FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow ترجمه روزنامه ها arrow ضربه سنگین به اپوزیسیون ایران
ضربه سنگین به اپوزیسیون ایران چاپ ارسال به دوست
نویسنده فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی   
۰۹ تير ۱۳۹۰

logo_aschkel_infoآشکل انفو/ برگردان از فرهنگ ایران

یک ماًمور رژیم اسلامی موفق شد با همکاری برخی از مخالفین رژیم ایران، در جنبش موج سبز، مستقردر پاریس نفوذ کند.

این خبر در هشتم ژوئن گذشته با پخش یک مستند تلویزیونی (الماسی برای فریب) به مدت سی دقیقه از تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ایران، اعلام شد.

در مارس 2008، پس از ورود به بانکوک، مردی که خود را محمد رضا مدحی تازه کند، ژنرال پیشین سپاه پاسداران و معاون وزیر اطلاعات و امنیت معرفی می کرد و مدعی بود که مسئولیت شورای حفاظت از منافع دولت اسلامی را در گذشته به عهده داشته است، می کوشید تا با سفارت آمریکا در بانکوک، تایلند، تماس بگیرد.

به گفته علی، منبع ایرانی مقیم هلند، کسی که برای نخستین بار پس از ورود مدحی به بانکوک به دیدار وی شتافت، در این سفر یکی از دو همسرمدحی، جوانترین آنها، فریده، دو فرزند و برادر همسرش بابک آغازی، مدحی را همراهی می کردند.

علی، به درخواست یکی از دوستانش، عباس، که در کشور سوئد زندگی می کند برای کمک به پناهنده شدن مدحی به یک کشور غربی، به بانکوک رفته بود. پیش از حرکت علی بسوی بانکوک، مدحی در یک تماس تلفنی به وی وعده داه بود که هزینه سفر وی را پرداخت خواهد کرد.

یک منبع دیگر افزود؛ مدحی سه ماه پیش از ورود به بانکوک به دوبی رفته است و این مدت را در آنجا گذرانده بود، دوبی پایتخت امارات متحده عربی، پایگاه مهمی برای اعضای سپاه پاسداران و ماًمورین اطلاعاتی جمهوری اسلامی است، این مسئله از چشم سازمان های اطلاعاتی آمریکا پوشیده نیست.

در نخستین ملاقات با، پل، یک افسر اطلاعاتی آمریکا در داخل سفارت آمریکا در بانکوک، مدحی مدعی شد که اطلاعات با ارزشی در باره ایران به همراه دارد.
• نشانی مراکز اتمی مخفی درایران.
• اطلاعاتی در باره فعالیت های عماد مغنیه، رئیس شاخه نظامی حزب الله لبنان، که در دوازدهم فوریه همان سال درسوریه کشته شده بود.
• نام جاسوسان رژیم اسلامی در آمریکا، اروپا و دیگر کشور ها.
• نام عوامل و همکاران رژیم در خارج از کشور.
• اطلاعاتی درباره برنامه های تسلیحاتی رژیم، سلاح های متعارف و غیر متعارف.
• ریزه کاری های کمک های جمهوری اسلامی به شورشیان عراقی و طالبان در افغانستان.
• نام چند آمریکایی که بسود جمهوری اسلامی جاسوسی می کنند.

به گفته علی، منبع ایرانی، پل ، افسر آمریکایی در پاسخ مدحی به شوخی گفته بود: « خوب آقای مدحی، شما همه ایران را برای ما، درساک گذاشته و با خود آورده اید»، مدحی در پاسخ تکرار می کند که جانش در خطر است و درخواست می کند که در ازای این اطلاعات هر چه زودتر وی به عنوان پناهنده سیاسی در آمریکا پذیرفته شود. پل، به مدحی پیشنهاد می کند که تا پایان بررسی ها و روشن شدن وضعیت وی، به همراه خانواده کوچک خود در سفارت آمریکا اقامت کند، در کمال ناباوری ، مدحی نمی پذیرد.

چند روز می گذرد و مدحی به سفارت آمریکا فراخوانده می شود، پل، افسر آمریکایی خبر بدی را در حضور علی، به مدحی می دهد. پل، با مراجعه به آرشیو اطلاعاتی در می یابد که، مدحی نه سال پیش در سال 1999، به همراه برادر همسرش، به کنسولگری آمریکا در استانبول مراجعه کرده و خود را سرهنگ دوم سپاه پاسداران معرفی کرده است و پیشنهاد کرده بود تا در ازای اطلاعاتی درباره ایران که در اختیار آمریکایی ها خواهد گذاشت، خود و پنجاه تن از بستگانش به آمریکا پناهنده شوند، مدحی در همان زمان به سفارت اسرائیل در ترکیه نیز مراجعه کرده بود ولی به نظر می رسد که نتیجه مطلوبی بدست نیاورده بود.

در ترکیه پس از بررسی اطلاعات مدحی، سفارت آمریکا در می یابد که با یک ماًمور رژیم یا یک کلاهبردار و دروغگو سر و کار دارد و مدحی را به درب خروجی راهنمایی می کنند، همان داستان در بانکوک هم تکرار می شود.

پس از ترک سفارت آمریکا در بانکوک، علی به مدحی، مشکوک شده بود که از ماًمورین رژیم جمهوری اسلامی باشدف و به همین خاطر از وی جدا می شود و به هتل محل اقامت خود ، هتل ″ هالیدی این ″ باز می گردد. چند ساعت بعد با تعجب می بیند که یک ارتش کوچک از ماًمورین امنیتی تایلند، به هتل سرازیر شدند، پلیس به او می گوید که کسانی در پی از ترور علی می باشند، مدحی یا همکارانش، چهار ایرانی و دو پاکستانی مستقر درتایلند!.
پس از سخنان پل، افسر آمریکایی و افشای ماجرایی که درترکیه بر مدحی گذشته بود، علی دیگر نمی توانست به مدحی اعتماد کند و از این رو هرچه زودتر تایلند را ترک می کند و به هلند بازمی گردد، علی که بشدت ترسیده بود سکوت می کند، ولی چندی بعد به دوستانش می گوید که سه هزار و پانصد یورو، هزینه سفرش شده است و امیدوار بود که از سوی مدحی بازپرداخت شود.

یک شکست دیگر برای مدحی، حالا او روی یک طرح دیگر کار می کند، با برخی از مخالفین رژیم در اروپا و آمریکا تماس می گیرد، نخست با کسانی که مانند وی در سپاه و سازما ن های امنیتی حکومت اسلامی خدمت کرده بودند، کسانی که بدون هیچ استثنایی از سوی اپوزیسیون، هنوز مانند خود مدحی مشکوک به شمار می روند.

زمان می گذرد، مدحی می کوشد نام خودش را بر سر زبان ها بیاندازد، ولی بی نتیجه است، چند تن از مخالفین قلابی، به دیدار مدحی درتایلند می روند، همه آنان طمعکارانه دست به هر کاری می زنند، مدحی خود را ثروتمند نشان می داد، او همواره با خود یک کیسه کوچک ظاهراً پر از الماس و سنگ های قیمتی حمل می کرد و می گفت میلیون ها دلار می ارزند، او می گفت که نزدیک به یک میلیارد دلار در بانک های سوئیس و اسپانیا دارد که مسدود شده اند!.

مدحی، با شخصی به نام سیّد علیرضا نوریزاده، یک روزنامه نگار ایرانی مقیم لندن، که مورد انتقاد بخشی از ایرانیان است، ولی در رسانه های عرب زبان سرشناس می باشد تماس می گیرد. نوریزاده در لندن، مرکزی به نام مطالعات ایران و اعراب، با کمک برخی از اعراب ثروتمند بر پا کرده است و از همکاری دوست خود، مهرداد خوانساری، دیپلومات جوان دوران شاه، برخوردار است. هر دو این ها مظنون به ارتباط با سازمان های امنیتی بریتانیا می باشند.

در ژانویه 2010، نوریزاده، در یک برنامه تلویزیونی که از یک کانال ماهواره ای فارسی زبان (کانال یک) در لوس آنجلس، کالیفرنیا پخش می شود، مدحی را به عنوان یک منبع اطلاعات موثق که توانسته بود در قلب رژیم و اطرافیان علی خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی نفوذ کند معرفی کرد، نوریزاده در حین برنامه فاش کرد؛ سیزده سال است که با مدحی از راه ایمیل ارتباط دارد. کمی بطول نیانجامید که رسانه های خارجی نیز متوجه مدحی شدند، بخش فارسی صدای آمریکا، تلویزیون کانال دهم اسرائیل، روزنامه انگلیسی گاردین، روزنامه تایلندی بانکوک پست و شمار بسیاری از رادیو تلویزیون های فارسی زبان در آمریکا و اروپا.
د رطی چند ماه، روی آنتن های گوناگون، مدحی، مانند یک مخالف سرسخت رژیم نشان داده می شد، که بقول خودش ! در افشای اطلاعات علیه رژیم می کوشد، ولی همه اطلاعاتی که می داد غلط ، دستکاری شده و پیش پا افتاده و قبلاً دراینترنت پخش شده بودند.

