FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow ترجمه روزنامه ها arrow شبکه تلویزیونی«الجزیره»، بدیلی در صحنه سیاسی
شبکه تلویزیونی«الجزیره»، بدیلی در صحنه سیاسی چاپ ارسال به دوست
نویسنده محمد ال‌اوفی، متخصص امور سیاسی   
۲۷ خرداد ۱۳۹۰

عملکرد شگرف شبکه تلویزیون قطری / برگردان: منوچهر مرزبانیان

چند صد تظاهر کننده در اعتراض به «غرض ورزی» تلویزیون «الجزیره» در برابر دفتر این شبکه در دمشق گرد آمدند.

به موازات آن، رژیم لیبی نیز حضور روزنامه نگاران این شبکه در طرابلس را به اتهام حمایت از شورشیان قدغن کرد. در عرض چند سال، «الجزیره» چشم انداز رسانه ای منطقه را با پدید آوردن یک فضای عمومی فراملی به هم ریخته و بدینگونه به نقش آفرینی عمده در آشوب ها و شورش هائی بدل شده که جهان عرب را از پایان سال ۲۰۱۰ به لرزه درآورده است.

خانم هیلاری کلینتون در روز ۲ مارس ۲۰۱۱ در برابر اعضای کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا کلماتی را بر زبان آورد که امیر قطر و رهبران شبکه تلویزیونی «الجزیره» از سال ۲۰۰۱ انتظار شنیدنش را می کشیدند. وزیر خارجه آمریکا تشریح کرد که ایالات متحده «جنگ اطلاعاتی را» به سبب [عملکرد] شبکه های بزرگ تلویزیونی خصوصی آمریکا «که میلیون ها فقره آگهی و بحث و گفتگو های حلقه کارشناسان را پخش می کنند، باخته است»، در حالی که «بر بینندگان "الجزیره" در ایالات متحده افزوده می شود، زیرا این شبکه اطلاعاتی واقعی عرضه می دارد». خانم کلینتون خطاب به سناتورها افزود که: «چه خوشتان بیاید و چه نیاید، [الجزیره] به راستی قدرتمند است». این تلویزیون در کار «دگرگون ساختن اذهان و سلوک [انسان ها]ست».

هرچند اذعان خانم کلینتون به نقش «الجزیره»-در حین دفاع از بودجه وزارتخانه خود- خالی از حسابگری نبود، اما بازشناسی نقش و تأثیرگذاری بین المللی این شبکه در گرماگرم شورش های جهان عرب طنین ویژه ای یافت. در پهنه منطقه این شبکه ضرب آهنگ و قواعد کارکرد خویش را به قلمرو رسانه ها تحمیل کرده و بدینسان برخی از رقیبان عرب زبان خود را به حاشیه رانده و بازی دیگران را نیز مختل کرده است. در این باره، ادعای آقای حافظ المیرازی گوینده مشهور شبکه سعودی العربیه، رقیب اصلی الجزیره، بسیار پر معناست که در برنامه زنده ای کارفرمایانش را به چالش خواند.

این روزنامه نگار مصری هنگام پخش زنده برنامه، در واکنش به سقوط رژیم آقای حسنی مبارک، تأسف خورد که رسانه کارفرمایش «جرأت نمی کند کلامی در باره ملک عبدالله یا رژیم سعودی بر زبان آورد». او دعوی خویش را با اتمام حجتی به پایان برد: «اگر نتوانیم عقایدمان را ابراز داریم، چه بهتر که دست از همه چیز بشوئیم. در برنامه آینده، محک تجربه ای به میان خواهیم آورد: ما از تأثیر [انقلاب مصر] بر عربستان سعودی سخن خواهیم گفت. اگر این کار میسر شد، العربیه را شبکه ای مستقل خواهیم دانست؛ اما اگر نشد، به شما درود می فرستم و سپاسگزار شما هستم (۳).» این واپسین باری بود که وی در شبکه ای ظاهر شد که بهره برداران سعودی در مهار گرفته اند. برشوریدن وی پرده از بن بستی برداشت که استراتژی رسانه ای ریاض و مسئولانی ناتوان در تطبیق خویش با واقعیت های سیاسی نو، در آن گیر افتاده اند. اما کنش وی همچنین بازگشت مصر رهائی یافته از قیمومیت فلج کننده رئیس حسنی مبارک، به میدان بازی رسانه ای عرب را نیز مژده می داد که این امر طی سال های پیش رو، احتمالا رخداد اصلی منطقه به شمار خواهد آمد.

شبکه خبر رسانی «الجزیره»، از هنگام تأسیس در نوامبر ۱۹۹۶، با تبدیل ساختار، قواعد عملکرد و مناسبات خویش یا نیروهای سیاسی که بر آنها تکیه دارد (۱)، انقلابی در نظام رسانه ای منطقه پدید آورد. کسانی حتی برای آن نقشی مهم تر از شبکه های اجتمائی، در راه اندازی شورش هائی قائل اند که جهان عرب را به لرزه در آورده است. بدینگونه به عقیده آقای ژولین آسانژ (Jullien Assange)، یکی از بنیان گذاران سامانه افشاگر اینترتنی «ویکی لیکس»، هرچند «تویتر» و «فیس بوک»، در این زمینه «نقشی داشته اند، اما اهمیت آنها هرگز به پای شبکه «الجزیره» نمی رسد (۲)».

پایان انحصار سعودی

وجود حوزه ای فراگیر که زبانی مشترک فراهم ساخته، رسانه های عرب را از تمایزی فرارونده از دولتها و خلق های ملی برخوردار کرده است که پیدایش آن به پایان قرن نوزدهم باز می گردد. از گذار سلطه بر این فضای عمومی است که رقابت میان اعراب جریان دارد، قلمروی که در آن کشورهای خلیج [فارس]، مشخصا عربستان سعودی و قطر ابتکار عمل را در دست گرفته اند. پس از پس نشستن مصر در پی مرگ رئیس جمال عبدالناصر در سال ۱۹۷۰، و عراق به دنبال تسخیر کویت در سال ۱۹۹۰، عربستان سعودی بخش اساسی رسانه های مبلغ اتحاد اعراب را در مهار خویش گرفت. در میانه های دهه ۱۹۹۰ بود که راه اندازی «الجزیره» به دست شیخ حامد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر، پایان انحصار سعودی را رقم زد.

«الجزیره» به لطف گزینش پایگاه خود،با به کارگماری روزنامه نگاران [زبده] و گزینه های مرامی خویش، گسست سه گانه ای را از شیوه و قاعدۀ کار سعودی ها عرضه داشته است. پیشترها عقیده بر آن بود که فقط رسانه های عربی مستقر در کشورهای خارجی می توانند از آزادی نسبی برخوردار گردند. کوچیدن بخشی از مطبوعات لبنانی به غرب پس از در گرفتن آتش جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵، اعتباری به این نظریه بخشید. امپراتوری رسانه ای آل سعود که پایگاه خود را به لندن یا ایتالیا برده بود، از حضور انبوه روزنامه نگاران عرب، خصوصا لبنانی بهره می جست که همپیمان - یا به قولی مزدوران- شیوخ سعودی شده بودند. «الجزیره» با نمایش آنکه رسانه ای هودار اتحاد دامن گستر اعراب، پاگرفته در کشوری عرب نیز می تواند از آزادی گسترده ای برخوردار گردد، نادرستی این پیش فرض را نشان داد. رفته رفته، رسانه های سعودی بازگشت به منطقه خصوصا به امارات عربی متحده- اما نه به عربستان سعودی- را آغاز کردند.

طراحان «الجزیره» برای پذیرش و ترغیب احساس هم هویتی با این شبکه در توده های عرب برآن شدند که کارکنان شان نماینده ملت های مختلف عرب باشند؛ و بدینگونه سلطه روزنامه نگاران لبنانی و ساختارهای [رسانه ای] سعودی پایان گرفت.

البته نفاق و تفرقه در جمع روزنامه نگاران این شبکه به کرات پیش می آید، چنانکه استعفای گروهی پنج گوینده زن شبکه در ۲۵ ماه مه ۲۰۱۰ گواهی بر آن است. برخی از رسانه های عرب که مطالبشان در مطبوعات بین المللی هم انعکاس یافته، بر آزار و عزم شبکه در تحمیل نحوه پوشش مشخصی تأکید ورزیده اند (۶). اگر گفته جمانه نمور یکی از روزنامه نگاران مستعفی راست باشد، دلائل واقعی این سرکشی در قلمرو حرفه ای است و کوچکترین ربطی به نحوه لباس پوشیدن ندارد، زیرا این گویندگان زن از قدرت ناچیز خویش گلایه داشتند و از آن تأسف می خوردند. بدینسان هیچیک از برنامه های متعدد سیاسی شبکه را به یک زن نسپرده اند.

بازخوانی دقیق هویت مرامی «الجزیره» و خط مشی خبرنگاری آن، از طریق واکاوی برنامه های بحث و گفتگو و گزینش مضمون آنها، و نیز جهت گیری های ادعائی مجریان اصلی برنامه های شبکه، از تعادلی ظریف میان سه گرایش اتحاد اعراب، کشش به اسلام و لیبرال منشی پرده بر می دارد.

موفقیت «الجزیره»، علاقه و حتی شوری که نزد توده مردم عرب زبان بر می انگیزد را از خلال شیوه نو پرداز اخبار و نیز گشاده دستی در آئین ها و روش هایش می توان دریافت. «الجزیره» با سپردن تفسیر حقایق رسمی به مخالفان در هر کشور عرب، بحث و گفتگوهای متناقض و مغایر راستینی را به بینندگانش ارزانی داشته است. تنوع سخنگویان، هم از چشم انداز ملیت و حساسیت های عقیدتی و سیاسی و هم به لحاظ گوناگونی موطن آنها، گردش آراء و نظرات را میسر ساخته، مرزهای ملی را درنوردیده و همه سانسور ها و ممیزی ها را دور زده است. بدینگونه این شبکه به شیوه ای مصمم در تشکیل یک فضای عمومی عرب مشارکت جسته است که از مرزهای ملی در می گذرد (۳). این فضای برساخته از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و روزنامه های پان عرب، که اینترنت و بلاگ و شبکه های اجتماعی نیز بر آن گسترده، چنان جایگاهی یافته است که عقاید و رجحان های سیاسی در باره همه اموری را در خود شکل می دهد که با این منطقه سر و کار دارند.

این تعدد گرائی، که با افزایش وسائل اطلاع رسانی فرا رونده از مرزهائی همراه است که دولت های رقیب؛ عربستان سعودی (العربیه)، ایالات متحده (الحریة) و ایران (العالم)؛ به راه انداخته اند، به وضعیت رسانه ای و سیاسی بی سابقه ای انجامیده که در آن یک فضای رسانه ای تعددگرای نسبتا آزاد و رژیم های سیاسی ملی خودکامه در کنار هم قرار گرفته اند. این تضاد، که شهامت و نفوذ «الجزیره» شدت بخشیده، حکامی را در تنگنا نهاده که گردش اطلاعات زیر پایشان را سست کرده است. ناگزیر بلوغ پویه های انقلابی در جهان عرب بسیار مدیون کشاکش میان فرایند سیاسی و فرایند اطلاعاتی است.

به دلیل سرشت ساختگی -و حتی نبود- ساختارهای مبارزاتی و سندیکائی که قادرباشند بحث و گفتگو را در عرصه عمومی سازمان دهند، «الجزیره» اندک اندک از ایفای نقش یک شبکه تلویزیونی عادی باز ایستاده و به صحنه سیاسی بدیلی مبدل شده است. از پانزده سال پیش، از دریچه این شبکه است که همه مسائل سترکی به بحث گذاشته شده که توده های مردم منظقه به آنها علاقه مندند. این شبکه اینک بازیگری داو گذار در تمام ستیزه ها، از افغانستان تا فلسطین، شده است، بیشتر از آنرو که پویائی دیپلوماسی امیر نشین قطر غالبا سنت ها و رسوم محلی را از جای می جنباند.

