FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow یاد داشت روز arrow داستان سردار مدحی و کودکان سپید موی
داستان سردار مدحی و کودکان سپید موی چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرهنگ ایران   
۳۰ خرداد ۱۳۹۰

Note_jourدر فرهنگ ایرانی، گیس و موی سپید، دارای ارزشی  نمادین و برابر با خرد، اندیشه نیک، دانایی و کاردانی می باشد. از گذشته های دور زبانزد هایی در این زمینه بر زبان مردم جاری بوده است.

در نقش فروهر، نماد باستانی، میهنی و دینی ایرانیان، چهره مردی با ریش هایی که با گره های یک دست آذین شده اند نشان داده می شود، به راستی اگر این فرتور در دوران خود با رنگ آمیخته می شد، بی شک موی و ریش این مرد، به نشانه خردمندی به رنگ سپید دیده می شد.

گیس و موی سپید، نشان ازگذشت روزگار دارد، گذشت روزگار نماد آگاهی به رویداد هایی است که در دوران زندگی آدمی و پیرامونش گذشته  و می گذرد و خود می تواند سرچشمه ای از دانایی بشمار رود.

پس از انقلاب اسلامی در ایران، مردم به بازشناسی هویت تاریخی و فرهنگی خود دلبستگی بسیاری نشان داده اند، تا جایی که  بیشتر ایرانیان برون از کشور با بهره گیری از آزادی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی  که در کشور های پیشرفته برپا است ، پیوند خود را با خرد گرایی روز به روز بیشتر می کنند، شوربختانه برخی رفتار های پیش بینی نشده از کسانی که رهبری اندیشه ای  و سیاسی مردم ایران را تنها ویژه خود می  دانند،  وارونه این اندیشه می باشد.

آن چه که در باره داستان سردار مدحی و همدستانش در ماجرای رسوایی برخی از مدعیان نخبگی روی داد اکنون بر همگان آشکار شده است، چند سال است که بسیاری از آگاهان به مسائل سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی این رخداد را پیش بینی کرده و این کودکان سپید موی! را از فرجام کار نابخردانه ای که در آن گام گذاشته بودند آگاه نموده بودند. بسیاری از نهاد های اطلاعاتی و امنیتی کشور های بیگانه ای که ایرانیان در تبعید را پذیرا شده اند نیز از پشت پرده این بازی کودکانه آگاه شده بودند، این کشور ها به دنبال سود خود می باشند و تا جایی که به منافع ملی آنان آسیبی نرسد، چشم و گوش خود را بر این بازی ها می بندند و کوششی در هشیار کردن اپوزیسیون ایرانی به خطرات پیش روی آنان ندارند و اصولاً در ماًموریتی که از سوی دولت هایشان به آنان واگذار شده است چنین وظیفه ای برای آنان پیش بینی نشده است.

ماجرای سردار مدحی، آواری سهمگین بود که بر سر چند گروه اپوزیسیون ایرانی و رهبران سپید موی آنان یک جا فرود آمد ، هر چند که برخی از معماران این آوار، کوشیدند با واژه های فریبنده،  خود و دیگران را دلخوش کنند و آسیب را کمتر از آن چه که می باشد نشان دهند، بر آگاهان امور روشن است که پس از کشتار های زنجیره ای مخالفین رژیم در برون و درون کشور در سی و دو سال گذشته، این ضربه ای کارآمد بود که بار دیگر اپوزیسیون ایرانی را سر شکسته و با بحران بی اعتمادی و محافظه کاری روبروخواهد کرد.

