FarhangIran
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگ نخست
در باره ما
پیوند با ما
راهنما
جستجوی پیشرفته
یاد داشت روز
سیاسی-اجتماعی
ترجمه روزنامه ها
تاریخی-فرهنگی
شاهنامه فردوسی
شاهنامه خوانی
زرتشت، اوستا، گاتها
سیمرغ در فرهنگ ایران
جشن های ایرانی
خنیاگری
باغ ایرانی
نام های ایرانی
واژه نامه زبان پارسی
پرسش و پاسخ
یادمان های تاریخی
رو یداد ها
گفتگو ها
طنز
 
 
تازه ترین ها
پر بیننده ترین ها
 
 
 
 
 
 
برگ نخست arrow  سیاسی-اجتماعی arrow جستار های سیاسی- اجتماعی arrow  آینده نه برای اپوزیسیون خواهد شد ونه برای اهالی نظام!
آینده نه برای اپوزیسیون خواهد شد ونه برای اهالی نظام! چاپ ارسال به دوست
نویسنده ناصر مستشار، تحلیلگر سیاسی   
۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱
nasermostasharماجرائی بسیار تلخ  برای سرزمین تاریخی مردم ایران در حال شکل گرفتن هست!نهایت بی تفاوتی سیاسی و بی رمقی نیروهای مبارز  که به مردم نیز سرایت کرده است درمرحله کنونی هیچ آینده ای روشنی را برای مردم ایران به تصویر نمی کشد!
اقرار به بن بست و بلا تکلیفی برای بسیاری از  نیروهای سیاسی  فعال در صحنه ـ عملا سخت شده است! هم آنها ئی که به دنبال اصلاح نظام بودند ،اینک به بن بست رسیده اند و نیز آنهائیکه در راه سرنگونی رژیم تلاش می ورزیدند . اینک جامعه به بی آلترناتیوی مسری مبتلا دچار شده است وبرون از حالت بسیار دشوار بنظر می رسد!

بی اخلاقی ،دروغ و ریاکاری دامان رژیم را به شدت فرا گرفته است!مردم نه رمقی برای حمایت از حکومت در خود دارند ونه انرژی کافی برای راه اندازی آلترناتیو " جامع و مانع" در خود می بینند!

""کلام احمد شاملو  بعنوان شاعر توانا دوره های جنگ جهانی دوم ، کودتای 28 مرداد سال 1332 ، و انقلاب ارتجاعی و اسلامی 1357 که اورا غافلگیر کرد ،در واقع امروز وصف حال ملت ایران است

"مطلب از این قرار است :

چیزی فسرده است و نمی سوزد

امسال

در سینه وتنم""

اگر این ملت تا به حال زنده مانده است ،فقط به هوشیاری تاریخی خود وابسته بوده است ،وگرنه تا کنون  این سرزمین از جغرافیای جهان محو  شده بود!

نه در رفتن حرکت بود

نه در ماندن سکونی.

شاخه ها را از ریشه جدایی نبود

و باد ِ سخن چین

با برگ ها رازی چنان نگفت

که بشاید.

دوشیزه ی عشق ِ من

مادری بیگانه است

و ستاره ی پُرشتاب

در گذرگاهی مأیوس

بر مداری جاودانه می گردد.

 

+ لوح گور_باغ آینه_احمد شاملو

 

براستی چرا ایران  همواره سرزمین قیام های پی در پی اما ناکام بوده است؟

کدام دست های پنهان و آشکار جنبش مردمی سبز را  که می رفت سرنوشت ملت را تغییر دهد ،به بن بست و یا شاید به بن بست کشانیدند؟

همه نیروهائی که طرح تاریخی و سرنوشت ساز انقراض حکومت اسلامی  را شعاری خشونت آمیز به تصویر می کشیدند ،عاقبت آب به آسیاب رژیم ولایت فقیه ریختند و آینده خود را به سیاهی کشاندند!

تکرار شکست انقلاب مشروطیت و 57 در این روزها در برابر چشم همگان رژه می رود!

