FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow قانون و به ویژه قانون اساسی در خلافت فقیه مطلقه وانحصار طلب جایگاهی ندارد
قانون و به ویژه قانون اساسی در خلافت فقیه مطلقه وانحصار طلب جایگاهی ندارد چاپ ارسال به دوست
نویسنده نیما فرمین، دکتر در حقوق از دانشگاه مون پلیه فرانسه   
۲۲ آبان ۱۳۹۰

Caricature_Khameneiهیروکراسی " حاکمیت مقدس" و یا تئوکراسی محض، حاکمیت همیشگی خداوند است ، که با قوانین ابدی نظم، حقیقت مطلق و عدالت بر جهان بی کرانه فرمان می راند، اجرای این قانون نیاز به نیروی قاهره ندارد.

تئوکراسی "حکومت مطلقه و انحصار طب" را که دکانداران دین بناکرده ، به دروغ مدعی نمایندگی خداوند در روی زمین شده اند، و این نمایندگی خود را مجری قوانین ابدی و آمره خداوندی می دانند ، وبرای تحمیل این ادعای بی دلیل، به یک نیروی قاهره مجهز شده ، و هر کس که از اجرای اوامر ونواهی آنان خودداری کند، محارب با خداوند شناخته می شوند و در دین ترسایی او را زنده در آتش آخته انداخته ومی سوزانند، ودر دین ناب محمدی گردن می زنند.

سخن درباره بود ویا نبود خداوند از این مقاله خارج است. ولی هنگامی که از دکانداران دین دلایل توجیه نمایندگی پیش می آید ، خود را عالم کشف می دانند، وبا سفسطه و مغلطه و نشان دادن لبه تیز شمشیر که بالای سرمردم گرفته اند، مردم را ناگزیر به خاموشی می کنند. درباره  واهی بودن ادعای دکانداران دین این پرسش را مطرح می کنم،

چگونه اینان برای اجرای قوانین ابدی و تغییرناپذیر خداوندی یک میلیون ملا را به دور ترین روستاها فرستاده و مشتی داستان های ساخته و پرداخته را به نام دین به مردم تبلیغ و تحمیل می کنند، دو دیگر این که برای اجرای قوانین ابدی خداوندی که در گوهر انسان سرشته شده است، و خردمندی نمونه یی از آن است ،  یک میلیون سپاهی پاسدار، بسیجی،نیروهای انتظامی و مامورین مخفی ، که به یک نیروی مخرب بدل شده است، چگونه می توان توجیه کرد؟

دکانداران دین که به دروغ و نیرنگ خود را مجری قوانین ابدی وتغییرناپذیر و عام الشمول خداوندی می دانند،  چگونه به خود پروانه می دهند، با وجود این قوانین خداوندی ، قوانین دیگری بنویسند، که آشکارا با قوانین ابدی خداوندی در تضاد است. ایا این دوگانگی و ضد ونقیض گویی نشانه شرک نیست ؟

برای نمونه ،نوشتن قانون کیفر که از پندار یک قوم بربر، بیابان گرد و مردم ستیز گرفته شده است ، چگونه می تواند بر قوانین ابدی خداوندی (نظم، حقیقت مطلق وعدالت ) افزوده شده، و ددمنشانه بر مردم بی گناه اعمال شود.

بنابراین به آشکارا پی می بریم که ادعا به نمایندگی خداوند، صرفا برای مردم نادان و کسانی که ندانسته به دام این کلاشان افتاده اند،فریبی بیش نیست، و به همین فرنود پندارهای دکانداران دین بیش از دو سده است ، که در کشورهای آزاد جهان به تاریخ پیوسته است وبه جای آن قوانینی متناسب با نیاز های جامعه و برخاسته از اراده مردم تصویب شده است، این قوانین هرگز ابدی نبوده و بی شک با دگرگونی های جامعه ، از سوی مردم تغییر می کند. در توجیه این  حق مردم ، یکی از حقوق دانان می گوید : حقوق برای تامین نیازهای جامعه وضع ومقرر می شود، و نه این که مردم ناگزیر باشند،  با پندارهای پوسیده وبی ارزش ده ها سده پیش را که با نیروی لایزال خردمندی در تضاداست ، ناگزیر به اجرای آن باشند.

با نگری به این قانون با نام بی مسمای اساسی، به روشنی می بینیم، که ملا خمینی، به شیوه دکانداران دین خود را نماینده خداوند روی زمین دانسته ، و برای توجیه این نمایندگی به دروغی بزرگتر متوسل شده و می گوید در غیبت امام غایب او ولی امر وامام امت است.

وی با نگر به این که امام پنداری او بیش از هزار سال در چاه های بویناک سامره پنهان شده است ، نیک می داند، شرطی که برای فریب مردم پیش کشیده است، هرگز تحقق پیدا نمی کند، وبر آن است، با این دست آویز مسخره ،مردم نادان و ساده دل وزود باوررا بفریبد.

خمینی با بی آزرمی، مردم آزاده ایران را از جایگاه والای انسانی به پایین کشیده و آنان را برده و بنده خود کرده و زیر قیمومت خود در آورده است. و در نوشته یی با نام بی مسمای قانون اساسی با مشتی چپاولگرو چماقدار بر مردم ایران تحمیل کرده است.

برای نشان دادن یاوه گویی های این ملای دغل ، به این گفته ی کارشنان و استادان حقوق اساسی بسنده می کنم.

قانون اساسی هنگامی مطرح می شود ، که شهروندان حق حاکمیت خود را، برای نوشتن یک منشور ، که بازگو کننده حقوق وآزادی های بنیادی و حق شرکت در بنیادهای سیاسی کشور (نامزدی برای  انتخاب شدن) و حق رای در این انتخابات میباشد، در یک همه پرسی ، با یکدیگر تشریک مساعی می کنند..

آیا در حکومت خلیفه مطلقه و تمامیت خواه، که مدعی اجرای قوانین ابدی و تغییر ناپذیر خداوندی است ، قانون اساسی با این قوانین در تضادآشکار نمی باشد؟

خمینی برای فریب مردم ناآگاه ، بسیاری از اصول قانون اساسی فرانسه را با افزودن پندارهای ویرانگر خود  آورده است، هیچ یک ازاین اصول هرگز از حدود نوشته فرا تر نرفته است. کما این که تنی چند از بیگانگان مانند ونسان هوژو روزنامه نویس و میهمان همیشگی ملایان در ایران ،که از تمامیت خواهی و استبداد دینی آگاهی ندارند، به دام وی افتاده اند، و یا بی پروا بگویم ، با گرفتن پول ، با نادیده گرفتن پیش گفتار قانون و چند اصل  که حکایت از استبداد دکانداران دین دارد، به پرده پوشی تن داده اند.

پس ازمرگ خمینی، ملای خودکامه خامنه ای ، جانشین او شد، وی با  تغییر چند اصل از این قانون،  شورای عالی قضایی را که یکی از وظایف آن تعیین رئیس قوه قضاییه بود حذف کرد، و تعیین یک ملا را در این سمت نیز حق مطلق خود کرد. این ملای دغل با بی پروایی فراتر رفته و هرسه قوای مجریه ، مقننه وقضاییه را زیر امرمستقیم  خود در آورد، و با این کارخلافت مطلقه و تمامیت خواه فرقه شیعه را از آن خود کرد..

خامنه ای با در اختیار داشتن نیروی یک میلیون نفری درسرکوب مردم، که آوایی از کسی بلند نمی شود، بر آن است، که از این حد فراتر رود، کما این که پس از این تغییرات علی لاریجانی رئیس اسمی مجلس که برادرش نیز رئیس قوه قضایی خامنه ای است، به او گفت ، حالا که این سه قوا را تحت امر آوردی واثر وجودی ندارند، هر سه ی آن ها را به سان دیوان عالی قضایی حذف کن و فارغ البال با الگو گرفتن ازخلفای بغداد، دستگاه خلافت به راه انداز، و سنت خودکامه ومردم ستیز محمدی را پیاده کن. اینک برای آماده کردن مردم پادوهای خامنه ای شایع کرده اند، پس پایان دوره احمدی نژاد، ملا خامنه ای، می خواهد هرسه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را در دست گیرد، و در حکومت ناب محمدی هم فرمان دهد و هرکس را که خواست گردن زند. ملا خامنه ای دریافته است، تا هنگامی که مشتی فرصت طلب  دزد و مردم ستیزبا او همکاری می کنند و اکثریت مردم ناآگاه و ساده دل در دام فریب های او اسیرند، دنیا به کام اواست، و به آسانی می تواند، در آمدهای نفت و گاز ودیگر درآمدهای کشوررا تاراج  کند. و با این شیوه خلفای بغداد ، داستان علی گدا و چهل دزد تهران را دوباره زنده کند.

