|
نقدی بر همایش جشن طبیعت و زرتشت در یونسکو- پاریس
روز شنبه 23 ژوئن 2007، یک نمایش از سوی سفیر ایران در یونسکو ، با همکاری (انجمن گردشگری و باز سازی آثار باستانی ) که یک انجمن نو پا ی ایرانی در فرانسه می باشد برگزار شد . بگفته خانم معصومه متقیان مدیر انجمن ،هدف این انجمن جلب توریست به ایران می باشد. سخنرانان این گرد همایی آقای دکتر! محمد رضا دهشیری سفیر تازه جمهوری اسلامی در یونسکو و آقای سید خلیل (خسرو ) خزاعی، مدیر کانون اروپایی جهان بینی زرتشت از بلژیک بودند. و آقای جلال اخباری ، موسیقی دان نیز در این نمایش به هنر نمایی پرداختند. همانگونه که در آگهی نامه نمایش درج شده بود، از میهمانان با خاویار ایران پذیرایی شد و برنامه در یک فضای روحانی اسلامی برگزار گردید. کیان اسلام با بهره برداری از نام زرتشت استوار ترشد ، و برنامه انجمن هم برای یافتن مشتری گردشگری از ایران اسلامی بانجام رسید. کارگزاران جمهوری اسلامی ، مانند نیاکان ویرانگرخود در هزار و چهار صد سال پیش ،پس از آغاز چیرگی بر کشور اهورایی ایران زمین کوشیدند، ،همه دستاورد ها و یادمان های تاریخی و فرهنگی این مردم را نابود نمایند، و هر گاه نیز در اندیشه های شوم اهریمنی خود ، که بر گرفته از سرشت ناسازگار قومی بیابانی بود، ناکام ماندند با ترفند های گوناگون در پی مصادره آنها بر آمدند . نوروز و دیگر جشنها و شاد روز های ایرانی را اسلامی کردند. و اکنون دوران مصادره اندیشه های زرتشت و چسباندن آنان با سریش خاویار ایرانی به اسلام ولایت فقیه می باشد . سال هاست که ایرانیان با شیوه خلافت اسلامی آشنا و تیغ تیز ولایت فقیه را بر گلوی خود ، و داغ و درفش نایبان امام را بر پیکر های رنجور خود دارند ، وهرروز بیش از روزپیش ، رویگردان از این حکومت و دین حاکم ،درجامعه امروزی ایران شده اند. ایرانیان در درون و برون کشور پس ازسرخوردگی از سازمان های سیاسی رنگارنگ، که بیشترازدست ساخته های خود رژیم اسلامی بودند ، برای مبارزه با حاکمان قداره بند ،روی به باز شناسی فرهنگ نیاکان خود آوردند، ودر پی یافتن هویت از یاد و بر باد رفته خود می باشند و شوربختانه این شور و شوق فرصتی زرین به برخی شیادان فرهنگ فروش داد. پیوستگی ازهم ناگستنی فرهنگ ایرانی، و اندیشه های والای زرتشت، همان هویت یا شناسه ملی هر ایرانی آزاده و باورمند ، به حقوق بشر و پایبند به حکومت مردمسالاری می باشد. رژیم انیرانی بر آن است ،که این تنها سنگر بازمانده ، که درفش پر افتخار کاویانی در آن هنوز بر افراشته می باشد را ،از چنگ ایرانیان بدر آورد، سنگری که رزمگاه جوانان خردمند و بیدار دل و سر بلند یست، که دل در گرو رهایی کشور از چنگال بیگانگان با جنگ افزار فرهنگ ایران دارند . حاکمان ستمگر، گرایش روز افزون مردم و بویژه جوانان در درون و برون کشور به دیگر ادیان ،بویژه آیین زرتشت را، بزرگترین خطربرای استواری خلافت خود و اندیشه های ناسازگارشان با سرشت و فرهنگ مردم ایران می دانند . از اینرو چند سالی است ،که رژیم دست به بر پایی انجمن ها و کانون های فرهنگی دست ساخته خود ، با یاری سلمان فارسی های زمانه زده است ، و در این راه نیز با داد و دهش و پخش پول و فرش و خاویار، و بر پایی سفره های گوناگون بنام همایش و نمایش ، توانسته است مشتی مگسان را بدور شیرینی گرد آورد ، و شوربختانه پیشرفت های بسزایی نیز داشته است ، کشوری نیست که چند بنیاد وانجمن و کانون وابسته به رژیم در آن خود نمایی نکند و در میان ایرانیان تخم پراکندگی و دشمنی نیافشاند، اینان هدفی جز به بیراهه کشیدن نماد های فرهنگی و اندیشه ایرانی در سر نمی پرورانند. در همایش فرهنگی- زیارتی یونسکو به نام هایی بر می خوریم که پرسش برانگیز می باشند، و آنها را