انروزی که انقلاب مشروطیت می رفت که خاندان قاجار را براندازد اما دست های روحانیت و دربار و نیروهای محافظه کار تلاش ورزیدند تا پسرک دوازده ساله ای را از درون سلسله قاجار  به تخت پادشاهی بنشانند تا استبداد به شکست بی انجامد اما بجای آن هرج و مرج حاکم گردید و  در طول 10 سال دوره مشروطیت ـ سی و شش دولت بر سرکار آمدند و هیچ اصلاح سیاسی و اقتصادی به انجام نرسید و فقط دمکراسی پارلمانی تمرین گردید!

در این روزها نیز تلاش می شود تا از نوادگان خمینی را به مقام ریاست جمهوری برسانند تا اوضاع آرام گیرد!

اما همگان بخوبی می دانند که رژیم ولایت فقیه هیچگاه یک نظام بر محور جمهوریت نبوده است که باتغییر رئیس جمهور ـ همه مشکلات مرتفع گردد!

تعین کننده اساسی سرنوشت کشور برابر قانون اساسی بر عهده ولی فقیه گذاشته است و کشف ولی فقیه مصلح نیز به داد مردم نخواهد نرسید،چون استبداد برابر قانون اساسی به قانونیت رسیده است!

"وزیر امور خارجه انگلیس،در خاطرات خود در باره کودتای ننگین 28 مرداد،نظر خود را در باره موضع رسمی بریتانیا چنین شرح داده است "هیچگاه عده ای تا به این حد قلیل ،باچنین حماقت وسرعتی ،این همه بازنده نبوده اند" اما در جای دیگرمیگوید "وقتی خبر پیروزی کودتا بدستم رسید، درکشتی تفریحی بودم،بعد ازمدتها آنشب راحت خوابیدم!!!در همین چند سطر کوتاه از جانب ممالک در گیردر قضیه ملی شدن نفت؛ میتوان به عمق آن نهضت پی برد! همه این گفته ها بعد از کودتای 28 مرداد 1332 تحریر شده است.اساساًتاریخ یک ملت را، سه عامل تشکیل میدهد، گذشته،حال وآینده مشترک !!در درون این سه عامل، پیروزیهاو شکستهای پیوسته درهم تنیده شده اند.نمی توان هیچیک از اجزای آنرا تفکیک وبه فراموشی سپرد،بلکه در راه اعتلای آینده ازدرسهای گذشته باید سود جوست،اما اگر فقط در اندیشه گذشته غوطه ور بمانیم، دو موئلفه، حال وآینده را که پیشرفت و ترقی میهنمان بدان گره خورده است را از دست می دهیم. فرزندان میهن ما به آینده چشم دوخته اند،برای برون رفت از وضعیت ناگوار کنونی،ناچاریم، دست آشتی به یکدیگربدهیم،چراکه عقل و منطق چنین حکم میکند.در این راستاملت های متمدن عصر حاضرسرمشق خوبی هستند که از آن میتوانیم بهره مند شویم. شصت سا ل از پایان جنگ جهانی دوم که چهل سا ل جنگ سرد را در پی داشت، که بخش اعظم آن دراروپا به وقوع پیوست، میگذرد.آنهابی آنکه گذشته را فراموش نمایند،در قسمت غربی وشرقی اروپا، اتحادیه ای بوجود اورده اند، که درنوع خود بی نظیر میباشد.حکومت اسلامی ایران همواره،یکی از دلایل تیره گی رابطه خود با امریکارا کودتای ضد ملی 28 مرداد1332 عنوان کرده است.اگردر ادعای خویش صادق بوده باشد،که نگارنده سطورفوق آنرابعید میداند«بالاخره وزیرامورخارجه دولت بیل کلینتون ازحکومت اسلامی پوزش طلبید واجرای کودتا 28 مردادرا ازطرف امریکااشتباه خواند.در عین حال، آن معذرت خواهی باعث بهبود دو کشور نگردید. پس مشکل درکجاست؟ پاسخ بسیارروشن است! 1-اولاً رهبران اسلامی باید قدرشناس کودتای انگلیسی وامریکائی28مردادباید باشند،چراکه اساساًحکومت اسلامی نتیجه شکست دولت ملی دکتر مصدق می باشد«که اخیراًبیل کلیینتون چنین اظهارنموده است« 2-دوماً برابراسناد ومدارک مستدل، نیروهای اسلامی همچون فدائیان اسلام که مقلد خمینی بودند، در کنار آیت الله کاشانی و بهبهانی و در همراهی حسن آیت ها وفلسفی هاودیگر مرتجعین، علیه دولت ملی مصدق توطئه چینی مینمودند ودر نهایت باعث سرنگونی دولت وی در28 مرداد 1332شدند . 