برای نشان دادن دروغ های ملایان شیاد ، تنها چند اصل را که به آشکارا زیرپا گذاشته است، بازگو می کنم.

1ـ  در پیش گفتار قانون اساسی ، اصل دوم و پنجم، خدای یکتا (الله تازیان) ..... اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در براب راو است .

در زمان غیبت مهدی( پنداری) ملایان ، ولایت امر وامامت امت بر عهده یک ملا است . ولایت فقیه که از سوی مردم شناخته شده است، ولایت فقیه مطلقه ، ولایت امروامامت مستمر برامت فرمان می راند. ولی در اصل صد و هشت مردم کنار گذاشته شده وگزینش رهبر را به انجمنی از ملایان واگذار می کند.

2ـ در اصل صد و پنجاه و هفت اصلاحی رهبر شورای عالی قضایی را منحل ویک ملا را برای پنج  سال رئیس قوه قضاییه می کند. و در اصل پنجاه و هفت اصلاحی یک باره سه قوای مجریه، مقننه  و قضاییه زیر نظر ولایت مطلقه ، در می آورد.

3ـ در بند هشت اصل سوم،  مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی خویش و از میان بردن محرومیت در زمینه تغذیه ،مسکن، بهداشت وتعمیم بیمه، پیش بینی شده است.

بیش از سی سال است که مردم دربند ایران کمترین نقشی در نامزدی و گزینش در بنیادهای سیاسی کشوررا نداشته اند، ملا خامنه ای، رئیس جمهور و نمایندگان را برمی گزیند، و از مردم می خواهد، که به برگزیدگان وی رای دهند . بنابراین حقوق مردم در مشارکت در سیاست کشور به رای دادن آن هم به برگزیدگان خامنه ای محدود شده است، ودر پایان اگر نتیجه رای گیری با خواسته این ملای خود کامه نباشد صندوق های رای خالی می شود و رای های دیگری در آن گذاشته می شود. و اگر مردم به این قانون شکنی وتقلب آشکار اعتراض کنند، جواب آنان گلوله، بازداشت، شکنجه وتجاوز به ناموس آنان است.

در زمینه تغذیه نه تنها کمترین گامی برداشته نشده، با افزایش سرسام آور قیمت ها و بیکاری، مردم ناگزیرند، با فقر و بینوایی و در بدترین شرایط ممکن زندگی کنند. وبسیاری از این مردم برای سد جوع ظرف های اشغال را درگذرگاه ها زیرو رو می کنند.

در زمینه مسکن، ملاها در ابعادی وسیع تری به سان شازده های دوره پادشاهی ، زمین خواری راپیشه کرده اند، و مسکن برای کارگران ، کشاورزان وحتی کارمندان دولت به رویای دور ودراز بدل شده است، وروز به روز شمار مردمی که در خیابان ها زندگی می کنند، افزوده می شود.

در زمینه بهداشت و پیشگیری از بیماری های واگیردار، شمار معتادین و مبتلایان به ایدز باور کردنی نیست. ابتلا به این بیماری ها ، را خلیفه خامنه ای دامن می زند، زیرا با این بیماری ها،  فریاد جوانان کشور خاموش می شود، به همین انگیزه،  نه تنها برای درمان آنان چاره اندیشی نمی شود، و به این ترتیب ، خامنه ای ازفروش مواد مخدر که در انحصار  او است به دو هدف می رسد، نابودی جوانان و سود بی پایان از فروش آن.

هزینه کمر شکن درمان ( حق ویزیت ، دارو و بیمارستان) تکان دهنده است. روز به روز برشمار بیمارانی که پول ندارند واز ورود آنان به بیمارستان ها جلوگیری می شود و در پشت در های بیمارستان می میرند، بیشتر می شود.