نمی توان با هیچ چسب و سریشی حتا خاویار گرانبهای ایرانی به تاریخ و فرهنگ ایران و بویژه زرتشت چسباند . البته از دون پایگانی که در این گونه برنامه ها ، سیور و ساتچی می باشند، و نان آلوده بخون و ننگین خود را جستجو می کنند باکی نیست ولی باید هشیار بود و به دانه درشتها! پرداخت. آقای دکتر! محمد رضا دهشیری ، تا چندی پیش معاون هیئت دائمی جمهوری اسلامی در یونسکو بود، وپس ازبرگزاری نمایشی در قم بنام (فرصتی برای نفس کشیدن انقلاب - گزارشی از فعالیت ستاد مردمی دکتر! احمدی نژاد) از سوی احمدی نژاد ، رئیس جمهور اسلامی ،به رتبه سر پرستی و سفارت این رژیم در یونسکو بر گزیده شد. آقای دهشیری پیش از این استاد دانشکده وزارت امور خارجه ،و رئیس واحد سیاسی شبکه 4 صدا و سیمای جمهوری اسلامی بودند، ایشان نویسنده کتاب های (در آمدی بر نظریه سیاسی امام خمینی (ره) و کتاب پیوند سیاست داخلی و سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی(ره) )چاپ مرکز انتشارات اسناد انقلاب اسلامی در تهران و نویسنده صد ها جستار در باره امام (ره) می باشند. ایشان سال گذشته در تهران در فستیوال تابستانی کانون اندیشه جوان به همراهی یار و همدرس نزدیک خود، یدالله قزوینی معروف به (دکتر حسن عباسی) شرکت داشتند . حسن عباسی ، تئوریسین رژیم و استاد روابط بین الملل دانشگاه های جمهوری اسلامی و دانشگاه سپاه پاسداران می باشند، که گفته می شود چند ماه پیش با چهار تن تروریست دیگر درعراق بدست سربازان آمریکایی دستگیر و به اتهام کمک به خرابکاران و تروریستها زندانی می باشند. رژیمی که با آبگیری سد سیوند در پی نابودی آرامگاه کورش بزرگ، بنیانگذار نخستین منشور جهانی حقوق بشر، و دیگر یاد مان های تاریخی نهفته در دل خاک اهورایی ایران بر آمده ،و به همین سازمان یونسکو و دیگر نهاد های جهانی دهان کجی می نماید. اکنون کارگزاران ایران ستیزو فرهنگ ستیزش ،که جز امام شناسی و آخوند شناسی چیز دیگری نمی دانند، به بزرگداشت زرتشت می پردازند، زرتشتی که اندیشه ها و آموزه هایش سراسر در ستیز با چنین مردمانی وحکومتی است، که با سنگسار ، آدمکشی ، غارت و تجاوز به زنان و دختران ایرانی و فروش آنان به شیخک نشین های خلیج فارس، روی جنایتکارانی چون چنگیز و هلاکو را سفید نمود ه است. کسانی که زرتشت و زرتشتیان را گبر و آتش پرست می نامند. شگفت آورتر از آن همکاری تنگاتنگ یکی دیگر از (سلمان فارسی های زمانه) بنام دکتر! سید خلیل(خسرو ) خزاعی می باشد ،که خود را مدیر کانون اروپایی جهان بینی زرتشت می نامد ،و دست در دست کارگزاران رژیم ایرا ن ستیز و فرهنگ ستیز گذاشته و با مشتی آخوند شناس و امام شناس هم آوا شده تا شاید تکه ای نان و خاویار از این سفره خون آلود نصیبش شود. کاش این آقای دکتر! یکبار در زندگیش رنج خواندن کتاب گاتا های زرتشت را بخود می داد، و می دید که زرتشت در یسنای سی و یکم، بند هجدهم ، در باره کسانی که ایران را ویران نموده اند چه می گوید: « پس شما هیچ یک ، به گفتار و آموزش های دُروند ، گوش فرا مدهید ، زیرا دُروند بی گمان خانه و ده و شهر و کشور را به ویرانی و تباهی می کشاند. پس در برابر دُروند بایستید و با او برَزمید» . آیا این مدعیان زرتشت شناسی ندیدند، که همان امام خمینی(ره)! چگونه از سیاست بازان سال 57 که بزیر عبای وی خزیده بودند ، کام گرفت ؟ ،و در پایان بگفته خودش مانند دستمال حیض آنان را بدور انداخت.!! بامید روزی که این سلمان فارسی های زمانه ، در کنار اربابان انیرانی خود در پیشگاه ملت ایران پادافره میهن فروشی خود را دریافت کنند چه خوش گفت ناصر خسرو چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید- گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست |