|
روز جهانی کارگر و نمونه های بیکار |
|
|
|
نویسنده فرهنگ ایران
|
|
۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ |
اپوزیسیون ایرانی و سران بیکارشان، اگر تاکنون هیچ سودی برای مردم آخوند گزیده ایران نداشته اند، بی شک درخنده آوردن بر لب های مردمی که دهانشان با سوزن استبداد بخیه شده است، سر آمد همه دلقک های روزگارمی باشند، و چه خنده ای آن هم بر لب های مجروح ملتی که نمی داند باید به حرکات این کودکان مو سفید بخندد، یا بگرید. از شیخ زاده، ابول پرزیدنت مادام العمر! مخترع ولایت جمهور مردم! گرفته، تا شاهزاده بیکار! که در عمرش تاکنون یک روز هم کار نکرده است، و بنا به اعتراف خودش، هنوز هم مخارج زندگی خود و اهل و عیالش را مادر و بستگانش می پردازند.
این هر دو، نماد طبقات همیشه حاکم بر ایران می باشند، ایرانی که در درازای تاریخ پر فراز و نشیب خود یا تازیانه و داغ و درفش این و یا آن، و یا هردو را با هم بر پیکرنحیف خود تحمل کرده است. دو نمونه بارز چپاول دسترنج زحمتکشان، دو نمونه خود کامگی و بیدادگری در تاریخ، دو نمونه مردم فریبی و زیاده گویی، دو نمونه اتلاف وقت و سرگرم کننده مردم در طیف اپوزیسیونی که تنها خود را ملزم به صدور اعلامیه به هر مناسبتی می داند.
شیخ زاده، ابول پرزیدنت، کاشف اقتصاد اسلامی که ایران را به فلاکت انداخت و دست بردار هم نیست، به مناسبت روز جهانی کارگر با بیشرمی از زحمتکشان ایرانی می خواهد که ولایت مطلقه فقیه را با ولایت جمهور مردم! عوض کنند و تنها قلاده ! را به دست دیگری بسپارند..
شاهزاده بیکاران هم ادای سرمایه داران خجلت زده را در می آورد و نیمچه سوسیالیست می شود و بی عدالتی ها را ناشی از بعضی! سوء استفاده های نظام سرمایه داری می شمارد. البته امیدوار است که سر نظام سرمایه داری به معاملات پشت پرده گرم باشد و متوجه این اشتباه لپی ایشان نشود.
هر دو نمونه ، دوران زندگی خود را در خانواده های مرفه گذرانده اند، خانواده هایی که کار و کارگری در آن ها ننگ بشمار می رود و اصولا با کد یمین و عرق جبین! میانه خوبی ندارند و تنها جایی که عرق کرده اند حمام بخار! است، ولی همچنان بی بخار مانده اند. این دو نمونه، نماینده سرمایه داری بی رحم و مروتی هستند که کارگر و زحمتکش را به صورت برده های عصر جدید، رعیت و امت می نگرند. هر دو نمونه، تاکنون نه تاولی به کف دستشان دیده اند و نه شبی را گرسنه به صبح رسانده اند و به خوبی آگاهند که چگونه عوامفریبی می کنند و اشک تمساح برای کارگران و زحمتکشان می ریزند
هر دو این نمونه ها، از ناآگاهی، ساده دلی و احساسات مردم، سوء استفاده می کنند و همواره بر دوش ملت ها سنگینی کرده و هزینه های گزافی به زحمتکشان جامعه تحمیل می کنند. هر دو این نمونه ها، حرف مفت! می زنند، ولی مفتی! حرف نمی زنند. هر دو این نمونه ها عرض خود می برند و زحمت ملت می دارند.
آیا هیچ کارگر و زحمتکشی به شعار های عوام فریبانه و کلیشه ای نمونه ها! که درعمرشان دست به سیاه و سفید نزده اند، گوش فرا خواهد داد؟.
|
|
آخرین بروز رسانی ( ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ )
|