به پذیرش عنوان مدرک تحصیلی ایرانیان بسنده نمی کنند، واحد های درسی ، ساعات آن  و ریز نمرات  را نیز مورد بررسی قرار می دهند. این موضوع اغلب برای دانشجویان ایرانی گران تمام می شود.

برای نمونه در کشور فرانسه، یک دانشجوی ایرانی که در رشته لیسانس مهندسی ساختمان های روستایی ، از یکی از دانشگاه های ایران فارغ التحصیل شده بود، توانست در ارزیابی مدرک خود، در سال دوم دانشگاه پذیرفته شود.

یک دانشجوی فارغ التحصیل فوق لیسانس رشته حقوق، که شش سال در ایران درس خوانده بود و قصد داشت در مقطع دکترا در فرانسه ثبت نام نماید، موفق شد پس از ارزیابی مدرکش، در سال سوم این رشته در مقطع لیسانس پذیرفته شود. شرطی که پیش پای این دانشجو گذاشته شد، این بود، وی نخست بایستی در امتحان پایانی مقطع لیسانس موفق شود و در پایان سال نیز از آزمایش زبان فرانسه سربلند بیرون آید.

یک فارع التحصیل لیسانس مهندسی شیمی از ایران که مایل بود در فوق لیسانس این رشته در فرانسه درس بخواند، در سال سوم این رشته پذیرفته شد و قرار شد که در آغاز، واحد های کار عملی را در آزمایشگاه بگذراند و پس از موفقیت در مقطع لیسانس به ادامه تحصیل در فوق لیسانس بپردازد.

باید توجه داشته باشیم که این دانشجویان فارغ التحصیل ایران، در نظر داشتند که دنباله همان رشته تحصیلی خود را در کشور فرانسه ادامه دهند، در حالی که مهدی هاشمی با یک چرخش صد و هشتاد درجه ای از مخابرات و انرژی گذر کرد و به شرق شناسی رسید.

یکی دیگر از دلایلی که دانشگاه های بسیاری از کشور های جهان را وادار نموده که به کنکاش بیشتری در مدارک دانشگاهی ایران دست بزنند،  این است که در ایران به آسانی می توان به مدارک دانشگاهی دست یافت و یا آن را در ازای مبلغ ناچیزی خریداری کرد. سردمداران حکومتی، روحانیون، وزیران، امیران، سرداران و فرزندانشان، از این امکان برخوردار هستند و نمونه های بسیاری تاکنون دیده شده است.

پرسش این است که چگونه دانشگاه معتبری مانند آکسفورد می پذیرد  که از دیگر دانشگاه ها سخت گیری کمتری نشان دهد و اعتبار صد ساله خود را زیر سئوال ببرد. آیا با این دلایل روشن جایی برای پسر رفسنجانی، در آکسفورد وجود دارد؟ از سوی دیگر، این دانشجو تاکنون در کشور های نروژ و فرانسه متهم به دریافت رشوه از دو شرکت نفتی شده است که پرونده یکی از این اتهامات هنوز به پایان نرسیده است. آیا دانشگاه آکسفورد به این اتهامات توجه کرده است؟

به نظر می رسد که آکسفورد پیش بینی نمی کرد که پذیرش مهدی هاشمی با این جنجال رسانه ای روبرو شود و هیچگاه گمان نمی کرد که یکی از کارکنان خود دانشگاه، به نحوه پذیرش مهدی هاشمی اعتراض کند، از این رو غافلگیر شد و شتاب زده اشتباه دیگری مرتکب شد.

آکسفورد بخوبی می دانست که حتی اگر یکی از اتهامات کاوه موسوی را تاًیید می کرد، کاربه  همین مرحله پایان نمی یافت و ناچار بود با مسئولین پذیرش مهدی هاشمی، برخورد انظباطی انجام دهد، این رخداد نشان داد که این تردید وجود دارد که در گذشته نیز چنین موارد سخاوتمندانه ای  در باره برخی از پذیرفته شدگان اتفاق افتاده باشد. بی شک، رسیدگی به این اتهامات خود یک  " آکسفورد گیت " به راه خواهد انداخت.

چهار راه هاشمی !

مهدی هاشمی چهار راه در پیش دارد:

1- حاضر شود برای رفع شبه و ابهام، با یک خبرگزاری معتبر خارجی، به زبان انگلیسی، همان زبانی که می خواهد از آکسفورد، دکترا بگیرد، گفتگو کند و مدارک ادعایی  خود را نشان دهد.

2- از کسی که به او اتهام زده است به دادگاهی در انگلیس شکایت کند و در حضور قضات دادگاه و هیئت منصفه، با ارائه مدارک معتبر ادعایی خود و به زبان انگلیسی از آبروی بر باد رفته اش دفاع کند.

3- سکوت کند ، دم برنیاورد و زیر سبیلی رد کند، همانگونه که پدرش اکبر هاشمی، به آن عادت دارد.

4- عطای دکترا در آکسفورد را به لقایش ببخشد و به یک تیتر دکترا در هر رشته ای ، از دانشگاه آزاد، شعبه آکسفورد که خود برای بازرسی به آنجا سفر کرده است دلخوش نماید. چون ایرانیان بیش از نام " آزاد " به " آکسفورد" توجه خواهند کرد. مگر نه اینکه، هدف از ایجاد شعبه دانشگاه آزاد در انگلیس و آن هم درشهر آکسفورد، همین بوده است.  

غار اکبر بابا

پل کلبنیکف، (Paul Klebnikov)  مدیر بخش زبان روسی مجله معروف فوربس ( Forbes ) در مسکو، در کتاب خود بنام " آیت الله های میلیونر " اشاره به بخشی از ثروت باد آورد خاندان هاشمی رفسنجانی می کند. او می نویسد: « در حالی که بیش از نه درصد نفت و پانزده در صد گاز طبیعی جهان در ایران قرار دارد، درآمد سرانه ایران هفت درصد کمتر از مقدار آن قبل از انقلاب می باشد. حجم سرمایه های منتقل شده از ایران به دبی و مناطق امن اقتصادی در حدود سه میلیارد دلار در سال است.»

پل کلبنیکف ، می افزاید: « پس از انقلاب ایران یکی از برادران  اکبر هاشمی رفسنجانی، کنترل صنایع مس را به  دست گرفت، برادر دیگرش رادیو تلویزیون کشور را قبضه کرد، برادر زنش استاندار کرمان شد، یکی از پسرانش در راًس متروی تهران قرار گرفت . پسر یکی از عمو هایش، صادرات پسته کشور را تیول خود کرد. برادر زادگان و خواهرزادگانش، در وزارت نفت مشاغل کلیدی را در دست دارند. کوچکترین پسرش یاسر، صد ها هکتار املاک مرغوب اطراف پایتخت را به تصرف خود در آورده است که بهای هر هکتار آن چهار میلیون دلار می باشد. یک شرکت بزرگ نفتی، کارخانه اتومبیل سازی داوو، خطوط هواپیمایی، شرکت ها ی آب معدنی، غذای کودک ، ماشین آلات صنعتی، بخش کوچکی از ثروت این خاندان می باشد» پل کلبنیکف، در ژوئیه 2004 در برابر دفتر روزنامه در مسکو به قتل رسید.

خاندان رفسنجانی از طریق شرکت ها و بنیاد های گوناگون در سراسر جهان به غارتگری مشغول است. رشوه پرداختن و رشوه خواری، نرمش روزانه این خاندان چپاول گر می باشد.

مهدی هاشمی در گفتگو با بی بی سی، در حالی که مشخص بود از روی نوشته ای می خواند، در بخشی از سخنانش گفت « همیشه اتهاماتی علیه ما مطرحه، خوبی این اتهام این بود که خیلی زود بررسی شد و با یک گروه کاملاً مستقل و علمی و تمام اتهامات دوباره صاف شد ».

جمله بالا که از دهان مهدی هاشمی در آمد گویای دانش و معلومات اوست ، آیا کسی که می خواهد در مقطع دکترای شرق شناسی در آکسفورد تحصیل کند می گوید " خوبی این اتهام این بود ! " و یا از آن بدتر بگوید؛ " تمام اتهامات دوباره صاف شد! سخنان وی از نظر منطق و دستور زبان، نادرست است " اتهامات صاف شدنی نیست ! و رسیدگی فوری به اتهام هم، دلیل خوب بودن آن اتهام نمی باشد.

در پایان باید پذیرفت که با پول و زور می توان به قدرت، حکومت، تیتر و مقام دست یافت و آن را حفظ کرد ، ولی هرگز نمی توان دانشمند شد، حتی اگر دانشگاهی مانند آکسفورد، تا این اندازه با آبروی چند صد ساله خود بازی کند.


منابع:
برنامه پرگار در بی‌بی‌سی فارسی
http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2010/09/100918_ptv_pargar_20.shtml

http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2011/03/110323_ptv_pargar_46.shtml

Ex-Iranian President's son faces University investigation

http://www.cherwell.org/content/11674

http://khabarhayejaleb.blogfa.com/post-1.aspx

http://www.guardian.co.uk/world/2001/jul/01/balkans.warcrimes2

http://www.guardian.co.uk/politics/2003/jun/01/iran.politicalcolumnists

بررسی وضعیت تحصیلی مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/03/110328_l39_mehdi_hashemi_oxford_guardian.shtml

جنجال درباره پذیرش دکترای آکسفورد مهدی هاشمی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/04/110405_l78_mehdi_hashemi_phd.shtml

مهدی هاشمی به اتهامات در مورد طرح دکترایش پاسخ داد
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/04/110402_l13_medhi_hashemi_vid.shtml

گفت و گو با مهدی هاشمی در خصوص نحوه پذیرش‌اش در مقطع دکترا در دانشگاه آکسفورد
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/04/110406_mehdi_hashemi_phono_iv.shtml

آخرین بروز رسانی ( ۱۳ دي ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-5.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com