انتقاد از سمت و سوهای شبکه، چه از درون (۴) و یا بیرون از جهان عرب (۵)، اینک دیگر بخشی از بازی سیاسی خاور نزدیک گردیده است. قصد چنین انتقاداتی که غالبا خط مشی نگارشی شبکه را چیزی جز برگردان رسانه ای جهت گیری های سیاسی امارت قطر نمی انگارند، واپس راندن دولت قطر به موضعی دفاعی است. اما راه دور نرویم، از پوشش خبری همین انقلاب های ماه های اخیر می توان دید که «الجزیره» به پدیده ای عرب دگرگونی یافته و آئینه بازتابنده تحول منطقه شده که از عزم و اراده «دوحه» بسیار فراتر رفته است.

پردازش خبری مبارزه جوی انقلاب ها

هرچند «الجزیره» هواخواهان بسیاری در میان مردم دارد، با اینهمه بگو مگو در باره آن همواره ادامه داشته است. برخی گشایش وی به سوی اسرائیل (الجزیره نخستین شبکه ماهواره ای بود که با مسئولان کشور یهود به مصاحبه نشست) و دیگران میل بی اختیارش به «اسلام گرائی» را نکوهش می کنند. اما با وجود حضور پرتوان نظامی آمریکا در قطر، که این امارت را یکی از ابزارهای دست اندازی ایالات متحده بر منطقه ساخته است، شبکه «الجزیره» از نمایش رویکرد راسخ ضد آمریکائی خود ابائی ندارد.

پوشش مبارزه جوی انقلاب های عرب، مشخصا در لیبی و یمن و حمایت «الجزیره» از مداخله نظامی سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو)، همچون دخالت نابجای شبکه در امور داخلی کشورهای عرب ارزیابی شده است. غیبت مخالفان سعودی و یا قطری، بازتاب کم رنگ رویدادهای بحرین و انتقاد شرمگین از مداخله نیروهای سعودی و همپیمانانش در آن امیرنشین به پای تمایل این شبکه به حفظ وضع موجود در خلیج [فارس] گذاشته می شود. اعلام استعفای غسان بن جدو مسئول دفتر شبکه در بیروت در آخر ماه آوریل، به دلیل اختلاف نظر در باره چگونگی پوشش رویدادهای لیبی و سوریه که وی آنرا پر هوادارانه می انگاشت، نشان از حساسیت و شکنندگی «الجزیره» در مقابل تحولات منطقه دارد.

با اینهمه، پایه نظریه بدگویانی که این شبکه را همچون کارگزار حلقه اسلامگرائی معرفی می کردند با پردازش موافق اخبار شورش های کشورهای شمال آفریقا و خاور نزدیک سست گردیده است، شورش هائی که اسلامگرایان در آنها کم و بیش ناپیدای اند. و راه اندازی «الجزیره» به زبان انگلیسی در سال ۲۰۰۶، سهمی در شکستن تصویر ضد غرب و حتی سامی ستیزی داشته است که مؤسسه پژوهش رسانه های خاورمیانه می کوشد، با انتشار ترجمه ناقص و از متن بیرون کشیده مطالب این شبکه، از آن ارائه دهد (۶).


پی نوشت ها
۱- نگاه کنید به: Yves Gonzalez-Quijano et Tourya Guaaybess (sous la dir.), Les Arabes parlent aux Arabes : La révolution de l'information dans le monde arabe, Actes Sud, coll. »Sinbad«, Arles, 2009.
۲- روزنامه لوموند، ۱۱ مارس ۲۰۱۱.
۳- «Influence without Power: Al-Jazeera and the Arab Public Sphere », dans Mohamed Zayani (sous la dir. de), The Al-Jazeera Phenomenon Critical Perspectives on New Arab Media, Pluto Press, Londres, 2005.
۴- Mamoun Fandy, (Un) Civil War of Words: Media and Politics in the Arab World, Praeger Security International, Santa Barbara (Etats-Unies), 2007.
۵- Zvi Mazel, «Al Jazeera et le Qatar : le sombre empire des Frères musulmans ? », Controverse, n° 13, Paris, mars 2010, www.controverses.fr, Paris,.
۶- مقاله «خبرپردازی به شیوه اسرائیلی» را در شماره ماه سپتامبر ۲۰۰۵ لوموند دیپلوماتیک مطالعه فرمائید.
آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
flag_ali_qoli-shah-adel.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com