ت ـ درپیش گفتار درباره زن آمده است : خانواده واحد بنیادی جامعه و کانون اصلی رشد وتعالی انسان است.

بانگری به قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی آشکار می شود،  که زن از جایگاه والای مادری و همسری به پایین کشیده شده و ملک مرد شده است، ننگین تر از آن به شیوه ی پندار ناب محمدی، مرد می تواند زنان بیشماری دایمی و صیغه (فحشای اسلامی) داشته و هرگاه که بخواهد آنان را ازخانه بیرون می کند، اگر زنی از بیداد مرد بستوه آید ، مرد با داستانی ساخته وپرداخته او را به اتهام زنا به دادگاه می برد و در بیدادگاه خامنه ای او راسنگسارمی کنند.

ملایان دزد و دغل برای مال اندوزی بیشتر،برپایه ی اسلام ناب محمدی، دختر بچه های خردسال را از پدر ومادرانی که در پندارهای فریب اسلامی از شناخت واقعیات ناتوانند، بیرون آورده و به کشور خلیج پارس می فرستد و یا با گرفتن پول از چماقداران و گردنکشان و بازاری ها ، آنان را صیغه نره غول ها می کنند.

از آن بدتردر کشور ویران شده ایران، که زنان از کار بی بهره شده و با متلاشی شدن اساس خانواده ، در خیابان ها سرگردانند، آنان را به خانه های عفاف می برند و در پوشش خواندن صیغه ، از مردان بوالهوس پول گرفته ، وبه سان باشگاه های خصوصی در کشورهای بیگانه ،از زنان بهره کشی می کنند

با نگر به قوانین ابدی و عام الشمول خداوندی که در بالا اشاره کردم ، به خوبی آشکار می شود ، در برابرچنین قانون آمره ، در خلافت خودکامه و انحصار طلب ناب محمدی،  قانون اساسی جایگاهی ندارد.

انگیزه وعلل ناکامی هوداران مردم سالاری، برای پایان دادن به حکومت بیدادگر اسلامی بیدادگر فرقه شیعه بیش از سی سال است ، که این کشور را به ویرانی کشیده و مردم را ازوالاترین اصول حقوق ، آزادی های شهروندی و اجتماعی ، و از حق حاکمیت که همانا نامزدی در انتخابات رئیس جمهوری و مجلس بی بهره کرده و حتی حق رای دادن را  با تعویض صندوق های رای به ابتذال کشیده، وبا استقرار خلیفه خودکامه وتمامیت خواه مردم را به بردگی کشیده، و گستاخانه آنان را تحت قیمومت خود در آورده است.

در درازای دوسده گذشته که حکومت های خود کامه پادشاهی و دینی با برپایی مردم نابود شده و به تاریخ پیوسته است. حکومت های مردم سالاری در بسیاری از کشورهای جهان برپا شده و شهروندان این کشورها حاکم به سرنوشت خویش شده اند، و مردم سالاری "دموکراسی " بسان جهانی شدن بازرگانی، جهانی شده است، و در شمار کمی از کشورها ، پادشاهان بی اختیار که به پیل کاغذی تبدیل شده اند و هزینه زندگی آنان بردوش مردم این کشور ها سنگینی می کند، در آینده نزدیکی به تاریخ خواهند پیوست.

شور بختانه گروهی از ایرانیان که هنوز در رویاهای گذشته بسر می برند، و در سراب آرزوها فرورفته اند، از این دگرگونی ها به ویژه در سی سال گذشته کمترین آگاهی ندارند، هم چنان به ریسمان پاره فرمانروایی یک تن (پادشاهی) و یا فرمانروایی گروهی صاحبان قدرت و سود جو، آویران شده اند، با نوشتن مقاله هایی که نشانه عدم آگاهی آنان از دگرگونی حقوق اساسی است،  مردم را به بیراهه می کشند .

با اندوه بسیار تنی چند از ایرانیان که مهر به ایران و مردم آزاده این سرزمین دارند، از آن جا که با حقوق اساسی و حکومت مردم سالاری آشنایی علمی ندارند، از روی احساسات شخصی ، با رونویسی کردن نوشته های دوره پادشاهی، مقاله هایی می نویسند، که هم خودشان و هم مردم را دچار شک و تردید می کنند.