اپوزیسیونی به نام موج سبز بر پا شده بود تا در برون از کشور جانشین جنبش سبز خرداد ماه 1388 مردم ایران شود و بتواند جایگاهی برای گرد آمدن گروه های گوناگون و ناهمگون اپوزیسیون گردد، این کار به لطف هزینه های  تبلیغاتی، شرکت چند چهره خارجی،  گستردن سفره های رنگین، پرداخت هزینه های سفر و اقامت در هتل های پرزرق و برق، وعده و وعید ها  و نمایش های صوتی و نورانی،  کف زدن ها و باد به غبغب انداختن کودکان سپید مویی که در انتظار تقسیم مشاغل نان و آبدار در آینده ایران آزاد به طمع افتاده بودند، توانسته بود شماری از مخالفین و هم چنین ماًموران ! حکومت اسلامی را به دور خود گرد آورد، این صحنه ها بیشتر یادآور دیگ های پلو سفارت انگلیس در دوران انقلاب مشروطیت بود، به هر روی برخی از کشور هایی که از تر و خشک کردن اپوزیسیون ایرانی تنها برای گرفتن امتیاز بیشتر از حکومت اسلامی سود می برند، نیز فرصتی بود تا بتوانند به آرزو های خود جامه عمل بپوشانند و به قرار داد های نان و شراب دار اقتصادی چشم بیاندوزند،  که ناگاه دست غیب جمهوری اسلامی از آستین یک روزنامه نگار سرشناس و یک کارمند پیشین سفارت دوران پادشاهی،  که هر دو در، ام القرای لندن! دست در دست یکدیگر دارند بیرون آمد و سردار مدحی ماًمور شناخته شده جمهوری اسلامی را که دوبار در گذشته، در سال های  1999 و  2008 ، به ترتیب از سفارت های آمریکا در ترکیه و بانکوک به بیرون پرتاب شده بود را با ترفند وارد جنبش موج سبز در فرانسه نمودند و بنیانگذار این جنبش هم ساده لوحانه فریب خورد و در کنفرانس مطبوعاتی وعده داد که تا سال آینده ایران را از چنگال حکومت اسلامی رها خواهد ساخت.      

یکی از همین دو تن ام القراء نشین، که دبیر کل موج سبز نیز شده بود، نقش کارگردان، سناریست و فیلمبردار را یکجا بازی کرد و  یک فیلم سه نفره  به اصطلاح محرمانه  از پیمان بکلی سرّی خود و سردار مدحی و بنیانگذار موج سبز!  تهیه کرد که برروی اکران تلویزیون جمهوری اسلامی نیز به نمایش درآمد و در آن فیلم به ریش سپید خود و هم پالکی هایشان خندیدند.

در پی این رسوایی بزرگ، این کودکان سپید موی با رفتار های کودکانه خود بی شرمانه راه مردم فریبی  و پنهان کاری را دنبال کردند و مدعی شدند که سردار رشید سپاه اسلام!  هرگز جاسوس رژیم نبوده و نمی باشد و وزارت اطلاعات وی را ربوده است، این نخبگان خود نخبه خوانده ! روشن نکردند که این فیلم محرمانه چگونه به دست جمهوری اسلامی افتاده است، اگر خودشان این فیلم را به حکومت اسلامی نداده اند و سردار هم جاسوس و فرستاده رژیم نبوده است، تنها می توانند ادعا کنند که هنگام ربودن مدحی از سوی کوماندو های رژیم اسلامی، این فیلم کذایی! درجیب سردار بوده است.

روزی نامه نگار سرشناس، سال پیش در یک گردهمایی در آتلانتا ، در پاسخ کسی که به او هشدار داده بود که سردار مدحی عامل و فرستاده رژیم اسلامی است گفته بود؛ من بچه نیستم که فریب بخورم! من صد ها مدرک را بررسی کرده ام و به دیگر جا ها داده ام و تاًیید شده است، سردار مدحی دریای اطلاعات است.

البته این نخستین باری نیست که این روزی نامه نگار پرمدعا! فریب می خورد و بازیچه دست حکومت اسلامی می شود، چند سالی است که فیلمی از این شخص در یوتیوب می باشد که آمار درج شده در زیر آن نشان از دیده شدن این فیلم از سوی میلیون ها بازدید کننده دارد، در این فیلم روزی نامه نگار سرشناس! در حال عشق بازی مجازی اینترنتی با یکی از ماًموران مونث رژیم دیده می شود، وی چند بار از آن مخدره! پوزش خواهی می کند ولی به زبان  کودکان، به جای معذرت چند بار با تلفظ غلیظ عربی که مورد علاقه وی می باشد تکرار می کند ″  محذرت ″ می خواهم، ای کاش یکی از این محذرت! ها را از ملت ایران درخواست می کرد و به مردم فریبی پایان می داد.جالب است که در همین فیلم یار غار وی که در بالا اشاره شد به او تلفن می کند و برای چند لحظه عیش مجازی وی را منقص می سازد.

آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Safavid.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com