FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow انقلاب اسلامی پنجاه و هفت، مایه سرافکندی ،بازگشت سلطنت باعث شرمساری!
انقلاب اسلامی پنجاه و هفت، مایه سرافکندی ،بازگشت سلطنت باعث شرمساری! چاپ ارسال به دوست
نویسنده ناصر مستشار، تحلیلگر سیاسی   
۰۲ بهمن ۱۳۹۰
nasermostasharمردم ایران در سال پنجاه و هفت با انقلابی که می خواستند جامعه آنروز رابه صدر اسلام برگردانند ،همه جهانیان را متحیر کردند. انقلاب اسلامی که آنموقع بیشتر بدنبال یک تحول معنوی و کسب هویت خویش و برگشت به اصل خود تعریف می شد، با شعار، نه شرقی نه غربی، به میدان آمد،
تا مدل اسلامی  حکومت داری را به جهانیان عرضه نماید.اما تا کنون با شکست های سختی روبرو شده است که همه آنها نشان از عدم انطباق قوانین اسلامی با دنیای فعلی حکایت می کند!

از روزهای انقلاب ارتجاعی واسلامی هنوز مانند کابوس می توان یاد کرد، چرا که ملتی که با جانفشانی های فراوان، فرهنگ، هنر وهمه چیزی که در طول تاریخ ساخته بودند اما در روزهای انقلاب با ساطور زهر آگین آغشته به اسلام خمینیسم به پیکر همه دستاوردهای خود می کوبیدند. سینماها ومراکز هنرنمائی خوانند گان در آتش می سوخت که کمونیست ها یا تماشا گر بودند یا یاری کننده به شکل گیری آن فاجعه که هنوز در نطفه گیری بود و سراسیمه به کمک خمینی که از اسلام روستائی و عصر شتر! دفاع می کرد شتافته بودند. همان کمونیستی که در خانه اش یک گیلاس عرق با صدای زنده یاد خانم آواز ایران یعنی هایده می نوشید، اما در بیرون به همان خانم بزرگوار ناسزامی گفت، همان کمونیست پشت سر گوگوش چه حرفها که نمی زد! انقلابی که به ظاهر توسط شهر نشینان آغاز شده بود در نیمه راه بوسیله شهروندانی که هنوز تکامل شهرنشینی نیافته بودند و به تازگی از روستا ها به شهر آمده بودند ،صاحب انقلاب وقدرت وکمیته ها و همه ارگانها شدند وهمه تحصیل کرده های شهری را که در انقلاب موثر بودند و باعث پیروزی آن شده بودند یکی پس از دیگری از ارکان قدرت خلع قدرت کردند و قانون اساسی ارتجاعی را هم با حمایت بخشی از نیروهای چپ و مماشات گر بسرعت به تصویب رساندند.

مرحوم آیت الله طالقانی که از اسلام شهری حمایت می کرد عاجزانه تقاضا نمود تا کشور را با همان قانون اساسی مصوبه انقلاب مشروطیت که پس از نامه توهین آمیز به خمینی، طلاب خواهان اجرای صحیح آن شده بودند اداره نمایند، اما کسی گوشش بدهکار نبود.انگار دستهائی از جاهائی بقول دائی جان ناپلئون در کار بود تا این مملکت توسط مذهب به این روز سیاه بنشیند؟

یکی از بزرگترین تقصیرات محمد رضا شاه پهلوی این بود که  با استبداد و انسداد توسعه سیاسی  در ایران ،انسان هایی  با ذائقه فکری مستعد وچه بسا فرهیخته بی شماری را به ناچاردرجایگاه های فعالیت سیاسی غلط جای داد.

داریوش همایون
داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی زمان شاه این هفته مهمان ویژه «رو در رو» بود. از جمله از او پرسیدیم در زمان مسئولیت وزارت اطلاعات و جهانگردی آیا خودسانسوری هم می‌کردید و او جواب داد: بسیار، بسیار، بسیار
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5987152,00.html

یکی از آسیب های استبداد سیاسی در این نهفته است که انسان هایی که دارای اندیشه سیاسی می باشند و می خواهند در امور کشور شرکت نمایند ،ابتدا به کمونیست روی می آورند وسپس به دمکراسی خواهی روی می آورند.
برای مثال بعضی از تکنو کرات های زمان شاه ابتدا به کمونیست گرائیدند اما بعد از دستگیری و زندان وشکنجه به خدمت شاه در آمدند و علیه کمونیست فعالیت کردند. باهری ها و پرویز نیکخواه ها را می توان از جمله معرفی نمود.
انسان هائی که قبل از انقلاب فاجعه باراسلامی می خواستند در چهارچوب قانون حاکم فقط  آزادی بیان و نشر اندیشه خود را داشته باشند ونه بیشتر! اما درسایه استبداد لجام گسیخته  دستگاه سانسور و سرکوب شاه بناچار بسوی مرام های ناخواسته چریکی و کمونیست کشانده شدند.

کپی برداری های کلیشه ای نیروهای سیاسی چپ در قبل از انقلاب اسلامی باعث شد که میدان های وسیعی برای نیروهای مذهبی گشوده گردد و از درون شیشه جادوئی، دیوی بنام خمینی بیرون آمد که تا به امروز اندیشه بجای مانده از او نمی خواهد به درون همان شیشه برگردد.