3-سوماً بیشترین توهین به ملیون ورهبری آن، دکتر محمد مصدق ازجانب شخص خمینی بعمل آمد، که روی محمد رضا پهلوی را سفید نمود.«جمله معروف خمینی این بود،هرچه ما میکشیم،ازملیون است«این درست خواست انگلیس بود.! 4-چهارماً بعد از روی کار آمدن ملایان،مردم خیابانهائی را در شهرهای مختلف ایران ،به نام مصدق نامگذاری نمودند، که بلافاصله ارتجاعیون مذهبی آنها را تغییر دادند 5- درعرض این 26سا ل حکومت اسلامی هیچگاه از جانب اصلاح طلبان هم، برای شخصیت دکتر محمد مصدق یک گرد همائی یا مجلس تقدیر بعمل نیامده است،بلکه اجتماع سالانه بر مزارآن شادروان با ضرب وشتم وتهدید برپاشده است. اینک میرسیم به این سئوال کلیدی،که چرا حاکمان اسلامی برای کودتای انگیسی وامریکائی28مرداد اشک تمساح میریزند؟ پاسخ بسیار روشن است که به اختصار آنرا بررسی می نمایم. الف-رژیم سعی دارد درعرصه داخلی خود را طلایه دار مبارزات ملی جا بزند،بدون آنکه نامی از رهبری آن ببرد. ب-ازجانب دیگردر عرصه خارجی از آن مستمسکی ساخته است تا علیه امریکا سود جوید،تا امریکادراذهان عمومی ودر میان نیروهای سیاسی مخالف حکومت،بدنام وضددمکرات معرفی گردد.هرباراین رژیم خواسته است که مخالفین خود را ضد ملی جلوه دهد ،آنها رامتحد کودتا گران،28 مردادی مینامد.این درحالیست که مردم جان به لب رسیده از دست ملایان،آماده استقبال ازنیروهای نظامی امریکا برای درهم شکستن حکومت اسلامی در خاک میهنمان ایران شده اند پ-با زنده نگه داشتن واقعه کودتا28 مرداد،سعی دارد در میان گروههای سیاسی مخالف خویش بحث پیرامون آن را تشدید نماید ،تا انرژی اصلی مخالفین صرف آن گردد وخودش رادر سایه نگه دارد واز همین رو مبارزه با او کاملاً فرعی گردد. ت-رژیم با «فقط« امریکائی جلوه دادن کودتای 28مرداد،سعی مینماید تا چهره کریه استعمار،کهنه کارانگلیس را مخفی نماید .این درحالیست که نهضت ملی نفت ایران ،منافع حیاتی واقتصادی انگلیس رابه خطر می انداخت.که به اختصار بررسی می نمایم. 1- مقامات انگلیسی، پروژه ملی کردن نفت تو سط مصدق را نوعی خلع ید امپراتوری ازبزگترین دارائی خود وتوهینی ملی به شمار می آوردند. استدلال آنهااین بود که عدم دسترسی به نفت ارزان ایران،براقتصاد بریتانیا تاثیراتی جدی در شرایط بد سالهای بعد از جنگ جهانی دوم برجای خواهد گذاشت. 2- یکی از امیدهای مصدق در کشمکشی که به نظر میرسید مرتباًاوج میگرفت متزلزل کردن امریکادر حمایت از متحد خود بریتانیا بود. اما استعمار کهنه کاربه امریکا تلقین میکرد که مصدق به زندانی حزب توده تبدیل شده است و از دست رفتن امتیازنفت ،غلبه کمونیستها رابر ایران تسهیل خواهد کرد.قدرت گیری شوروی درهمسایگی ایران را نیز گوشزد مینمود . 3- رواج این دیدگاه در واشنگتن ،همراه با وفاداری به پیمان ناتو ،باعث شدکه امریکا برای سرنگونی دولت ملی مصدق به بریتانیا وسلطنت طلبان ایران بپیوندد. 4- باتمام دلایل فوق، فراهم کننده وطراح کودتای 28مرداد انگلیس بود که اجرای آنرا به عهده امریکا قرار دادند،البته این از تقصیرامریکا نمی کاهد .به همین جهت امریکا همواره از ملت ایران معذرت خواهی نموده است،اما ازجانب انگلیس هیچگاه این عمل انجام نگرفته است؟ 5- قبل ازسال 1330 امریکا در نزد جهانیان وایرانیان از محبو بیت نسبی خاصی برخوردار بود.،ازآنجمله میتوان مخالفت با قرارداد1919 وثوق الدوله وخدمات مورگان شوستر هنوز خاطره خوبی از خود بجا گذاشته بود،بد ین منظور مصدق جهت جلب حمایت وتقاضای مختصری وام راهی امریکا شد ،که از جانب حزب توده بسیار غلط برداشت گردید. 6- با چنین زمینه های یاد شده، انگلیس،قدرت نو ظهور بعد از جنگ جهانی دوم ،یعنی امریکا را آماده نمود تا اولین کودتای خودرا بیازموید،که در وهله اول چهره امریکا آشکار گردید . این بد نامی در سفر نیکسون و واقعه 16 آذر به اوج خود رسید .از آن پس در تضاد آزادی با استبداد ،امریکا همواره از جبهه مستبدین حما یت کرده است. 7- در حال حاضرمواضع امریکاجهت دستیابی به منافع اقتصادی وژئوپلتیک منطقه خاورمیانه تغییریافته است.دراین راستا، آمادگی خود راجهت آزادی میهنمان از چنگال ملایان وحمایت ازاپوزوسیون به کرات اعلام داشته است، که ازگزینه حمله نظامی به مراتب بهتر است. حال این وظیفه آزاد یخواهان دمکرات است تابه شرایط پیچده وسرنوشت ساز پاسخی مناسب دهند.ارزیابی شرایط ویژه از بحران فعلی وبرون رفت از آن برعهده همه نیروهای صدیق ودمکرات است.هیچ نیروئی اجازه ندارد ،خودسرانه با این امر مهم، غیر مسئولانه تصمیم بگیرد .نیازبه تشکیل یک گنگره ملی وآزادیبخش برای رهائی میهنمان از چنگال جنگ طلبان هر چه بیشتر احساس میشود .در برپائی آن درنگ جایزنیست پیروزی از اتحاد ملی حاصل میشود.! فراموش نگردد که تشکیل هر گونه ائتلاف؛جبهه؛نیروها باید از میان طبقات مردم بجوشد وگرنه هیچ آینده موفقیت آمیزی رادر چشم انداز نخواهد داشت .اعتقاد واقعی به مردم را باید هم در نظریه وهم در عمل سیاسی از خود بروز دهیم.مذاکره بعضی رهبران گروهای سیاسی پشت درهای بسته همچون گذشته هیچ پیروزی در برنخواهد داشت. نمونه اخیراین گونه حرکات در برلین میان بعضی از فعالین سیاسی انجام گرفته است!! اگر گذ شته راچراغ راه آینده سازیم، مطمئناًبرای گرد آوری تجربیات، راهی بس طولانی پیش روی نخواهیم داشت. چنانچه اولویتها رادرنظر بگیریم ،و با مسائل حاد جاری میهنمان در دراز مدت دست وپنجه نرم کنیم ،متوجه میشویم که مصالح آتی ملی ما در گرو تصمیم گیری خردمندانه وبدور از احساسات گره خورده است آینده ازآن همه آزادیخواهانست اما رژیم اسلامی حاکم بر ایران بانیرنگ های فراوان در صدد است تا نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق را هم ؛؛ملا خور؛؛ نماید وخود را ادامه دهنده واقعی شیوه سیاسی دکتر مصدق نشان دهد!!در حالی که آن شادروان یک شخصیت نابغه سیاسی بوده است.ایشان بر مبارزه سیاسی ودیپلماسی جهانی کاملا اشراف شفافی داشتند وهیچگاه میهن را بازیچه خواست های مغرورانه خویش نمی نمودند .دکتر مصدق مذاکره با دوست ودشمن را چنان تنظیم می نمودند که قاطبه اصلی کشور از آن سود بجوید در حالی که ملایان از مذ اکره وروابط پنهانی فقط برای سودجوئی وتقویت ادامه حکومت خود را در سر می پرورانند.در این زمینه باید بسیار هوشیار باشیم تا رژِیم ازآن حرکت ملی برای خود میدان سیاسی جدیدی افتتاح ننماید!! مخالفان مصدق اولین مخالفان مصدق وابستگان شرکت نفت ایران و انگلیس و هواداران سیاست بریتانیا در ایران بودند. این گروه در بخش‌های مختلف اجتماع فعال بودند. برخی از نمایندگان دوره 17 به ویژه در مجلس با دکتر مصدق آشکار و پنهان مخلفت می‌کردند. دستگاه مطبوعاتی وابسته به شرکت نفت ایران و انگلیس هم با نوشتن مقاله و پخش اخبار و دامن زدن به شایعات نقش خود را ایفا می‌کردند. در ا یران دور ان کودتای ۲۸ مرداد، قبل و بعد از جنگ دوم جها نی، سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا، به ریاست شاپور ریپورتر که به عنوان رئیس (بعد از جنگ دوم جها نی) شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ا یران اقامت داشت بر حوادث مهمی تأثیر نهاده