جالب است، برخی از سازمان های اطلاعاتی خارجی نیز به دام افتادند، ارتباطات به هدف کسب اطلاعات باارزش برقرار می شود. مدحی به عربستان، آلمان، اسپانیا و فرانسه مسافرت می کند. برخی از مخالفین رژیم ، از همان آغاز جریان مدحی، سازمان های اطلاعاتی این کشورها را آگاه کرده بودند.

در مستند پخش شده از تلویزیون دولتی ایران، مدحی درباره ملاقات هایش درعربستان سعودی، با وزیر خارجه این کشور، شاهزاده سعود الفیصل، و همتراز آمریکایی اش، خانم هیلاری کلینتون گفتگو می کند، او می گوید که پس از این ملاقات با یک هواپیمای نظامی آمریکایی به واشنگتن رفته است، در آنجا ، دنیس روس، مشاور امنیتی خانم کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در انتظارش بوده و او را با یک اتوموبیل لیموزین به دیدار جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا برده است. مدحی می گوید، در این ملاقات معاون رئیس جمهورامریکا به وی، وعده کمک های شایانی در سرنگونی رژیم آیت الله ها داده است. آلن ایر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، هرگونه تماس مقامات آمریکایی را با مدحی، رد کرده است.

چند ماه بعد، مدحی اعلام می کند که گروهی به نام ″ جمع یاران ″ با شرکت بیش از بیست هزار تن از افراد سپاه پاسداران و ماًمورین امنیتی،برای سرنگونی رژیم ایران تشکیل داده و خود دبیر کل این گروه می باشد.

مدحی، با کمک برخی از مخالفین قلابی رژیم، به امیر حسین جهانشاهی، یک ایرانی کاملاً ناشناس، بازرگان ایرانی مقیم فرانسه، نزدیک می شود، جهانشاهی، چند ماه پس از شورش مردم ایران، زیرعنوان جنبش سبزدرتابستان سال 2009، یک سازمان به نام موج سبز، در پاریس با پشتیبانی چند شخصیت فرانسوی، از جمله برنارد هانری لوی، فیلسوف و جک لانگ، وزیر پیشین در دولت سوسیالیست فرانسه بر پا می کند.

منابعی می گویند که جهانشاهی، قبلاً با برخی از سرمایه داران فرانسوی و اسرائیلی به توافق رسیده است . جهانشاهی خود در فرانسه و اسرائیل فعالیت های اقتصادی دارد.

در ژوئن 2010 ،جهانشاهی موفق می شود یک کنفرانس با شرکت ده ها تن از مخالفین رژیم ایران و گروه های مختلف اپوزیسیون در پاریس برپا کند. چند ماه بعد در دسامبر 2010 ، مدحی به پاریس می آید و در کنار جهانشاهی بنیانگذار موج سبز و خوانساری دبیر کل این جنبش دیده می شود، این سه تن اعلام می کنند تا کمتر از یک سال رژیم ایران را واژگون خواهند کرد.

مدحی، در فوریه 2011، فرانسه را برای انجام یک ماًموریت محرمانه از سوی موج سبز ترک می کند، پیش از این سفر، در یک جلسه سرّی ، جهانشاهی، خوانساری و مدحی تصمیم می گیرند که از خود و این جلسه یک فیلم تهیه کنند که پس از پیروزی پخش شود.
این بخش هیجان آور فیلم، در هشتم ژوئن در تلویزیون رژیم پخش شد، در این مستند، رژیم اسلامی قول داد، با افشای اطلاعات بیشتر اپوزیسیون را بیشتر از پیش خوارو ذلیل کند، با توجه به اینکه یک ماه پیش از این رخداد، رژیم ایران بیش از سی تن را به اتهام جاسوسی برای آمریکا، در ایران، دستگیر کرده بود.

دو هفته پس از این ضربه مرگبار علیه موج سبز، جنبش جهانشاهی، درهم شکست، ترس و عدم اعتماد میان اپوزیسیون حاکم شد. ولی در تاریخ بیست و پنجم، و بیست وششم ژوئن 2011، نوریزاده و خوانساری در لندن، یک کنفرانس برگزار کردند،که بیشتر شرکت کنندگان را جدایی طلبان ایران تشکیل می دادند، این کنفرانس با پول اعراب ثروتمند و زیر نگاه دوستانه انگلیسی ها، بدون حضور دوستان فرانسوی برگزار شد.


آخرین بروز رسانی ( ۱۵ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Flag-Iran-2.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com