نیروهای چپ درقبل از انقلاب اسلامی هیچ هشداری به مردم خوش باور مبنی بر شکل گیری حکومت اسلامی در ایران ندادند بلکه خود به همراه آنها به زیر پرچم خمینی رفتند و آن شد که همگان شاهدش هستیم.

برای برون رفت از بحران سیاسی و بن بست کنونی  درکشور ـ دوراهی که خانم الهه بقراط هم اکنون پیش روی مردم ایران می گذارد، بی شک به رفراندم دوازدهم  فروردین پنجاه و هشت، نظام  جمهوری اسلامی آری یانه؟  شباهت یافته است.

چرا تاکنون جمهوری خواهی خالص و عاری از وابستگی به ایدئولوژی ودین به سیاق همه جوامع آزاد  جهان نتوانسته است تا تفکر، شالوده وبنیاد دمکراسی و آزادی را در کنار استقلال ایران پی ریزی نماید ؟

چرا در غیاب خواست اساسی جمهوری خواهی واقعا موجود در جهان فعلی بعنوان آلترناتیو سیاسی درایران ،باردیگر سلطنت طلبی به یک شانس بزرگ برای کسب قدرت سیاسی تبدیل شده است؟

ز چه می ترسید؟! آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟! الاهه بقراط، کیهان لندن
http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134892.php

خانم بقراط در مقاله بسیار روشن خود بطور رسمی اعلام می نمایند، اگرقرار نیست که به نظام پادشاهی دست یابیم پس همان بهتر که جمهوری اسلامی را بپذیریم ـ چون هیچ آلترناتیوی در صحنه سیاسی ایران علیه حکومت اسلامی وجود ندارد.
اگر جمهوری خواهان ایران، توصیه یاد شده خانم بقراط را نپذیرند ـ آنگاه باید مبارزه علیه جمهوری اسلامی را نیز تعطیل نمایند و با نظام حاکم کنونی کنار بیایند!

نیروهائی که بنام اتحاد جمهوری خواهی در سال  (2004)در برلین به میدان آمدند وعاقبت به دنبالچه بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل گردیدند ،آنچنان به آبروی جمهوریت خدشه  وارد آوردند که مرام پادشاهی باردیگر در میان مردم و بخشی از روشنفکران متزلزل جان گرفته است!

در کنار همه اینها طرفداران پادشاهی با اینکه از اندیشه جمهوریت اطلاع درستی دارند اما همواره جمهوری اسلامی را که یک نظام ولایتی هست را بنام  جمهوری واقعی معرفی  نموده اند تا  شیوه حکومتی سطلنتی را به مردم بهتر جا بزنند.

طرفداران بازگشت سلطنت به ایران  دائما می گویند ،چون ایران دوهزار و پانصد  سال پادشاهی داشته است ، پس این نظام با ذائقه ایرانیان کاملا منطبق هست! اما سلطنت طلبان همه حقیقت را بیان نمی کنند!

یکم اینکه ـ در ایران جمهوری بدرستی تجربه نشده است وتنها سایه ای تاریک از جمهوریت بنام جمهوری اسلامی در سی و سه سال گذشته ازایران گذر کرده است.

دوم اینکه ـ درتاریخ ایران دوهزارو پانصد سال سلطنت متداوم هرگز در ایران وجود نداشته است، بلکه بخشی از این دوره طولانی به حکومت اشغاگران تعلق داشته است نه به ایرانیان !

سوم اینکه ـ اگر جمهوری اسلامی که هیچگاه یک جمهوری واقعی نبوده است از همان آغاز به بن بست رسید اما به همان موازات نظام پادشاهی در ایران همواره با خونریزی و جنگ ها وکودتا و توطئه های رنگارنگ همراه بوده است وباره ها ایران را به پرتگاه سوق داده است.

چهارم اینکه ـ بر آمدن جمهوری اسلامی در ایران خود به  کشور داری ناصحیح وناخردمندانه محمد رضاشاه پهلوی گواهی می دهد که باعث شد مردم به سراغ روحانیون برای کشور داری بروند.

این در حالی است که مشکل اساسی نظام فعلی حاکم برایران نه از جمهوریت توخالی برخاسته است بلکه از فقدان اندیشه واقعی جمهوری شکل گرفته و نظام ولایت فقیه بجای جمهوری نشسته است ودر این رهگذر تفکر جمهوری خواهی به زیر سئوال رفته است!

در پایان باید متذکر شد که اگر قرار براین هست که نظام جمهوری به نقد کشیده شود ، بهتر هست با خرد و دانش روز بدان پرداخت ونه با تبلیغات توخالی و پوپولیستی برای نظام پادشاهی تبلیغ نمود.

در همینجا می توان امیدوار بود که مردم ایران برخلاف انقلاب های خاورمیانه به حکومت مختلف بنام اسلام برنخواهد گشت و در عین حال نظام سلطنتی را نیز تجربه کرده است.

مردم ایران فقط نظام دمکراسی پارلمانی را تجربه نکرده است که آنرا در آینده نزدیک با حاکمیت مستقیم مردم لمس خواهند کرد.


آخرین بروز رسانی ( ۰۲ بهمن ۱۳۹۰ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
Mozafaraldin-shah-ghajar.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com