خلیفه خودکامه تمامیت خواه، که در درازای بیش از سی سال از روضه خوانی در اتاق های خالی ، بیش از صدمیلیارد دلار، در حساب های بیرون ازکشور دارد، وبا چهل دزد تهران، به تاراج خزانه کشور ادامه می دهد، برای مال اندوزی هرچه بیشتر در این خان یغما ، بیکار ننشسته و  یک میلیون ملای دغل و پول پرست را برای تبلیغ پندارهای پوسیده بیابانگردان مردم ستیز فرستده، وبا داستان های فریب که در نوشته های کافی و محمد مجلسی آمده، مردم ناآگاه و زودباور را می فریبد، و رادیوتلویزیون ها و روزنامه های خلافتی، که ملایان دغل در آن جای گرفته اند، و ملا خامنه ای هر روزبا یک داستان دروغ در گفتن جن و رمالی و گفتگو با امام دروغین مردم را سرگرم می کند، افزوده بر آن سالانه ، با برپایی تلویزیون های خلافتی در بیرون کشور و رادیو تلویزیون های اربابان بیگانه خود ، صدای امریکا، بی بی سی انگلیس،رادیو فردا و رادیو زمانه و با اجیرکردن بیگانگان ومشتی دانشگاه دیده که از مهر به ایران در وجدان خفته آنان کمترین نشانی نیست و تنها خدایشان پول است با هزینه یی بیش از یک میلیارد دلار، با ایجاد تفرقه میان ایرانیان و نوشتن مقاله های بی بنیاد و مبتذل به سود ملایان قلم می زنند. و از یاوه گویی های خود کمترین شرمی ندارند.

اینان به شیوه ی ملایان دروغگو و دغل برای سرپوش نهادن بر پندارهای اهریمنی خود از بکار بردن هر واژه و عاریه کردن اندیشه های مردم سالاری یا حقوق اساسی به نام خود کوتاهی نمی کنند. برای نمونه به چند مورد آن بسنده می کنم:

1ـ ملا خمینی در گفتگویی با روزنامه نویسان بیگانه در پاریس ، متنی را که صادق قطب زاده برایش نوشته بود ندانسته باز گو کرد. او گفت پس ازبرگشت به ایران حکومت دموکراسی برپا می کنیم ، که به مراتب از دموکراسی در کشورهای شما پیشرفته تر باشد. همین ملای دروغگو هنگامی که با یاری بیگانگان به خلافت رسید ، با بی آزرمی گفت، دموکراسی با اسلام در تضاد است.

2 ـ ملا ی دغل محمد خاتمی که به دروغ خود را اصلاح طلب جازده بود ، در مقاله ای نوشت، ما بر آن هستیم ، که حکومت مردم سالاری اسلامی بر پا کنیم.

3 ـ گروهی از وابستگان خلافت ، چون ابوالحسن بنی صدر می گوید، ما می خواهیم حکومت ملی مذهبی برپا کنیم. بنی صدر که واژه ی ملی را ندانسته بازگو می کند، با این ملغمه ، که کمترین پیوندی با یکدیگر ندارد، به زیاده گویی افتاده است.

پراکندگی ایرانیان در سراسر جهان ، و نبودن یک سازمان هم آهنگ کننده پژوهش ها به ویژه در زمینه حقوق اساسی و مردم سالاری، اندیشمندان ایرانی نتوانسته اند ، در آگاه کردن مردم و نوشتن مقاله هایی پربار و دانشی که لازمه نبرد با دکانداران دین نقش خود را بازی کنند.

نکته ی دیگر در ایجاد یک سازمان هم آهنگ کننده ، نداشتن اعتماد (که ملایان آن را تشدید می کنند)، وعادت نداشتن به کار گروهی است. باید تنش ها و خودخواهی ها به فراموشی سپرده شود، و همگان با همکاری نزدیک این خویشکاری را بر دوش بگیرند.

آخرین بروز رسانی ( ۲۲ آبان ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Mozafaraldin-shah-ghajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com