و نقش اصلی و تعیین کننده داشت. در رأس عملیات انتشاراتی و دروغ‌پراکنی انگلیسی‌ها در ایران دکتر زنر از نزدیکان خانم لمبتون قرارداشت که به‌ویژه برای همکاری با "شرکت نفت ایران و انگلیس" از سوی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا به ایران اعزام شده بود. گروه دیگر درباریان و وابستگانشان بودند. اشرف پهلوی و شاهپور علیرضا از فعال‌ترین درباریان مخالف مصدق شدند. در کمتر از پنج سال میان تشکیل "جبهه ملی ایران" و کودتای ۲۸ مرداد، اختلافهای بسیاری میان مصدق و نزدیکانش ایجاد شد و درگیریهای مصدق با یاران سابقش، سرنگونی دولت او را تسهیل کرد. اگرچه محمدرضا شاه نیز خواهان برکناری مصدق بود، اما به نظر می‌‌رسد ترس او از عواقب احتمالی شکست در برابر نخست وزیر مردمی، توان مقابله را تا حد بسیاری از او گرفته بود. در آغاز سال ۱۳۳۱، قوام السلطنه به ایران بازگشت و حمایت بریتانیا و نزدیکان شاه، بخصوص خواهرش اشرف از قوام، با مشکلات مصدق با مجلس شورای ملی و رئیس وقت مجلس، حسن امامی همراه شد. با شدت گرفتن مخالفتها، مصدق در روز ۲۵ تیر ۱۳۳۱ داوطلبانه از قدرت کناره گرفت اما حمایت بی سابقه مردم از مصدق، ظرف چند روز قوام و شاهیان را وادار به عقب نشینی کرد و بازگشت مصدق به قدرت در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با سختگیری بیشتر او و اصرارش بر کسب اختیارات بیشتر همراه شد. از این تاریخ به بعد، اختلاف مصدق با نزدیکانش بتدریج بالا گرفت و اشخاصی چون مظفر بقایی، آیت الله کاشانی، حسین مکی و ابوالحسن حائری زاده به صف منتقدان نخست وزیر پیوستند. برخی از روحانیان نیز که یا وابسته به سیاست بریتانیا و یا طرفدار دربار بودند در مقابله با مصدق فعالیت می‌کردند. آیت‌الله کاشانی که در آغاز همراه مصدق بود بعد از رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ همراه با دکتر مظفر بقائی و حسین مکی و حائری‌زاده به مخالفان او پیوست. در رویداد ۹ اسفند مشخصا روحانیونی مانند کاشانی و بهبهانی در توطئه کشتن مصدق شرکت داشتند که با هوشیاری مصدق به هدف خود نرسیدند. عده‌ای از افسران بازنشسته ارتش و ژاندارمری با تشویق و تحریک و تطمیع دربار به صف مخالفان پیوستند. توطئه ربودن و شکنجه و کشتن سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی، با همکاری برخی از این افسران و سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا انجام گرفت. شکاف جبران ناپذیر در جبهه حامیان مصدق، به هر دلیلی که پیش آمده بود، آتشی بود که دود آن اندکی بعد به چشم هر دو طرف رفت؛ پایان دولت مصدق و آغاز اختناق سیاسی نزدیک بود ۲۸ مرداد طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند. حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستان‌ها کرد. عوامل بریتانیا و امریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیس‌جمهور شدن مصدق پرداختند. مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران می‌دانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد. از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند. از اینکه هسته ابتدایی را چه کسانی تشکیل می‌‌دادند، روایتهای متعددی شده است اما به نظر می‌‌رسد پولی که کارگزاران بریتانیا، بویژه برادران رشیدیان و نمایندگان سازمان اطلاعات امریکا (سیا) برای بسیج افراد و گروههای آشوب طلب پرداخت کرده بودند، نقشی بسزا در شروع حرکت داشته است. بسیاری از غوغاگران پس از کودتای ناموفق ۲۵ مرداد و فرار شاه از ایران، انگشت اتهام را بسوی مصدق گرفته بودند. برای "شاهدوستان"، رانده شدن شاه از کشور دستاویزی بود تا با کمک آن به مقابله با دولت بپردازند و عامل تعیین کننده دیگر پولی بود که امریکاییها برای تبلیغ علیه مصدق و مسموم کردن جو جامعه، در روزها و چند ماه منتهی به کودتا در ایران خرج کرده بودند. با شروع تظاهرات، گروههایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند. اسناد منتشر شده در امریکا نشان می‌‌دهد که در همین زمان، بیشتر مقامهای ارشد نظامی و حتی خود فضل الله زاهدی مخفی شده یا به امریکاییها پناه برده بودند. چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانکها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند. در این میان، دفتر حزب توده نیز از یورش "شاهدوستان" و "کمونیسم ستیزان" در امان نماند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند. روایتهای متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شده است: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیمگیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونه‌هایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد. عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار "جاوید شاه" بود. تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند. دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند. سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران امریکائی مخفی بود از مخفیگاه به در آمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند. نه مصدق، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتا" را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد. عامل اصلی کودتای 28 مرداد 1332، در ساعت 6 صبح 28 مرداد 1385 در لس آنجلس مرد. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ که آلزایمر شدید داشته و مدت طولانی نیز به بیماری های قلبی عروقی و بیماری های مزمن ناشی از خوردن زیاد کله پاچه دچار شده بود ، صبح روز 28 مرداد 1385 به وقت آمریکا مرد. بنا به این گزارش، شعبان بی مخ، پس از پیروزی انقلاب و فرار از ایران، مدتی در اسرائیل و سپس در آلمان و این اواخر در آمریکا زندگی می کرد. چندی پیش نیز کتاب خاطرات شعبان منتشر شد که به عقیده مورخان، سرشار از اکاذیب و اتهامات او به مبارزان و مخالفان شاه بود. گفتنی است شعبان جعفری، جزو محکومان به اعدام پس از پیروزی انقلاب بود که با فرار از ایران امکان محاکمه و رسیدگی به خدمات! او به دربار پهلوی پدید نیامد. بنا بر شنیده ها، شعبان جعفری در یک آپارتمان کوچک و با ماهی صد دلار و در نهایت ادعای شاه دوستی! زندگی می کرد.
آخرین بروز رسانی ( ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ )
 
 

دریافت آگاهی نامه

نشانی ایمیل شما:  
دریافت آگاهی نامه بیرون رفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشارات فرهنگ ایران
انتشارات فرهنگ ایران
گاهنامه فرهنگی
گاهنامه فرهنگی
گروه فرهنگ ایران
FaceBookFarhangiran
شاهنامه فردوسی
shahnameh
پرچم های ایران
mohamad_shah.jpg
پوشاک زنان ایرانی
جنگ ابزار های ارتش ایران
RSS های فرهنگ ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Untitled Document
                              

Copyright © 2004, All rights reserved. Created by The Iranian cultural foundation
E-mail: webmaster[at]farhangiran.com